جنگ در دو جبهه

Published by:

جنگ در دو جبهه

دی‌ماه سال هفتاد‌و‌سه بود و من چهارده سال داشتم؛ در آن سال‌ها، شور نوجوانی بود و من یک پرسپولیسی دوآتشه بودم. جمعه بود و دو تا از عموها و خانواده‌هایشان ناهار مهمان ما بودند. از بعداز ناهار دیگر دل توی دلم نبود که این چندساعت بگذرد و بازی دربی شروع شود. یعنی دل توی دل هیچ کدام‌مان نبود؛ در خاندان ما چه از سمت پدری و چه فامیل مادری، تا شعاع صدکیلومتر همه پرسپولیسی هستند!
نیم‌ساعتی مانده‌بود تا بازی شروع شود که سر و کله یک زوج تازه ازدواج‌کرده فامیل پیدا شد؛ چندماهی از عروسی‌شان گذشته بود؛ شب عروسی به ما شام، زرشک‌پلو با مرغِ خام دادند که نخوردیم و تشتکِ نوشابه‌ها را جمع کردیم و موقع رفتن مهمان‌ها ریختیم توی راه‌پله شلوغ تالار تا کسی زمین بخورد و بخندیم.

جنگ در دو جبهه

(image)
دی‌ماه سال هفتاد‌و‌سه بود و من چهارده سال داشتم؛ در آن سال‌ها، شور نوجوانی بود و من یک پرسپولیسی دوآتشه بودم. جمعه بود و دو تا از عموها و خانواده‌هایشان ناهار مهمان ما بودند. از بعداز ناهار دیگر دل توی دلم نبود که این چندساعت بگذرد و بازی دربی شروع شود. یعنی دل توی دل هیچ کدام‌مان نبود؛ در خاندان ما چه از سمت پدری و چه فامیل مادری، تا شعاع صدکیلومتر همه پرسپولیسی هستند!
نیم‌ساعتی مانده‌بود تا بازی شروع شود که سر و کله یک زوج تازه ازدواج‌کرده فامیل پیدا شد؛ چندماهی از عروسی‌شان گذشته بود؛ شب عروسی به ما شام، زرشک‌پلو با مرغِ خام دادند که نخوردیم و تشتکِ نوشابه‌ها را جمع کردیم و موقع رفتن مهمان‌ها ریختیم توی راه‌پله شلوغ تالار تا کسی زمین بخورد و بخندیم.

جنگ در دو جبهه

تکست آهنگ

چهره بدون آرایش

Published by:

چهره بدون آرایش

چهره بدون آرایش

وقتی چالش صورت بدون آرایش رایج شد، خیلی ها نشان شجاعت گرفتند و به بقیه هم این شجاعت را منتقل کردند تا وارد این چالش شوند. چهره های خیلی ها با آن چه که قبلا دیده می شد متفاوت بود و بودند کسانی که […]

چهره بدون آرایش

(image)

وقتی چالش صورت بدون آرایش رایج شد، خیلی ها نشان شجاعت گرفتند و به بقیه هم این شجاعت را منتقل کردند تا وارد این چالش شوند. چهره های خیلی ها با آن چه که قبلا دیده می شد متفاوت بود و بودند کسانی که […]
چهره بدون آرایش

مهارت برتر

بیوگرافی صفر بر صفحه کتاب تشریح شد/ از تولد صفر تا سرنوشت نهایی کیهان درباره عدد هیچ

Published by:

بیوگرافی صفر بر صفحه کتاب تشریح شد/ از تولد صفر تا سرنوشت نهایی کیهان درباره عدد هیچ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)  نخستین چاپ کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» نوشته چارلز سیف با ترجمه احمد‌رضارسولی از سوی نشر«هو‌رمزد» به بازار کتاب عرضه شده است.

پنج فصل نخست کتاب که از فصل صفر آغاز شده شامل «هیچ‌و‌پوچ»، «عدم فعالیت»، «هیچ در پی هیچ می‌آید»، «هیچ جرأت پیدا می‌کند» و «خدای لایتناهی هیچ» است.
 
صفر قدرتمند است
در فصل «صفر» داستان کوتاهی از تاثیر عدد صفر در هدایت «یورک تاون» رزم‌ناوِ چند ‌میلیارد دلاری روایت شده است. «…. کامپیو‌تر‌های یورک تاون به‌تازگی یک نرم‌افزار جدید برای کنترل موتور‌ها دریافت کرده بودند. متاسفانه هیچ‌کس متوجه نشد که یک بمب ساعتی در کُد، مخفی شده است؛‌ یک صفر که مهندسین می‌بایست هنگام نصب نرم‌افزار آن‌را حذف می‌کردند اما به دلایلی این صفر به نظر نیامد و در کُد پنهان ماند؛‌ البته تا زمانی پنهان ماند که نرم‌افزار به حافظه مراجعه کرد و قفل شد. زمانی که رایانه‌‌ رزم‌ناو سعی کرد عمل تقسیم بر صفر را انجام دهد موتور‌های با قدرت 80‌‌هزار اسب بخار آن بی‌فایده شدند…..»

نویسنده ادامه می‌دهد که بورک تاون لنگان لنگان به بندر رسید و برای حذف صفر مهندسین دو روز فرصت داشتند. مولف کتاب با استناد به این داستان معتقد است که هیچ عدد دیگری قادر به وارد کردن چنین خسارتی نیست.
 
در معرفی کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» در ادامه فصل صفر می‌خوانیم: «این کتاب، داستان صفر از بدو تولد در زمان باستان تا پرورش و رشد آن در مشرق زمین، تلاش آن برای پذیرفته شدن در اروپا، نفوذ در غرب و تهدید آن برای فیزیک مدرن است.»

ترس مردم باستان از صفر
در فصل یکم کتاب، درباره منشاء صفر می‌خوانیم: «داستان صفر یک ماجرای باستانی است و ریشه‌های آن به ریاضیات اولیه بر‌می‌گردد. هزاران سال پیش از به‌وجود آمدن تمدن و مدت‌ها قبل از اینکه بشر قادر به خواندن و نوشتن باشد. با اینکه امروزه صفر در نظر ما عادی جلوه‌ می‌کند، مردم باستان با صفر بیگانه بودند و از آن خوف داشتند.»

تولد صفر
در ادامه نخستین فصل کتاب درباره تولد صفر آمده است: «اگر چه روش یو‌نانی‌ها از مصری‌ها گویاتر بود، اما پیشرفته‌ترین روش نوشتن اعداد در دوران باستان نبود؛‌ این عنوان را ابداع دیگری از شرق یعنی روش محاسبه بابلی‌ها به خود اختصاص داد. سرانجام در شرق در بابل و جلگه حاصلخیز کشور عراقِ امروزی «صفر» در علم ریاضی پدیدار شد.»     

غرب صفر را پس می‌زند
درباره ورود صفر به دنیای غرب نویسنده به مقاومت غربیان اشاره می‌کند. «تمدن و فرهنگ یونان که توسط فیثاغورث،‌ ارسطو،‌ و بطلمیوس پایه‌ریزی شده بود تا مدت مدیدی پس از نابودی تمدن یونان همچنان پا‌برجا ماند. در آن روزگار، هرگز چنین چیزی همانند،‌ «هیچ» وجود نداشت. آن‌ها صفر نداشتند، به‌همین علت در یک دوره تقریبا دو هزار‌ساله از پذیرفتن صفر امتناع کردند و نتایج ناگواری به‌بار آمد. نبود صفر مانع از رشد ریاضیات شد و خلاقیت در علوم را از بین برد و در ضمن تنظیم تقویم را با اشتباه همراه کرد.»
 

صفر عازم شرق می‌شود
نویسنده با انتخاب عنوان «صفر عازم شرق می‌شود» به بیان مقایسه رویکرد متفاوت شرق و غرب در مواجه با صفر پرداخته است. «اگر‌چه غرب از تهی می‌ترسید ولی شرق به آن خوش‌آمد گفت. در اروپا صفر مردود شد اما در هندوستان و بعد‌ها در سرزمین‌های عربی رشد کرد. آخرین‌باری که صفر را دیدیم، یک مکان‌نگهداری بود، در سیستم شمارش بابلی‌ها، صفر یک جای خالی بود. صفر، استفاده می‌شد اما یک عدد واقعی نبود و ارزش عددی نداشت بلکه با ارقام سمت چپ خود معنا پیدا می‌کرد. اگر علامت صفر به تنهایی در جایی قرار می‌گرفت در حقیقت هیچ معنایی نداشت. در هندوستان تمام این‌ها تغییر کرد.»

بررسی صفر از دید مذهبی
چهارمین فصل کتاب به مقوله صفر از دیدگاه روحانیون اختصاص دارد. نویسنده با نگاه تاریخی آورده است: «صفر و بی‌نهایت به دوره رنسانس بسیار نزدیک  شده بودند. در همان عصر و زمانه‌ای که اروپا به تدریج از دوران تاریکی‌ها بیدار می‌شد، تهی و بی‌نهایت، هیچ و همه چیز توانست اساس و بنیان فلسفه ارسطویی کلیسا را نابود کند و راه را برای یک انقلاب علمی بگشاید.»    
 
«صفر‌های بی‌نهایت و ریاضی‌دان‌های بی‌دین»، «جفت‌ بی‌نهایت»، «صفرمطلق»، «ساعت صفر‌ در زمین صفر» و «پیروزی نهایی صفر» عنوان‌های پنچ فصل دیگر کتاب است.

صفر و انقلاب علمی
پنجمین فصل کتاب به تشریح آغاز تاثیر صفر بر تلاش‌های علمی اختصاص دارد. «صفر و بی‌نهایت،‌ فلسفه ارسطویی را از میدان بیرون کردند،‌ تهی و بی‌نهایت، ‌نظریه جهان پیوسته‌ای و ترس طبیعت از خلاء را محو کردند. دانشمندان طرز تفکر قدیمی را کنار گذاشتند و تحقیق و بررسی قوانین حاکم برعملکرد طبیعت را بنا نهادند. به‌هر حال در این انقلاب علمی، مسأله‌ای هم وجود داشت اما آن صفر نبود. در عمق دنیای علمی ابزار قدرتمند جدید دیفرانسیل و انتگرال ــ یک تناقض وجود داشت.

ابداع‌کنندگان دیفرانسیل و انتگرال – ایزاک نیوتن، گانفرید ویلهایم و لایب نیتس، با تقسیم صفر و افزودن بی‌نهایتِ صفر باهم، قدرتمند‌ترین روش ریاضی را ابداع کردند. هر دوی این اعمال به همان اندازه که جمع 1+1 برابر با 3 شود، غیر‌منطقی بودند! دیفرانسیل و انتگرال در بطن خود در مقابل ریاضیاتِ منطقی قد عَلم کرد. پذیرش آن یک عمل اعتقادی بود، دانشمندان آن‌را پذیرفتند؛ زیرا دیفرانسیل و انتگرال زبان طبیعت بود. جهت درک کامل آن زبان،‌ علم می‌بایست صفر‌های بی نهایت را فتح کند.»

طبیعت بی‌نهایت صفر
در ابتدای فصل ششم نویسنده با جمله لئوپولدکرونکر «خداوند اعداد صحیح را به وجود آورد، چیز‌های دیگر کار بشر است» ادامه می‌دهد که: «صفر و بی‌نهایت، دوروی یک سکه‌اند، معادل و مخالف،‌ «یین و یانگ» و در دو سوی محدوده اعداد، دو رقیب هم‌زور و معادل یکدیگرند. ماهیت مشکل‌آفرین صفر، در رابطه با نیرو‌های عجیب، بی‌نهایت است. با مطالعه درباره صفر درک بی‌نهایت امکان‌پذیر می‌شود. برای آموزش این مباحث،‌ ریاضی‌دان‌ها می‌بایست با جرأت و جسارت وارد دنیای موهومی می‌شدند. یک جهان غریب و بیگانه‌ که دایره‌ها خط هستند، خطوط، دایره هستند و صفر و بی‌نهایت در دو قطب مخالف جای دارند.»

گرمای صفر
در هفتمین فصل کتاب نویسنده درباره پیوند صفر و فیزیک آورده است: «نخستین صفر ماندگار در فیزیک، از قانونی استخراج شد که از نیم قرن پیش از آن مورد استفاده بود. این قانون در سال 1787 توسط فیزکدان فرانسوی به نام «جاکوب الکساندر چارلز» کشف شد. او به‌خاطر به هوا فرستادن نخستین بالن هیدروژنی معروف شده بود. نام چارلز به‌خاطر فعالیت‌های هوانوردی وی ماندگار نشد. اما برای ارائه قانون طبیعت شهرت پیدا کرد.»

صفر قدرتمند
نویسنده در هشتمین فصل کتاب بعد از تشریح موضوعاتی مانند ساعت صفر آورده است: «صفر فوق‌العاده نیرومند است، زیرا قوانین فیزیک را مختل می‌‌کند «ساعت صفر مهبانگ» و در «صفر سیاه‌چاله»، معادلات ریاضیات دیگر منطقی نیستند. به هر حال صفر را نمی‌توان نادیده گرفت. صفر نه‌تنها راز وجود ما را در خود دارد بلکه صفر مسئول پایان دنیاست.»

سرنوشت نهایی کیهان
نویسنده در آخرین فصل کتاب همچنان صفر را با دیدگاه اعتقادی بررسی می‌کند. «درحالی که گروهی از فیزیک‌دان‌ها سعی در حذف صفر از معادلاتشان دارند، دیگران نشان می‌‌دهند که شاید موفقیت نهایی با صفر باشد اگرچه ممکن است دانشمندان هرگز نتوانند به اسرار تولد جهان دست‌ یابند اما چیز‌های زیادی درباره مرگ آن می‌دانند. سرنوشت نهایی کیهان، در رابطه با صفر است.»
 
نخستین چاپ کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» با شمارگان سه‌هزار نسخه در 296 صفحه، به ‌بهای 13هزار و 500 تومان از سوی انتشارات به بازار نشر عرضه شده است.

بیوگرافی صفر بر صفحه کتاب تشریح شد/ از تولد صفر تا سرنوشت نهایی کیهان درباره عدد هیچ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)  نخستین چاپ کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» نوشته چارلز سیف با ترجمه احمد‌رضارسولی از سوی نشر«هو‌رمزد» به بازار کتاب عرضه شده است.

پنج فصل نخست کتاب که از فصل صفر آغاز شده شامل «هیچ‌و‌پوچ»، «عدم فعالیت»، «هیچ در پی هیچ می‌آید»، «هیچ جرأت پیدا می‌کند» و «خدای لایتناهی هیچ» است.
 
صفر قدرتمند است
در فصل «صفر» داستان کوتاهی از تاثیر عدد صفر در هدایت «یورک تاون» رزم‌ناوِ چند ‌میلیارد دلاری روایت شده است. «…. کامپیو‌تر‌های یورک تاون به‌تازگی یک نرم‌افزار جدید برای کنترل موتور‌ها دریافت کرده بودند. متاسفانه هیچ‌کس متوجه نشد که یک بمب ساعتی در کُد، مخفی شده است؛‌ یک صفر که مهندسین می‌بایست هنگام نصب نرم‌افزار آن‌را حذف می‌کردند اما به دلایلی این صفر به نظر نیامد و در کُد پنهان ماند؛‌ البته تا زمانی پنهان ماند که نرم‌افزار به حافظه مراجعه کرد و قفل شد. زمانی که رایانه‌‌ رزم‌ناو سعی کرد عمل تقسیم بر صفر را انجام دهد موتور‌های با قدرت 80‌‌هزار اسب بخار آن بی‌فایده شدند…..»

نویسنده ادامه می‌دهد که بورک تاون لنگان لنگان به بندر رسید و برای حذف صفر مهندسین دو روز فرصت داشتند. مولف کتاب با استناد به این داستان معتقد است که هیچ عدد دیگری قادر به وارد کردن چنین خسارتی نیست.
 
در معرفی کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» در ادامه فصل صفر می‌خوانیم: «این کتاب، داستان صفر از بدو تولد در زمان باستان تا پرورش و رشد آن در مشرق زمین، تلاش آن برای پذیرفته شدن در اروپا، نفوذ در غرب و تهدید آن برای فیزیک مدرن است.»

ترس مردم باستان از صفر
در فصل یکم کتاب، درباره منشاء صفر می‌خوانیم: «داستان صفر یک ماجرای باستانی است و ریشه‌های آن به ریاضیات اولیه بر‌می‌گردد. هزاران سال پیش از به‌وجود آمدن تمدن و مدت‌ها قبل از اینکه بشر قادر به خواندن و نوشتن باشد. با اینکه امروزه صفر در نظر ما عادی جلوه‌ می‌کند، مردم باستان با صفر بیگانه بودند و از آن خوف داشتند.»

