​معاون بین‌الملل بنیاد سعدی با رییس موسسه گوته دیدار کرد/ ایران در صدر ترجمه‌کنندگان ادبیات معاصر آلمان قرار دارد

Published by:

​معاون بین‌الملل بنیاد سعدی با رییس موسسه گوته دیدار کرد/ ایران در صدر ترجمه‌کنندگان ادبیات معاصر آلمان قرار دارد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، سیدمحمدرضا دربندی، که در راستای بررسی وضعیت زبان فارسی در مراکز آموزشی خارج از کشور، به کشور آلمان سفر کرده بود، با «کلاوس دیتر لِمان» رییس موسسه گوته دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدارکه با حضور خانم «پیا انتنمان»، مشاور ویژه موسسه گوته و عبدالله نکونام، سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در مونیخ، در موسسه گوته، انجام شد، دیترلمان، درباره فعالیت‌هایشان در امر آموزش زبان آلمانی در ایران گفت: اگرچه در سال‌های خیلی قبل، روابط سیاسی ما با ایران خوب نبود، اما فعالیت‌های فرهنگی خودمان را تعطیل نکردیم.

وی افزود: ایران در صدر کشورهایی است که ادبیات معاصر ما را ترجمه و منتشر می‌کند و ما در سال ۲۰۰۳، مدال گوته را به آقای حسینی‌زاد، مترجم ادبیات معاصر آلمان تقدیم کردیم.

دیترلِمان در خصوص منابع بودجه مؤسسه گوته، گفت: گوته، یک مؤسسه عمومی است ولی از بودجه وزارت امورخارجه استفاده می‌کند. البته با وجود استفاده از بودجه دولتی، در طراحی و برنامه‌ریزی دروس، به صورت مستقل عمل می‌کنیم.

رییس موسسه گوته، ادامه داد: در واقع اهداف، در شورای عالی که مسئولان دولتی هستند، تدوین می‌شود و برنامه‌ریزی و اجرا، به عهده خودمان است. جلسات شورای عالی گوته نیز با عضویت چند وزیر، چهار بار در سال تشکیل می‌شود.

موسسه گوته ۱۵۸ نمایندگی، دو هزار کارمند و آموزش سالانه 300 هزار نفر

دیترلِمان خاطر نشان کرد موسسه گوته ۱۵۸ نمایندگی در خارج از کشور و ۱۲ دفتر در داخل آلمان دارد و در کل جهان بیش از دو هزار نفر کارمند داریم و تقریباً در هر سال، حدود ۳۰۰ هزار نفر زیر نظر نمایندگی‌های ما آموزش می‌بینند. معلم‌ها نیز بومی و غیربومی هستند و بستگی به نیروهای موجود در یک کشور دارد. بدیهی است در صورت وجود معلم بومی مناسب، ما از اعزام استقبال نمی‌کنیم.

وی منابع آموزش زبان را کتاب‌هایی بر اساس چارچوب مرجع اروپا عنوان کرد و گفت: کتاب‌های ما برای کشورها و سنین مختلف متفاوت نیست و تنها از یک نوع کتاب استفاده می‌کنیم. درباره سؤالات امتحانی نیز اگر چه ما آلمانی‌ها اصولاً تمرکزگرا نیستیم، ولی در آموزش زبان شدیداً تمرکزگرا هستیم، بنابراین سؤالات به صورت متمرکز تهیه می‌شوند.

 
۷۰ درصد بودجه موسسه گوته از وزارت خارجه آلمان تأمین می‌شود

وی با اشاره به اینکه نمایندگان موسسه گوته در هر کشور مستقل هستند و زیر نظر سفارت فعالیت نمی‌کنند، گفت: درست است که حدود ۷۰ درصد بودجه ما از وزارت امور خارجه و ۳۰ درصد از طریق شهریه تأمین می‌شود، اما در نمایندگی‌ها به صورت مستقل عمل می‌کنیم.

معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی نیز در این ملاقات، ضمن معرفی فعالیت‌های بنیاد سعدی و شباهت زیاد برنامه‌های این بنیاد با فعالیت‌های مؤسسه گوته، از نوع همکاری‌های مشترک سخن گفت.

مؤسسه گوته در سال ۱۹۵۱- شش سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم- توسط تعدادی از معلمان در شهر مونیخ تأسیس شده است. اهمیت گسترش زبان و فرهنگ آلمانی در جهان به این منجر شده است که در دهه اول پس از جنگ (دهه بازسازی) این موضوع در اولویت قرار گیرد. ساختمان مرکزی گوته نیز در شهر مونیخ قرار دارد. این ساختمان دارای ۴۰۰ اتاق و تقریباً ۴۰۰ کارمند است که در بخش ستادی فعالیت می‌کنند.

​معاون بین‌الملل بنیاد سعدی با رییس موسسه گوته دیدار کرد/ ایران در صدر ترجمه‌کنندگان ادبیات معاصر آلمان قرار دارد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، سیدمحمدرضا دربندی، که در راستای بررسی وضعیت زبان فارسی در مراکز آموزشی خارج از کشور، به کشور آلمان سفر کرده بود، با «کلاوس دیتر لِمان» رییس موسسه گوته دیدار و گفت‌وگو کرد.

در این دیدارکه با حضور خانم «پیا انتنمان»، مشاور ویژه موسسه گوته و عبدالله نکونام، سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در مونیخ، در موسسه گوته، انجام شد، دیترلمان، درباره فعالیت‌هایشان در امر آموزش زبان آلمانی در ایران گفت: اگرچه در سال‌های خیلی قبل، روابط سیاسی ما با ایران خوب نبود، اما فعالیت‌های فرهنگی خودمان را تعطیل نکردیم.

وی افزود: ایران در صدر کشورهایی است که ادبیات معاصر ما را ترجمه و منتشر می‌کند و ما در سال ۲۰۰۳، مدال گوته را به آقای حسینی‌زاد، مترجم ادبیات معاصر آلمان تقدیم کردیم.

دیترلِمان در خصوص منابع بودجه مؤسسه گوته، گفت: گوته، یک مؤسسه عمومی است ولی از بودجه وزارت امورخارجه استفاده می‌کند. البته با وجود استفاده از بودجه دولتی، در طراحی و برنامه‌ریزی دروس، به صورت مستقل عمل می‌کنیم.

رییس موسسه گوته، ادامه داد: در واقع اهداف، در شورای عالی که مسئولان دولتی هستند، تدوین می‌شود و برنامه‌ریزی و اجرا، به عهده خودمان است. جلسات شورای عالی گوته نیز با عضویت چند وزیر، چهار بار در سال تشکیل می‌شود.

موسسه گوته ۱۵۸ نمایندگی، دو هزار کارمند و آموزش سالانه 300 هزار نفر

دیترلِمان خاطر نشان کرد موسسه گوته ۱۵۸ نمایندگی در خارج از کشور و ۱۲ دفتر در داخل آلمان دارد و در کل جهان بیش از دو هزار نفر کارمند داریم و تقریباً در هر سال، حدود ۳۰۰ هزار نفر زیر نظر نمایندگی‌های ما آموزش می‌بینند. معلم‌ها نیز بومی و غیربومی هستند و بستگی به نیروهای موجود در یک کشور دارد. بدیهی است در صورت وجود معلم بومی مناسب، ما از اعزام استقبال نمی‌کنیم.

وی منابع آموزش زبان را کتاب‌هایی بر اساس چارچوب مرجع اروپا عنوان کرد و گفت: کتاب‌های ما برای کشورها و سنین مختلف متفاوت نیست و تنها از یک نوع کتاب استفاده می‌کنیم. درباره سؤالات امتحانی نیز اگر چه ما آلمانی‌ها اصولاً تمرکزگرا نیستیم، ولی در آموزش زبان شدیداً تمرکزگرا هستیم، بنابراین سؤالات به صورت متمرکز تهیه می‌شوند.

 
۷۰ درصد بودجه موسسه گوته از وزارت خارجه آلمان تأمین می‌شود

وی با اشاره به اینکه نمایندگان موسسه گوته در هر کشور مستقل هستند و زیر نظر سفارت فعالیت نمی‌کنند، گفت: درست است که حدود ۷۰ درصد بودجه ما از وزارت امور خارجه و ۳۰ درصد از طریق شهریه تأمین می‌شود، اما در نمایندگی‌ها به صورت مستقل عمل می‌کنیم.

معاون امور بین‌الملل بنیاد سعدی نیز در این ملاقات، ضمن معرفی فعالیت‌های بنیاد سعدی و شباهت زیاد برنامه‌های این بنیاد با فعالیت‌های مؤسسه گوته، از نوع همکاری‌های مشترک سخن گفت.

مؤسسه گوته در سال ۱۹۵۱- شش سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم- توسط تعدادی از معلمان در شهر مونیخ تأسیس شده است. اهمیت گسترش زبان و فرهنگ آلمانی در جهان به این منجر شده است که در دهه اول پس از جنگ (دهه بازسازی) این موضوع در اولویت قرار گیرد. ساختمان مرکزی گوته نیز در شهر مونیخ قرار دارد. این ساختمان دارای ۴۰۰ اتاق و تقریباً ۴۰۰ کارمند است که در بخش ستادی فعالیت می‌کنند.

​معاون بین‌الملل بنیاد سعدی با رییس موسسه گوته دیدار کرد/ ایران در صدر ترجمه‌کنندگان ادبیات معاصر آلمان قرار دارد

دانلود سرا

دانلود کتاب دانش و خرد فردوسی

Published by:

دانلود کتاب دانش و خرد فردوسی
توضیحات :  شاهنامه فردوسی که حماسه ایرانیان را روایت می کند، تبدیل به عرصه ای برای بزرگداشت آیین ایرانی و بیان اندیشه های متعالی این سخن سرای بزرگ گشته است. دکتر محمود شفیعی (۱۲۹۳-۱۳۷۲) ادیب، پژوهش گر و استاد زبان و ادبیات فارسی در تالیف کتاب پیش رو کوشیده است اندیشه های علمی و معنوی […]

دانلود کتاب دانش و خرد فردوسی

توضیحات :  شاهنامه فردوسی که حماسه ایرانیان را روایت می کند، تبدیل به عرصه ای برای بزرگداشت آیین ایرانی و بیان اندیشه های متعالی این سخن سرای بزرگ گشته است. دکتر محمود شفیعی (۱۲۹۳-۱۳۷۲) ادیب، پژوهش گر و استاد زبان و ادبیات فارسی در تالیف کتاب پیش رو کوشیده است اندیشه های علمی و معنوی […]
دانلود کتاب دانش و خرد فردوسی

پرس نیوز

آقایانی‌چاوشی: نظام آموزشی ما دچار رکود فکری است/ حافظه محوری و مدرک‌گرایی؛ نتیجه تقلید نیمه‌کاره از نظام‌ آموزشی غرب

Published by:

آقایانی‌چاوشی: نظام آموزشی ما دچار رکود فکری است/ حافظه محوری و مدرک‌گرایی؛ نتیجه تقلید نیمه‌کاره از نظام‌ آموزشی غرب

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- بی تحرک در تولید علم، فرار مغزها و مدرک‌گرایی از جمله مباحث چالش‌برانگیز امروز کشورند که باید به‌طور عمیق از سوی صاحب نظران نقد و واکاوی شود، تا روشن شود در عرصه علمی در کدام جایگاه در جهان قرار گرفته‌ایم و در آینده به‌کجا می‌رویم. آیا در این جهان پرتلاطم زر و زور و بی‌بهره از معنویات حرفی برای گفتن داریم؛ یعنی توانسته‌ایم به نوعی خودباوری در شخصیت، خودکفائی در اقتصاد و بهره‌گیری از علم برسیم و اگر به‌این اهداف نرسیده‌ایم چه عواملی سر راه ما بوده است و راهکارهای عبور از این موانع کدامند. درباره این موضوع با دکتر جعفر آقایانی‌چاوشی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف به بحث نشسته‌ایم.  
     
چرا پس از گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی هنوز به تولید علم و تفکر خلاق و به تبع آن کتاب‌های علمی دست اول در دانشگاه‌هایمان به حد مطلوب دست نیافته‌ایم؟
برای پاسخ دادن به‌این پرسش بهتر است بحث را به‌صورت تحلیلی شروع کنیم. نخست بدانیم که مراد از تولید علم چیست؟ و آنگاه ببینیم که چنین چیزی در کشور وجود دارد یا نه و اگر وجود ندارد اشکال کار در کجاست؟
 
ما وقتی که از تولید علم صحبت می‌کنیم باید مصداق خارجی آن را هم نشان دهیم. اروپاییان هنگامی که از تولید علم خود صحبت می‌کنند به اختراعات و اکتشافاتشان اشاره دارند و اینکه آثار دانشمندانشان در ممالک دیگر تدریس می‌شود. ما در مقابل آن‌ها چه ادعایی می‌توانیم بکنیم. نه تنها کتاب‌ها و آثار علمی هیچ یک از دانشمندان ما در دانشگاه‌های غربی تدریس نمی‌شوند، بلکه برعکس دانشگاه‌های ما آکنده از آثار اندیشمندان غربی است که به‌عنوان مواد درسی چه در علوم دقیقه و چه در علوم انسانی تدریس می‌شود. در علوم دقیقه، مانند ریاضیات و فیزیک که نیازی به‌تذکر نیست، چیزی که عیان است چه حاجب به‌بیان است.
 
در علوم انسانی همانند علوم‌اجتماعی، فلسفه و روانشناسی نیز آثار ماکس وبر، ویتگنشتاین، هگل، هایدگر، دورکیم، پوپر و غیره هنوز در دانشگاه‌های ایران تدریس می‌شود؛ بنابراین ما هنوز از فرهنگ غربی تغذیه می‌کنیم که البته فرهنگ نابی نیست.
 
باید در اینجا این مطلب را هم اضافه کنم که محتوای بعضی از این کتاب‌ها حتی با اصول  دینی و اخلاقی ما در تضاد کاملند. مثلاً دورکیم کتابی تحت عنوان «خودکشی» دارد که در آن انواع مختلف خودکشی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در این کتاب عملیات استشهادی از نوع عملیات شهید نوجوان حسین فهمیده که در جنگ تحمیلی حماسه آفرید نیز جزو خودکشی قرار می‌گیرد. حال آن که خودکشی در دین مبین اسلام جزو گناهان کبیره است.
 
یا آثار کارل پوپر که مروج شکاکیت و نسبی‌گرایی معرفتی است جزو دروس دانشگاهی است. پوپر کسی است که با مطلق اعتقاد، مساله دارد. او نه تنها یقین حقیقی و عینی را بی‌معنی می‌شمارد، بلکه یقین علمی را هم انکار می‌کند؛ بنابراین مشاهده می‌کنید که ما نه تنها  هیچ علمی به کشورهای غربی صادر نکرده‌ایم بلکه همچنان ریزه‌خوار علم و فرهنگ کشورهای غربی باقی مانده‌ایم.
 
حال ممکن است بگویید که ما گام‌های اولیه را در تولید علم برداشته‌ایم و بنابراین نباید توقع زیادی هم داشته باشیم. این حرف شما در صورتی درست است که در مجموع به نوعی  از خود باوری علمی رسیده باشیم و گام به گام به پیش برویم. در حالی که چنین وضعیتی نداریم یعنی اگر در زمینه‌ای پیشرفت داشته‌ایم در زمینه‌های دیگر یا درجا زده‌ایم و یا عقب‌گرد کرده‌ایم. مثلاً اگر در این سال‌ها در همه زمینه‌ها پیشرفت‌های علمی داشتیم می‌توانستیم علم را به ثروت تبدیل کنیم و لااقل از یک رونق اقتصادی برخوردار باشیم. در صورتی که آمار منتشر شده گواه بر این حقیقت است که واردات ما هنوز بیش از صادراتمان است؛ یعنی، با اینکه در کشوری غنی از لحاظ معادن و غیره زندگی می‌کنیم هنوز به خود کفائی اقتصادی نرسیده‌ایم و با فروش موادخام خود همچنان جیب سرمایه‌داران غربی را پر می‌کنم بدون آنکه به آینده کشور بیندیشیم.
 
بگذارید یک مثال عینی بزنم تا مقصودم بهتر تفهیم شود. در این زمان بر اثر دسیسه‌های دشمنان قیمت نفت به‌شدت کاهش یافته است. اگر ما صنایع پیشرفته نفتی داشتیم نیازی به فروش  طلای سیاه خود به‌صورت خام نداشتیم بلکه می‌توانستیم از آن در صنعت پتروشیمی بهره ببریم و آنگاه محصولات این صنعت را به‌بازار جهانی عرضه کنیم. در این صورت هم علم در کشور توسعه می‌یافت و هم اقتصادمان سروسامان می‌گرفت. البته باید اعتراف کرد که در صنایع دفاعی و هسته‌ای پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم و به‌نتایج خوبی هم رسیده‌ایم اما این پیشرفت‌ها در یک کشور هشتاد میلیونی که اکثر آنان هم جوانند کافی نیست. افزون بر اینکه صنایع مذکور را مدیون نهادهای علمی خود جوش و انقلابی هستیم که ارتباط چندانی با دانشگاه‌های ما ندارند و اگر هم ارتباطی دارند مستقل از دانشگاه‌ها عمل می‌کنند.
 
درباره مشکل صادرات نفت صحبت کردید، آیا با مشکلات دیگری نظیر آن مواجه نیستیم؟
چرا مشکلات ما متأسفانه یکی و دوتا نیست. هنوز پس از چندین سال نتوانستیم راه‌حلی برای ریزگردها داشته باشیم که روزها بلکه هفته‌های ما را به‌تعطیلی می‌کشانند و موجب مرگ‌ومیر هزاران تن از هموطنانمان می‌شود. یا دریاچه‌های «هامون» و ارومیه دچار کم‌آبی شدید شده‌اند و رو به خشک‌شدن می‌روند. رودخانه «زاینده رود» که زیبایی و طراوت اصفهان بستگی به آن دارد، اغلب ماه‌های سال آب ندارد و به‌زمین فوتبال جوانان اصفهان تبدیل شده است. چرا دانشگاه‌ها تا کنون نتوانسته‌اند راه‌حل علمی برای این مشکلات پیدا کنند؟
 
در اینجا بد نیست به رودخانه «سِن» که در تمام طول سال در شهر پاریس و شهرهای اطراف آن جاری است اشاره کنم؛ این رودخانه در دو قرن پیش همانند زاینده رود با مشکل کم آبی مواجه بود؛ یعنی آب آن تنها در زمستان و بهار جاری می‌شد و نه در فصول دیگر سال. مهندسان فرانسوی در آن زمان تدابیری اندیشیدند و کارهای علمی مهمی انجام دادند تا آب این رودخانه در تمام طول سال جاری شود. وقتی دانشمندان و مهندسان فرانسوی توانستند رودخانه سِن را نجات دهند چرا ما نتوانیم این کار را با رودخانه زاینده رود یا دریاچه ارومیه بکنیم.
 
متأسفانه بعضی از علما و مهندسان ما به‌جای آن‌که آستین همت را بالا زنند و وارد کار شوند آیه یاس می‌خوانند؛ مثلاً وقتی در کشورهای اروپایی برای زیبایی شهر مهندسانشان دریاچه مصنوعی می‌سازند یک استاد دانشگاه ما که در زمین‌شناسی هم چهره ماندگار است، در مقابل صفحه تلویزیون  ظاهر می‌شود و به‌جای ارائه راه‌حل علمی برای برون‌رفت از مشکل دریاچه زیبا و طبیعی ارومیه پیشنهاد می‌کند که  این درپاچه را کاملاً خشک و به پارک تبدیل کنیم تا لااقل از نمک آن برای صادرات بهره بریم. آن از مهندسان فرانسوی احیاگر رودخانه سِن و این هم از چهره ماندگار زمین‌شناسی ایران، ببین تفاوت ره از کجاست تا به‌کجا!
 
در نتیجه ما هنوز تولید علم به مفهوم آکادمیک آن نداریم و اگر به همین نحو پیش برویم، مسیری را که علوم جدید براساس معارف مادی و نظریه‌پردازی ناظر به سرمایه‌داری و منافع ارباب قدرت و ثروت می‌پیماید خواه‌ناخواه گریبان ما را هم خواهد گرفت و ما را در خود هضم خواهد کرد؛ البته من معتقد نیستم که باید بر علوم جدید و کتاب‌های وارد شده از غرب چشم پوشید و در این دنیای پرآشوب ارتباطات، همچون تافته‌ای جدا بافته عمل کرد، بلکه حرف من این است که ترجمه و تقلید تا جایی لازم است که وسیله پیشرفت علمی را در جامعه فراهم سازد و نه خود آن به هدف غائی تبدیل شود؛ چرا که اگر هدف تقلید صرف از علم و فرهنگ غربی کتاب‌های راه یافته به کشور شود، آنگاه از خود بیگانه و اسیر مطامع غربیان خواهیم شد.

البته بخشی از فرهنگ غرب میراث گرانقدر بشریت است که باید بدان احترام گذاشت و از آن بهره برد اما بخش اعظم آن معجونی است از فرهنگ  تجاوز و فرهنگ بازرگانی. فرهنگ تجاوز در پی آن است که ما به‌عنوان انسان نباشیم اما موجود باشیم به‌عنوان برده. فرهنگ بازرگانی هم می‌خواهد از ما انسان‌های درجه دومی برای حفظ  چاه‌های نفت و مشتریان کالاهای غربیان  بسازد. اولی از قدرت ناشی می‌شود و سرچشمه دومی هم سرمایه‌داری است.
 
عده‌ای تولید علم را در نشر مقالات ISI در مجلات غربی می‌دانند ما هم در سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی در این زمینه داشته‌ایم، نظر شما در این باره چیست؟
همان‌گونه که قبلاً اشاره کردم اگر ما در یک زمینه پیشرفت علمی داشته باشیم و در زمینه‌های دیگر درجا بزنیم، این نشانه تولید علم نیست. در تولید علم باید همانند یک مجموعه منسجم رفتار کنیم و نتایج آن در همه شاخه‌ها اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و تالیف کتاب ملموس باشد؛ وانگهی مقالات ISI استادان و پژوهشگران ایرانی را آن‌چنان که متخصصان ارزیابی کرده‌اند، در سطح متوسط یافته‌اند و خلاصه، ما در این مقالات بیش از آن که به‌نیازهای علمی خود بپردازیم برای اهداف کشورهای غربی حرکت کرده‌ایم.

شما در اظهارات خود نشان داده‌اید که در مسائل آموزشی کل‌نگر هستید و آن‌ها را از چشم‌انداز کلی بررسی می‌کنید، می‌توانید مقصودتان را واضح‌تر بیان کنید؟
 
پیش از پرداختن به‌این موضوع بد نیست مثالی بیاورم تا بتوانم مقصودم را واضح‌تر بیان کنم. شخصی را در نظر آورید که روی صورتش لکه‌هایی پدید آمده است. وی برای معالجه، نخست پیش پزشک می‌رود. پزشک بدون معاینه اساسی کِرم یا ضمادی را تجویز می‌کند که کارگر واقع نمی‌شود. بیمار به‌ناچار نزد پزشک متخصصی در این زمینه می‌رود. این پزشک پس از تجزیه خون و چربی و قند بیمار، این لکه‌ها را ناشی از نارسایی عمل کبد تشخیص می‌دهد و بنابراین درصدد رفع نارسایی کبد برمی‌آید تا لکه‌های صورت را از میان بردارد.
 
بیماری آموزشی و پژوهشی ما هم نتیجه کارکرد یک دانشگاه و یا یک نهاد پژوهشی نیست که ما برای آن دانشگاه و نهاد راه‌حل مناسبی پیدا کنیم، بلکه مشکلات ما همگی به‌نظام آموزشی ما مربوط می‌شود.
 
آری این نظام کهنه و تقلیدی آموزشی ماست که دست و پای متفکران و دانشمندان ما را بسته است و زمینه‌ساز فرار مغزها، مدرک‌گرایی، حافظه‌محوری، جدایی دانشگاه با صنعت و جدایی دانشگاه با جامعه شده است؛ بنابراین ما تا این نظام را اصلاح نکنیم و یک نظام انقلابی مستقل به‌وجود نیاوریم نمی‌توانیم در تولید علم و تفکر خلاق به نتیجه مطلوب برسیم. متخصصان و برنامه‌ریزان ما باید نظام آموزشی فعلی ما را آسیب‌شناسی کنند تا بتوانند نظام دیگری را جایگزین آن کنند که این آسیب‌ها را نداشته باشد.

از فرار مغزها بگوییم که امروزه یکی از معضلات علمی ماست و تاکنون زیان‌های فراوانی هم به‌علم و هم به اقتصاد و فرهنگ ما زده است.
 
برای این که مرا به‌بدبینی متهم نکنید، با ارقام و آماری که مقامات علمی کشورتایید کرده‌اند به شما جواب می‌دهم.درصد بالایی از مدال‌آوران ما در المپیادهای فیزیک، شیمی و ریاضی و کامپیوتر  هم‌اکنون در خارج از ایرانند و اغلب آن‌ها در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی برتر و تاثیرگذار در دنیا همچون دانشگاه هاروارد، استانفورد، ام آی تی، کالیفرنیا، کمبریج و سیمون فریزر در کانادا مشغول به‌کارند. مبدأ 94 درصد آن‌ها نیز سکوی پرتابی به‌نام دانشگاه صنعتی شریف و مقصد 66/4 درصد آن‌ها نیز آمریکا است. فاجعه زمانی است بدانیم که براساس پژوهش‌های انجام شده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بیش از 70 درصد، دانشجویان دکترای آن دانشگاه که موفق به‌دریافت مدرک دکتری خود شده‌اند نیز به‌فکر مهاجرت هستند.

طبق سند دیگری که باز هم در یک مجله علمی چاپ ایران منتشر شده به میزان فرار مغزها از ایران بالاترین رقم را در قاره آسیا دارد. بدیهی است که این میزان از فرار مغزها مانع بزرگی سر راه توسعه اقتصادی و علمی کشور است؛ چرا که نخبه‌هایی که از سرمایه این کشور تغذیه مادی و معنوی کرده‌اند و هزینه گزافی برای تحصیل آن‌ها صرف شده، هنگامی که باید برای کشور بار بیاورند و بار بخشی از مسئولیت‌ها را به دوش بکشند همچون میوه رسیده‌ای در دامان بیگانگان قرار می‌گیرند. این جوانانی که به هوای ادامه تحصیل و کسب تخصص عازم خارج می‌شوند اگر از ایمان و اعتقاد دینی محکمی برخوردار نباشند به‌جای متحول شدن به صدها درد و آلام روحی مبتلا می‌شوند که فرجامی جز سقوط ندارد.
 
آمد شدن تو اندرین عالم چیست           آمد مگسی پدید و نا پیدا شد

این همان علمی است که عرفای ما از آن به‌عنوان حجاب اکبر تعبیر کرده‌اند. همین علم است که گاهی از دارنده آن یک جنایتکار می‌سازد.

این مطالب را از آن نظر گفتم تا زیان‌های فرار مغزها را بهتر نمایان کنم. متاسفانه برخی سیاستمداران ما هنوز متوجه این زیان‌ها نشده‌اند و مدعی‌اند که این مغزها سرانجام به‌کشور باز می‌گردند. در حالی که آنچه تاکنون شاهد آن بوده‌ایم عکس این ادعا را ثابت می‌کند. یعنی از میان این سیل مغزهای فراری تنها سه درصد به‌کشور بازگشته‌اند.

گفتید از دیگر معایب نظام آموزشی ما حافظه محوری است ممکن است در این باره نیز توضیح دهید؟
بله، نظام آموزشی ما با آنکه اقتباسی از نظام آموزشی کشورهای غربی است با این حال بعضی محسنات این کشورها را هم ندارد. در نظام‌های غربی آموزش مبتنی بر حافظه محوری سال‌هاست که از میان رفته و روش‌های نوینی جایگزین آن شده، حال‌آن که در ایران ما هنوز با حافظه‌محوری دست به‌گریبان هستیم. کادر آموزشی دچار نوعی رکود فکری است و به‌مسائل نو نمی‌اندیشد. روحیه تحقیق همچنان بی‌رونق مانده و امتحانات صوری و تشریفاتی و حافظه محور است. اهمیت رشته‌های دانشگاهی متناسب با اهداف اصلی اقتصادی نیست. هنگامی که مراکزی از طریق فروش مقاله و پایان‌نامه آزادانه مشغول کارند و از این راه امرار معاش می‌کنند نباید انتظار معجزه در تولید علم و تالیف کتاب داشته باشیم اما چون پرسش شما درباره حافظه‌محوری است من وارد مسائل دیگر در این‌باره نمی‌شوم. درباره زیان‌های حافظه‌محوری من چند سال پیش به‌طور مفصل در یکی از روزنامه‌های ایران بحث کرده‌ام. هم‌اکنون هم باید اضافه کنم که حفظ کردن دروس برای آزمون‌ها در بیشتر دانشگاه‌های ما حاکم است. دانشجویانی که می‌توانند این کار را انجام دهند شاید بتوانند در آزمون‌ها موفق شوند، اما هنگامی که می‌خواهند از آن مطالب در بافتی جدید بهره گیرند با مشکل مواجه می‌شوند.
 