تولد صفر
در ادامه نخستین فصل کتاب درباره تولد صفر آمده است: «اگر چه روش یو‌نانی‌ها از مصری‌ها گویاتر بود، اما پیشرفته‌ترین روش نوشتن اعداد در دوران باستان نبود؛‌ این عنوان را ابداع دیگری از شرق یعنی روش محاسبه بابلی‌ها به خود اختصاص داد. سرانجام در شرق در بابل و جلگه حاصلخیز کشور عراقِ امروزی «صفر» در علم ریاضی پدیدار شد.»     

غرب صفر را پس می‌زند
درباره ورود صفر به دنیای غرب نویسنده به مقاومت غربیان اشاره می‌کند. «تمدن و فرهنگ یونان که توسط فیثاغورث،‌ ارسطو،‌ و بطلمیوس پایه‌ریزی شده بود تا مدت مدیدی پس از نابودی تمدن یونان همچنان پا‌برجا ماند. در آن روزگار، هرگز چنین چیزی همانند،‌ «هیچ» وجود نداشت. آن‌ها صفر نداشتند، به‌همین علت در یک دوره تقریبا دو هزار‌ساله از پذیرفتن صفر امتناع کردند و نتایج ناگواری به‌بار آمد. نبود صفر مانع از رشد ریاضیات شد و خلاقیت در علوم را از بین برد و در ضمن تنظیم تقویم را با اشتباه همراه کرد.»
 

صفر عازم شرق می‌شود
نویسنده با انتخاب عنوان «صفر عازم شرق می‌شود» به بیان مقایسه رویکرد متفاوت شرق و غرب در مواجه با صفر پرداخته است. «اگر‌چه غرب از تهی می‌ترسید ولی شرق به آن خوش‌آمد گفت. در اروپا صفر مردود شد اما در هندوستان و بعد‌ها در سرزمین‌های عربی رشد کرد. آخرین‌باری که صفر را دیدیم، یک مکان‌نگهداری بود، در سیستم شمارش بابلی‌ها، صفر یک جای خالی بود. صفر، استفاده می‌شد اما یک عدد واقعی نبود و ارزش عددی نداشت بلکه با ارقام سمت چپ خود معنا پیدا می‌کرد. اگر علامت صفر به تنهایی در جایی قرار می‌گرفت در حقیقت هیچ معنایی نداشت. در هندوستان تمام این‌ها تغییر کرد.»

بررسی صفر از دید مذهبی
چهارمین فصل کتاب به مقوله صفر از دیدگاه روحانیون اختصاص دارد. نویسنده با نگاه تاریخی آورده است: «صفر و بی‌نهایت به دوره رنسانس بسیار نزدیک  شده بودند. در همان عصر و زمانه‌ای که اروپا به تدریج از دوران تاریکی‌ها بیدار می‌شد، تهی و بی‌نهایت، هیچ و همه چیز توانست اساس و بنیان فلسفه ارسطویی کلیسا را نابود کند و راه را برای یک انقلاب علمی بگشاید.»    
 
«صفر‌های بی‌نهایت و ریاضی‌دان‌های بی‌دین»، «جفت‌ بی‌نهایت»، «صفرمطلق»، «ساعت صفر‌ در زمین صفر» و «پیروزی نهایی صفر» عنوان‌های پنچ فصل دیگر کتاب است.

صفر و انقلاب علمی
پنجمین فصل کتاب به تشریح آغاز تاثیر صفر بر تلاش‌های علمی اختصاص دارد. «صفر و بی‌نهایت،‌ فلسفه ارسطویی را از میدان بیرون کردند،‌ تهی و بی‌نهایت، ‌نظریه جهان پیوسته‌ای و ترس طبیعت از خلاء را محو کردند. دانشمندان طرز تفکر قدیمی را کنار گذاشتند و تحقیق و بررسی قوانین حاکم برعملکرد طبیعت را بنا نهادند. به‌هر حال در این انقلاب علمی، مسأله‌ای هم وجود داشت اما آن صفر نبود. در عمق دنیای علمی ابزار قدرتمند جدید دیفرانسیل و انتگرال ــ یک تناقض وجود داشت.

ابداع‌کنندگان دیفرانسیل و انتگرال – ایزاک نیوتن، گانفرید ویلهایم و لایب نیتس، با تقسیم صفر و افزودن بی‌نهایتِ صفر باهم، قدرتمند‌ترین روش ریاضی را ابداع کردند. هر دوی این اعمال به همان اندازه که جمع 1+1 برابر با 3 شود، غیر‌منطقی بودند! دیفرانسیل و انتگرال در بطن خود در مقابل ریاضیاتِ منطقی قد عَلم کرد. پذیرش آن یک عمل اعتقادی بود، دانشمندان آن‌را پذیرفتند؛ زیرا دیفرانسیل و انتگرال زبان طبیعت بود. جهت درک کامل آن زبان،‌ علم می‌بایست صفر‌های بی نهایت را فتح کند.»

طبیعت بی‌نهایت صفر
در ابتدای فصل ششم نویسنده با جمله لئوپولدکرونکر «خداوند اعداد صحیح را به وجود آورد، چیز‌های دیگر کار بشر است» ادامه می‌دهد که: «صفر و بی‌نهایت، دوروی یک سکه‌اند، معادل و مخالف،‌ «یین و یانگ» و در دو سوی محدوده اعداد، دو رقیب هم‌زور و معادل یکدیگرند. ماهیت مشکل‌آفرین صفر، در رابطه با نیرو‌های عجیب، بی‌نهایت است. با مطالعه درباره صفر درک بی‌نهایت امکان‌پذیر می‌شود. برای آموزش این مباحث،‌ ریاضی‌دان‌ها می‌بایست با جرأت و جسارت وارد دنیای موهومی می‌شدند. یک جهان غریب و بیگانه‌ که دایره‌ها خط هستند، خطوط، دایره هستند و صفر و بی‌نهایت در دو قطب مخالف جای دارند.»

گرمای صفر
در هفتمین فصل کتاب نویسنده درباره پیوند صفر و فیزیک آورده است: «نخستین صفر ماندگار در فیزیک، از قانونی استخراج شد که از نیم قرن پیش از آن مورد استفاده بود. این قانون در سال 1787 توسط فیزکدان فرانسوی به نام «جاکوب الکساندر چارلز» کشف شد. او به‌خاطر به هوا فرستادن نخستین بالن هیدروژنی معروف شده بود. نام چارلز به‌خاطر فعالیت‌های هوانوردی وی ماندگار نشد. اما برای ارائه قانون طبیعت شهرت پیدا کرد.»

صفر قدرتمند
نویسنده در هشتمین فصل کتاب بعد از تشریح موضوعاتی مانند ساعت صفر آورده است: «صفر فوق‌العاده نیرومند است، زیرا قوانین فیزیک را مختل می‌‌کند «ساعت صفر مهبانگ» و در «صفر سیاه‌چاله»، معادلات ریاضیات دیگر منطقی نیستند. به هر حال صفر را نمی‌توان نادیده گرفت. صفر نه‌تنها راز وجود ما را در خود دارد بلکه صفر مسئول پایان دنیاست.»

سرنوشت نهایی کیهان
نویسنده در آخرین فصل کتاب همچنان صفر را با دیدگاه اعتقادی بررسی می‌کند. «درحالی که گروهی از فیزیک‌دان‌ها سعی در حذف صفر از معادلاتشان دارند، دیگران نشان می‌‌دهند که شاید موفقیت نهایی با صفر باشد اگرچه ممکن است دانشمندان هرگز نتوانند به اسرار تولد جهان دست‌ یابند اما چیز‌های زیادی درباره مرگ آن می‌دانند. سرنوشت نهایی کیهان، در رابطه با صفر است.»
 
نخستین چاپ کتاب «صفر: بیوگرافی یک ایده خطر‌ناک» با شمارگان سه‌هزار نسخه در 296 صفحه، به ‌بهای 13هزار و 500 تومان از سوی انتشارات به بازار نشر عرضه شده است.

بیوگرافی صفر بر صفحه کتاب تشریح شد/ از تولد صفر تا سرنوشت نهایی کیهان درباره عدد هیچ

هنر

برنامه‌های تابستانی کتابخانه فردوس تشریح شد/ از «زیرگنبد کبود» تا «با هم بخوانیم»

Published by:

برنامه‌های تابستانی کتابخانه فردوس تشریح شد/ از «زیرگنبد کبود» تا «با هم بخوانیم»

بنفشه رحمانی، مدیر کتابخانه فردوس، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تشریح برنامه‌های تابستانی این مرکز پرداخت و گفت: تابستان امسال 7 عنوان برنامه در قالب 26 اجرا برای گروه‌های سنی مختلف اعم از خردسالان، کودکان، نوجوانان و بزرگسالان داریم. از جمله این برنامه‌ها می‌توانم به برنامه «نقطه سرخط» اشاره کنم که برای نوجوانانی که به داستان‌نویسی علاقه دارند برگزار می‌شود. در این برنامه، نوجوانان داستان‌های خود را برای سایر بچه‌ها و کارشناس برنامه می‌خوانند و کارشناس ایرادات آنها را بیان می‌کند. همچنین در کنار آن‌، آموزش نویسندگی با الگو از داستان‌های خود بچه‌ها به آنها آموزش داده می‌شود. کارشناس این برنامه جعفر توزنده‌جانی نویسنده کودک و نوجوان است.
 
بنفشه رحمانی با اشاره به برنامه «زیرگنبد کبود» توضیح داد: در این برنامه قصه‌گویی و ساختن کاردستی برای کودکان و خردسالان اجرا می‌شود. پری رضوی، کارشناس این برنامه داستانی را برای بچه‌ها بیان می‌کند. سپس کمک بچه‌ها به اجرای نمایش خلاق می‌پردازد. در کنار قصه‌گویی و اجرای نمایش خلاق، روش ساختن کاردستی‌های مختلفی مانند کلاژ نیز به بچه‌ها آموزش داده می‌شود. البته در کنار این برنامه‌ها تورهایی هم با عنوان «کتابگردی» برای نوجوانان برگزار می‌کنیم. در این تورها، نوجوانان به همراه کارشناسان به اماکنی مانند موزه برده می‌شوند و در کنار بازدید از اماکن مورد نظر قصه‌ای هم از سوی کارشناس برای بچه‌ها خوانده می‌شود. همچنین اگر در این مکان‌ها کارگاهی هم وجود داشته باشد بچه‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند.
 
رحمانی همچنین بیان کرد: برنامه دیگری هم با عنوان «با هم بخوانیم» در فصل تابستان در کتابخانه فردوس برگزار می‌کنیم که به نوعی یک خوانش گروهی است. در این جلسه کتاب موردنظر با حضور کارشناس برنامه بلندخوانی می‌شود و بقیه نظرات خود را در مورد آن بیان می‌کنند. همچنین هرکدام از مخاطبان که در این برنامه کتاب جدیدی مطالعه کرده باشند هم می‌توانند آن را به سایرین معرفی کنند. گاهی خود نویسنده اثر هم در این پاتوق فرهنگی شرکت می‌کند.

مدیر کتابخانه فردوس اضافه کرد: این برنامه به صورت یک هفته درمیان یکشنبه‌ها در تاریخ‌های ششم و بیستم تیرماه، 3، 17 و 31 مردادماه و 14 و 28 شهریورماه برگزار می‌شود. همچنین مخاطبانی که بخواهند اطلاعات روز درباره کتاب به دست آورند می‌توانند در این برنامه شرکت کنند. هر کدام از شرکت‌کنندگان براساس خواست خودشان آخرین اطلاعات درباره رویدادهای مرتبط با حوزه کتاب و کتابخوانی مانند برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و همچنین اطلاعاتی درباره آثاری که به تازگی منتشر شده‌اند، سالگرد تولد یا وفات نویسندگان و شاعران مختلف و رزومه‌ای از آنها را در اختیار سایرین قرار می‌دهند. البته در این برنامه اگر کسی داستانی هم نوشته باشد می‌تواند آن را برای بقیه بخواند.
 
رحمانی در پایان درباره برنامه «کاغذ سفید» توضیح داد: برنامه‌ای هم برای آموزش نویسندگی با عنوان «کاغذ سفید» داریم که با حضور مهدی طهوری به عنوان کارشناس برنامه در تاریخ‌های 13 و 27 تیر، 10 و 24 مرداد، 7 و 21 شهریورماه برگزار می‌شود و در آن شیوه صحیح نویسندگی به مخاطبان و علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود. 

برای حضور در کتابخانه فردوس می‌توانید به فرهنگسراي فردوس واقع‌ در فلكه دوم صادقيه، بلوار فردوس، بعد از چهارراه مخابرات مراجعه کنید.

برنامه‌های تابستانی کتابخانه فردوس تشریح شد/ از «زیرگنبد کبود» تا «با هم بخوانیم»

بنفشه رحمانی، مدیر کتابخانه فردوس، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به تشریح برنامه‌های تابستانی این مرکز پرداخت و گفت: تابستان امسال 7 عنوان برنامه در قالب 26 اجرا برای گروه‌های سنی مختلف اعم از خردسالان، کودکان، نوجوانان و بزرگسالان داریم. از جمله این برنامه‌ها می‌توانم به برنامه «نقطه سرخط» اشاره کنم که برای نوجوانانی که به داستان‌نویسی علاقه دارند برگزار می‌شود. در این برنامه، نوجوانان داستان‌های خود را برای سایر بچه‌ها و کارشناس برنامه می‌خوانند و کارشناس ایرادات آنها را بیان می‌کند. همچنین در کنار آن‌، آموزش نویسندگی با الگو از داستان‌های خود بچه‌ها به آنها آموزش داده می‌شود. کارشناس این برنامه جعفر توزنده‌جانی نویسنده کودک و نوجوان است.
 
بنفشه رحمانی با اشاره به برنامه «زیرگنبد کبود» توضیح داد: در این برنامه قصه‌گویی و ساختن کاردستی برای کودکان و خردسالان اجرا می‌شود. پری رضوی، کارشناس این برنامه داستانی را برای بچه‌ها بیان می‌کند. سپس کمک بچه‌ها به اجرای نمایش خلاق می‌پردازد. در کنار قصه‌گویی و اجرای نمایش خلاق، روش ساختن کاردستی‌های مختلفی مانند کلاژ نیز به بچه‌ها آموزش داده می‌شود. البته در کنار این برنامه‌ها تورهایی هم با عنوان «کتابگردی» برای نوجوانان برگزار می‌کنیم. در این تورها، نوجوانان به همراه کارشناسان به اماکنی مانند موزه برده می‌شوند و در کنار بازدید از اماکن مورد نظر قصه‌ای هم از سوی کارشناس برای بچه‌ها خوانده می‌شود. همچنین اگر در این مکان‌ها کارگاهی هم وجود داشته باشد بچه‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند.
 
رحمانی همچنین بیان کرد: برنامه دیگری هم با عنوان «با هم بخوانیم» در فصل تابستان در کتابخانه فردوس برگزار می‌کنیم که به نوعی یک خوانش گروهی است. در این جلسه کتاب موردنظر با حضور کارشناس برنامه بلندخوانی می‌شود و بقیه نظرات خود را در مورد آن بیان می‌کنند. همچنین هرکدام از مخاطبان که در این برنامه کتاب جدیدی مطالعه کرده باشند هم می‌توانند آن را به سایرین معرفی کنند. گاهی خود نویسنده اثر هم در این پاتوق فرهنگی شرکت می‌کند.

مدیر کتابخانه فردوس اضافه کرد: این برنامه به صورت یک هفته درمیان یکشنبه‌ها در تاریخ‌های ششم و بیستم تیرماه، 3، 17 و 31 مردادماه و 14 و 28 شهریورماه برگزار می‌شود. همچنین مخاطبانی که بخواهند اطلاعات روز درباره کتاب به دست آورند می‌توانند در این برنامه شرکت کنند. هر کدام از شرکت‌کنندگان براساس خواست خودشان آخرین اطلاعات درباره رویدادهای مرتبط با حوزه کتاب و کتابخوانی مانند برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و همچنین اطلاعاتی درباره آثاری که به تازگی منتشر شده‌اند، سالگرد تولد یا وفات نویسندگان و شاعران مختلف و رزومه‌ای از آنها را در اختیار سایرین قرار می‌دهند. البته در این برنامه اگر کسی داستانی هم نوشته باشد می‌تواند آن را برای بقیه بخواند.
 