درباره زیان‌های حافظه‌محوری بحث‌های زیادی شده که من نیازی نمی‌بینم به آن‌ها اشاره کنم، اما باید این حقیقت را گوشزد کنم که حفظ کردن طوطی‌وار موجب خستگی و ملال دانشجویان یا دانش‌آموزان می‌شود و در نهایت جلو تولید علم و تفکر خلاق را می‌گیرد. بعضی دانشجویانی که با روش حافظه محوری پیش رفته‌اند گاهی از اصول اولیه رشته تحصیلی خود نیز ناآگاهند با این حال با کمال شگفتی مشاهده می‌کنیم که از دروس مربوطه نمرات عالی می‌آورند و اگر از استادی نمره مورد دلخواهشان را نگیرند از این استاد شکایت می‌کنند. در اینجا استاد مزبور باید به‌جای دانشجوی بی‌سواد مواخذه شود؛ در حالی که هنگام تحصیل من در دانشگاه «پاریس هفت» فرانسه در دوره کارشناسی‌ارشد، دانشجویان موظف بودند تکالیف درسی خود را طی ماه‌ها فراهم کنند، سپس آن‌ها را به‌استادان خود ارائه دهند و در انتظار نمره‌هایی بین 11 تا 14  و به ندرت 15 و 16 باشند. در آن زمان ما جرأت اعتراض هم نداشتیم. این گونه کارها وجه تمایز دانشگاه «پاریس هفت» فرانسه و دانشگاه‌های ماست. استادان ما که با دست و دلبازی نمرات عالی به‌دانشجویان می‌دهند و بعد هم آن‌ها را روانه کشورهای غربی می‌کنند باید برای دلسوزی به کشورشان هم که شده در روش خویش تجدید نظر کنند و برای این موضوع  چاره‌ای بیندیشند.

پس می‌بینید حافظه‌محوری ضمن اینکه فرار مغزها را افزایش می‌دهد به‌سطحی‌نگری دانشجو نیز کمک می‌کند. نمونه‌هایی از این دانشجویان را خود من بارها دیده‌ام؛ مثلاً داور یک پایان‌نامه درباره «جابر بن حیان» بودم. این پایان‌نامه مشکلات عدیده‌ای داشت، از آن‌جمله در آن آمده بود که استاد جابر بن حیان پیرمردی بود که 450 سال سن داشت. آیا چنین اظهارنظر از یک دانشجو کارشناسی‌ارشد تاریخ علم، شگفتی‌زا نیست؟!

 شما که از این روش حافظه‌محور انتقاد می‌کنید، خودتان چه روشی در پیش گرفته‌اید؟
 من مطالب درسی را طوری مطرح می‌کنم که دانشجویان درباره آن‌ها اظهار نظر کنند تا خوب مطلب برای آن‌ها جا بیفتد. رویکرد من مشابه رویکرد کارگردان سینما و تئاتر است. یعنی وقتی این کارگردانان یک فیلمنامه و یا نمایشنامه را به‌هنرپیشگان می‌دهند، این هنرپیشگان موظفند همه آن را به‌طور کامل بخوانند تا به‌تصوری از موضوع برسند و در داستان و معنای آن درگیر شوند؛ به‌عبارت دیگر پیش از آن که بخش مربوط به‌خودشان را یاد بگیرند به‌معنا و مفهوم این بخش در رابطه با کل داستان و چشم‌اندازهای سایر شخصیت‌ها توجه می‌کنند؛ در این صورت است که آن‌ها متوجه می‌شوند چه عواملی موجب می‌شود که آن شخصیت‌ها، آن دیالوگ‌ها را بگویند که می‌گویند.

عامل دیگری که در رکود علمی در کشور سهیم است به مدرک‌گرایی مربوط می‌شود. ممکن است در این باره هم مطالب لازم را بگویید؟
مدرک تحصیلی هرگاه معیاری برای شایسته‌سالاری و رشد جامعه علمی در نظر گرفته شود، چیز خوبی است اما مدرک را همه‌چیز پنداشتن و تمام هم و غم خوش را به‌سوی آن سوق دادن مسیری است که در نهایت ریشه هرگونه نوآوری و توان علمی را می‌خشکاند زیرا در یک جامعه مدرک‌گرا تنها مدارس و دانشگاه‌ها و دیگر مراکز آموزشی، نهادهای محوری جامعه محسوب می‌شوند و در نتیجه مراکز صنعتی و فعالیت‌های تجاری و کشاوزی و غیره به حاشیه رانده می‌شوند. در چنین وضعیتی تورم ناموزون و لجام گسیخته در آموزش عالی به‌وجود می‌آید که همین امر، بیکاری و کم کاری را در جامعه به دنبال خواهد داشت. مراکز و متولیان آموزشی که در این شرایط لجام‌گسیخته به‌صورت کارگاه مدرک‌سازی درآمده‌اند، مبدل به‌نهادهایی می‌شوند که مقدمات لازم برای تولید و افزایش افراد با درجات و مدارک مختلف را فراهم می‌سازند. همین امر از طرف دیگر موجب فشار بر اقشار محروم جامعه و بی‌بضاعت می‌شود که توان بهره‌گیری از مدارک لازم را ندارند.
 
در چنین وضعیتی دو حوزه دانش و حاکمیت نیز به‌هم نزدیک می‌شوند و  رانت‌خواری در حوزه فعالیت نخبه‌های علمی رسوخ کرده و دیگر نمی‌توان امیدی به برداشتن گام‌های بلندی برای رشد و پیشرفت علم داشت.
 
ارزیابی از وضعیت مدرک‌گرایی در ایران دارید؟
با کمال تأسف باید بگویم، جنبه منفی مدرک گرایی یعنی «مدرک‌زدگی» در جامعه امروز ما حاکم است زیرا  زمان تأسیس نظام آموزش عالی نوین در ایران، ما جزو کشورهای جهان سوم محسوب می‌شدیم. هنوز هم پس از گذشت بیش از 70 سال باز هم جهان سومی به‌حساب می‌آییم. افزون بر این، همه پی‌آمدهای منفی مدرک‌گرایی را هم به‌عینه به‌چشم می‌بینیم؛ به‌عنوان مثال تنها مدارس عالی و دانشگاه‌ها در معامله‌های ملی و بین‌المللی اثر گذارند یا بیکاری به‌ویژه در قشر جوان تحصیل کرده و متخصص رو به افزایش است اما مهم‌ترین پیامد مدرک‌گرایی همان فرار مغزها در ایران است که به‌طور قطع ناشی از نارضایتی شغلی و حرفه‌ای قشر تحصیل‌کرده رده بالا است. این موضوع همچنین ممکن است معلول ناهماهنگی در برنامه‌ریزی‌های مربوط به‌توزیع و مصرف مدارک تحصیلی باشد زیرا بین دانشگاه‌ها و مراکز صنعتی و یا بازار کار روابط بسیار ضعیفی حاکم است.
 
از مجموع این سخنان چه برداشتی می‌توان داشت؟
نمی‌دانم تا چه اندازه موفق شدم نظام آموزشی کشور را آسیب‌شناسی کنم. به‌هرحال مسائل مربوط به‌فرار مغزها، مدرک‌گرائی و حافظه‌محوری در آموزش و پرورش ما همگی ریشه در نظامی دارند که تقلیدی است و برای حل این مسائل نیز چاره‌ای جز این نداریم که طرح جدیدی ارائه کنیم. نظام آموزش جدید ما باید با انقلاب اسلامی‌مان هماهنگی لازم را داشته باشد؛ یعنی اهدافی را دنبال کند که به‌خداشناسی، خودشناسی و طبیعت‌شناسی منتهی شود.
 
نظام آموزشی حاکم بر کشور چون تقلیدی است توانایی تطابق با شرایط و مقتضیات بومی را ندارد. متولیان این نظام هم که مقلدان آموزش و پرورش غربی‌اند و خود با اصول نظام آموزشی غربی پرورش یافته‌اند نمی‌توانند منشاء اثری در خودباوری علمی و فرهنگی باشند.

آقایانی‌چاوشی: نظام آموزشی ما دچار رکود فکری است/ حافظه محوری و مدرک‌گرایی؛ نتیجه تقلید نیمه‌کاره از نظام‌ آموزشی غرب

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- بی تحرک در تولید علم، فرار مغزها و مدرک‌گرایی از جمله مباحث چالش‌برانگیز امروز کشورند که باید به‌طور عمیق از سوی صاحب نظران نقد و واکاوی شود، تا روشن شود در عرصه علمی در کدام جایگاه در جهان قرار گرفته‌ایم و در آینده به‌کجا می‌رویم. آیا در این جهان پرتلاطم زر و زور و بی‌بهره از معنویات حرفی برای گفتن داریم؛ یعنی توانسته‌ایم به نوعی خودباوری در شخصیت، خودکفائی در اقتصاد و بهره‌گیری از علم برسیم و اگر به‌این اهداف نرسیده‌ایم چه عواملی سر راه ما بوده است و راهکارهای عبور از این موانع کدامند. درباره این موضوع با دکتر جعفر آقایانی‌چاوشی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف به بحث نشسته‌ایم.  
     
چرا پس از گذشت بیش از سی سال از انقلاب اسلامی هنوز به تولید علم و تفکر خلاق و به تبع آن کتاب‌های علمی دست اول در دانشگاه‌هایمان به حد مطلوب دست نیافته‌ایم؟
برای پاسخ دادن به‌این پرسش بهتر است بحث را به‌صورت تحلیلی شروع کنیم. نخست بدانیم که مراد از تولید علم چیست؟ و آنگاه ببینیم که چنین چیزی در کشور وجود دارد یا نه و اگر وجود ندارد اشکال کار در کجاست؟
 
ما وقتی که از تولید علم صحبت می‌کنیم باید مصداق خارجی آن را هم نشان دهیم. اروپاییان هنگامی که از تولید علم خود صحبت می‌کنند به اختراعات و اکتشافاتشان اشاره دارند و اینکه آثار دانشمندانشان در ممالک دیگر تدریس می‌شود. ما در مقابل آن‌ها چه ادعایی می‌توانیم بکنیم. نه تنها کتاب‌ها و آثار علمی هیچ یک از دانشمندان ما در دانشگاه‌های غربی تدریس نمی‌شوند، بلکه برعکس دانشگاه‌های ما آکنده از آثار اندیشمندان غربی است که به‌عنوان مواد درسی چه در علوم دقیقه و چه در علوم انسانی تدریس می‌شود. در علوم دقیقه، مانند ریاضیات و فیزیک که نیازی به‌تذکر نیست، چیزی که عیان است چه حاجب به‌بیان است.
 
در علوم انسانی همانند علوم‌اجتماعی، فلسفه و روانشناسی نیز آثار ماکس وبر، ویتگنشتاین، هگل، هایدگر، دورکیم، پوپر و غیره هنوز در دانشگاه‌های ایران تدریس می‌شود؛ بنابراین ما هنوز از فرهنگ غربی تغذیه می‌کنیم که البته فرهنگ نابی نیست.
 
باید در اینجا این مطلب را هم اضافه کنم که محتوای بعضی از این کتاب‌ها حتی با اصول  دینی و اخلاقی ما در تضاد کاملند. مثلاً دورکیم کتابی تحت عنوان «خودکشی» دارد که در آن انواع مختلف خودکشی را مورد بحث و بررسی قرار داده است. در این کتاب عملیات استشهادی از نوع عملیات شهید نوجوان حسین فهمیده که در جنگ تحمیلی حماسه آفرید نیز جزو خودکشی قرار می‌گیرد. حال آن که خودکشی در دین مبین اسلام جزو گناهان کبیره است.
 
یا آثار کارل پوپر که مروج شکاکیت و نسبی‌گرایی معرفتی است جزو دروس دانشگاهی است. پوپر کسی است که با مطلق اعتقاد، مساله دارد. او نه تنها یقین حقیقی و عینی را بی‌معنی می‌شمارد، بلکه یقین علمی را هم انکار می‌کند؛ بنابراین مشاهده می‌کنید که ما نه تنها  هیچ علمی به کشورهای غربی صادر نکرده‌ایم بلکه همچنان ریزه‌خوار علم و فرهنگ کشورهای غربی باقی مانده‌ایم.
 
حال ممکن است بگویید که ما گام‌های اولیه را در تولید علم برداشته‌ایم و بنابراین نباید توقع زیادی هم داشته باشیم. این حرف شما در صورتی درست است که در مجموع به نوعی  از خود باوری علمی رسیده باشیم و گام به گام به پیش برویم. در حالی که چنین وضعیتی نداریم یعنی اگر در زمینه‌ای پیشرفت داشته‌ایم در زمینه‌های دیگر یا درجا زده‌ایم و یا عقب‌گرد کرده‌ایم. مثلاً اگر در این سال‌ها در همه زمینه‌ها پیشرفت‌های علمی داشتیم می‌توانستیم علم را به ثروت تبدیل کنیم و لااقل از یک رونق اقتصادی برخوردار باشیم. در صورتی که آمار منتشر شده گواه بر این حقیقت است که واردات ما هنوز بیش از صادراتمان است؛ یعنی، با اینکه در کشوری غنی از لحاظ معادن و غیره زندگی می‌کنیم هنوز به خود کفائی اقتصادی نرسیده‌ایم و با فروش موادخام خود همچنان جیب سرمایه‌داران غربی را پر می‌کنم بدون آنکه به آینده کشور بیندیشیم.
 
بگذارید یک مثال عینی بزنم تا مقصودم بهتر تفهیم شود. در این زمان بر اثر دسیسه‌های دشمنان قیمت نفت به‌شدت کاهش یافته است. اگر ما صنایع پیشرفته نفتی داشتیم نیازی به فروش  طلای سیاه خود به‌صورت خام نداشتیم بلکه می‌توانستیم از آن در صنعت پتروشیمی بهره ببریم و آنگاه محصولات این صنعت را به‌بازار جهانی عرضه کنیم. در این صورت هم علم در کشور توسعه می‌یافت و هم اقتصادمان سروسامان می‌گرفت. البته باید اعتراف کرد که در صنایع دفاعی و هسته‌ای پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم و به‌نتایج خوبی هم رسیده‌ایم اما این پیشرفت‌ها در یک کشور هشتاد میلیونی که اکثر آنان هم جوانند کافی نیست. افزون بر اینکه صنایع مذکور را مدیون نهادهای علمی خود جوش و انقلابی هستیم که ارتباط چندانی با دانشگاه‌های ما ندارند و اگر هم ارتباطی دارند مستقل از دانشگاه‌ها عمل می‌کنند.
 
درباره مشکل صادرات نفت صحبت کردید، آیا با مشکلات دیگری نظیر آن مواجه نیستیم؟
چرا مشکلات ما متأسفانه یکی و دوتا نیست. هنوز پس از چندین سال نتوانستیم راه‌حلی برای ریزگردها داشته باشیم که روزها بلکه هفته‌های ما را به‌تعطیلی می‌کشانند و موجب مرگ‌ومیر هزاران تن از هموطنانمان می‌شود. یا دریاچه‌های «هامون» و ارومیه دچار کم‌آبی شدید شده‌اند و رو به خشک‌شدن می‌روند. رودخانه «زاینده رود» که زیبایی و طراوت اصفهان بستگی به آن دارد، اغلب ماه‌های سال آب ندارد و به‌زمین فوتبال جوانان اصفهان تبدیل شده است. چرا دانشگاه‌ها تا کنون نتوانسته‌اند راه‌حل علمی برای این مشکلات پیدا کنند؟
 
در اینجا بد نیست به رودخانه «سِن» که در تمام طول سال در شهر پاریس و شهرهای اطراف آن جاری است اشاره کنم؛ این رودخانه در دو قرن پیش همانند زاینده رود با مشکل کم آبی مواجه بود؛ یعنی آب آن تنها در زمستان و بهار جاری می‌شد و نه در فصول دیگر سال. مهندسان فرانسوی در آن زمان تدابیری اندیشیدند و کارهای علمی مهمی انجام دادند تا آب این رودخانه در تمام طول سال جاری شود. وقتی دانشمندان و مهندسان فرانسوی توانستند رودخانه سِن را نجات دهند چرا ما نتوانیم این کار را با رودخانه زاینده رود یا دریاچه ارومیه بکنیم.
 
متأسفانه بعضی از علما و مهندسان ما به‌جای آن‌که آستین همت را بالا زنند و وارد کار شوند آیه یاس می‌خوانند؛ مثلاً وقتی در کشورهای اروپایی برای زیبایی شهر مهندسانشان دریاچه مصنوعی می‌سازند یک استاد دانشگاه ما که در زمین‌شناسی هم چهره ماندگار است، در مقابل صفحه تلویزیون  ظاهر می‌شود و به‌جای ارائه راه‌حل علمی برای برون‌رفت از مشکل دریاچه زیبا و طبیعی ارومیه پیشنهاد می‌کند که  این درپاچه را کاملاً خشک و به پارک تبدیل کنیم تا لااقل از نمک آن برای صادرات بهره بریم. آن از مهندسان فرانسوی احیاگر رودخانه سِن و این هم از چهره ماندگار زمین‌شناسی ایران، ببین تفاوت ره از کجاست تا به‌کجا!
 
در نتیجه ما هنوز تولید علم به مفهوم آکادمیک آن نداریم و اگر به همین نحو پیش برویم، مسیری را که علوم جدید براساس معارف مادی و نظریه‌پردازی ناظر به سرمایه‌داری و منافع ارباب قدرت و ثروت می‌پیماید خواه‌ناخواه گریبان ما را هم خواهد گرفت و ما را در خود هضم خواهد کرد؛ البته من معتقد نیستم که باید بر علوم جدید و کتاب‌های وارد شده از غرب چشم پوشید و در این دنیای پرآشوب ارتباطات، همچون تافته‌ای جدا بافته عمل کرد، بلکه حرف من این است که ترجمه و تقلید تا جایی لازم است که وسیله پیشرفت علمی را در جامعه فراهم سازد و نه خود آن به هدف غائی تبدیل شود؛ چرا که اگر هدف تقلید صرف از علم و فرهنگ غربی کتاب‌های راه یافته به کشور شود، آنگاه از خود بیگانه و اسیر مطامع غربیان خواهیم شد.

البته بخشی از فرهنگ غرب میراث گرانقدر بشریت است که باید بدان احترام گذاشت و از آن بهره برد اما بخش اعظم آن معجونی است از فرهنگ  تجاوز و فرهنگ بازرگانی. فرهنگ تجاوز در پی آن است که ما به‌عنوان انسان نباشیم اما موجود باشیم به‌عنوان برده. فرهنگ بازرگانی هم می‌خواهد از ما انسان‌های درجه دومی برای حفظ  چاه‌های نفت و مشتریان کالاهای غربیان  بسازد. اولی از قدرت ناشی می‌شود و سرچشمه دومی هم سرمایه‌داری است.
 
عده‌ای تولید علم را در نشر مقالات ISI در مجلات غربی می‌دانند ما هم در سال‌های اخیر پیشرفت‌هایی در این زمینه داشته‌ایم، نظر شما در این باره چیست؟
همان‌گونه که قبلاً اشاره کردم اگر ما در یک زمینه پیشرفت علمی داشته باشیم و در زمینه‌های دیگر درجا بزنیم، این نشانه تولید علم نیست. در تولید علم باید همانند یک مجموعه منسجم رفتار کنیم و نتایج آن در همه شاخه‌ها اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و تالیف کتاب ملموس باشد؛ وانگهی مقالات ISI استادان و پژوهشگران ایرانی را آن‌چنان که متخصصان ارزیابی کرده‌اند، در سطح متوسط یافته‌اند و خلاصه، ما در این مقالات بیش از آن که به‌نیازهای علمی خود بپردازیم برای اهداف کشورهای غربی حرکت کرده‌ایم.

شما در اظهارات خود نشان داده‌اید که در مسائل آموزشی کل‌نگر هستید و آن‌ها را از چشم‌انداز کلی بررسی می‌کنید، می‌توانید مقصودتان را واضح‌تر بیان کنید؟
 
پیش از پرداختن به‌این موضوع بد نیست مثالی بیاورم تا بتوانم مقصودم را واضح‌تر بیان کنم. شخصی را در نظر آورید که روی صورتش لکه‌هایی پدید آمده است. وی برای معالجه، نخست پیش پزشک می‌رود. پزشک بدون معاینه اساسی کِرم یا ضمادی را تجویز می‌کند که کارگر واقع نمی‌شود. بیمار به‌ناچار نزد پزشک متخصصی در این زمینه می‌رود. این پزشک پس از تجزیه خون و چربی و قند بیمار، این لکه‌ها را ناشی از نارسایی عمل کبد تشخیص می‌دهد و بنابراین درصدد رفع نارسایی کبد برمی‌آید تا لکه‌های صورت را از میان بردارد.
 
بیماری آموزشی و پژوهشی ما هم نتیجه کارکرد یک دانشگاه و یا یک نهاد پژوهشی نیست که ما برای آن دانشگاه و نهاد راه‌حل مناسبی پیدا کنیم، بلکه مشکلات ما همگی به‌نظام آموزشی ما مربوط می‌شود.
 
آری این نظام کهنه و تقلیدی آموزشی ماست که دست و پای متفکران و دانشمندان ما را بسته است و زمینه‌ساز فرار مغزها، مدرک‌گرایی، حافظه‌محوری، جدایی دانشگاه با صنعت و جدایی دانشگاه با جامعه شده است؛ بنابراین ما تا این نظام را اصلاح نکنیم و یک نظام انقلابی مستقل به‌وجود نیاوریم نمی‌توانیم در تولید علم و تفکر خلاق به نتیجه مطلوب برسیم. متخصصان و برنامه‌ریزان ما باید نظام آموزشی فعلی ما را آسیب‌شناسی کنند تا بتوانند نظام دیگری را جایگزین آن کنند که این آسیب‌ها را نداشته باشد.

از فرار مغزها بگوییم که امروزه یکی از معضلات علمی ماست و تاکنون زیان‌های فراوانی هم به‌علم و هم به اقتصاد و فرهنگ ما زده است.
 
برای این که مرا به‌بدبینی متهم نکنید، با ارقام و آماری که مقامات علمی کشورتایید کرده‌اند به شما جواب می‌دهم.درصد بالایی از مدال‌آوران ما در المپیادهای فیزیک، شیمی و ریاضی و کامپیوتر  هم‌اکنون در خارج از ایرانند و اغلب آن‌ها در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی برتر و تاثیرگذار در دنیا همچون دانشگاه هاروارد، استانفورد، ام آی تی، کالیفرنیا، کمبریج و سیمون فریزر در کانادا مشغول به‌کارند. مبدأ 94 درصد آن‌ها نیز سکوی پرتابی به‌نام دانشگاه صنعتی شریف و مقصد 66/4 درصد آن‌ها نیز آمریکا است. فاجعه زمانی است بدانیم که براساس پژوهش‌های انجام شده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بیش از 70 درصد، دانشجویان دکترای آن دانشگاه که موفق به‌دریافت مدرک دکتری خود شده‌اند نیز به‌فکر مهاجرت هستند.

طبق سند دیگری که باز هم در یک مجله علمی چاپ ایران منتشر شده به میزان فرار مغزها از ایران بالاترین رقم را در قاره آسیا دارد. بدیهی است که این میزان از فرار مغزها مانع بزرگی سر راه توسعه اقتصادی و علمی کشور است؛ چرا که نخبه‌هایی که از سرمایه این کشور تغذیه مادی و معنوی کرده‌اند و هزینه گزافی برای تحصیل آن‌ها صرف شده، هنگامی که باید برای کشور بار بیاورند و بار بخشی از مسئولیت‌ها را به دوش بکشند همچون میوه رسیده‌ای در دامان بیگانگان قرار می‌گیرند. این جوانانی که به هوای ادامه تحصیل و کسب تخصص عازم خارج می‌شوند اگر از ایمان و اعتقاد دینی محکمی برخوردار نباشند به‌جای متحول شدن به صدها درد و آلام روحی مبتلا می‌شوند که فرجامی جز سقوط ندارد.
 
آمد شدن تو اندرین عالم چیست           آمد مگسی پدید و نا پیدا شد

این همان علمی است که عرفای ما از آن به‌عنوان حجاب اکبر تعبیر کرده‌اند. همین علم است که گاهی از دارنده آن یک جنایتکار می‌سازد.

این مطالب را از آن نظر گفتم تا زیان‌های فرار مغزها را بهتر نمایان کنم. متاسفانه برخی سیاستمداران ما هنوز متوجه این زیان‌ها نشده‌اند و مدعی‌اند که این مغزها سرانجام به‌کشور باز می‌گردند. در حالی که آنچه تاکنون شاهد آن بوده‌ایم عکس این ادعا را ثابت می‌کند. یعنی از میان این سیل مغزهای فراری تنها سه درصد به‌کشور بازگشته‌اند.

گفتید از دیگر معایب نظام آموزشی ما حافظه محوری است ممکن است در این باره نیز توضیح دهید؟
بله، نظام آموزشی ما با آنکه اقتباسی از نظام آموزشی کشورهای غربی است با این حال بعضی محسنات این کشورها را هم ندارد. در نظام‌های غربی آموزش مبتنی بر حافظه محوری سال‌هاست که از میان رفته و روش‌های نوینی جایگزین آن شده، حال‌آن که در ایران ما هنوز با حافظه‌محوری دست به‌گریبان هستیم. کادر آموزشی دچار نوعی رکود فکری است و به‌مسائل نو نمی‌اندیشد. روحیه تحقیق همچنان بی‌رونق مانده و امتحانات صوری و تشریفاتی و حافظه محور است. اهمیت رشته‌های دانشگاهی متناسب با اهداف اصلی اقتصادی نیست. هنگامی که مراکزی از طریق فروش مقاله و پایان‌نامه آزادانه مشغول کارند و از این راه امرار معاش می‌کنند نباید انتظار معجزه در تولید علم و تالیف کتاب داشته باشیم اما چون پرسش شما درباره حافظه‌محوری است من وارد مسائل دیگر در این‌باره نمی‌شوم. درباره زیان‌های حافظه‌محوری من چند سال پیش به‌طور مفصل در یکی از روزنامه‌های ایران بحث کرده‌ام. هم‌اکنون هم باید اضافه کنم که حفظ کردن دروس برای آزمون‌ها در بیشتر دانشگاه‌های ما حاکم است. دانشجویانی که می‌توانند این کار را انجام دهند شاید بتوانند در آزمون‌ها موفق شوند، اما هنگامی که می‌خواهند از آن مطالب در بافتی جدید بهره گیرند با مشکل مواجه می‌شوند.
 
درباره زیان‌های حافظه‌محوری بحث‌های زیادی شده که من نیازی نمی‌بینم به آن‌ها اشاره کنم، اما باید این حقیقت را گوشزد کنم که حفظ کردن طوطی‌وار موجب خستگی و ملال دانشجویان یا دانش‌آموزان می‌شود و در نهایت جلو تولید علم و تفکر خلاق را می‌گیرد. بعضی دانشجویانی که با روش حافظه محوری پیش رفته‌اند گاهی از اصول اولیه رشته تحصیلی خود نیز ناآگاهند با این حال با کمال شگفتی مشاهده می‌کنیم که از دروس مربوطه نمرات عالی می‌آورند و اگر از استادی نمره مورد دلخواهشان را نگیرند از این استاد شکایت می‌کنند. در اینجا استاد مزبور باید به‌جای دانشجوی بی‌سواد مواخذه شود؛ در حالی که هنگام تحصیل من در دانشگاه «پاریس هفت» فرانسه در دوره کارشناسی‌ارشد، دانشجویان موظف بودند تکالیف درسی خود را طی ماه‌ها فراهم کنند، سپس آن‌ها را به‌استادان خود ارائه دهند و در انتظار نمره‌هایی بین 11 تا 14  و به ندرت 15 و 16 باشند. در آن زمان ما جرأت اعتراض هم نداشتیم. این گونه کارها وجه تمایز دانشگاه «پاریس هفت» فرانسه و دانشگاه‌های ماست. استادان ما که با دست و دلبازی نمرات عالی به‌دانشجویان می‌دهند و بعد هم آن‌ها را روانه کشورهای غربی می‌کنند باید برای دلسوزی به کشورشان هم که شده در روش خویش تجدید نظر کنند و برای این موضوع  چاره‌ای بیندیشند.

پس می‌بینید حافظه‌محوری ضمن اینکه فرار مغزها را افزایش می‌دهد به‌سطحی‌نگری دانشجو نیز کمک می‌کند. نمونه‌هایی از این دانشجویان را خود من بارها دیده‌ام؛ مثلاً داور یک پایان‌نامه درباره «جابر بن حیان» بودم. این پایان‌نامه مشکلات عدیده‌ای داشت، از آن‌جمله در آن آمده بود که استاد جابر بن حیان پیرمردی بود که 450 سال سن داشت. آیا چنین اظهارنظر از یک دانشجو کارشناسی‌ارشد تاریخ علم، شگفتی‌زا نیست؟!