رحمانی در پایان درباره برنامه «کاغذ سفید» توضیح داد: برنامه‌ای هم برای آموزش نویسندگی با عنوان «کاغذ سفید» داریم که با حضور مهدی طهوری به عنوان کارشناس برنامه در تاریخ‌های 13 و 27 تیر، 10 و 24 مرداد، 7 و 21 شهریورماه برگزار می‌شود و در آن شیوه صحیح نویسندگی به مخاطبان و علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود. 

برای حضور در کتابخانه فردوس می‌توانید به فرهنگسراي فردوس واقع‌ در فلكه دوم صادقيه، بلوار فردوس، بعد از چهارراه مخابرات مراجعه کنید.

برنامه‌های تابستانی کتابخانه فردوس تشریح شد/ از «زیرگنبد کبود» تا «با هم بخوانیم»

تکست آهنگ

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» برگزار می‌شود

Published by:

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «زمینه‌سازی برای فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» یکشنبه 6 تیر 95 در سالن مجامع علمی بیست‌و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برپا می‌شود.

در این نشست محمدرضا مسیب‌زاده، مدیر کل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش، سعید روح‌افزا، نویسنده و سیدعلی کاشفی خوانساری، دبیر علمی کودک و نوجوان نمایشگاه قرآن حضور خواهند داشت.

سعید روح‌افزا، عضو هیات علمی جشنواره داستان خاتم و نویسنده‌ای است که از دهه هفتاد تاکنون حدود شصت عنوان کتاب دینی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده است.

کاشفی‌خوانساری، نویسنده و منتقدادبیات کودک و دبیر بخش کودک و نوجوان جشنواره داستان خاتم است که تاریخ ادبیات دینی کودک و نوجوان از جمله آثار اوست.

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» یکشنبه ششم تیرماه از ساعت 19:00 تا 20:30 در سالن مجامع علمی نمایشگاه قرآن کریم، در مصلای تهران، طبقه فوقانی شبستان برپا خواهد شد.

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست «زمینه‌سازی برای فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» یکشنبه 6 تیر 95 در سالن مجامع علمی بیست‌و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برپا می‌شود.

در این نشست محمدرضا مسیب‌زاده، مدیر کل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش، سعید روح‌افزا، نویسنده و سیدعلی کاشفی خوانساری، دبیر علمی کودک و نوجوان نمایشگاه قرآن حضور خواهند داشت.

سعید روح‌افزا، عضو هیات علمی جشنواره داستان خاتم و نویسنده‌ای است که از دهه هفتاد تاکنون حدود شصت عنوان کتاب دینی برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده است.

کاشفی‌خوانساری، نویسنده و منتقدادبیات کودک و دبیر بخش کودک و نوجوان جشنواره داستان خاتم است که تاریخ ادبیات دینی کودک و نوجوان از جمله آثار اوست.

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» یکشنبه ششم تیرماه از ساعت 19:00 تا 20:30 در سالن مجامع علمی نمایشگاه قرآن کریم، در مصلای تهران، طبقه فوقانی شبستان برپا خواهد شد.

نشست «زمینه‌سازی فهم قرآن در کودکان و نوجوانان» برگزار می‌شود

خبرگزاری ایران

حسینی‌نژاد: پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است/ بزرگان ترانه به بحث‌های تئوریک در این عرصه بپردازند

Published by:

حسینی‌نژاد: پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است/ بزرگان ترانه به بحث‌های تئوریک در این عرصه بپردازند

 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- چند سالی است که شعر محاوره و ترانه به یکی از بخش‌های مهم شعر امروز تبدیل شده است و به قدری فراگیر شده، که جلسات شعر مجزایی برای این نوع از شعر برگزار می‌شود، با این حال نبود کتاب‌های مرجع و آموزشی در این حوزه از مشکلاتی است که به چشم می‌آید.

سال‌های گذشته انتشارات مختلفی مانند فصل پنجم، نگاه و نیماژ در این حوزه کتاب‌هایی را منتشر کرده‌اند اما باز ظرفیت و حوزه‌هایی در این بخش وجود دارد که نیازمند تحقیق و پژوهش است. هادی حسینی‌نژاد، ترانه‌سرا و خبرنگار حوزه کتاب که سابقه سال‌ها تلاش و پژوهش در این حوزه را دارد در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران کتابی را با عنوان «ترانه‌ای که من می‌شناسم» از سوی انتشارات بوتیمار منتشر کرد. توزیع سراسری این کتاب در روزهای گذشته در وضعیتی که کتاب‌های مرجع در حوزه ترانه وجود ندارند، موجب شد تا گفت‌وگویی با هادی حسینی‌نژاد، نویسنده این کتاب داشته باشیم.
 

چرا به موضوع ترانه پرداختید، یا به عبارتی چرا چنین دغدغه‌ای داشتید؟

 ۱۷-۱۸ سال است که اهل ترانه‌ام و از آنجا که دستِ کم خودم را کاربر ترانه می‌دانم، همواره درگیرِ ماهیتِ موهوم و ناشناخته آن بودم؛ اینکه چه ترانه‌ای خوب است و چه ترانه‌ای نه! اینکه شاخص‌های ارزیابی و ارزشگذاری ترانه خوب کدامند و تفاوت ترانه با ترانه چیست؟ این سؤال‌ها، درست از آنجا نشأت می‌گیرد که پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است. برای اینکه تکلیف ترانه روشن نیست و مشخص نیست باید نقد ادبی وارد گود شود یا مثلاً نقد موسیقایی؛ به عبارت دیگر ترانه در اذهان عمومی، ماهیت درست و درمانی نداشته و ندارد، و البته گویا اصلاً مهم هم نیست که داشته باشد.

جای خالی نگاه‌هایی از روبه‌رو و بی‌تعارف و تسامح به ترانه، یکی از دغدغه‌های من بود و دیگر اینکه همیشه ذهنم درگیر تعاریفی می‌شد که این طرف و آن طرف، از این و آن می‌شنیدم. این تعاریف را در ترانه‌های مختلف و مهم، تطبیق می‌دادم تا صلاحیت‌شان را بسنجم و معمولاً آن‌ها یکی بعد از دیگری در ذهنم نقض می‌شدند. خلاصه که این کشاکش‌ها و چالش‌ها همیشه در ذهن من بوده و آمیزه‌ای از آن‌ها، دغدغه‌ای شد برای نگارش مقالات پراکنده، که سال گذشته تصمیم به جمع‌آوری، بازنویسی و انتشار آن‌ها در قالب یک کتاب گرفتم.

تفکیک شعر از ترانه و ترانه از شعر چه سودی دارد؟

طبعاً در هر حوزه‌ای، شناخت اولین قدم است و برای شناخت،‌ باید تفکیک کرد اما در سؤال شما، روحی هست که با من موافقت دارد! می‌خواهم بگویم: «واقعاً…! چه سودی دارد؟» ساده‌تر اگر بخواهم به موضوع بپردازم باید بگویم، آخرِ کشاکش‌های ذهنی‌ام در این موضوع، هربار به این نتیجه می‌رسم، که این دو از یک جنس و ماهیت هستند و پا فشردن بر تفکیک آن‌ها درست نیست! اما یحتمل هر کدام ویژگی‌ها و شناسه‌هایی در کنار خود دارند که البته باعث مفارقت نمی‌شود.

در کتاب، در مقام تفکیک این دو از هم برنیامده‌ام. حتی –برعکس- بخش‌های کتاب هریک از سمتی در تلاش برای جمع این دو در هم –یا ترانه در شعر- است. اهمیتی که برای شعریت در ترانه قائل شده‌ام و به نوعی جعلِ اصطلاحِ «ترانه‌ی شعر» به همین دلیل بوده است اما از طرفی ترانه‌ای را که شعر نیست هم فاجعه و آسیب نخوانده‌ام. فقط نوشته‌ام ترانه‌ای که شعریت (ادبیت) ندارد، اصلاً شایستگی نقد و نظر ندارد و قطعاً نمی‌تواند موضوع یک کتاب نظری – و کتاب من- باشد.

با توجه به نشر چند کتاب در این حوزه و پرداختن به این موضوع به شکلی کامل، چه نیازی احساس کردید که به این موضوع پرداختید؟

من تقریباً تمام کتاب‌ها، مقالات، مصاحبه‌ها و یادداشت‌هایی را که درباره ترانه منتشر می‌شود می‌خوانم. کتاب‌هایی را هم که مورد نظر شماست، حتماً خوانده‌ام. با ارجاع به پاسخ اولم، در خوانده‌هایم با چالش‌هایی مواجه می‌شدم که مؤلفان کتاب‌های مذکور، یا دغدغه آن‌ها را نداشته‌اند یا زیرکانه از کنار آن‌ها عبور کرده‌اند. به دلیل همین است که گفتم «جای خالی نگاه‌های از روبه‌رو و بی‌تعارف و تسامح به ترانه». و در «ترانه‌ای که من می‌شناسم» دقیقاً قصد کردم همان چالش‌ها را منعکس کنم تا مخاطب، فکری به حال باورهایی بکند که شاید بدون مناقشه و سؤال، پذیرفته است!

چه مواردی در این کتاب وجود دارد که باعث تفاوت آن با سایر کتاب‌ها می‌شود؟

مهم‌ترین تفاوتش بعد از استراتژی آن، که همان به چالش کشیدن تعابیر و تعاریف مرسوم از ترانه بوده، این است که این کتاب یک کتاب تجربی-نظری است و فکر می‌کنم پرداخت‌هایی که به موضوعاتی مانند زبان، مخاطب و… در آن شده، پرداخت‌هایی تازه‌تر و منطبق‌تر با جامعه امروزی باشد.

آیا انتخاب اسم «رساله» در نام‌گذاری کتاب و آمدن این کلمه روی جلد کتاب، مسئولیت‌های نویسنده را افزایش نمی‌دهد؟

خیر. این رساله، رساله‌ من است! اگر مخاطب از آن خوشش نیاید و یا قبولش نداشته باشد، حکماً سمت رساله شخص دیگری می‌رود.

با توجه به این موضوع که دغدغه پرداختن به موضوع ترانه را داشتید، در حال حاضر وضعیت ترانه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

می‌خواهم از بُعد مثبتش به قضیه نگاه کنم، عرصه ترانه را پُر از استعدادهای درخشان می‌بینم؛‌ استعدادهایی که بعضاً استادان ترانه را هم با نوآوری‌هاشان به چالش می‌کشند اما این ملاحظه را اضافه کنید که منظور من از ترانه، تنها آنچه در قطعات موسیقایی می‌شنوید و می‌شنوم نیست!

مخاطب کتاب چه کسانی هستند؟ با توجه به متن کتاب اگر این اثر برای ترانه‌سرایان تازه‌کار نوشته شده که خیلی کارایی ندارد و اگر هم برای ترانه‌سرایان حرفه‌ای نوشته شده آیا، این قشر دنبال چنین کتابی هستند؟ به نظر شما در کشور ما، کسی که بازار دارد سراغ کتاب‌های آموزشی می‌رود؟
 
اولاً من هم مانند هر آدم عاقل دیگری در این زمان و زمانه، نباید به پرفروش شدن کتاب و احتمالاً کسب درآمد از کتابم امیدوار باشم. اتفاقاً به همین دلیل است که از ناشرم خواستم کتاب را با تیراژ ۵۰۰ نسخه‌ای روانه بازار کند. نمی‌خواستم او را هم به ضرری احتمالی محکوم کنم. اما اینکه می‌گویید مخاطب این کتاب چه کسی است، به نظرم می‌آید ترانه‌سرایان، بیشتر می‌توانند مخاطب این کتاب باشند؛ حتی بزرگان ترانه؛ تنها از این منظر که به بهانه ردِ نظریاتِ من، رسماً وارد گود شوند و بحث‌های تئوریک در ترانه بپردازند.

کتاب‌هایی هم که پیش از این منتشر شده، حتماً مخاطبان خودشان را داشته‌اند. همان‌طور که شما اشاره کردید، کتاب من، کتاب آموزش وزن و قافیه و … نیست، پس آن‌ها که می‌خواهند از فردا ترانه‌سرودن را آغاز کنند، از کتاب من خوش‌شان نخواهد آمد. مضاف بر اینکه به نظر می‌آید، هستند افرادی که ترانه‌سرایی را در حد کارهایی نظیر گل‌کاری یا ساخت کاردستی با کاغذ و مقوا می‌دانند و می‌خواهند با خواندن یک کتاب، ترانه‌سرا شوند. در کتابم هم آورده‌ام: در چنین شرایطی نیاز به کتاب‌هایی با چنین عناوینی محسوس می‌شود: ترانه‌سرایی در سفر، چگونه ترانه‌سرا شویم، ترانه‌سرایی در خواب و…
 
هادی حسینی‌نژاد، شاعر و روزنامه‌نگار در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. حسینی‌نژاد در پاییز ۱۳۸۳ نخستین مجموعه ترانه خود را با نام «هرچی ترانه، هیچی!» به انتشار رساند. این مجموعه را «جامعه روزنامه نگاران جوان» منتشر کرد. او همچنین در پاییز سال ۱۳۹۲ دومین مجموعه ترانه خود را با نام «دردی به نام من» توسط نشر نگاه به انتشار رساند. دیگر اثر منتشر شده از او، فیلم‌نامه «زخم باز» است که انتشارات افراز آن را منتشر کرد. جدیدترین اثر حسینی‌نژاد با عنوان «ترانه‌ای که من می‌شناسم»  در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از سوی انتشارات بوتیمار عرضه شد.

حسینی‌نژاد: پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است/ بزرگان ترانه به بحث‌های تئوریک در این عرصه بپردازند

 خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- چند سالی است که شعر محاوره و ترانه به یکی از بخش‌های مهم شعر امروز تبدیل شده است و به قدری فراگیر شده، که جلسات شعر مجزایی برای این نوع از شعر برگزار می‌شود، با این حال نبود کتاب‌های مرجع و آموزشی در این حوزه از مشکلاتی است که به چشم می‌آید.

سال‌های گذشته انتشارات مختلفی مانند فصل پنجم، نگاه و نیماژ در این حوزه کتاب‌هایی را منتشر کرده‌اند اما باز ظرفیت و حوزه‌هایی در این بخش وجود دارد که نیازمند تحقیق و پژوهش است. هادی حسینی‌نژاد، ترانه‌سرا و خبرنگار حوزه کتاب که سابقه سال‌ها تلاش و پژوهش در این حوزه را دارد در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران کتابی را با عنوان «ترانه‌ای که من می‌شناسم» از سوی انتشارات بوتیمار منتشر کرد. توزیع سراسری این کتاب در روزهای گذشته در وضعیتی که کتاب‌های مرجع در حوزه ترانه وجود ندارند، موجب شد تا گفت‌وگویی با هادی حسینی‌نژاد، نویسنده این کتاب داشته باشیم.
 

چرا به موضوع ترانه پرداختید، یا به عبارتی چرا چنین دغدغه‌ای داشتید؟

 ۱۷-۱۸ سال است که اهل ترانه‌ام و از آنجا که دستِ کم خودم را کاربر ترانه می‌دانم، همواره درگیرِ ماهیتِ موهوم و ناشناخته آن بودم؛ اینکه چه ترانه‌ای خوب است و چه ترانه‌ای نه! اینکه شاخص‌های ارزیابی و ارزشگذاری ترانه خوب کدامند و تفاوت ترانه با ترانه چیست؟ این سؤال‌ها، درست از آنجا نشأت می‌گیرد که پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است. برای اینکه تکلیف ترانه روشن نیست و مشخص نیست باید نقد ادبی وارد گود شود یا مثلاً نقد موسیقایی؛ به عبارت دیگر ترانه در اذهان عمومی، ماهیت درست و درمانی نداشته و ندارد، و البته گویا اصلاً مهم هم نیست که داشته باشد.

جای خالی نگاه‌هایی از روبه‌رو و بی‌تعارف و تسامح به ترانه، یکی از دغدغه‌های من بود و دیگر اینکه همیشه ذهنم درگیر تعاریفی می‌شد که این طرف و آن طرف، از این و آن می‌شنیدم. این تعاریف را در ترانه‌های مختلف و مهم، تطبیق می‌دادم تا صلاحیت‌شان را بسنجم و معمولاً آن‌ها یکی بعد از دیگری در ذهنم نقض می‌شدند. خلاصه که این کشاکش‌ها و چالش‌ها همیشه در ذهن من بوده و آمیزه‌ای از آن‌ها، دغدغه‌ای شد برای نگارش مقالات پراکنده، که سال گذشته تصمیم به جمع‌آوری، بازنویسی و انتشار آن‌ها در قالب یک کتاب گرفتم.