 شما که از این روش حافظه‌محور انتقاد می‌کنید، خودتان چه روشی در پیش گرفته‌اید؟
 من مطالب درسی را طوری مطرح می‌کنم که دانشجویان درباره آن‌ها اظهار نظر کنند تا خوب مطلب برای آن‌ها جا بیفتد. رویکرد من مشابه رویکرد کارگردان سینما و تئاتر است. یعنی وقتی این کارگردانان یک فیلمنامه و یا نمایشنامه را به‌هنرپیشگان می‌دهند، این هنرپیشگان موظفند همه آن را به‌طور کامل بخوانند تا به‌تصوری از موضوع برسند و در داستان و معنای آن درگیر شوند؛ به‌عبارت دیگر پیش از آن که بخش مربوط به‌خودشان را یاد بگیرند به‌معنا و مفهوم این بخش در رابطه با کل داستان و چشم‌اندازهای سایر شخصیت‌ها توجه می‌کنند؛ در این صورت است که آن‌ها متوجه می‌شوند چه عواملی موجب می‌شود که آن شخصیت‌ها، آن دیالوگ‌ها را بگویند که می‌گویند.

عامل دیگری که در رکود علمی در کشور سهیم است به مدرک‌گرایی مربوط می‌شود. ممکن است در این باره هم مطالب لازم را بگویید؟
مدرک تحصیلی هرگاه معیاری برای شایسته‌سالاری و رشد جامعه علمی در نظر گرفته شود، چیز خوبی است اما مدرک را همه‌چیز پنداشتن و تمام هم و غم خوش را به‌سوی آن سوق دادن مسیری است که در نهایت ریشه هرگونه نوآوری و توان علمی را می‌خشکاند زیرا در یک جامعه مدرک‌گرا تنها مدارس و دانشگاه‌ها و دیگر مراکز آموزشی، نهادهای محوری جامعه محسوب می‌شوند و در نتیجه مراکز صنعتی و فعالیت‌های تجاری و کشاوزی و غیره به حاشیه رانده می‌شوند. در چنین وضعیتی تورم ناموزون و لجام گسیخته در آموزش عالی به‌وجود می‌آید که همین امر، بیکاری و کم کاری را در جامعه به دنبال خواهد داشت. مراکز و متولیان آموزشی که در این شرایط لجام‌گسیخته به‌صورت کارگاه مدرک‌سازی درآمده‌اند، مبدل به‌نهادهایی می‌شوند که مقدمات لازم برای تولید و افزایش افراد با درجات و مدارک مختلف را فراهم می‌سازند. همین امر از طرف دیگر موجب فشار بر اقشار محروم جامعه و بی‌بضاعت می‌شود که توان بهره‌گیری از مدارک لازم را ندارند.
 
در چنین وضعیتی دو حوزه دانش و حاکمیت نیز به‌هم نزدیک می‌شوند و  رانت‌خواری در حوزه فعالیت نخبه‌های علمی رسوخ کرده و دیگر نمی‌توان امیدی به برداشتن گام‌های بلندی برای رشد و پیشرفت علم داشت.
 
ارزیابی از وضعیت مدرک‌گرایی در ایران دارید؟
با کمال تأسف باید بگویم، جنبه منفی مدرک گرایی یعنی «مدرک‌زدگی» در جامعه امروز ما حاکم است زیرا  زمان تأسیس نظام آموزش عالی نوین در ایران، ما جزو کشورهای جهان سوم محسوب می‌شدیم. هنوز هم پس از گذشت بیش از 70 سال باز هم جهان سومی به‌حساب می‌آییم. افزون بر این، همه پی‌آمدهای منفی مدرک‌گرایی را هم به‌عینه به‌چشم می‌بینیم؛ به‌عنوان مثال تنها مدارس عالی و دانشگاه‌ها در معامله‌های ملی و بین‌المللی اثر گذارند یا بیکاری به‌ویژه در قشر جوان تحصیل کرده و متخصص رو به افزایش است اما مهم‌ترین پیامد مدرک‌گرایی همان فرار مغزها در ایران است که به‌طور قطع ناشی از نارضایتی شغلی و حرفه‌ای قشر تحصیل‌کرده رده بالا است. این موضوع همچنین ممکن است معلول ناهماهنگی در برنامه‌ریزی‌های مربوط به‌توزیع و مصرف مدارک تحصیلی باشد زیرا بین دانشگاه‌ها و مراکز صنعتی و یا بازار کار روابط بسیار ضعیفی حاکم است.
 
از مجموع این سخنان چه برداشتی می‌توان داشت؟
نمی‌دانم تا چه اندازه موفق شدم نظام آموزشی کشور را آسیب‌شناسی کنم. به‌هرحال مسائل مربوط به‌فرار مغزها، مدرک‌گرائی و حافظه‌محوری در آموزش و پرورش ما همگی ریشه در نظامی دارند که تقلیدی است و برای حل این مسائل نیز چاره‌ای جز این نداریم که طرح جدیدی ارائه کنیم. نظام آموزش جدید ما باید با انقلاب اسلامی‌مان هماهنگی لازم را داشته باشد؛ یعنی اهدافی را دنبال کند که به‌خداشناسی، خودشناسی و طبیعت‌شناسی منتهی شود.
 
نظام آموزشی حاکم بر کشور چون تقلیدی است توانایی تطابق با شرایط و مقتضیات بومی را ندارد. متولیان این نظام هم که مقلدان آموزش و پرورش غربی‌اند و خود با اصول نظام آموزشی غربی پرورش یافته‌اند نمی‌توانند منشاء اثری در خودباوری علمی و فرهنگی باشند.

آقایانی‌چاوشی: نظام آموزشی ما دچار رکود فکری است/ حافظه محوری و مدرک‌گرایی؛ نتیجه تقلید نیمه‌کاره از نظام‌ آموزشی غرب

پرس نیوز

نام باد :سه‌گانه کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

Published by:

نام باد :سه‌گانه کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

نام باد اولین کتاب در سه گانه‌ی «حماسه‌ی شاه کش» نوشته‌ی پاتریک راتفوس است. این کتاب برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید. نام باد با صحنه‌ای از زمان حال در یک میخانه در «نیووار» که متعلق به مردی به نام «کوت» است، آغاز می‌شود. کم کم خواننده پی می‌برد که کوت در واقع همان «کوات» بد نام است، شخصیتِ افسانه‌ای که همگان می‌پنداشته‌اند مرده است. مردی که ملقب به «مورخ» است، داستان کوات را در طول سه روز ثبت می‌کند. این داستان از جایی شروع می‌شود که کوات یک پسربچه‌ی یازده ساله بود. این کتاب روز اول داستان کوات را در برمی‌گیرد و تقریبا پنج سال از زندگی‌اش را به نمایش می‌گذارد. باقی رمان با جا به جایی متناوب بین رویدادهای داستان کوات که به زبان اول شخص تعریف می‌شود و مکث‌های میان پرده‌ی داستان به زبان سوم شخص وقتی که وقفه ای در داستان گویی کوات رخ می‌دهد، پیش می‌رود. این مجموعه عنوان «برترین کتاب فانتزی قرن بیست و یکم» را توسط خوانندگان Goodreads به دست آورده است.

نام باد :سه‌گانه کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

(image)
نام باد اولین کتاب در سه گانه‌ی «حماسه‌ی شاه کش» نوشته‌ی پاتریک راتفوس است. این کتاب برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید. نام باد با صحنه‌ای از زمان حال در یک میخانه در «نیووار» که متعلق به مردی به نام «کوت» است، آغاز می‌شود. کم کم خواننده پی می‌برد که کوت در واقع همان «کوات» بد نام است، شخصیتِ افسانه‌ای که همگان می‌پنداشته‌اند مرده است. مردی که ملقب به «مورخ» است، داستان کوات را در طول سه روز ثبت می‌کند. این داستان از جایی شروع می‌شود که کوات یک پسربچه‌ی یازده ساله بود. این کتاب روز اول داستان کوات را در برمی‌گیرد و تقریبا پنج سال از زندگی‌اش را به نمایش می‌گذارد. باقی رمان با جا به جایی متناوب بین رویدادهای داستان کوات که به زبان اول شخص تعریف می‌شود و مکث‌های میان پرده‌ی داستان به زبان سوم شخص وقتی که وقفه ای در داستان گویی کوات رخ می‌دهد، پیش می‌رود. این مجموعه عنوان «برترین کتاب فانتزی قرن بیست و یکم» را توسط خوانندگان Goodreads به دست آورده است.

نام باد :سه‌گانه کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

bluray movie download

دیدار با اسدالله امرایی به مناسبت انتشار «نمی‌توانم و نمی‌خواهم»

Published by:

دیدار با اسدالله امرایی به مناسبت انتشار «نمی‌توانم و نمی‌خواهم»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با توجه به انتشار مجموعه داستان «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» اثر «لیدیا دیویس» که به تازگی با ترجمه اسدالله امرایی از سوی نشر افق منتشر شده است، این انتشارات در نظر دارد مراسم دیدار با مترجم این اثر را برگزار کند.

 مراسم دیدار با اسدالله امرایی مترجم کتاب «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» از ساعت ۱۸ چهارشنبه ۱۲ خردادماه با حضور اهل‌قلم و علاقه‌مندان حوزه ادبیات در کتابفروشی افق به نشانی انقلاب بعد از دانشگاه تهران، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو برگزار می‌شود.

در «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» ۱۲۵ داستان کوتاه و بلند در پنج بخش اصلی گنجانده شده است که هر بخش با یک نامه بلند آغاز می‌شود. برخی داستان‌های این کتاب در حد دو سه خط و برخی داستان‌ها تا ۹ هزار کلمه هم می‌رسد. فضای داستان‌ها بیشتر عاشقانه و اجتماعی است و طبق صحبت‌های مطرح شده انتشارات افق حق ترجمه این کتاب را از نویسنده خریداری کرده است.

امرایی دانش‌آموخته زبان و ادبیات انگلیسی از مدرسه عالی پارس است که بعد از انقلاب فرهنگی به مجتمع ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی و بعداً به دانشگاه علامه طباطبایی تغییر نام یافت. نخستین داستان منتشر شده از امرایی داستان کوتاهی به نام «سیگار خاموش» است که سال ۱۳۵۵ در مجله پیک نوجوان منتشر شد. از میان آثار او می‌توان به ترجمه رمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، «با چشمان شرمگین» طاهر بن جلون، «دختر بخت» ایزابل آلنده و «لائورادیاس» از کارلوس فوئنتس اشاره کرد.

 

دیدار با اسدالله امرایی به مناسبت انتشار «نمی‌توانم و نمی‌خواهم»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با توجه به انتشار مجموعه داستان «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» اثر «لیدیا دیویس» که به تازگی با ترجمه اسدالله امرایی از سوی نشر افق منتشر شده است، این انتشارات در نظر دارد مراسم دیدار با مترجم این اثر را برگزار کند.

 مراسم دیدار با اسدالله امرایی مترجم کتاب «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» از ساعت ۱۸ چهارشنبه ۱۲ خردادماه با حضور اهل‌قلم و علاقه‌مندان حوزه ادبیات در کتابفروشی افق به نشانی انقلاب بعد از دانشگاه تهران، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو برگزار می‌شود.

در «نمی‌توانم و نمی‌خواهم» ۱۲۵ داستان کوتاه و بلند در پنج بخش اصلی گنجانده شده است که هر بخش با یک نامه بلند آغاز می‌شود. برخی داستان‌های این کتاب در حد دو سه خط و برخی داستان‌ها تا ۹ هزار کلمه هم می‌رسد. فضای داستان‌ها بیشتر عاشقانه و اجتماعی است و طبق صحبت‌های مطرح شده انتشارات افق حق ترجمه این کتاب را از نویسنده خریداری کرده است.

امرایی دانش‌آموخته زبان و ادبیات انگلیسی از مدرسه عالی پارس است که بعد از انقلاب فرهنگی به مجتمع ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی و بعداً به دانشگاه علامه طباطبایی تغییر نام یافت. نخستین داستان منتشر شده از امرایی داستان کوتاهی به نام «سیگار خاموش» است که سال ۱۳۵۵ در مجله پیک نوجوان منتشر شد. از میان آثار او می‌توان به ترجمه رمان «کوری» اثر ژوزه ساراماگو، «با چشمان شرمگین» طاهر بن جلون، «دختر بخت» ایزابل آلنده و «لائورادیاس» از کارلوس فوئنتس اشاره کرد.

 

دیدار با اسدالله امرایی به مناسبت انتشار «نمی‌توانم و نمی‌خواهم»

دانلود فیلم جدید

نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسی نظريه ارتباطی صدرايی» برگزار می‌شود

Published by:

نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسی نظريه ارتباطی صدرايی» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسي نظريه ارتباطي صدرايي» با حضور مهدی ناجی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‏‌شود.

در این نشست که به همت پژوهشکده ارتباطات برگزار می‌شود، «نظريه‏‌های هنجاری ارتباطات و کارکردهای رسانه»، «شناخت انسانی از ديدگاه صدرا»، «جايگاه ارتباطات انساني در اسفار اربعه»، «بررسی موضوع ارتباطات انسانی صدرايی با نظريه‏‌هاي هنجاری رسانه» و «بررسی موضوع ارتباطات انسانی صدرايی و کارکردهای رسانه» بحث خواهد شد.

این نشست سه‌شنبه 11 خردادماه از ساعت 10 و 30 تا 12 و 30 دقیقه برگزار می‌شود. حضور پژوهشگران و علاقه‌مندان در این نشست آزاد است. 

پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در خیابان ولیعصر، خیابان دمشق، شماره 9 واقع است.

نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسی نظريه ارتباطی صدرايی» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسي نظريه ارتباطي صدرايي» با حضور مهدی ناجی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار می‏‌شود.

در این نشست که به همت پژوهشکده ارتباطات برگزار می‌شود، «نظريه‏‌های هنجاری ارتباطات و کارکردهای رسانه»، «شناخت انسانی از ديدگاه صدرا»، «جايگاه ارتباطات انساني در اسفار اربعه»، «بررسی موضوع ارتباطات انسانی صدرايی با نظريه‏‌هاي هنجاری رسانه» و «بررسی موضوع ارتباطات انسانی صدرايی و کارکردهای رسانه» بحث خواهد شد.

این نشست سه‌شنبه 11 خردادماه از ساعت 10 و 30 تا 12 و 30 دقیقه برگزار می‌شود. حضور پژوهشگران و علاقه‌مندان در این نشست آزاد است. 

پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در خیابان ولیعصر، خیابان دمشق، شماره 9 واقع است.

نشست تخصصی «مباني انسان‏‌شناسی نظريه ارتباطی صدرايی» برگزار می‌شود

بازی

نام باد :سه‌گانه خاطرات کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

Published by:

نام باد :سه‌گانه خاطرات کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

صدای سنگین چکمه‌ها روی ایوان چوبی سه نفری را که در مهمانخانه‌ی ویستون نشسته بودند از جا پراند. کوئوت وسط جمله‌اش از جا بلند شد و قبل از اینکه در باز شود و اولین گروه جمعیت شب فلینگ وارد شوند، خود را به پیشخوان رساند.
کاب درحالیکه در را باز می‌کرد فریاد زد: «ما خیلی گشنمونه، کوت!» شپ، جیک و گراهام پشت سرش وارد شدند.
کوت گفت: «شاید یه چیزی اون عقب واسه خوردن داشته باشم. می‌تونم برم سریع بیارمش، مگه اینکه دوست داشته باشین اول گلویی تازه کنین.» تازه‌واردین درحالیکه روی صندلی‌های پیشخوان می‌نشستند، رضایت خود را با لحن دوستانه‌ای اعلام کردند. حرف‌هایشان حسی آشنا و قدیمی داشت، مثل کفش‌های کهنه‌ای که دیگر پا را نمی‌زنند.
وقایع‌نویس به مرد موقرمز پشت پیشخوان خیره شد. اثری از کوئوت در او باقی نمانده بود. فقط یک مهمانخانه‌دار بود: صمیمی، چاپلوس و آنقدر بی‌تکلف که تقریباً به چشم نمی‌آمد.
جیک مقداری از نوشیدنی لیوانش را سر کشید و بعد متوجه وقایع‌نویس شد که آن طرف اتاق نشسته بود. «کوت! یه مشتری جدید داری! شانس آوردیم صندلی خالی گیرمون اومد.» شپ خندید. کاب روی صندلی‌اش چرخید و به وقایع‌نویس که کنار باست نشسته و قلمش هنوز بالای کاغذش ثابت مانده بود، نگاه کرد. «کاتبی، چیزیه؟»
کوت با عجله گفت: «آره. دیشب وارد شهر شد.»
کاب با چشم‌هایی تنگ به وقایع‌نویس نگاه کرد. «چی داره می‌نویسه؟»
کوت صدایش را کمی پایین‌تر آورد تا توجه مشتریان را به خود جلب کند. «یادتونه باست دفعه‌ی پیش به بایدن سفر کرد؟» همه با دقت سر تکان دادند…

نام باد :سه‌گانه خاطرات کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

(image)
صدای سنگین چکمه‌ها روی ایوان چوبی سه نفری را که در مهمانخانه‌ی ویستون نشسته بودند از جا پراند. کوئوت وسط جمله‌اش از جا بلند شد و قبل از اینکه در باز شود و اولین گروه جمعیت شب فلینگ وارد شوند، خود را به پیشخوان رساند.
کاب درحالیکه در را باز می‌کرد فریاد زد: «ما خیلی گشنمونه، کوت!» شپ، جیک و گراهام پشت سرش وارد شدند.
کوت گفت: «شاید یه چیزی اون عقب واسه خوردن داشته باشم. می‌تونم برم سریع بیارمش، مگه اینکه دوست داشته باشین اول گلویی تازه کنین.» تازه‌واردین درحالیکه روی صندلی‌های پیشخوان می‌نشستند، رضایت خود را با لحن دوستانه‌ای اعلام کردند. حرف‌هایشان حسی آشنا و قدیمی داشت، مثل کفش‌های کهنه‌ای که دیگر پا را نمی‌زنند.
وقایع‌نویس به مرد موقرمز پشت پیشخوان خیره شد. اثری از کوئوت در او باقی نمانده بود. فقط یک مهمانخانه‌دار بود: صمیمی، چاپلوس و آنقدر بی‌تکلف که تقریباً به چشم نمی‌آمد.
جیک مقداری از نوشیدنی لیوانش را سر کشید و بعد متوجه وقایع‌نویس شد که آن طرف اتاق نشسته بود. «کوت! یه مشتری جدید داری! شانس آوردیم صندلی خالی گیرمون اومد.» شپ خندید. کاب روی صندلی‌اش چرخید و به وقایع‌نویس که کنار باست نشسته و قلمش هنوز بالای کاغذش ثابت مانده بود، نگاه کرد. «کاتبی، چیزیه؟»
کوت با عجله گفت: «آره. دیشب وارد شهر شد.»
کاب با چشم‌هایی تنگ به وقایع‌نویس نگاه کرد. «چی داره می‌نویسه؟»
کوت صدایش را کمی پایین‌تر آورد تا توجه مشتریان را به خود جلب کند. «یادتونه باست دفعه‌ی پیش به بایدن سفر کرد؟» همه با دقت سر تکان دادند…

نام باد :سه‌گانه خاطرات کوئوت شاه‌کش (کتاب اول، جلد سوم)

گوشی موبایل

تاکید صلاحی بر تقویت مدیریت رسانه در ایران/ از غیرعلمی اداره شدن رسانه‌ها در ایران تا نبود نیروی متخصص

Published by:

تاکید صلاحی بر تقویت مدیریت رسانه در ایران/ از غیرعلمی اداره شدن رسانه‌ها در ایران تا نبود نیروی متخصص

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین رونمایی از کتاب‌های «سیاست‌گذاری رسانه‌ای» و «از سرمایه شهرتی تا شهرت رسانه‌ای» نوشته طاهر روشندل و سیدمهدی شریفی امروز یکشنبه (9 خردادماه) با حضور محمود صلاحی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، علیرضا تابش، رئیس بنیاد فارابی، وحید عقیلی، محمد دادگران، محمدرضا سلطانی‌فر از استادان حوزه ارتباطات و مدیریت رسانه و عادل فردوسی‌پور در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
 
عقیلی رئیس دانشکده ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی در ابتدای این مراسم با بیان اینکه جای این دو کتاب در ادبیات رسانه در دهه گذشته خالی بوده گفت: مباحثی که در این آثار مطرح شده می‌تواند به مدیریت صحیح رسانه در کشور کمک شایانی کند چرا که کار فرهنگی یکی از رسالت‌های مهم مدیران رسانه است و نگاه علمی بدون داشتن نگرش علمی و آنچه که قابل اندازه‌گیری باشد غیرممکن است که بتوانیم در این حوزه موفق شویم.
 
وی ادامه داد: دکتر روشندل در کتاب «سیاست‌‌گذاری رسانه‌ای» به مباحثی پرداخته که گویای نیازهای رسانه‌هاست و عنوان این کتاب یکی از درس‌های دوره کارشناسی ارشد و دکترای رشته مدیریت رسانه است. یکی از ثمره‌های کار دانشگاه تولید علم است و با توجه به اینکه تولید علم در حوزه انسانی و اجتماعی یکی از دشوارترین کارهاست و اغلب نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته تولید آثاری از جمله سیاستگذاری رسانه‌ای می‌تواند به این مهم کمک کند.
 
عقیلی افزود: سیاست‌گذاری رسانه‌ای از مباحث مهم مطرح شده در جوامع است و مجموعه‌ای از فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … برای شکل‌گیری آن لازم است. سیاست‌گذاری رسانه‌ای به عنوان یک مجموعه فرایندی در به کارگیری فضای رسانه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه است و باید بتواند تولید محتوا برای یک کشور را پاسخ دهد.
 
بهره‌گیری از منابع متعدد لاتین در کتاب‌ها
به گفته این استاد ارتباطات، کتاب «سیاست‌‌گذاری رسانه‌ای» از 130 منبع لاتین بهره برده و سعی شده تا آخرین مباحث مرتبط به این حوزه به صورت علمی و مستدل بیان شود و در واقع این یکی از نخستین آثار تولید شده در این حوزه است و کار دکتر روشندل در تشخیص نیاز دانشجویان مدیریت ارتباطات و رسانه بسیار اهمیت دارد. همچنین کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» به عنوان یکی از کارهای علمی و مرجع در این حوزه محسوب می‌شود و مجموعه بسیار گسترده‌ای از تفاوت‌ها بین برند و شهرت رسانه‌ای را توضیح می‌دهد. این کتاب از 170 منبع لاتین و 50 منبع فارسی بهره برده و تعداد منابع فارسی آن نشان‌دهنده کافی نبودن منابع ما در این حوزه است.
 
عقیلی در بخش پایانی سخنانش ضمن اظهار امیدواری از اینکه کار تالیف کتاب در ایران به سمت تصنیف آن حرکت می‌کند، گفت: تالیف کتاب به معنای گردآوری سازماندهی و تولید محتوا با عنایت به تولیدات قبلی است اما تصنیف یک مرحله بالاتر از تالیف است و علاوه بر اینکه ادبیات و نظریات قبلی را دارد حرف جدیدی به مخاطب ارایه می‌کند و من امیدوارم که نقد این دو کتاب و هم‌افزایی جلسات نقد منجر به تولید آثار بیشتری در این زمینه شود.
 
بیگانگی از کار در مدیریت رسانه وجود دارد
دادگران نیز در ادامه این مراسم ضمن انتقاد از عدم مدیریت صحیح در صدا و سیما گفت: یکی از مشکلات موجود در ایران این است که در مدیریت رسانه بیگانگی از کار وجود دارد. رسانه، کارنامه روزبه‌روز دارد و باید نیازهای اطلاعاتی مخاطبانش را در لحظه تامین کند به همین دلیل مدیریت رسانه کار بسیار دشواری است و نمی‌توان آن را به صورت فامیلی اداره کرد در حالی که پس از انقلاب اسلامی همواره این موضوع یکی از مشکلات اصلی ما بوده است.
 
این استاد ارتباطات با بیان اینکه دکتر روشندل عمل و نظر را با یکدیگر دارد عنوان کرد: او توانسته نظریه را با عمل ترکیب کند و اولین کتابی که بعد از استقرار جمهوری اسلامی به صورت مدون در مدیریت رسانه تولید شده توسط وی بوده است. انتشار این کتاب فرصت خوبی است تا همه ما آن را بخوانیم و نقد کنیم و دید اقتصادی را در جامعه توسعه دهیم.
 
وی اضافه کرد: هر دو آثار منتشر شده جای تامل دارد و امیدوارم با ترویج فرهنگ انتقادی در کشور این آثار نیز مورد نقد و بررسی قرار گیرد و منجر به تولیدات جدیدتری شود.
 
روشندل همواره سعی می‌کند به‌روز باشد
فردوسی‌پور نیز در این مراسم به عنوان یکی از شاگردان طاهر روشندل سخن گفت و افزود: دکتر روشندل از جمله استادانی است که روابط بسیار صمیمانه‌ای با دانشجویانش دارد و کلاس‌های درس ایشان همواره برای دانشجویان فراتر از راحتی بوده است. البته نوشتن و ترجمه کتاب در ایران هیچ انتفاعی برای نویسنده‌اش ندارد و بنابراین در بلبشوی فقر فرهنگی و مطالعه تالیف کتاب توسط این استاد ارتباطات جای قدردانی دارد.
 
وی ادامه داد: روشندل از جمله استادانی است که همواره سعی می‌کند خودش را به‌روز کند و در این حوزه دست به تالیف و ترجمه بزند که جای قدردانی و تجلیل دارد.
 
امروز مردم سیاست‌های رسانه را مشخص می‌کنند
سلطانی‌فر، مدیرگروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در بخش دیگری از این مراسم با بیان اینکه شهرت برای رسانه یک تجارت است و اعتبار به همراه می‌آورد، گفت: شهرت از سه جنبه با رسانه قابل بررسی است. نخست آدم‌هایی که در رسانه کار می‌کنند و به‌ آن اعتبار می‌بخشند. دوم خود رسانه که می‌تواند به فعالانش اعتبار دهد و سوم زمینه‌ای که رسانه به صورت تخصصی در آن کار می‌کند و اعتبارش را از آن می‌گیرد.
 
وی با اشاره به اینکه سیاست‌گذاری در صدا و سیما یکی از فصل‌های اصلی کتاب سیاست‌گذاری رسانه‌ای است، اظهار کرد: امروز رسانه‌ها به جایگاهی رسیدند که مردم سیاستگذاری را به آنها اعمال می‌کنند. امروز صدا و سیما فکر می‌کند متولی فرهنگ است اما مردم عملا نشان دادند که سیاستگذاری باید از دل مردم برآید.
 
صدا و سیما در ایران اموال‌محور است تا دانش‌محور!
شریفی، مولف کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» در ادامه این مراسم توضیحاتی را درباره موضوع این کتاب ارایه کرد و گفت: امروز رونمایی از تراژدی غمرنگی است که رسانه‌ها با آن درگیرند. متاسفانه مطبوعات و صدا و سیما به دلیل فقدان منابع انسان گرفتار شهرت منفی شدند و اگر ادراک اجتماعی مخاطبان به صدا و سیما و مطبوعات پایین است به این دلیل است که ما در عرصه توسعه منابع انسانی هیچ قدمی برنداشتیم.
 
وی ادامه داد: امروز خبرگزاری‌ها، مطبوعات و رسانه‌های ما برای افزایش توسعه منابع انسانی خود برنامه‌ای ندارند و نهادهایی چون صدا و سیما در ایران اموال‌محور است تا دانش‌محور! این در حالی است کارگران دانشی باید محور تولید محتوا باشند.
 
وی تاکید کرد: اگر در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای نقش میانجیگری نداریم و خبرنگار ما نتوانسته دلال صلح باشد به دلیل این است که منابع انسانی ما توسعه پیدا نکرده است. بنابراین حرف این کتاب این است که باید راهکارهایی استخراج شود که توسعه سرمایه منابع انسانی به سرمایه شهرتی به عنوان ارزش افزوده معنا پیداکند.
 
متاسفانه رسانه‌های ما غیرعلمی اداره می‌شوند
روشندل نیز در بخش دیگری از این مراسم درباره کتاب «سیاست‌گذاری رسانه‌ای» گفت: تجربه مدیریت رسانه‌ای در کشور نشان داده که متاسفانه رسانه‌های ما به چه میزان غیرعلمی اداره می‌شوند این در حالی است که رسانه‌ها امروز معماران جوامع هستند و بنابراین ضرورت پرداختن به سواد رسانه‌ای که از ابتدای نشست همواره مطرح شده به درک اهمیت مدیریت رسانه و توسعه علمی این رشته مرتبط است.
 