تفکیک شعر از ترانه و ترانه از شعر چه سودی دارد؟

طبعاً در هر حوزه‌ای، شناخت اولین قدم است و برای شناخت،‌ باید تفکیک کرد اما در سؤال شما، روحی هست که با من موافقت دارد! می‌خواهم بگویم: «واقعاً…! چه سودی دارد؟» ساده‌تر اگر بخواهم به موضوع بپردازم باید بگویم، آخرِ کشاکش‌های ذهنی‌ام در این موضوع، هربار به این نتیجه می‌رسم، که این دو از یک جنس و ماهیت هستند و پا فشردن بر تفکیک آن‌ها درست نیست! اما یحتمل هر کدام ویژگی‌ها و شناسه‌هایی در کنار خود دارند که البته باعث مفارقت نمی‌شود.

در کتاب، در مقام تفکیک این دو از هم برنیامده‌ام. حتی –برعکس- بخش‌های کتاب هریک از سمتی در تلاش برای جمع این دو در هم –یا ترانه در شعر- است. اهمیتی که برای شعریت در ترانه قائل شده‌ام و به نوعی جعلِ اصطلاحِ «ترانه‌ی شعر» به همین دلیل بوده است اما از طرفی ترانه‌ای را که شعر نیست هم فاجعه و آسیب نخوانده‌ام. فقط نوشته‌ام ترانه‌ای که شعریت (ادبیت) ندارد، اصلاً شایستگی نقد و نظر ندارد و قطعاً نمی‌تواند موضوع یک کتاب نظری – و کتاب من- باشد.

با توجه به نشر چند کتاب در این حوزه و پرداختن به این موضوع به شکلی کامل، چه نیازی احساس کردید که به این موضوع پرداختید؟

من تقریباً تمام کتاب‌ها، مقالات، مصاحبه‌ها و یادداشت‌هایی را که درباره ترانه منتشر می‌شود می‌خوانم. کتاب‌هایی را هم که مورد نظر شماست، حتماً خوانده‌ام. با ارجاع به پاسخ اولم، در خوانده‌هایم با چالش‌هایی مواجه می‌شدم که مؤلفان کتاب‌های مذکور، یا دغدغه آن‌ها را نداشته‌اند یا زیرکانه از کنار آن‌ها عبور کرده‌اند. به دلیل همین است که گفتم «جای خالی نگاه‌های از روبه‌رو و بی‌تعارف و تسامح به ترانه». و در «ترانه‌ای که من می‌شناسم» دقیقاً قصد کردم همان چالش‌ها را منعکس کنم تا مخاطب، فکری به حال باورهایی بکند که شاید بدون مناقشه و سؤال، پذیرفته است!

چه مواردی در این کتاب وجود دارد که باعث تفاوت آن با سایر کتاب‌ها می‌شود؟

مهم‌ترین تفاوتش بعد از استراتژی آن، که همان به چالش کشیدن تعابیر و تعاریف مرسوم از ترانه بوده، این است که این کتاب یک کتاب تجربی-نظری است و فکر می‌کنم پرداخت‌هایی که به موضوعاتی مانند زبان، مخاطب و… در آن شده، پرداخت‌هایی تازه‌تر و منطبق‌تر با جامعه امروزی باشد.

آیا انتخاب اسم «رساله» در نام‌گذاری کتاب و آمدن این کلمه روی جلد کتاب، مسئولیت‌های نویسنده را افزایش نمی‌دهد؟

خیر. این رساله، رساله‌ من است! اگر مخاطب از آن خوشش نیاید و یا قبولش نداشته باشد، حکماً سمت رساله شخص دیگری می‌رود.

با توجه به این موضوع که دغدغه پرداختن به موضوع ترانه را داشتید، در حال حاضر وضعیت ترانه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

می‌خواهم از بُعد مثبتش به قضیه نگاه کنم، عرصه ترانه را پُر از استعدادهای درخشان می‌بینم؛‌ استعدادهایی که بعضاً استادان ترانه را هم با نوآوری‌هاشان به چالش می‌کشند اما این ملاحظه را اضافه کنید که منظور من از ترانه، تنها آنچه در قطعات موسیقایی می‌شنوید و می‌شنوم نیست!

مخاطب کتاب چه کسانی هستند؟ با توجه به متن کتاب اگر این اثر برای ترانه‌سرایان تازه‌کار نوشته شده که خیلی کارایی ندارد و اگر هم برای ترانه‌سرایان حرفه‌ای نوشته شده آیا، این قشر دنبال چنین کتابی هستند؟ به نظر شما در کشور ما، کسی که بازار دارد سراغ کتاب‌های آموزشی می‌رود؟
 
اولاً من هم مانند هر آدم عاقل دیگری در این زمان و زمانه، نباید به پرفروش شدن کتاب و احتمالاً کسب درآمد از کتابم امیدوار باشم. اتفاقاً به همین دلیل است که از ناشرم خواستم کتاب را با تیراژ ۵۰۰ نسخه‌ای روانه بازار کند. نمی‌خواستم او را هم به ضرری احتمالی محکوم کنم. اما اینکه می‌گویید مخاطب این کتاب چه کسی است، به نظرم می‌آید ترانه‌سرایان، بیشتر می‌توانند مخاطب این کتاب باشند؛ حتی بزرگان ترانه؛ تنها از این منظر که به بهانه ردِ نظریاتِ من، رسماً وارد گود شوند و بحث‌های تئوریک در ترانه بپردازند.

کتاب‌هایی هم که پیش از این منتشر شده، حتماً مخاطبان خودشان را داشته‌اند. همان‌طور که شما اشاره کردید، کتاب من، کتاب آموزش وزن و قافیه و … نیست، پس آن‌ها که می‌خواهند از فردا ترانه‌سرودن را آغاز کنند، از کتاب من خوش‌شان نخواهد آمد. مضاف بر اینکه به نظر می‌آید، هستند افرادی که ترانه‌سرایی را در حد کارهایی نظیر گل‌کاری یا ساخت کاردستی با کاغذ و مقوا می‌دانند و می‌خواهند با خواندن یک کتاب، ترانه‌سرا شوند. در کتابم هم آورده‌ام: در چنین شرایطی نیاز به کتاب‌هایی با چنین عناوینی محسوس می‌شود: ترانه‌سرایی در سفر، چگونه ترانه‌سرا شویم، ترانه‌سرایی در خواب و…
 
هادی حسینی‌نژاد، شاعر و روزنامه‌نگار در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. حسینی‌نژاد در پاییز ۱۳۸۳ نخستین مجموعه ترانه خود را با نام «هرچی ترانه، هیچی!» به انتشار رساند. این مجموعه را «جامعه روزنامه نگاران جوان» منتشر کرد. او همچنین در پاییز سال ۱۳۹۲ دومین مجموعه ترانه خود را با نام «دردی به نام من» توسط نشر نگاه به انتشار رساند. دیگر اثر منتشر شده از او، فیلم‌نامه «زخم باز» است که انتشارات افراز آن را منتشر کرد. جدیدترین اثر حسینی‌نژاد با عنوان «ترانه‌ای که من می‌شناسم»  در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از سوی انتشارات بوتیمار عرضه شد.

حسینی‌نژاد: پای نقد به عرصه ترانه باز نشده است/ بزرگان ترانه به بحث‌های تئوریک در این عرصه بپردازند

باران فیلم

اقدامات کتابخانه روستایی شهدای عشایر برای ترویج کتابخوانی در مناطق محروم/ از «کتابخانه‌های خانگی» تا «کتابخانه سیار»

Published by:

اقدامات کتابخانه روستایی شهدای عشایر برای ترویج کتابخوانی در مناطق محروم/ از «کتابخانه‌های خانگی» تا «کتابخانه سیار»

جابر اسدی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روستای فرسش را یک روستای فرهنگی – مذهب عنوان کرد و در معرفی این روستا گفت: فرسش در شرقی‌ترین نقطه استان لرستان، در 45 کیلومتری شق الیگودرز در بخش بربرود شرقی قرار دارد. این روستا در مرکز دهستانی با همین نام قرار دارد که با داشتن 2200 نفر، یکی از روستاهای پرجمعیت استان لرستان است.

وی با اشاره به حضور چهار بقعه متبرکه امامزاده که در کنار آن چهار مسجد نیز ساخته شده است گفت: از قدیم‌الایام به دلیل وجود حضور این چهار امامزاده، فرسش محل رفت و آمد علمای بسیاری از مناطق و شهرهای اطراف بوده است. از آنجا که یکی از ضروریات همیشگی این علما مطالعه بوده است، «کتاب» جایگاه ثابتی در این روستا داشته که کم کم این روحیه کتابخوانی در مردم این روستا نیز نفوذ کرده است.

سابقه کتاب و کتابخوانی در فرسش
مسئول کتابخانه شهدای عشایر درباره قدمت کتاب و کتابخوانی در این روستا گفت: تا جایی که من به یاد دارم و از بزرگترها شنیده‌ام، در جوار امامزاده موسی‌بن جعفر اتاقکی بود که به کتابخانه اختصاص داشت که در ادامه در همین سال‌های اخیر، به دلیل گسترش فضای امامزاده تخریب و در بخش دیگری ایجاد شد. البته همان‌طور که گفتم سابقه کتاب و کتابخوانی در فرسش به سالیان بسیار دورتر بازمی‌گردد و این در حالی است که در بسیاری از مناطق و روستاهای اطراف هنوز یک کتابخانه هم وجود ندارد.

اسدی درباره چگونگی ارائه و عرضه کتاب در فرسش توضیح داد: ما در این روستا چیزی به عنوان کتابفروشی آن گونه که در شهرها مرسوم است نداریم و به صورت معدود برخی مغازه‌های روستا برخی کتاب‌ها را به صورت سفارشی برای درخواست‌کنندگان تهیه می‌کنند و به روستا می‌آورند. اما در حال حاضر یک کتابخانه با عنوان شهید مسعود اسدی (زیرمجموعه جهاد سازندگی) داریم که البته به صورت محدود فعالیت می‌کند و کتابخانه دیگری هم با عنوان «شهدای عشایر» داریم که در مسجد صاحب‌الزمان قرار دارد و بنده به عنوان مسئول این کتابخانه خدمت می‌کنم.

وی ادامه داد: کتابخانه دیگری هم در حال ساخت داریم که نقشه‌های آن را از اداره کل عمرانی نهاد کتابخانه‌های عمومی گرفته‌ایم و امیدواریم که بتوانیم با حمایت نهاد و مشارکت خیرین به زودی شاهد ساخت و افتتاح این کتابخانه باشیم. همچنین در کنار این کتابخانه‌ها، چهار امامزاده و چهار مسجد این روستا نیز هر کدام دارای کتابخانه‌ای مجزا اما بسیار مختصر هستند. همچنین سه مدرسه فعال در روستای فرسش وجود دارد که از این میان دوباب از این مدارس نیز دارای کتابخانه‌ای مختصر هستند.

وجود نسخ خطی و منابع کهن در «کتابخانه‌های خانگی» 
مسئول کتابخانه شهدای عشایر با اشاره درباره ویژگی شاخص روستای فرسش گفت: نکته قابل توجه و یکی از ویژگی‌های شاخص روستای فرسش  وجود «کتابخانه‌های خانگی» است که شناخته‌شده‌ترین آنها، «کتابخانه آقای قضوی» است که از قدیم‌الایام در این روستا برپا و مورد رجوع عالمان بوده است. این کتابخانه خانگی محل نگهداری کتاب‌های متعددی به خصوص کتاب‌ها و نسخه‌های خطی قدیمی است.

اسدی افزود: از دیگر کتابخانه‌های خانگی شاخص فرسش می‌توان به کتابخانه حشمت‌الله اسدی اشاره کرد. کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های عمومی ما معمولاً متعلق به 50 سال گذشته به این سمت هستند، اما کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های خانگی قدمت بسیار بیشتری دارند.

شکل‌گیری کتابخانه‌ای فعال در روستای فرسش
وی درباره شکل‌گیری کتابخانه شهدای عشایر که خود مسئولیت آن را برعهده دارد گفت: ما ابتدا گروهی بودیم با نام «دوست‌دار و مروج کتاب عشایر» که سه سال پیش با هدف رساندن کتاب به مناطق عشایری و صعب‌العبور کار خودمان را آغاز کردیم. از آنجا که هیچ ارگان و نهادی در مناطق عشایری هیچ‌گونه خدمات فرهنگی ارائه نمی‌کند، ما از سوی کانون فرهنگی هنری مساجد استان لرستان آغاز به فعالیت در این حوزه کردیم که نهایتاً امسال از سوی ستاد عالی کانون مساجد به ما مجوز فعالیت کتابخانه‌ای دادند.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر همچنین درباره نحوه تأمین منابع کتاب‌های این کتابخانه توضیح داد: برخی کتاب‌های کتابخانه را از دفتر مراجع مختلف مانند آیت‌الله مکارم شیرازی و سایرین تهیه می‌کنیم. همچنین انتشارات قلم‌چی نیز بخش دیگری از کتاب‌های کتابخانه ما را تأمین کرده و مرکزی در الیگودرز با عنوان مرکز مبادله و اهداء کتاب شورای شهر الیگودرز و وزارت ارشاد استان لرستان بخش دیگری از این کتاب‌ها را تأمین می‌کنند. مهم‌ترین مرکز تأمین‌کننده کتاب‌های ما کانون فرهنگی هنری مساجد استان لرستان است.

اسدی درباره استقبال اهالی این روستا از عضویت در کتابخانه شهدای فرسش نیز گفت: به دلیل اینکه ما چند موضوع را به هم گره زدیم توانستیم بسیاری از کودکان و نوجوانان را در کتابخانه فعال کنیم؛ به طوری که با ایجاد پیوند بین اعضای کانون فرهنگی هنری فرسش، پایگاه بسیج، تیم‌های ورزشی و کتابخانه موضوع کتابخوانی را بین همه اعضای این مراکز تبلیغ کردیم. همچنین باید اشاره کنم که بانوان این روستا و مناطق اطراف نیز از اعضای فعال کتابخانه ما هستند.

«کتابخانه سیار» و رساندن کتاب به مناطق صعب‌العبور
وی در ادامه به طرح‌های اجرا شده از سوی این کتابخانه اشاره کرد و گفت: «کتابخانه سیار» یکی از طرح‌های مورد توجه ما در کتابخانه شهدای عشایر است؛ طبیعتاً بخشی از فعالیت ما ارائه کتاب به ساکنان روستای فرسش است که با مراجعه به کتابخانه واقع در مسجد صاحب‌الزمان، کتاب‌ها را امانت می‌گیرند، اما بخش دیگری از مخاطبان ما در روستاها و مناطق عشایری اطراف فرسش قرار دارند که امکان مراجعه به کتابخانه ما را ندارند، بنا بر این ما با راه‌اندازی طرح «کتابخانه سیار» و ما با استفاده از وسیله شخصی خودمان کتاب‌های کتابخانه به مردم روستاها و مناطق عشایری اطراف فرسش می‌رسانیم.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر افزود: ما در فصل تابستان فارغ از ارائه خدمات کتابخانه‌ای در روستا، به طور معمول هفته‌ای یک بار با دو خودروی شخصی کتاب‌های کتابخانه را در مناطق عشایری و روستایی اطراف فرسش نیز می‌چرخانیم، اما طبیعتاً در زمستان به دلیل بارش برف سنگین عشایر از مناطق اطراف کوچ می‌کنند و به سمت خوزستان می‌روند و چرخاندن کتاب‌ها تنها در روستاهای اطراف انجام می‌شود.

نماینده‌ای که به وعده خود وفا نکرد!
اسدی با بیان خاطره‌ای از سختی‌ها و مشقت‌های اجرای این طرح عنوان کرد: یک روز که برای همین کار به یکی از روستاهای اطراف رفته بودیم، کارمان طول کشید و به دلیل بارش برف سنگین مجبور شدیم شب را در همان روستا سر کنیم. صبح روز بعد به سمت فرسش حرکت کردیم که در میانه راه خودروهای ما در برف سنگین گیر افتادند و راه به اندازه‌ای صعب‌العبور بود که با بارش برف نیز دیگر امکان حرکت نداشتیم.

وی ادامه داد: در نهایت بعد از ساعت‌ها تلاش توانستیم خودروها را یک کیلومتر جلو ببریم که در راه به فردی برخوردیم که او هم با ماشین شخصی‌اش در برف گیر کرده بود. او یکی از نمایندگان سابق شهرستان الیگودرز بود که برای تبلیغات در دور بعدی مجلس به روستاهای مختلف سر می‌زد که دچار این وضعیت شده بود. ما توانستیم با زحمت بسیار خودروی او را از برف بیرون بکشیم و به تعبیری ایشان را نجات بدهیم. در انتها ایشان برای تشکر به ما گفتند که من تازه فهمیدم که مشکلات شما چیست و همین امروز می‌روم و یک لودر می‌آورم تا مسیر این روستاها را هموار و قابل عبور کند اما از ایشان هیچ خبری نشد!