دانشیار دانشگاه تهران افزود: اگر مدیریت علمی نداشته باشیم نمی‌توانیم انتظار ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه را داشته باشیم بنابراین باید به مدیریت رسانه به عنوان یک رشته مهم در هزاره سوم نگاه کنیم چرا که امروزه رسانه‌های جمعی همه ابعاد زندگی بشری را به سلطه خودشان درآورند و در عرصه سیاست دیپلماسی رسانه‌ای حرف اول توسط رسانه‌ها زده می‌شود.
 
وی با بیان اینکه امروزه واقعیت‌های رسانه‌ای به درک واقعیت‌های اجتماعی کمک می‌کند، اظهار کرد: اهمیت پرداختن به مدیریت رسانه اینجا خودش را نشان می‌دهد و کتاب سیاستگذاری رسانه‌ای این موضوع را که تاکنون مغفول مانده مود توجه قرار می‌دهد. این کتاب حاصل زحمات شبانه‌روزی یکی از دانشجویان من است و تلاش شده در آن به صورتی اختصاصی روی سیاست رسانه‌ای متمرکز شویم.
 
روشندل در پایان اظهار امیدواری کرد که در چاپ‌های بعدی کتاب ایرادهای محتوایی و نگارشی آن مرتفع شود.
 
باید خبرسازی کنیم
صلاحی نیز در بخش پایانی این نشست ضمن تاکید بر سیطره رسانه‌ها در جوامع امروزی یادآور شد: امروزه خبرگزاری‌های بزرگ دنیا به جای خبررسانی، خبرسازی می‌کنند و ما باید بتوانیم برای آگاه‌سازی مردم از ظرفیت‌های به‌وجود آمده پس از انقلاب اسلامی استفاده کنیم.
 
وی ادامه داد: مدیریت رسانه در کشور ما باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و با توجه به چندین برابر شدن دانشجویان در کشور باید به راهکارهایی بیندیشیم که در آن ضرورت پرداختن به اهمیت رسانه مطرح شود. امروز می‌توانیم صداقت رسانه‌ای را به عنوان موضوع راه‌اندازی یک کمپین قرار دهیم.
 
این مقام مسئول با اشاره به اینکه بنگاه‌های استکباری در دنیا به دنبال خبرسازی هستند، اظهار کرد: بنگاه‌های خبری امروز به میزانی دنبال خبرسازی هستند تا مدیران را وادار به تصمیم‌سازی کنند.
 
صلاحی با اشاره به صفحاتی از کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» گفت‌: پنج موضوع درباره سرمایه انسانی و انگیزه آن در این کتاب بیان شده که بسیار مهم است و به بلوغ رسیدن یک سازمان کمک می‌کند، ما باید هرچه زودتر فعالیت خود را در این حوزه شروع کنیم و اگرچه مدیریت رسانه رشته‌ای جوانی در ایران است اما می‌توان به تقویت منابع آن و مدیریت رسانه در ایران همت گمارد چون اگر بخواهیم اخلاق بشری را در سطح جهانی مطرح کنیم نیازمند تربیت نیروی انسانی متخصص هستیم.
 
سیاست ما باید حمایت از نویسندگان جوان باشد
وی با تاکید بر اینکه باید در این حوزه استراتژی‌های خاص خودمان را داشته باشیم عنوان کرد: سیاست ما باید حمایت از نویسندگان جوان باشد و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری نیز با تاسیس کانون نویسندگان جوان به دنبال عملیاتی کردن این سیاست است. خوشبختانه تالیف کتاب در ایران مورد توجه است اما همچنان وضعیت مطالعه ما مطلوب نیست.
 
به گفته صلاحی پیش از انقلاب اسلامی سه هزار عنوان کتاب چاپ می‌شده و اکنون پس از انقلاب 62 هزار عنوان چاپ شده است با این وجود باید علل علاقه‌مند نشدن مخاطبان به کتاب‌ خواندن بررسی شود چرا که با توجه به فهم و هوش ایرانیان ظرفیت افزایش سرانه مطالعه در کشور وجود دارد بنابراین باید کتاب‌های خوب بیشتری تالیف شود تا مردم به خواندن تشویق شوند چون تجربه نشان داده که اگر کتاب خوب تولید شود مردم ما از آن استقبال می‌کنند.
 
وی در پایان ضمن تقدیر از مولفان جوان این کتاب عنوان کرد: جای خوشحالی است که استادان جوان ما کتاب‌هایی می‌نویسند که استادان پیشکسوت از آن تعریف می‌کنند و امیدوارم این روند ادامه پیدا کند. 

تاکید صلاحی بر تقویت مدیریت رسانه در ایران/ از غیرعلمی اداره شدن رسانه‌ها در ایران تا نبود نیروی متخصص

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین رونمایی از کتاب‌های «سیاست‌گذاری رسانه‌ای» و «از سرمایه شهرتی تا شهرت رسانه‌ای» نوشته طاهر روشندل و سیدمهدی شریفی امروز یکشنبه (9 خردادماه) با حضور محمود صلاحی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، علیرضا تابش، رئیس بنیاد فارابی، وحید عقیلی، محمد دادگران، محمدرضا سلطانی‌فر از استادان حوزه ارتباطات و مدیریت رسانه و عادل فردوسی‌پور در فرهنگسرای رسانه برگزار شد.
 
عقیلی رئیس دانشکده ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی در ابتدای این مراسم با بیان اینکه جای این دو کتاب در ادبیات رسانه در دهه گذشته خالی بوده گفت: مباحثی که در این آثار مطرح شده می‌تواند به مدیریت صحیح رسانه در کشور کمک شایانی کند چرا که کار فرهنگی یکی از رسالت‌های مهم مدیران رسانه است و نگاه علمی بدون داشتن نگرش علمی و آنچه که قابل اندازه‌گیری باشد غیرممکن است که بتوانیم در این حوزه موفق شویم.
 
وی ادامه داد: دکتر روشندل در کتاب «سیاست‌‌گذاری رسانه‌ای» به مباحثی پرداخته که گویای نیازهای رسانه‌هاست و عنوان این کتاب یکی از درس‌های دوره کارشناسی ارشد و دکترای رشته مدیریت رسانه است. یکی از ثمره‌های کار دانشگاه تولید علم است و با توجه به اینکه تولید علم در حوزه انسانی و اجتماعی یکی از دشوارترین کارهاست و اغلب نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته تولید آثاری از جمله سیاستگذاری رسانه‌ای می‌تواند به این مهم کمک کند.
 
عقیلی افزود: سیاست‌گذاری رسانه‌ای از مباحث مهم مطرح شده در جوامع است و مجموعه‌ای از فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … برای شکل‌گیری آن لازم است. سیاست‌گذاری رسانه‌ای به عنوان یک مجموعه فرایندی در به کارگیری فضای رسانه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه است و باید بتواند تولید محتوا برای یک کشور را پاسخ دهد.
 
بهره‌گیری از منابع متعدد لاتین در کتاب‌ها
به گفته این استاد ارتباطات، کتاب «سیاست‌‌گذاری رسانه‌ای» از 130 منبع لاتین بهره برده و سعی شده تا آخرین مباحث مرتبط به این حوزه به صورت علمی و مستدل بیان شود و در واقع این یکی از نخستین آثار تولید شده در این حوزه است و کار دکتر روشندل در تشخیص نیاز دانشجویان مدیریت ارتباطات و رسانه بسیار اهمیت دارد. همچنین کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» به عنوان یکی از کارهای علمی و مرجع در این حوزه محسوب می‌شود و مجموعه بسیار گسترده‌ای از تفاوت‌ها بین برند و شهرت رسانه‌ای را توضیح می‌دهد. این کتاب از 170 منبع لاتین و 50 منبع فارسی بهره برده و تعداد منابع فارسی آن نشان‌دهنده کافی نبودن منابع ما در این حوزه است.
 
عقیلی در بخش پایانی سخنانش ضمن اظهار امیدواری از اینکه کار تالیف کتاب در ایران به سمت تصنیف آن حرکت می‌کند، گفت: تالیف کتاب به معنای گردآوری سازماندهی و تولید محتوا با عنایت به تولیدات قبلی است اما تصنیف یک مرحله بالاتر از تالیف است و علاوه بر اینکه ادبیات و نظریات قبلی را دارد حرف جدیدی به مخاطب ارایه می‌کند و من امیدوارم که نقد این دو کتاب و هم‌افزایی جلسات نقد منجر به تولید آثار بیشتری در این زمینه شود.
 
بیگانگی از کار در مدیریت رسانه وجود دارد
دادگران نیز در ادامه این مراسم ضمن انتقاد از عدم مدیریت صحیح در صدا و سیما گفت: یکی از مشکلات موجود در ایران این است که در مدیریت رسانه بیگانگی از کار وجود دارد. رسانه، کارنامه روزبه‌روز دارد و باید نیازهای اطلاعاتی مخاطبانش را در لحظه تامین کند به همین دلیل مدیریت رسانه کار بسیار دشواری است و نمی‌توان آن را به صورت فامیلی اداره کرد در حالی که پس از انقلاب اسلامی همواره این موضوع یکی از مشکلات اصلی ما بوده است.
 
این استاد ارتباطات با بیان اینکه دکتر روشندل عمل و نظر را با یکدیگر دارد عنوان کرد: او توانسته نظریه را با عمل ترکیب کند و اولین کتابی که بعد از استقرار جمهوری اسلامی به صورت مدون در مدیریت رسانه تولید شده توسط وی بوده است. انتشار این کتاب فرصت خوبی است تا همه ما آن را بخوانیم و نقد کنیم و دید اقتصادی را در جامعه توسعه دهیم.
 
وی اضافه کرد: هر دو آثار منتشر شده جای تامل دارد و امیدوارم با ترویج فرهنگ انتقادی در کشور این آثار نیز مورد نقد و بررسی قرار گیرد و منجر به تولیدات جدیدتری شود.
 
روشندل همواره سعی می‌کند به‌روز باشد
فردوسی‌پور نیز در این مراسم به عنوان یکی از شاگردان طاهر روشندل سخن گفت و افزود: دکتر روشندل از جمله استادانی است که روابط بسیار صمیمانه‌ای با دانشجویانش دارد و کلاس‌های درس ایشان همواره برای دانشجویان فراتر از راحتی بوده است. البته نوشتن و ترجمه کتاب در ایران هیچ انتفاعی برای نویسنده‌اش ندارد و بنابراین در بلبشوی فقر فرهنگی و مطالعه تالیف کتاب توسط این استاد ارتباطات جای قدردانی دارد.
 
وی ادامه داد: روشندل از جمله استادانی است که همواره سعی می‌کند خودش را به‌روز کند و در این حوزه دست به تالیف و ترجمه بزند که جای قدردانی و تجلیل دارد.
 
امروز مردم سیاست‌های رسانه را مشخص می‌کنند
سلطانی‌فر، مدیرگروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در بخش دیگری از این مراسم با بیان اینکه شهرت برای رسانه یک تجارت است و اعتبار به همراه می‌آورد، گفت: شهرت از سه جنبه با رسانه قابل بررسی است. نخست آدم‌هایی که در رسانه کار می‌کنند و به‌ آن اعتبار می‌بخشند. دوم خود رسانه که می‌تواند به فعالانش اعتبار دهد و سوم زمینه‌ای که رسانه به صورت تخصصی در آن کار می‌کند و اعتبارش را از آن می‌گیرد.
 
وی با اشاره به اینکه سیاست‌گذاری در صدا و سیما یکی از فصل‌های اصلی کتاب سیاست‌گذاری رسانه‌ای است، اظهار کرد: امروز رسانه‌ها به جایگاهی رسیدند که مردم سیاستگذاری را به آنها اعمال می‌کنند. امروز صدا و سیما فکر می‌کند متولی فرهنگ است اما مردم عملا نشان دادند که سیاستگذاری باید از دل مردم برآید.
 
صدا و سیما در ایران اموال‌محور است تا دانش‌محور!
شریفی، مولف کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» در ادامه این مراسم توضیحاتی را درباره موضوع این کتاب ارایه کرد و گفت: امروز رونمایی از تراژدی غمرنگی است که رسانه‌ها با آن درگیرند. متاسفانه مطبوعات و صدا و سیما به دلیل فقدان منابع انسان گرفتار شهرت منفی شدند و اگر ادراک اجتماعی مخاطبان به صدا و سیما و مطبوعات پایین است به این دلیل است که ما در عرصه توسعه منابع انسانی هیچ قدمی برنداشتیم.
 
وی ادامه داد: امروز خبرگزاری‌ها، مطبوعات و رسانه‌های ما برای افزایش توسعه منابع انسانی خود برنامه‌ای ندارند و نهادهایی چون صدا و سیما در ایران اموال‌محور است تا دانش‌محور! این در حالی است کارگران دانشی باید محور تولید محتوا باشند.
 
وی تاکید کرد: اگر در حوزه دیپلماسی رسانه‌ای نقش میانجیگری نداریم و خبرنگار ما نتوانسته دلال صلح باشد به دلیل این است که منابع انسانی ما توسعه پیدا نکرده است. بنابراین حرف این کتاب این است که باید راهکارهایی استخراج شود که توسعه سرمایه منابع انسانی به سرمایه شهرتی به عنوان ارزش افزوده معنا پیداکند.
 
متاسفانه رسانه‌های ما غیرعلمی اداره می‌شوند
روشندل نیز در بخش دیگری از این مراسم درباره کتاب «سیاست‌گذاری رسانه‌ای» گفت: تجربه مدیریت رسانه‌ای در کشور نشان داده که متاسفانه رسانه‌های ما به چه میزان غیرعلمی اداره می‌شوند این در حالی است که رسانه‌ها امروز معماران جوامع هستند و بنابراین ضرورت پرداختن به سواد رسانه‌ای که از ابتدای نشست همواره مطرح شده به درک اهمیت مدیریت رسانه و توسعه علمی این رشته مرتبط است.
 
دانشیار دانشگاه تهران افزود: اگر مدیریت علمی نداشته باشیم نمی‌توانیم انتظار ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه را داشته باشیم بنابراین باید به مدیریت رسانه به عنوان یک رشته مهم در هزاره سوم نگاه کنیم چرا که امروزه رسانه‌های جمعی همه ابعاد زندگی بشری را به سلطه خودشان درآورند و در عرصه سیاست دیپلماسی رسانه‌ای حرف اول توسط رسانه‌ها زده می‌شود.
 