«شاهنامه‌خوانی» در سیاه چادر عشایر
مسئول کتابخانه شهدای عشایر، طرح «شاهنامه‌خوانی با کتاب» را از جمله طرح‌های اجرا شده از سوی کتابخانه در این روستا عنوان کرد و گفت: شاهنامه‌خوانی از دیرباز در میان مردم عشایر و به ویژه مردم بختیاری رواج و اهمیت بسیاری داشته است. به طوری که این افراد معمولاً دور هم می‌نشینند و یک نفر در بالای مجلس شاهنامه را به صورت حماسی برای سایرین می‌خواند.

اسدی درباره این طرح توضیح داد: بر این اساس ما طی این طرح، در فواصل زمانی معین یک شاهنامه‌خوان را شب‌ها به مناطق عشایری می‌بریم و او در سیاه چادر مخصوص مهمانان می‌نشیند و مردم عشایر از زن و مرد و کودک و کهنسال در کنار هم می‌نشینند و حلقه می‌زنند تا با شوق فراوان شاهنامه‌خوانی را ببینند و بشنوند. مردم عشایر از این طریق ترغیب می‌شدند که خود شاهنامه را تهیه کنند و برای خانواده و نزدیکان خود بخوانند و از آنجا این شاهنامه‌خوانی از آداب و رسوم مردم این مناطق بوده، با استقبال گسترده عشایر روبه رو شده است.

وی همچنین مسابقه و نمایشگاه نقاشی با موضوع کتاب و کتابخوانی، شب‌نشینی با کتاب، کتابخانه‌های همراه، سفیران کتاب و اهداء کتاب را از جمله طرح‌های به اجرا درآمده از سوی ای کتابخانه برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در روستا و عشایر عنوان کرد.

برگزیده شدن در دومین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب
مسئول کتابخانه شهدای عشایر درباره انتخاب روستای فرسش به عنوان روستای دوستدار کتاب نیز توضیح داد: بالاخره مجموع این فعالیت‌های فرهنگی در حوزه روستاها و عشایر در جشنواره روستاهای دوستدار کتاب به چشم آمد و ما در دومین دوره این جشنواره بیش از 20 طرح در حوزه کتاب و کتابخوانی، از جمله کتابخانه سیار و شاهنامه خوانی را ارائه دادیم که در نهایت به عنوان اولین روستای دوستدار کتاب معرفی شدیم.

اسدی ادامه داد: بر این اساس در نمایشگاه کتاب امسال هم توانستیم غرفه‌ای برای کتابخانه داشته باشیم تا فعالیت‌های خودمان را بیشتر معرفی کنیم که افرادی چون سیدرضا صالحی امیری، رئیس کتابخانه ملی، سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و بسیاری دیگر از مسئولان از این غرفه بازدید کردند.

جلب حمایت مسئولان و خیران برای ساخت کتابخانه‌ای مجهز
وی درباره مشکلات پیش روی فعالیت در این روستا گفت: به هرحال مشکلات و مسائل در طول فعالیت‌های ما بسیار است اما سعی می‌کنیم با همه توان این مسیر را ادامه دهیم. تنها خواسته‌ای که از مسئولان دارم این است که زمینه‌ای فرآهم کنند تا بتوانیم کتابخانه‌ای که مقدمات ساخت آن آغاز شده، به کمک خیران به پایان برسانیم.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر تأکید کرد: بسیار امیدوارم خواسته من به گوش مسئولان و خیران برسد و آنها پای کار بیایند، چرا که ساخت و راه‌اندازی یک کتابخانه نهادی از ضروریات روستای فرسش است. چراکه در این روستا و مناطق اطراف کتاب بسیار مخاطب دارد و به محض اینکه کتابی را به دست یکی از جوانان و نوجوانان و حتی کودکان برسانیم، بلافاصله آن را می‌خوانند.

اقدامات کتابخانه روستایی شهدای عشایر برای ترویج کتابخوانی در مناطق محروم/ از «کتابخانه‌های خانگی» تا «کتابخانه سیار»

جابر اسدی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، روستای فرسش را یک روستای فرهنگی – مذهب عنوان کرد و در معرفی این روستا گفت: فرسش در شرقی‌ترین نقطه استان لرستان، در 45 کیلومتری شق الیگودرز در بخش بربرود شرقی قرار دارد. این روستا در مرکز دهستانی با همین نام قرار دارد که با داشتن 2200 نفر، یکی از روستاهای پرجمعیت استان لرستان است.

وی با اشاره به حضور چهار بقعه متبرکه امامزاده که در کنار آن چهار مسجد نیز ساخته شده است گفت: از قدیم‌الایام به دلیل وجود حضور این چهار امامزاده، فرسش محل رفت و آمد علمای بسیاری از مناطق و شهرهای اطراف بوده است. از آنجا که یکی از ضروریات همیشگی این علما مطالعه بوده است، «کتاب» جایگاه ثابتی در این روستا داشته که کم کم این روحیه کتابخوانی در مردم این روستا نیز نفوذ کرده است.

سابقه کتاب و کتابخوانی در فرسش
مسئول کتابخانه شهدای عشایر درباره قدمت کتاب و کتابخوانی در این روستا گفت: تا جایی که من به یاد دارم و از بزرگترها شنیده‌ام، در جوار امامزاده موسی‌بن جعفر اتاقکی بود که به کتابخانه اختصاص داشت که در ادامه در همین سال‌های اخیر، به دلیل گسترش فضای امامزاده تخریب و در بخش دیگری ایجاد شد. البته همان‌طور که گفتم سابقه کتاب و کتابخوانی در فرسش به سالیان بسیار دورتر بازمی‌گردد و این در حالی است که در بسیاری از مناطق و روستاهای اطراف هنوز یک کتابخانه هم وجود ندارد.

اسدی درباره چگونگی ارائه و عرضه کتاب در فرسش توضیح داد: ما در این روستا چیزی به عنوان کتابفروشی آن گونه که در شهرها مرسوم است نداریم و به صورت معدود برخی مغازه‌های روستا برخی کتاب‌ها را به صورت سفارشی برای درخواست‌کنندگان تهیه می‌کنند و به روستا می‌آورند. اما در حال حاضر یک کتابخانه با عنوان شهید مسعود اسدی (زیرمجموعه جهاد سازندگی) داریم که البته به صورت محدود فعالیت می‌کند و کتابخانه دیگری هم با عنوان «شهدای عشایر» داریم که در مسجد صاحب‌الزمان قرار دارد و بنده به عنوان مسئول این کتابخانه خدمت می‌کنم.

وی ادامه داد: کتابخانه دیگری هم در حال ساخت داریم که نقشه‌های آن را از اداره کل عمرانی نهاد کتابخانه‌های عمومی گرفته‌ایم و امیدواریم که بتوانیم با حمایت نهاد و مشارکت خیرین به زودی شاهد ساخت و افتتاح این کتابخانه باشیم. همچنین در کنار این کتابخانه‌ها، چهار امامزاده و چهار مسجد این روستا نیز هر کدام دارای کتابخانه‌ای مجزا اما بسیار مختصر هستند. همچنین سه مدرسه فعال در روستای فرسش وجود دارد که از این میان دوباب از این مدارس نیز دارای کتابخانه‌ای مختصر هستند.

وجود نسخ خطی و منابع کهن در «کتابخانه‌های خانگی» 
مسئول کتابخانه شهدای عشایر با اشاره درباره ویژگی شاخص روستای فرسش گفت: نکته قابل توجه و یکی از ویژگی‌های شاخص روستای فرسش  وجود «کتابخانه‌های خانگی» است که شناخته‌شده‌ترین آنها، «کتابخانه آقای قضوی» است که از قدیم‌الایام در این روستا برپا و مورد رجوع عالمان بوده است. این کتابخانه خانگی محل نگهداری کتاب‌های متعددی به خصوص کتاب‌ها و نسخه‌های خطی قدیمی است.

اسدی افزود: از دیگر کتابخانه‌های خانگی شاخص فرسش می‌توان به کتابخانه حشمت‌الله اسدی اشاره کرد. کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های عمومی ما معمولاً متعلق به 50 سال گذشته به این سمت هستند، اما کتاب‌های موجود در کتابخانه‌های خانگی قدمت بسیار بیشتری دارند.

شکل‌گیری کتابخانه‌ای فعال در روستای فرسش
وی درباره شکل‌گیری کتابخانه شهدای عشایر که خود مسئولیت آن را برعهده دارد گفت: ما ابتدا گروهی بودیم با نام «دوست‌دار و مروج کتاب عشایر» که سه سال پیش با هدف رساندن کتاب به مناطق عشایری و صعب‌العبور کار خودمان را آغاز کردیم. از آنجا که هیچ ارگان و نهادی در مناطق عشایری هیچ‌گونه خدمات فرهنگی ارائه نمی‌کند، ما از سوی کانون فرهنگی هنری مساجد استان لرستان آغاز به فعالیت در این حوزه کردیم که نهایتاً امسال از سوی ستاد عالی کانون مساجد به ما مجوز فعالیت کتابخانه‌ای دادند.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر همچنین درباره نحوه تأمین منابع کتاب‌های این کتابخانه توضیح داد: برخی کتاب‌های کتابخانه را از دفتر مراجع مختلف مانند آیت‌الله مکارم شیرازی و سایرین تهیه می‌کنیم. همچنین انتشارات قلم‌چی نیز بخش دیگری از کتاب‌های کتابخانه ما را تأمین کرده و مرکزی در الیگودرز با عنوان مرکز مبادله و اهداء کتاب شورای شهر الیگودرز و وزارت ارشاد استان لرستان بخش دیگری از این کتاب‌ها را تأمین می‌کنند. مهم‌ترین مرکز تأمین‌کننده کتاب‌های ما کانون فرهنگی هنری مساجد استان لرستان است.

اسدی درباره استقبال اهالی این روستا از عضویت در کتابخانه شهدای فرسش نیز گفت: به دلیل اینکه ما چند موضوع را به هم گره زدیم توانستیم بسیاری از کودکان و نوجوانان را در کتابخانه فعال کنیم؛ به طوری که با ایجاد پیوند بین اعضای کانون فرهنگی هنری فرسش، پایگاه بسیج، تیم‌های ورزشی و کتابخانه موضوع کتابخوانی را بین همه اعضای این مراکز تبلیغ کردیم. همچنین باید اشاره کنم که بانوان این روستا و مناطق اطراف نیز از اعضای فعال کتابخانه ما هستند.

«کتابخانه سیار» و رساندن کتاب به مناطق صعب‌العبور
وی در ادامه به طرح‌های اجرا شده از سوی این کتابخانه اشاره کرد و گفت: «کتابخانه سیار» یکی از طرح‌های مورد توجه ما در کتابخانه شهدای عشایر است؛ طبیعتاً بخشی از فعالیت ما ارائه کتاب به ساکنان روستای فرسش است که با مراجعه به کتابخانه واقع در مسجد صاحب‌الزمان، کتاب‌ها را امانت می‌گیرند، اما بخش دیگری از مخاطبان ما در روستاها و مناطق عشایری اطراف فرسش قرار دارند که امکان مراجعه به کتابخانه ما را ندارند، بنا بر این ما با راه‌اندازی طرح «کتابخانه سیار» و ما با استفاده از وسیله شخصی خودمان کتاب‌های کتابخانه به مردم روستاها و مناطق عشایری اطراف فرسش می‌رسانیم.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر افزود: ما در فصل تابستان فارغ از ارائه خدمات کتابخانه‌ای در روستا، به طور معمول هفته‌ای یک بار با دو خودروی شخصی کتاب‌های کتابخانه را در مناطق عشایری و روستایی اطراف فرسش نیز می‌چرخانیم، اما طبیعتاً در زمستان به دلیل بارش برف سنگین عشایر از مناطق اطراف کوچ می‌کنند و به سمت خوزستان می‌روند و چرخاندن کتاب‌ها تنها در روستاهای اطراف انجام می‌شود.

نماینده‌ای که به وعده خود وفا نکرد!
اسدی با بیان خاطره‌ای از سختی‌ها و مشقت‌های اجرای این طرح عنوان کرد: یک روز که برای همین کار به یکی از روستاهای اطراف رفته بودیم، کارمان طول کشید و به دلیل بارش برف سنگین مجبور شدیم شب را در همان روستا سر کنیم. صبح روز بعد به سمت فرسش حرکت کردیم که در میانه راه خودروهای ما در برف سنگین گیر افتادند و راه به اندازه‌ای صعب‌العبور بود که با بارش برف نیز دیگر امکان حرکت نداشتیم.

وی ادامه داد: در نهایت بعد از ساعت‌ها تلاش توانستیم خودروها را یک کیلومتر جلو ببریم که در راه به فردی برخوردیم که او هم با ماشین شخصی‌اش در برف گیر کرده بود. او یکی از نمایندگان سابق شهرستان الیگودرز بود که برای تبلیغات در دور بعدی مجلس به روستاهای مختلف سر می‌زد که دچار این وضعیت شده بود. ما توانستیم با زحمت بسیار خودروی او را از برف بیرون بکشیم و به تعبیری ایشان را نجات بدهیم. در انتها ایشان برای تشکر به ما گفتند که من تازه فهمیدم که مشکلات شما چیست و همین امروز می‌روم و یک لودر می‌آورم تا مسیر این روستاها را هموار و قابل عبور کند اما از ایشان هیچ خبری نشد!

«شاهنامه‌خوانی» در سیاه چادر عشایر
مسئول کتابخانه شهدای عشایر، طرح «شاهنامه‌خوانی با کتاب» را از جمله طرح‌های اجرا شده از سوی کتابخانه در این روستا عنوان کرد و گفت: شاهنامه‌خوانی از دیرباز در میان مردم عشایر و به ویژه مردم بختیاری رواج و اهمیت بسیاری داشته است. به طوری که این افراد معمولاً دور هم می‌نشینند و یک نفر در بالای مجلس شاهنامه را به صورت حماسی برای سایرین می‌خواند.

اسدی درباره این طرح توضیح داد: بر این اساس ما طی این طرح، در فواصل زمانی معین یک شاهنامه‌خوان را شب‌ها به مناطق عشایری می‌بریم و او در سیاه چادر مخصوص مهمانان می‌نشیند و مردم عشایر از زن و مرد و کودک و کهنسال در کنار هم می‌نشینند و حلقه می‌زنند تا با شوق فراوان شاهنامه‌خوانی را ببینند و بشنوند. مردم عشایر از این طریق ترغیب می‌شدند که خود شاهنامه را تهیه کنند و برای خانواده و نزدیکان خود بخوانند و از آنجا این شاهنامه‌خوانی از آداب و رسوم مردم این مناطق بوده، با استقبال گسترده عشایر روبه رو شده است.

وی همچنین مسابقه و نمایشگاه نقاشی با موضوع کتاب و کتابخوانی، شب‌نشینی با کتاب، کتابخانه‌های همراه، سفیران کتاب و اهداء کتاب را از جمله طرح‌های به اجرا درآمده از سوی ای کتابخانه برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در روستا و عشایر عنوان کرد.

برگزیده شدن در دومین جشنواره روستاهای دوستدار کتاب
مسئول کتابخانه شهدای عشایر درباره انتخاب روستای فرسش به عنوان روستای دوستدار کتاب نیز توضیح داد: بالاخره مجموع این فعالیت‌های فرهنگی در حوزه روستاها و عشایر در جشنواره روستاهای دوستدار کتاب به چشم آمد و ما در دومین دوره این جشنواره بیش از 20 طرح در حوزه کتاب و کتابخوانی، از جمله کتابخانه سیار و شاهنامه خوانی را ارائه دادیم که در نهایت به عنوان اولین روستای دوستدار کتاب معرفی شدیم.

اسدی ادامه داد: بر این اساس در نمایشگاه کتاب امسال هم توانستیم غرفه‌ای برای کتابخانه داشته باشیم تا فعالیت‌های خودمان را بیشتر معرفی کنیم که افرادی چون سیدرضا صالحی امیری، رئیس کتابخانه ملی، سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و بسیاری دیگر از مسئولان از این غرفه بازدید کردند.

جلب حمایت مسئولان و خیران برای ساخت کتابخانه‌ای مجهز
وی درباره مشکلات پیش روی فعالیت در این روستا گفت: به هرحال مشکلات و مسائل در طول فعالیت‌های ما بسیار است اما سعی می‌کنیم با همه توان این مسیر را ادامه دهیم. تنها خواسته‌ای که از مسئولان دارم این است که زمینه‌ای فرآهم کنند تا بتوانیم کتابخانه‌ای که مقدمات ساخت آن آغاز شده، به کمک خیران به پایان برسانیم.