وی با بیان اینکه امروزه واقعیت‌های رسانه‌ای به درک واقعیت‌های اجتماعی کمک می‌کند، اظهار کرد: اهمیت پرداختن به مدیریت رسانه اینجا خودش را نشان می‌دهد و کتاب سیاستگذاری رسانه‌ای این موضوع را که تاکنون مغفول مانده مود توجه قرار می‌دهد. این کتاب حاصل زحمات شبانه‌روزی یکی از دانشجویان من است و تلاش شده در آن به صورتی اختصاصی روی سیاست رسانه‌ای متمرکز شویم.
 
روشندل در پایان اظهار امیدواری کرد که در چاپ‌های بعدی کتاب ایرادهای محتوایی و نگارشی آن مرتفع شود.
 
باید خبرسازی کنیم
صلاحی نیز در بخش پایانی این نشست ضمن تاکید بر سیطره رسانه‌ها در جوامع امروزی یادآور شد: امروزه خبرگزاری‌های بزرگ دنیا به جای خبررسانی، خبرسازی می‌کنند و ما باید بتوانیم برای آگاه‌سازی مردم از ظرفیت‌های به‌وجود آمده پس از انقلاب اسلامی استفاده کنیم.
 
وی ادامه داد: مدیریت رسانه در کشور ما باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و با توجه به چندین برابر شدن دانشجویان در کشور باید به راهکارهایی بیندیشیم که در آن ضرورت پرداختن به اهمیت رسانه مطرح شود. امروز می‌توانیم صداقت رسانه‌ای را به عنوان موضوع راه‌اندازی یک کمپین قرار دهیم.
 
این مقام مسئول با اشاره به اینکه بنگاه‌های استکباری در دنیا به دنبال خبرسازی هستند، اظهار کرد: بنگاه‌های خبری امروز به میزانی دنبال خبرسازی هستند تا مدیران را وادار به تصمیم‌سازی کنند.
 
صلاحی با اشاره به صفحاتی از کتاب «از سرمایه شهرت تا شهرت رسانه‌ای» گفت‌: پنج موضوع درباره سرمایه انسانی و انگیزه آن در این کتاب بیان شده که بسیار مهم است و به بلوغ رسیدن یک سازمان کمک می‌کند، ما باید هرچه زودتر فعالیت خود را در این حوزه شروع کنیم و اگرچه مدیریت رسانه رشته‌ای جوانی در ایران است اما می‌توان به تقویت منابع آن و مدیریت رسانه در ایران همت گمارد چون اگر بخواهیم اخلاق بشری را در سطح جهانی مطرح کنیم نیازمند تربیت نیروی انسانی متخصص هستیم.
 
سیاست ما باید حمایت از نویسندگان جوان باشد
وی با تاکید بر اینکه باید در این حوزه استراتژی‌های خاص خودمان را داشته باشیم عنوان کرد: سیاست ما باید حمایت از نویسندگان جوان باشد و سازمان فرهنگی و هنری شهرداری نیز با تاسیس کانون نویسندگان جوان به دنبال عملیاتی کردن این سیاست است. خوشبختانه تالیف کتاب در ایران مورد توجه است اما همچنان وضعیت مطالعه ما مطلوب نیست.
 
به گفته صلاحی پیش از انقلاب اسلامی سه هزار عنوان کتاب چاپ می‌شده و اکنون پس از انقلاب 62 هزار عنوان چاپ شده است با این وجود باید علل علاقه‌مند نشدن مخاطبان به کتاب‌ خواندن بررسی شود چرا که با توجه به فهم و هوش ایرانیان ظرفیت افزایش سرانه مطالعه در کشور وجود دارد بنابراین باید کتاب‌های خوب بیشتری تالیف شود تا مردم به خواندن تشویق شوند چون تجربه نشان داده که اگر کتاب خوب تولید شود مردم ما از آن استقبال می‌کنند.
 
وی در پایان ضمن تقدیر از مولفان جوان این کتاب عنوان کرد: جای خوشحالی است که استادان جوان ما کتاب‌هایی می‌نویسند که استادان پیشکسوت از آن تعریف می‌کنند و امیدوارم این روند ادامه پیدا کند. 

تاکید صلاحی بر تقویت مدیریت رسانه در ایران/ از غیرعلمی اداره شدن رسانه‌ها در ایران تا نبود نیروی متخصص

روزنامه قانون

والی‌زاده: «عیدانه کتاب» قدرت خرید خانواده‌ها را ارتقا داد/ لزوم اطلاع‌رسانی دقیق در فازهای بعدی

Published by:

والی‌زاده: «عیدانه کتاب» قدرت خرید خانواده‌ها را ارتقا داد/ لزوم اطلاع‌رسانی دقیق در فازهای بعدی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سال گذشته، معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور رونق بخشیدن به بازار كتاب و ترویج كتابخوانی، تسهیلاتی را در قالب یارانه خرید كتاب از طریق كتابفروشی‌های سراسر كشور، مستقیماً به خریداران کتاب پرداخت کرد. در همین راستا، دو طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» و «عیدانه کتاب» در دو بازه زمانی اجرا شدند که علاوه بر رونق کتاب به خصوص در نوروز، موجب پدید آمدن موج اعتماد و امیدواری در کتابفروشان سراسر کشور شد.

در این طرح، كتابفروشی‌هایی كه شرایط لازم را  دارا بودند، پس از ثبت‌نام در سایت موسسه خانه کتاب كتاب‌های خود را که با شرایط تعیین شده در این طرح مطابقت داشتند با 20 درصد تخفیف به خریداران فروختند. موسسه خانه كتاب به نمایندگی از طرف معاونت امور فرهنگی مبلغ تخفیف را به كتابفروشان پرداخت کرد.

طرح عیدانه کتاب با ثبت ۴۳ میلیارد و ۷۵۲ میلیون و ۷۲۹ هزار و ۴۵ ریال فروش، در روز 15 فروردین به کار خود پایان داد و از همان وقت، مدیران موسسه خانه کتاب، قول تداوم آن در قالب جشنواره‌ای برای تابستان را دادند.

قرار است روز سه‌شنبه، یازدهم خرداد‌ماه، از ناشران و کتابفروشان برگزیده این طرح در مراسمی قدردانی شود. به همین دلیل برآن شدیم که نظر برخی از این برگزیدگان را درباره جزئیات این طرح جویا شویم.

حسام والی‌زاده در گفت‌وگو با ایبنا، ضمن مثبت ارزیابی کردن  طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» اظهار کرد: اجرای این طرح باعث شد چندین مشکل حوزه نشر که به واسطه آنها مردم به سمت مطالعه نمی‌رفتند، برطرف شود؛ نخست این‌که با تخفیف‌های هر کتابفروشی، زمینه ترغیب مردم برای حضور در این اماکن و خرید کتاب فراهم شد و در نتیجه فرهنگ مطالعه افزایش پیدا کرد.
 
وی ادامه داد: البته ناگفته نماند که در این میان، صدا و سیما نقش مؤثری برای کتاب‌خوان کردن مردم دارد. رسانه ملی می‌تواند هم با معرفی طرح‌هایی نظیر «کتابفروشی به وسعت ایران» و هم با اجرای ویژه‌برنامه‌های کتابخوانی در افزایش فرهنگ کتابخوانی مؤثر باشد.
 
مدیرمسئول شهر کتاب خرم‌آباد افزود: بالا بودن قیمت کتاب‌ها از دیگر معضلات و مشکلات عرصه نشر است که با روی کار آمدن طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» این مشکل تا حدودی برطرف شد و توان خرید مردم افزایش پیافت.
 
والی‌زاده در ادامه، از کتاب‌های «بیشعوری»، «شازده کوچولو»، «می‌می‌نی»، «سیاه مشق»، «بنی‌آدم» و «سمفونی مردگان» به عنوان پُرفروش‌ترین کتاب‌های شهر کتاب خرم‌آباد در طرح «عیدانه کتاب» یاد کرد و گفت: از دست‌اندرکاران راه‌اندازی و اجرای این طرح می‌خواهم تا اعتبار هر کتابفروشی را به صورت یکجا پرداخت کنند؛ چرا که وقتی اعتبار اولیه شهر کتاب خرم‌آباد تمام می‌شد، معمولاً مسئولان تخصیص اعتبار، به دلیل تمام شدن ساعت اداری، در دسترس نبودند و ما مجبور می‌شدیم تا فردای آن روز برای دریافت اعتبار مرحله دوم، صبر کنیم.
 
وی همچنین از مسئولان طرح‌های «کتابفروشی به وسعت ایران» و «عیدانه کتاب» خواستار اطلاع‌رسانی دقیق‌تر درباره این طرح در فازهای بعدی شد و گفت: از مؤسسه خانه کتاب به دلیل راه‌اندازی این طرح تشکر می‌کنم و امیدوارم اجرای آن در طول سال ـالبته با اطلاع‌رسانی دقیق‌‌ترـ ادامه داشته باشد.
 
مدیرمسئول شهر کتاب خرم‌آباد افزود: در این طرح، همه کتاب‌ها شامل تخفیف نمی‌شوند. بنابراین پیشنهاد می‌کنم تمهیداتی برای حل این معضل اندیشیده شود. همچنین متأسفانه در سایت اختصاص یافته به اجرای این طرح، قیمت کتاب‌ها در برخی موارد به‌روز نیستند؛ این امر نیز مستلزم توجه مسئولان است. از طرف دیگر، سرعت سایت بسیار کند است که امیدوارم برای برطرف شدن این مشکل نیز اقدام شود.

والی‌زاده: «عیدانه کتاب» قدرت خرید خانواده‌ها را ارتقا داد/ لزوم اطلاع‌رسانی دقیق در فازهای بعدی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سال گذشته، معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور رونق بخشیدن به بازار كتاب و ترویج كتابخوانی، تسهیلاتی را در قالب یارانه خرید كتاب از طریق كتابفروشی‌های سراسر كشور، مستقیماً به خریداران کتاب پرداخت کرد. در همین راستا، دو طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» و «عیدانه کتاب» در دو بازه زمانی اجرا شدند که علاوه بر رونق کتاب به خصوص در نوروز، موجب پدید آمدن موج اعتماد و امیدواری در کتابفروشان سراسر کشور شد.

در این طرح، كتابفروشی‌هایی كه شرایط لازم را  دارا بودند، پس از ثبت‌نام در سایت موسسه خانه کتاب كتاب‌های خود را که با شرایط تعیین شده در این طرح مطابقت داشتند با 20 درصد تخفیف به خریداران فروختند. موسسه خانه كتاب به نمایندگی از طرف معاونت امور فرهنگی مبلغ تخفیف را به كتابفروشان پرداخت کرد.

طرح عیدانه کتاب با ثبت ۴۳ میلیارد و ۷۵۲ میلیون و ۷۲۹ هزار و ۴۵ ریال فروش، در روز 15 فروردین به کار خود پایان داد و از همان وقت، مدیران موسسه خانه کتاب، قول تداوم آن در قالب جشنواره‌ای برای تابستان را دادند.

قرار است روز سه‌شنبه، یازدهم خرداد‌ماه، از ناشران و کتابفروشان برگزیده این طرح در مراسمی قدردانی شود. به همین دلیل برآن شدیم که نظر برخی از این برگزیدگان را درباره جزئیات این طرح جویا شویم.

حسام والی‌زاده در گفت‌وگو با ایبنا، ضمن مثبت ارزیابی کردن  طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» اظهار کرد: اجرای این طرح باعث شد چندین مشکل حوزه نشر که به واسطه آنها مردم به سمت مطالعه نمی‌رفتند، برطرف شود؛ نخست این‌که با تخفیف‌های هر کتابفروشی، زمینه ترغیب مردم برای حضور در این اماکن و خرید کتاب فراهم شد و در نتیجه فرهنگ مطالعه افزایش پیدا کرد.
 
وی ادامه داد: البته ناگفته نماند که در این میان، صدا و سیما نقش مؤثری برای کتاب‌خوان کردن مردم دارد. رسانه ملی می‌تواند هم با معرفی طرح‌هایی نظیر «کتابفروشی به وسعت ایران» و هم با اجرای ویژه‌برنامه‌های کتابخوانی در افزایش فرهنگ کتابخوانی مؤثر باشد.
 
مدیرمسئول شهر کتاب خرم‌آباد افزود: بالا بودن قیمت کتاب‌ها از دیگر معضلات و مشکلات عرصه نشر است که با روی کار آمدن طرح «کتابفروشی به وسعت ایران» این مشکل تا حدودی برطرف شد و توان خرید مردم افزایش پیافت.
 
والی‌زاده در ادامه، از کتاب‌های «بیشعوری»، «شازده کوچولو»، «می‌می‌نی»، «سیاه مشق»، «بنی‌آدم» و «سمفونی مردگان» به عنوان پُرفروش‌ترین کتاب‌های شهر کتاب خرم‌آباد در طرح «عیدانه کتاب» یاد کرد و گفت: از دست‌اندرکاران راه‌اندازی و اجرای این طرح می‌خواهم تا اعتبار هر کتابفروشی را به صورت یکجا پرداخت کنند؛ چرا که وقتی اعتبار اولیه شهر کتاب خرم‌آباد تمام می‌شد، معمولاً مسئولان تخصیص اعتبار، به دلیل تمام شدن ساعت اداری، در دسترس نبودند و ما مجبور می‌شدیم تا فردای آن روز برای دریافت اعتبار مرحله دوم، صبر کنیم.
 
وی همچنین از مسئولان طرح‌های «کتابفروشی به وسعت ایران» و «عیدانه کتاب» خواستار اطلاع‌رسانی دقیق‌تر درباره این طرح در فازهای بعدی شد و گفت: از مؤسسه خانه کتاب به دلیل راه‌اندازی این طرح تشکر می‌کنم و امیدوارم اجرای آن در طول سال ـالبته با اطلاع‌رسانی دقیق‌‌ترـ ادامه داشته باشد.
 
مدیرمسئول شهر کتاب خرم‌آباد افزود: در این طرح، همه کتاب‌ها شامل تخفیف نمی‌شوند. بنابراین پیشنهاد می‌کنم تمهیداتی برای حل این معضل اندیشیده شود. همچنین متأسفانه در سایت اختصاص یافته به اجرای این طرح، قیمت کتاب‌ها در برخی موارد به‌روز نیستند؛ این امر نیز مستلزم توجه مسئولان است. از طرف دیگر، سرعت سایت بسیار کند است که امیدوارم برای برطرف شدن این مشکل نیز اقدام شود.

والی‌زاده: «عیدانه کتاب» قدرت خرید خانواده‌ها را ارتقا داد/ لزوم اطلاع‌رسانی دقیق در فازهای بعدی

موزیک سرا