مسئول کتابخانه شهدای عشایر تأکید کرد: بسیار امیدوارم خواسته من به گوش مسئولان و خیران برسد و آنها پای کار بیایند، چرا که ساخت و راه‌اندازی یک کتابخانه نهادی از ضروریات روستای فرسش است. چراکه در این روستا و مناطق اطراف کتاب بسیار مخاطب دارد و به محض اینکه کتابی را به دست یکی از جوانان و نوجوانان و حتی کودکان برسانیم، بلافاصله آن را می‌خوانند.

اقدامات کتابخانه روستایی شهدای عشایر برای ترویج کتابخوانی در مناطق محروم/ از «کتابخانه‌های خانگی» تا «کتابخانه سیار»

استخدام

برگزاری ویژه برنامه «نذر کتاب» به مناسبت شب‌های قدر

Published by:

برگزاری ویژه برنامه «نذر کتاب» به مناسبت شب‌های قدر

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری شهرداری منطقه 13، ویژه برنامه نذر کتاب به مناسبت فرارسیدن شب‌های مبارک قدر، از ساعت 21 تا 23 در مسجد ارگ، حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، میدان خراسان، مسجد و میدان امام حسین(ع)، مصلای امام خمینی(ره)، آستان مقدس امامزاده صالح(ع)، حرم مطهر امام خمینی(ره)، مهدیه امام حسن مجتبی(ع) و حسینیه همدانی‌ها برگزار می‌شود.
 
این برنامه یک ایده فرهنگی است که به مناسبت‌های مذهبی به مردم پیشنهاد می‌دهد با توسل به ائمه(ع) در صورت برآورده شدن حاجتشان، بخشی از نذورات خود را به خرید و توزیع کتاب اختصاص دهند. در این راستا دو هزار و 700 جلد کتاب قصه از 14 معصوم (داستان‌هایی از سبک زندگی امام علی(ع))، 600 جلد قرآن کریم و هشت هزار نسخه کارت حقوق شهروندی در بین شرکت‌کنندگان در مراسم لیالی قدر توزیع می‌شود.

علاقه‌مندان برای شرکت در این امر معنوی می‌توانند با مراجعه به اینستاگرام نذر کتاب به نشانی nazreketab_ir با انتخاب کتاب‌های پیشنهادی، از تخفیف 50 درصدی کتاب موردنظر برخوردار شوند.

شهروندان برای آگاهی بیشتر از این برنامه می‌توانند به نشانی میدان امام حسین(ع)، خیابان شهید منتظری، خیابان خشکبارچی، بوستان خیام، فرهنگسرای امید مراجعه و یا با شماره 33303843 تماس بگیرند.
 

برگزاری ویژه برنامه «نذر کتاب» به مناسبت شب‌های قدر

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری شهرداری منطقه 13، ویژه برنامه نذر کتاب به مناسبت فرارسیدن شب‌های مبارک قدر، از ساعت 21 تا 23 در مسجد ارگ، حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، میدان خراسان، مسجد و میدان امام حسین(ع)، مصلای امام خمینی(ره)، آستان مقدس امامزاده صالح(ع)، حرم مطهر امام خمینی(ره)، مهدیه امام حسن مجتبی(ع) و حسینیه همدانی‌ها برگزار می‌شود.
 
این برنامه یک ایده فرهنگی است که به مناسبت‌های مذهبی به مردم پیشنهاد می‌دهد با توسل به ائمه(ع) در صورت برآورده شدن حاجتشان، بخشی از نذورات خود را به خرید و توزیع کتاب اختصاص دهند. در این راستا دو هزار و 700 جلد کتاب قصه از 14 معصوم (داستان‌هایی از سبک زندگی امام علی(ع))، 600 جلد قرآن کریم و هشت هزار نسخه کارت حقوق شهروندی در بین شرکت‌کنندگان در مراسم لیالی قدر توزیع می‌شود.

علاقه‌مندان برای شرکت در این امر معنوی می‌توانند با مراجعه به اینستاگرام نذر کتاب به نشانی nazreketab_ir با انتخاب کتاب‌های پیشنهادی، از تخفیف 50 درصدی کتاب موردنظر برخوردار شوند.

شهروندان برای آگاهی بیشتر از این برنامه می‌توانند به نشانی میدان امام حسین(ع)، خیابان شهید منتظری، خیابان خشکبارچی، بوستان خیام، فرهنگسرای امید مراجعه و یا با شماره 33303843 تماس بگیرند.
 

برگزاری ویژه برنامه «نذر کتاب» به مناسبت شب‌های قدر

قرآن

رامهرمزی: خاطره‌‌پژوهی باید وارد مطالعات جدی جنگ شود/ بحث‌های درون‌پیله‌ای حوزه دفاع مقدس را از شکوفایی باز می‌دارد

Published by:

رامهرمزی: خاطره‌‌پژوهی باید وارد مطالعات جدی جنگ شود/ بحث‌های درون‌پیله‌ای حوزه دفاع مقدس را از شکوفایی باز می‌دارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- شیما دنیادار رستمی: معصومه رامهرمزی، نویسنده حوزه دفاع مقدس و از اعضای شورای خاطره سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس، نقش اساسی در نگارش و تدوین کتاب «پرسمان یاد» داشته است. این کتاب که حاصل 15 جلسه گفت‌وگوی اعضای شورای خاطره با علیرضا کمری، پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نگاری است، به تازگی از نشر صریر منتشر شد و در پی نگاه جدی به مباحث خاطره‌نگاری جنگ و دفاع مقدس است تا از این راه آثار خاطره‌نگاری جنگ بتوانند به عنوان منابعی ارزشمند برای شناخت ابعاد جنگ تحمیلی مورد استفاده قرار گیرند. گفت‌وگوی ایبنا با رامهرمزی را درباره این کتاب می‌خوانید.

زمینه‌های شکل‌گیری کتاب «پرسمان یاد» چه بود؟
شکل‌گیری کتاب «پرسمان یاد» به مراجعات مکرری که ما بابت مباحث مربوط خاطره‌شناسی و خاطره‌پژوهشی طی سال‌های سال از استاد علیرضا کمری داشتیم باز می‌گردد. وقتی با مسائلی روبه‌رو می‌شدیم که نیاز به راهکار یا بحث، گفت‌وگو، تحلیل یک موضوع و آسیب‌شناسی در این حوزه‌ها داشت به او مراجعه می‌کردیم.
 
شاید اگر آن جلسه‌ها همگی گردآوری و نوشته می‌شد، اکنون کتاب «پرسمان یاد» بسیار حجیم‌تر از کتاب فعلی بود. پس از مدتی، من شخصا به این فکر کردم که کتاب‌هایی که در حوزه خاطره‌شناسی از قلم استاد کمری نوشته شده، بسیار اجمالی به این موضوع پرداخته‌اند. البته به جز کتاب «یاد مانا» که اثر روانی بود و فکر می‌کنم از کتاب‌های مرجع در حوزه خاطره‌شناسی است، کتاب «با یاد و خاطره» علیرضا کمری، بسیار زبان سختی در بیان داشت. هرچند بسیار قابل استفاده بود اما همه نمی‌توانستند از آن بهره ببرند. وقتی در شورای خاطره بنیاد حفظ و آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گرد آمدیم، افراد این شورا هم چنین دغدغه‌ای داشتند و به اجماع رسیده بودند که پاسخگوی اصلی این مسائل، با توجه به تجربه‌ها و مطالعات و کارهای پژوهشی که در زمینه خاطره‌پژوهشی انجام داده، علیرضا کمری است.
 
در کنار این دغدغه‌مندی، در شورای خاطره بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای برای استان‌ها برگزار کردیم. در طول یک سال، به چندین استان کشور سفر کردیم که هر استان، میزبان چهار یا پنج استان کشور بودند. در جلسه‌ای یک روزه، تعداد زیادی از نویسندگان و کارشناسان حوزه خاطره حضور داشتند. بررسی کتاب‌های تازه‌نشر هر استان، آموزش در موضوع‌های مربوط به تالیف کتاب خاطره و انجام بحث و گفت‌وگو درباره خاطره‌نگاری از محور‌هایی بود که در این جلسه‌ها پیگیری می‌شد. در این جلسه‌ها به احساس نیاز جدی در این حوزه رسیدیم و مطمئن شدیم که استان‌ها نیازمند به روز شدن هستند.

موانعی برای به روز شدن استان‌ها در حوزه خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی وجود داشت؟
محدودیت‌هایی در شهرستان‌ها برای نوشتن کتاب خاطره وجود دارد. کار آموزشی چندانی صورت نمی‌گیرد و نویسندگان، سوال‌های بسیار جزئی دارند. مثل این‌که موضوع خوب برای خاطره‌نگاری چه موضوعی است؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ ما در سال‌های پیش در کتاب‌هایی چون «یاد مانا» از علیرضا کمری، «با خاک و خاطره» نوشته احمد دهقان، «بر سمند خاطره» اشاره‌ای به این موضوع داشتیم اما امروزه آن پاسخ‌ها دیگر کاربردی نیستند.
 
تفاوت‌ها از چه نظر بود؟
ببینید، مثلا در سال‌‌های گذشته کتاب‌های مربوط به آزادگان بسیار اندک بودند اما اکنون خاطرات بسیار زیادی از مردان و بانوان آزاده جنگ تحمیلی نوشته‌ شده‌اند. ما سراغ موضوع‌های مختلف برای نوشتن کتاب‌ها رفته‌ایم. در بعضی از موضوع‌ها شاهد شباهت‌هایی هستیم. در برخی موضوع‌ها کتاب‌های فراوانی منتشر شده است و دیگر اقبال جامعه به آن موضوع زیاد نیست. این سوال پیش می‌آید که چه موضوعی امروزه می‌تواند هم جذابیت بیشتری داشته باشد و هم در بحث مطالعات جنگ قابل اعتنا باشد؟ این موارد، شکل‌گیری مباحث تازه‌ای را می‌طلبد.

مثال جدی‌تری که می‌توان داشت، مساله استناد خاطره‌هاست. استناد چیست؟ به هر حال با کتاب‌هایی که در این سال‌ها چاپ شده و جشنواره‌هایی که برگزار شدند، گام‌هایی را پشت سر گذاشتیم و اگر می‌خواهیم تنور حوزه دفاع مقدس گرم بماند و اقبال عمومی را از دست ندهد، دوباره به بازنمایی موضوع نیاز داریم و باید به آن‌ها بپردازیم.
 
هدف اساسی این کار پژوهشی چیست؟
بحث فقط بازخوانی نیست. ما باید موضوع خاطره‌شناسی و خاطره‌پژوهی را وارد حوزه شناخت و مطالعات جدی جنگ کنیم. گاهی با کتاب‌های خاطره جنگ، فقط به صورت احساسی برخورد می‌کنیم و مثلا می‌گوییم از مطالعه خاطرات فلان رزمنده گریستم یا خندیدم! این رویکرد به کتاب خاطره باید باشد اما به دلیل جایگاه پایه‌ای که خاطرات جنگ در حوزه مطالعات جنگ دارند، پژوهشگر برای پژوهش، داستان‌نویس برای انتخاب سوژه‌های داستانی، فیلمنامه‌نویس برای نگارش سوژه فیلمنامه خود، نیازمند مطالعه این آثار است. کتاب‌های خاطره، محل ارجاع و استناد‌ هستند. به همین دلیل موقعیت پایه‌ای، این موضوع باید وارد مطالعات جدی و بحث‌های شناختی شود. البته به این معنا نیست که پیش از این، وارد این حوزه نشده‌ایم؛ قبلا کمتر به آن توجه داشته‌ایم. در کتاب «پرسمان یاد» می‌خواستیم بگوییم، اولا خاطره موضوعی گسترده و جامع‌الاطرافی است که می‌تواند در مطالعات جنگ به طور جدی مورد اعتنا قرار گیرد و ثانیا این‌که ما باید با آن شناختی برخورد کنیم. یعنی، بدانیم موضوع‌های اساسی در آن چیست و در پاسخ به آن‌ها به چه نکته مهمی می‌رسیم.

زمانی بود که کتاب‌های خاطره، کمتر با خاطره‌سازی روبه‌رو بوده‌اند. به کتاب خیلی اعتماد داشتیم و حتی راوی خاطرات ابدا نمی‌خواست خاطراتش را روایت کند و ما پس از سال‌‌ها تلاش، موفق به گفت‌وگو با او می‌شدیم زیرا اصلا انگیزه‌ای برای نمایاندن خود نداشت اما اکنون چنین نیست. امروزه پس از مطالعه کتاب‌های خاطره، نیاز داریم بپرسیم آیا راوی حقیقت را بیان کرده است؟ برای اثبات نیاز به تحقیق داریم. ببینید، اکنون با این مساله مواجه‌ایم که اگر درایت و دقت در ثبت خاطرات و انتخاب سوژه نداشته‌ باشیم، اگر نویسنده به موضوع اشراف نداشته باشد، ممکن است سال‌های آینده انگ دروغ‌پردازی به کتاب بزنند. این‌ها مسائلی است که ما را نیازمند دقت و تامل در خاطره می‌‌کند و ما را بر آن می‌دارد که استفتاء علمی از مسائل داشته باشیم.

«پرسمان یاد» آغاز یک حرکت است. اکنون این کتاب ادعایی ندارد که به همه پرسش‌ها پاسخ گفته یا حتی پاسخی صحیح داده است. بر اساس مطالعات و تجربیات آقای کمری و دیگر پرسشگران که از افراد قدیمی انتشار خاطرات جنگ بودند، این کتاب شکل گرفت. هر دو طرف، عمر خود را در این راه گذاشتند، خاطره را به خوبی و درستی می‌شناختند و به آن اشراف داشتند. با این حال، این کتاب نیازمند تصحیح و تکمیل است. ممکن است مخاطبان کتاب نقد‌ها و پرسش‌های تازه‌ای داشته باشند که در ویرایش دوم اصلاح خواهد شد.

درباره پیشینه قلمی خود در حوزه خاطره بیشتر بگویید؟
من خیلی کوچکتر از همه اعضای آن جمع بودم اما در 20 سال گذشته دغدغه جدی در این حوزه داشته‌ام. همه ما قصد داشتیم از ظرفیت ایجاد شده، استفاده صحیح را ببریم. آسیبی که همیشه «خاطره» را تهدید کرده است، این است که بیشتر افرادی که در این حوزه کار می‌کنند، گمان می‌کنند که نوشتن خاطره، نیاز به دانش و روش ندارد. این کتاب می‌خواهد بگوید که اتفاقا به هر دو نیاز دارد. هم دانش و هم روش.

آیا «پرسمان یاد» توصیه‌ای هم به مخاطبانش دارد؟
نه. اصلا این کتاب حالت تجویزی و توصیه‌ای ندارد. کتابی علمی است و ما در این آثار فقط تحلیل و تبیین می‌کنیم. موضوع را کاملا مورد بررسی قرار می‌دهیم. این کتاب، در 15 جلسه گفت‌وگو نوشته شد و از مباحث نظری تا عملیاتی حوزه خاطره‌شناسی است. مباحثی که یک خاطره‌نگار با آن درگیر است، در این کتاب آمده است. چه پرسش‌هایی باید مطرح شود؟ تفاوت مصاحبه خاطره‌نگار با مصاحبه خبری چیست؟ ما ناچار به حذف یا اضافه کردن برخی نکات هستیم. حذف و اضافه چگونه و با چه معیار‌هایی باید صورت گیرد؟ این کتاب می‌خواهد بگوید ملاک‌ها، معیار‌ها، محک‌ها و میزان‌ها برای خاطره‌نگاری مطلوب چیست؟ یکی از بحث‌های جدی مطرح شده در این کتاب، جایگاه حقوقی پدیدآور و صاحب خاطره است. البته همه این‌ها در حد گام نخست تبیین شده‌اند. می‌توان از هر موضوع کتاب چندین مقاله نوشت و چندین جلسه پرسش و پاسخ برگزار کرد.

چقدر موضوع‌ها به چالش کشیده شده‌اند؟
«خاطره» موضوعِ مهمی است که برای روای رخ داده و او در حال بیان آن است؛ یعنی ما به عنوان خاطره‌نگار، از دریچه ذهن و زبان و وجدان او، آن موضوع را می‌بینیم. هرقدر مصاحبه ما به این سمت برود که تمامیت راوی را بیان کند، مصاحبه‌گر موفق‌تر است. «نسیان»، «فراموشی» و «اشتباه» بخشی از خاطره است و خاطره‌نگار باید به کمک راوی بیاید. از طرفی باید به اسناد و مدارک رجوع کند. یکی از نکات خوب در «پرسمان یاد» به چالش کشیدن موضوع‌هاست؛ مثلا برخی مباحث از سوی استاد کمری مطرح می‌شد که مورد قبول ما نبود. آن‌قدر بحث‌ها به چالش کشیده شده است که زبان استاد کمری از آن حالت سخت خود خارج شده است و این اتفاق خوب است. ویژگی مثبت دیگر کتاب «مقدمه» و «موخره» ای است که بر کتاب آمده است. فرانک جمشیدی، فهرست موضوعی تفصیلی در ابتدای کتاب آورده است. این فهرست موضوعی واقعا به کمک مخاطب می‌آید. موخره «پرسمان یاد» نیز به کتاب پرداخته شده است که در این کتاب به چه موضوع‌هایی اشاره می‌کند و از چه زوایایی و به چه نتایجی رسیده است.

به جز خاطره‌نگاران چه افرادی مخاطبان این کتابند؟
این اثر در زمره آثار پژوهشی محسوب می‌شود. مخاطبان کتاب، افزون بر نویسندگان و کارشناسان حوزه خاطره‌نویسی، نهاد‌ها، سازمان‌ها و ناشران هستند. مثلا در بحث حقوق مولف خاطرات و ناشر، کاری از دست نویسنده ساخته نیست و این برعهده سازمان‌ها و ناشران است که بر این مسائل نظارت داشته باشند. البته در حوزه عملیاتی، نویسندگان می‌توانند مخاطب «پرسمان یاد» باشند. موضوع‌های مطرح شده، سرفصل‌های خوبی به مخاطب برای انجام کارهای جدی در حوزه خاطره ارایه می‌دهد. ما نباید از بحث در حوزه خاطره بترسیم. وقتی موضوعی مبنای علمی داشته باشد، می‌توان آن را مورد بحث و نقد قرار داد و به چالش کشید.
 

اما این روز‌ها کتاب‌های حوزه خاطره‌نگاری جنگ تحمیلی، بیشتر برای مخاطبان عادی جامعه تبلیغ می‌شوند و به نظر می‌رسد این، با اهداف نوشتن کتاب «پرسمان یاد» فاصله داشته باشد.
همه دغدغه ما این است که کتاب‌های خاطره‌نگاری را کم‌ارزش نپندارند. این کتاب‌ها فقط برانگیزاننده هیجانات و احساس‌های ما نیستند بلکه جایگاه جدی در مطالعات فرهنگی و اجتماعی جنگ دارند. ما ملتی معتقد به اصول خاص هستیم که در خط مقاومت قرار داریم. «جنگ» برای ما مساله‌ای ناشناخته و «دفاع» برای ما امری پایان‌ناپذیر است. کتاب خاطره می‌تواند به ما برای آینده دید خوبی بدهد و می‌تواند عبرت‌آموز باشد؛ مثلا از لابه‌لای کتاب‌های خاطره‌نگاری حوزه جنگ تحمیلی در می‌یابیم که امدادگری فقط مربوط به زخم‌ها نمی‌شود و امدادگری روحی و روانی را هم شامل می‌شود. این نکته می‌تواند آموزش امدادگری در حوادث، بحران‌ها و… را دچار تحول کند. اگر در بحث خاطره، با دقت‌نظر عمل کنیم، مباحث انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و… را درک می‌کنیم. بسته به رویکردمان می‌توانیم کتاب‌های خاطره را بخوانیم.

امروزه دیگر در کتاب‌های خاطرات جنگ، در پی تبلیغات نیستیم و باید به حوزه تعقل و تفکر وارد شویم. زمانی در انتخاب موضوع، در پی منحصر به فرد بودن آن از نظر برانگیختگی احساسات بودیم اما امروزه در پی این هستیم که موضوع‌های ناشناخته جنگ مانند نقش بازاریان در جنگ تحمیلی را بشناسیم. اگر رویکرد مطالعاتی در حوزه خاطره داشته باشیم، می‌توانیم اولویت‌های خود را مشخص کنیم. همه این‌ها زمانی رخ می‌دهد که وارد مطالعات جدی در حوزه جنگ شویم.
 
نباید خاطره‌گویی را امری ساده تلقی کنیم. این حوزه گرچه ساده به نظر می‌رسد اما دشواری‌های خاص خود را دارد. مثلا گفته می‌شود باید «روان» نوشت اما این به معنای پیش پا افتاده بودن نوشتن خاطرات نیست. برای روان نوشتن خاطرات نویسنده رنج زیادی را متحمل می‌شود. اتفاقا کتاب‌های روان در حوزه خاطره‌نگاری زحمت بیشتری را در پس خود دارند. ما نیازمند دانش، روش، دقت و زحمت در خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی هستیم.
 
چه انگیزه‌های دیگری برای نوشتن این کتاب وجود داشت؟
یکی از نکته‌هایی که بیشتر مرا برای نوشته شدن چنین کتابی سوق می‌داد، داوری‌ام در جشنواره‌های کتاب حوزه دفاع مقدس بود. می‌دیدم کوهی از کتاب به دبیرخانه رسیده است که از نظر محتوا و موضوع قابل اعتناست اما در شیوه کتابسازی متاسفانه به گونه‌ای است که فقط برای خمیر شدن آماده است! داوران حوزه خاطره در انتخاب آثار بسیار اذیت می‌شدند. چرا موضوع‌های با اهمیت باید به‌گونه‌ای بسیار سطحی پرداخته شوند؟ حتی گاهی خاطرات به درستی ویراستاری و چینش هم نمی‌شوند. نویسنده خاطرات فقط ضبط را مقابل راوی گذاشته و هرآنچه او گفته را در قالب کتاب منتشر کرده است! حتی پرسش‌ها دسته‌بندی مشخص یا شروع و پایان منسجم نداشتند. به هر حال نصف علم در سوال خوب است. بسیاری از ناگفته‌ها در کتاب بیان نمی‌شود و بسیاری از مسائل غیر ضروری بارها تکرار شده‌اند. وقتی می‌دیدم که این همه کتاب با چنین ویژگی‌هایی منتشر می‌شوند، برایم جای سوال بود که چرا باید اعتماد افراد را به آسانی از بین برد. کتاب «پرسمان یاد» برای افرادی که خاطره‌نگاری را آموزش می‌دهند هم بسیار مفید خواهد بود.
 
موانع شما در تدوین و نگارش کتاب «پرسمان یاد» چه بود؟
بحث تغییر مدیریت‌ در سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس یکی از موانع بود. ما برگزاری جلسه‌های استانی را برای تمام استان‌های کشور در نشر گرفته بودیم. وقتی سردار گلعلی بابایی از مدیریت این سازمان کنار رفت، تمام این جلسه‌های استانی که با برنامه‌ریزی آموزشی خیلی خوب در حال پیش رفتن بود، ناگهان تعطیل شد اما خوشبختانه جلسه‌هایی را که وعده داده بودیم به پایان بردیم. این در حالی بود که تصمیم نداشتیم این جلسه‌ها را در همین سطح متوقف کنیم. کتاب «پرسمان یاد» برای ما خیلی مهم است. دوست داریم نویسندگان و خاطره‌پژوهان بر اساس تجارب خود آن را نقد کنند. علاقه‌مندیم به صورت موضوعی به بحث‌ها بپردازیم.

در این کتاب طی 15 جلسه، فقط به تمامی موضوع‌ها اشاره شده است. ظرفیت بحث بیشتر در این کتاب وجود نداشت. باید بر اساس هر موضوع بحث‌های جداگانه‌ای صورت گیرد و هر کدام در قالب جداگانه به چاپ برسند. ما امروزه نیازمند درایت در روایت هستیم؛ مثال روشنی که می‌توان زد، داوری در جشنواره‌های ادبی حوزه دفاع مقدس است. یکی از ایراد‌های اساسی فرم‌ها ارزیابی کتاب‌هاست. نمی‌توان بر اساس فرم‌های ارزشیابی 10 سال گذشته نثر امروز را بررسی کرد زیرا نثرهای اینچنینی نداشتیم. حتی نوع مصاحبه‌ها و ارایه اسناد در نگارش کتاب‌های خاطره تغییر کرده است. روایت‌های داستانی قابل اعتنا شده‌اند و همین باعث می‌شود که انتظار ارزیابی متفاوتی داشته باشیم. در کتاب «پرسمان یاد» به این موضوع هم پرداخته‌ایم. فکر می‌کنم اگر مسئولان این کتاب را بخوانند تجدید نظر در فرم‌های ارزیابی را ضروری خواهند دانست. مساله دیگر این است که برخی کتاب‌ها فقط در سطح استانی قابل انتشار‌ هستند.
 
جلسه‌های بررسی کتاب چقدر در معرفی آن موثر‌ند؟
«پرسمان یاد» حتما ضعف‌هایی دارد که باید بررسی شود. این کتاب را برای خیلی از افرادی که در حوزه خاطره‌نگاری فعال‌اند ارسال شده است تا مطالعه کنند. درگیر شدن قشر دانشجویی با موضوع دفاع مقدس دیگر دغدغه ماست. هر قدر بحث علمی بیشتر شود، دانشگاه بیشتر با موضوع درگیر می‌شود. ما این کتاب را برای استادان دانشگاه هم ارسال کرده‌ایم تا مطالعه و بررسی کنند.
 
فقط برای استادان رشته ادبیات پایداری فرستادید؟
نه. الزاما فقط استادان این رشته نبودند. برخی جامعه‌شناسان، استادان ادبیات و تمام افرادی که نسبتی با کتاب می‌یابند. چون موضوع دفاع مقدس، موضوعی ملی بود و من گمان می‌کنم با توجه به این‌که این کتاب قدم نخست است و به موضوع‌های کلیدی در آن اشاره شده است، ویرایش دوم کتاب بتواند در اختیار قشر گسترده‌تری برای نقد قرار گیرد. ما دوست داریم ضعف‌ها و ایراد‌ها و دیدگاه‌های مخالف را بدانیم. در ویرایش دوم که با پرسش‌های علمی‌تری روبه‌روییم، می‌توانیم نگاه جدی‌تر دانشگاه‌ها را هم به اثر داشته باشیم. ما باید دانشگاه را با موضوع دفاع مقدس درگیر کنیم و هرقدر این اتفاق بیشتر رخ دهد، می‌توانیم از ظرفیت علمی آن‌ها بیشتر استفاده کنیم. نیازمند شنیدن حرف‌های مخالف درباره «پرسمان یاد» هستیم. یکی از مشکلات ما هم همین درون‌پیله‌ای بودن موضوع دفاع مقدس است. باید از بیرون به آن نگاه شود تا مخالفان نظر خود را بگویند و از راه تعامل شاهد شکوفایی خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی در این حوزه باشیم.

رامهرمزی: خاطره‌‌پژوهی باید وارد مطالعات جدی جنگ شود/ بحث‌های درون‌پیله‌ای حوزه دفاع مقدس را از شکوفایی باز می‌دارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- شیما دنیادار رستمی: معصومه رامهرمزی، نویسنده حوزه دفاع مقدس و از اعضای شورای خاطره سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس، نقش اساسی در نگارش و تدوین کتاب «پرسمان یاد» داشته است. این کتاب که حاصل 15 جلسه گفت‌وگوی اعضای شورای خاطره با علیرضا کمری، پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نگاری است، به تازگی از نشر صریر منتشر شد و در پی نگاه جدی به مباحث خاطره‌نگاری جنگ و دفاع مقدس است تا از این راه آثار خاطره‌نگاری جنگ بتوانند به عنوان منابعی ارزشمند برای شناخت ابعاد جنگ تحمیلی مورد استفاده قرار گیرند. گفت‌وگوی ایبنا با رامهرمزی را درباره این کتاب می‌خوانید.

زمینه‌های شکل‌گیری کتاب «پرسمان یاد» چه بود؟
شکل‌گیری کتاب «پرسمان یاد» به مراجعات مکرری که ما بابت مباحث مربوط خاطره‌شناسی و خاطره‌پژوهشی طی سال‌های سال از استاد علیرضا کمری داشتیم باز می‌گردد. وقتی با مسائلی روبه‌رو می‌شدیم که نیاز به راهکار یا بحث، گفت‌وگو، تحلیل یک موضوع و آسیب‌شناسی در این حوزه‌ها داشت به او مراجعه می‌کردیم.
 
شاید اگر آن جلسه‌ها همگی گردآوری و نوشته می‌شد، اکنون کتاب «پرسمان یاد» بسیار حجیم‌تر از کتاب فعلی بود. پس از مدتی، من شخصا به این فکر کردم که کتاب‌هایی که در حوزه خاطره‌شناسی از قلم استاد کمری نوشته شده، بسیار اجمالی به این موضوع پرداخته‌اند. البته به جز کتاب «یاد مانا» که اثر روانی بود و فکر می‌کنم از کتاب‌های مرجع در حوزه خاطره‌شناسی است، کتاب «با یاد و خاطره» علیرضا کمری، بسیار زبان سختی در بیان داشت. هرچند بسیار قابل استفاده بود اما همه نمی‌توانستند از آن بهره ببرند. وقتی در شورای خاطره بنیاد حفظ و آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گرد آمدیم، افراد این شورا هم چنین دغدغه‌ای داشتند و به اجماع رسیده بودند که پاسخگوی اصلی این مسائل، با توجه به تجربه‌ها و مطالعات و کارهای پژوهشی که در زمینه خاطره‌پژوهشی انجام داده، علیرضا کمری است.
 
در کنار این دغدغه‌مندی، در شورای خاطره بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای برای استان‌ها برگزار کردیم. در طول یک سال، به چندین استان کشور سفر کردیم که هر استان، میزبان چهار یا پنج استان کشور بودند. در جلسه‌ای یک روزه، تعداد زیادی از نویسندگان و کارشناسان حوزه خاطره حضور داشتند. بررسی کتاب‌های تازه‌نشر هر استان، آموزش در موضوع‌های مربوط به تالیف کتاب خاطره و انجام بحث و گفت‌وگو درباره خاطره‌نگاری از محور‌هایی بود که در این جلسه‌ها پیگیری می‌شد. در این جلسه‌ها به احساس نیاز جدی در این حوزه رسیدیم و مطمئن شدیم که استان‌ها نیازمند به روز شدن هستند.

موانعی برای به روز شدن استان‌ها در حوزه خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی وجود داشت؟
محدودیت‌هایی در شهرستان‌ها برای نوشتن کتاب خاطره وجود دارد. کار آموزشی چندانی صورت نمی‌گیرد و نویسندگان، سوال‌های بسیار جزئی دارند. مثل این‌که موضوع خوب برای خاطره‌نگاری چه موضوعی است؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ ما در سال‌های پیش در کتاب‌هایی چون «یاد مانا» از علیرضا کمری، «با خاک و خاطره» نوشته احمد دهقان، «بر سمند خاطره» اشاره‌ای به این موضوع داشتیم اما امروزه آن پاسخ‌ها دیگر کاربردی نیستند.
 
تفاوت‌ها از چه نظر بود؟
ببینید، مثلا در سال‌‌های گذشته کتاب‌های مربوط به آزادگان بسیار اندک بودند اما اکنون خاطرات بسیار زیادی از مردان و بانوان آزاده جنگ تحمیلی نوشته‌ شده‌اند. ما سراغ موضوع‌های مختلف برای نوشتن کتاب‌ها رفته‌ایم. در بعضی از موضوع‌ها شاهد شباهت‌هایی هستیم. در برخی موضوع‌ها کتاب‌های فراوانی منتشر شده است و دیگر اقبال جامعه به آن موضوع زیاد نیست. این سوال پیش می‌آید که چه موضوعی امروزه می‌تواند هم جذابیت بیشتری داشته باشد و هم در بحث مطالعات جنگ قابل اعتنا باشد؟ این موارد، شکل‌گیری مباحث تازه‌ای را می‌طلبد.

مثال جدی‌تری که می‌توان داشت، مساله استناد خاطره‌هاست. استناد چیست؟ به هر حال با کتاب‌هایی که در این سال‌ها چاپ شده و جشنواره‌هایی که برگزار شدند، گام‌هایی را پشت سر گذاشتیم و اگر می‌خواهیم تنور حوزه دفاع مقدس گرم بماند و اقبال عمومی را از دست ندهد، دوباره به بازنمایی موضوع نیاز داریم و باید به آن‌ها بپردازیم.
 
هدف اساسی این کار پژوهشی چیست؟
بحث فقط بازخوانی نیست. ما باید موضوع خاطره‌شناسی و خاطره‌پژوهی را وارد حوزه شناخت و مطالعات جدی جنگ کنیم. گاهی با کتاب‌های خاطره جنگ، فقط به صورت احساسی برخورد می‌کنیم و مثلا می‌گوییم از مطالعه خاطرات فلان رزمنده گریستم یا خندیدم! این رویکرد به کتاب خاطره باید باشد اما به دلیل جایگاه پایه‌ای که خاطرات جنگ در حوزه مطالعات جنگ دارند، پژوهشگر برای پژوهش، داستان‌نویس برای انتخاب سوژه‌های داستانی، فیلمنامه‌نویس برای نگارش سوژه فیلمنامه خود، نیازمند مطالعه این آثار است. کتاب‌های خاطره، محل ارجاع و استناد‌ هستند. به همین دلیل موقعیت پایه‌ای، این موضوع باید وارد مطالعات جدی و بحث‌های شناختی شود. البته به این معنا نیست که پیش از این، وارد این حوزه نشده‌ایم؛ قبلا کمتر به آن توجه داشته‌ایم. در کتاب «پرسمان یاد» می‌خواستیم بگوییم، اولا خاطره موضوعی گسترده و جامع‌الاطرافی است که می‌تواند در مطالعات جنگ به طور جدی مورد اعتنا قرار گیرد و ثانیا این‌که ما باید با آن شناختی برخورد کنیم. یعنی، بدانیم موضوع‌های اساسی در آن چیست و در پاسخ به آن‌ها به چه نکته مهمی می‌رسیم.

زمانی بود که کتاب‌های خاطره، کمتر با خاطره‌سازی روبه‌رو بوده‌اند. به کتاب خیلی اعتماد داشتیم و حتی راوی خاطرات ابدا نمی‌خواست خاطراتش را روایت کند و ما پس از سال‌‌ها تلاش، موفق به گفت‌وگو با او می‌شدیم زیرا اصلا انگیزه‌ای برای نمایاندن خود نداشت اما اکنون چنین نیست. امروزه پس از مطالعه کتاب‌های خاطره، نیاز داریم بپرسیم آیا راوی حقیقت را بیان کرده است؟ برای اثبات نیاز به تحقیق داریم. ببینید، اکنون با این مساله مواجه‌ایم که اگر درایت و دقت در ثبت خاطرات و انتخاب سوژه نداشته‌ باشیم، اگر نویسنده به موضوع اشراف نداشته باشد، ممکن است سال‌های آینده انگ دروغ‌پردازی به کتاب بزنند. این‌ها مسائلی است که ما را نیازمند دقت و تامل در خاطره می‌‌کند و ما را بر آن می‌دارد که استفتاء علمی از مسائل داشته باشیم.

«پرسمان یاد» آغاز یک حرکت است. اکنون این کتاب ادعایی ندارد که به همه پرسش‌ها پاسخ گفته یا حتی پاسخی صحیح داده است. بر اساس مطالعات و تجربیات آقای کمری و دیگر پرسشگران که از افراد قدیمی انتشار خاطرات جنگ بودند، این کتاب شکل گرفت. هر دو طرف، عمر خود را در این راه گذاشتند، خاطره را به خوبی و درستی می‌شناختند و به آن اشراف داشتند. با این حال، این کتاب نیازمند تصحیح و تکمیل است. ممکن است مخاطبان کتاب نقد‌ها و پرسش‌های تازه‌ای داشته باشند که در ویرایش دوم اصلاح خواهد شد.

درباره پیشینه قلمی خود در حوزه خاطره بیشتر بگویید؟
من خیلی کوچکتر از همه اعضای آن جمع بودم اما در 20 سال گذشته دغدغه جدی در این حوزه داشته‌ام. همه ما قصد داشتیم از ظرفیت ایجاد شده، استفاده صحیح را ببریم. آسیبی که همیشه «خاطره» را تهدید کرده است، این است که بیشتر افرادی که در این حوزه کار می‌کنند، گمان می‌کنند که نوشتن خاطره، نیاز به دانش و روش ندارد. این کتاب می‌خواهد بگوید که اتفاقا به هر دو نیاز دارد. هم دانش و هم روش.

آیا «پرسمان یاد» توصیه‌ای هم به مخاطبانش دارد؟
نه. اصلا این کتاب حالت تجویزی و توصیه‌ای ندارد. کتابی علمی است و ما در این آثار فقط تحلیل و تبیین می‌کنیم. موضوع را کاملا مورد بررسی قرار می‌دهیم. این کتاب، در 15 جلسه گفت‌وگو نوشته شد و از مباحث نظری تا عملیاتی حوزه خاطره‌شناسی است. مباحثی که یک خاطره‌نگار با آن درگیر است، در این کتاب آمده است. چه پرسش‌هایی باید مطرح شود؟ تفاوت مصاحبه خاطره‌نگار با مصاحبه خبری چیست؟ ما ناچار به حذف یا اضافه کردن برخی نکات هستیم. حذف و اضافه چگونه و با چه معیار‌هایی باید صورت گیرد؟ این کتاب می‌خواهد بگوید ملاک‌ها، معیار‌ها، محک‌ها و میزان‌ها برای خاطره‌نگاری مطلوب چیست؟ یکی از بحث‌های جدی مطرح شده در این کتاب، جایگاه حقوقی پدیدآور و صاحب خاطره است. البته همه این‌ها در حد گام نخست تبیین شده‌اند. می‌توان از هر موضوع کتاب چندین مقاله نوشت و چندین جلسه پرسش و پاسخ برگزار کرد.

چقدر موضوع‌ها به چالش کشیده شده‌اند؟
«خاطره» موضوعِ مهمی است که برای روای رخ داده و او در حال بیان آن است؛ یعنی ما به عنوان خاطره‌نگار، از دریچه ذهن و زبان و وجدان او، آن موضوع را می‌بینیم. هرقدر مصاحبه ما به این سمت برود که تمامیت راوی را بیان کند، مصاحبه‌گر موفق‌تر است. «نسیان»، «فراموشی» و «اشتباه» بخشی از خاطره است و خاطره‌نگار باید به کمک راوی بیاید. از طرفی باید به اسناد و مدارک رجوع کند. یکی از نکات خوب در «پرسمان یاد» به چالش کشیدن موضوع‌هاست؛ مثلا برخی مباحث از سوی استاد کمری مطرح می‌شد که مورد قبول ما نبود. آن‌قدر بحث‌ها به چالش کشیده شده است که زبان استاد کمری از آن حالت سخت خود خارج شده است و این اتفاق خوب است. ویژگی مثبت دیگر کتاب «مقدمه» و «موخره» ای است که بر کتاب آمده است. فرانک جمشیدی، فهرست موضوعی تفصیلی در ابتدای کتاب آورده است. این فهرست موضوعی واقعا به کمک مخاطب می‌آید. موخره «پرسمان یاد» نیز به کتاب پرداخته شده است که در این کتاب به چه موضوع‌هایی اشاره می‌کند و از چه زوایایی و به چه نتایجی رسیده است.

به جز خاطره‌نگاران چه افرادی مخاطبان این کتابند؟
این اثر در زمره آثار پژوهشی محسوب می‌شود. مخاطبان کتاب، افزون بر نویسندگان و کارشناسان حوزه خاطره‌نویسی، نهاد‌ها، سازمان‌ها و ناشران هستند. مثلا در بحث حقوق مولف خاطرات و ناشر، کاری از دست نویسنده ساخته نیست و این برعهده سازمان‌ها و ناشران است که بر این مسائل نظارت داشته باشند. البته در حوزه عملیاتی، نویسندگان می‌توانند مخاطب «پرسمان یاد» باشند. موضوع‌های مطرح شده، سرفصل‌های خوبی به مخاطب برای انجام کارهای جدی در حوزه خاطره ارایه می‌دهد. ما نباید از بحث در حوزه خاطره بترسیم. وقتی موضوعی مبنای علمی داشته باشد، می‌توان آن را مورد بحث و نقد قرار داد و به چالش کشید.
 

اما این روز‌ها کتاب‌های حوزه خاطره‌نگاری جنگ تحمیلی، بیشتر برای مخاطبان عادی جامعه تبلیغ می‌شوند و به نظر می‌رسد این، با اهداف نوشتن کتاب «پرسمان یاد» فاصله داشته باشد.
همه دغدغه ما این است که کتاب‌های خاطره‌نگاری را کم‌ارزش نپندارند. این کتاب‌ها فقط برانگیزاننده هیجانات و احساس‌های ما نیستند بلکه جایگاه جدی در مطالعات فرهنگی و اجتماعی جنگ دارند. ما ملتی معتقد به اصول خاص هستیم که در خط مقاومت قرار داریم. «جنگ» برای ما مساله‌ای ناشناخته و «دفاع» برای ما امری پایان‌ناپذیر است. کتاب خاطره می‌تواند به ما برای آینده دید خوبی بدهد و می‌تواند عبرت‌آموز باشد؛ مثلا از لابه‌لای کتاب‌های خاطره‌نگاری حوزه جنگ تحمیلی در می‌یابیم که امدادگری فقط مربوط به زخم‌ها نمی‌شود و امدادگری روحی و روانی را هم شامل می‌شود. این نکته می‌تواند آموزش امدادگری در حوادث، بحران‌ها و… را دچار تحول کند. اگر در بحث خاطره، با دقت‌نظر عمل کنیم، مباحث انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و… را درک می‌کنیم. بسته به رویکردمان می‌توانیم کتاب‌های خاطره را بخوانیم.

امروزه دیگر در کتاب‌های خاطرات جنگ، در پی تبلیغات نیستیم و باید به حوزه تعقل و تفکر وارد شویم. زمانی در انتخاب موضوع، در پی منحصر به فرد بودن آن از نظر برانگیختگی احساسات بودیم اما امروزه در پی این هستیم که موضوع‌های ناشناخته جنگ مانند نقش بازاریان در جنگ تحمیلی را بشناسیم. اگر رویکرد مطالعاتی در حوزه خاطره داشته باشیم، می‌توانیم اولویت‌های خود را مشخص کنیم. همه این‌ها زمانی رخ می‌دهد که وارد مطالعات جدی در حوزه جنگ شویم.
 
نباید خاطره‌گویی را امری ساده تلقی کنیم. این حوزه گرچه ساده به نظر می‌رسد اما دشواری‌های خاص خود را دارد. مثلا گفته می‌شود باید «روان» نوشت اما این به معنای پیش پا افتاده بودن نوشتن خاطرات نیست. برای روان نوشتن خاطرات نویسنده رنج زیادی را متحمل می‌شود. اتفاقا کتاب‌های روان در حوزه خاطره‌نگاری زحمت بیشتری را در پس خود دارند. ما نیازمند دانش، روش، دقت و زحمت در خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی هستیم.
 
چه انگیزه‌های دیگری برای نوشتن این کتاب وجود داشت؟
یکی از نکته‌هایی که بیشتر مرا برای نوشته شدن چنین کتابی سوق می‌داد، داوری‌ام در جشنواره‌های کتاب حوزه دفاع مقدس بود. می‌دیدم کوهی از کتاب به دبیرخانه رسیده است که از نظر محتوا و موضوع قابل اعتناست اما در شیوه کتابسازی متاسفانه به گونه‌ای است که فقط برای خمیر شدن آماده است! داوران حوزه خاطره در انتخاب آثار بسیار اذیت می‌شدند. چرا موضوع‌های با اهمیت باید به‌گونه‌ای بسیار سطحی پرداخته شوند؟ حتی گاهی خاطرات به درستی ویراستاری و چینش هم نمی‌شوند. نویسنده خاطرات فقط ضبط را مقابل راوی گذاشته و هرآنچه او گفته را در قالب کتاب منتشر کرده است! حتی پرسش‌ها دسته‌بندی مشخص یا شروع و پایان منسجم نداشتند. به هر حال نصف علم در سوال خوب است. بسیاری از ناگفته‌ها در کتاب بیان نمی‌شود و بسیاری از مسائل غیر ضروری بارها تکرار شده‌اند. وقتی می‌دیدم که این همه کتاب با چنین ویژگی‌هایی منتشر می‌شوند، برایم جای سوال بود که چرا باید اعتماد افراد را به آسانی از بین برد. کتاب «پرسمان یاد» برای افرادی که خاطره‌نگاری را آموزش می‌دهند هم بسیار مفید خواهد بود.
 
موانع شما در تدوین و نگارش کتاب «پرسمان یاد» چه بود؟
بحث تغییر مدیریت‌ در سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس یکی از موانع بود. ما برگزاری جلسه‌های استانی را برای تمام استان‌های کشور در نشر گرفته بودیم. وقتی سردار گلعلی بابایی از مدیریت این سازمان کنار رفت، تمام این جلسه‌های استانی که با برنامه‌ریزی آموزشی خیلی خوب در حال پیش رفتن بود، ناگهان تعطیل شد اما خوشبختانه جلسه‌هایی را که وعده داده بودیم به پایان بردیم. این در حالی بود که تصمیم نداشتیم این جلسه‌ها را در همین سطح متوقف کنیم. کتاب «پرسمان یاد» برای ما خیلی مهم است. دوست داریم نویسندگان و خاطره‌پژوهان بر اساس تجارب خود آن را نقد کنند. علاقه‌مندیم به صورت موضوعی به بحث‌ها بپردازیم.

در این کتاب طی 15 جلسه، فقط به تمامی موضوع‌ها اشاره شده است. ظرفیت بحث بیشتر در این کتاب وجود نداشت. باید بر اساس هر موضوع بحث‌های جداگانه‌ای صورت گیرد و هر کدام در قالب جداگانه به چاپ برسند. ما امروزه نیازمند درایت در روایت هستیم؛ مثال روشنی که می‌توان زد، داوری در جشنواره‌های ادبی حوزه دفاع مقدس است. یکی از ایراد‌های اساسی فرم‌ها ارزیابی کتاب‌هاست. نمی‌توان بر اساس فرم‌های ارزشیابی 10 سال گذشته نثر امروز را بررسی کرد زیرا نثرهای اینچنینی نداشتیم. حتی نوع مصاحبه‌ها و ارایه اسناد در نگارش کتاب‌های خاطره تغییر کرده است. روایت‌های داستانی قابل اعتنا شده‌اند و همین باعث می‌شود که انتظار ارزیابی متفاوتی داشته باشیم. در کتاب «پرسمان یاد» به این موضوع هم پرداخته‌ایم. فکر می‌کنم اگر مسئولان این کتاب را بخوانند تجدید نظر در فرم‌های ارزیابی را ضروری خواهند دانست. مساله دیگر این است که برخی کتاب‌ها فقط در سطح استانی قابل انتشار‌ هستند.
 
جلسه‌های بررسی کتاب چقدر در معرفی آن موثر‌ند؟
«پرسمان یاد» حتما ضعف‌هایی دارد که باید بررسی شود. این کتاب را برای خیلی از افرادی که در حوزه خاطره‌نگاری فعال‌اند ارسال شده است تا مطالعه کنند. درگیر شدن قشر دانشجویی با موضوع دفاع مقدس دیگر دغدغه ماست. هر قدر بحث علمی بیشتر شود، دانشگاه بیشتر با موضوع درگیر می‌شود. ما این کتاب را برای استادان دانشگاه هم ارسال کرده‌ایم تا مطالعه و بررسی کنند.
 
فقط برای استادان رشته ادبیات پایداری فرستادید؟
نه. الزاما فقط استادان این رشته نبودند. برخی جامعه‌شناسان، استادان ادبیات و تمام افرادی که نسبتی با کتاب می‌یابند. چون موضوع دفاع مقدس، موضوعی ملی بود و من گمان می‌کنم با توجه به این‌که این کتاب قدم نخست است و به موضوع‌های کلیدی در آن اشاره شده است، ویرایش دوم کتاب بتواند در اختیار قشر گسترده‌تری برای نقد قرار گیرد. ما دوست داریم ضعف‌ها و ایراد‌ها و دیدگاه‌های مخالف را بدانیم. در ویرایش دوم که با پرسش‌های علمی‌تری روبه‌روییم، می‌توانیم نگاه جدی‌تر دانشگاه‌ها را هم به اثر داشته باشیم. ما باید دانشگاه را با موضوع دفاع مقدس درگیر کنیم و هرقدر این اتفاق بیشتر رخ دهد، می‌توانیم از ظرفیت علمی آن‌ها بیشتر استفاده کنیم. نیازمند شنیدن حرف‌های مخالف درباره «پرسمان یاد» هستیم. یکی از مشکلات ما هم همین درون‌پیله‌ای بودن موضوع دفاع مقدس است. باید از بیرون به آن نگاه شود تا مخالفان نظر خود را بگویند و از راه تعامل شاهد شکوفایی خاطره‌نگاری و خاطره‌پژوهی در این حوزه باشیم.

رامهرمزی: خاطره‌‌پژوهی باید وارد مطالعات جدی جنگ شود/ بحث‌های درون‌پیله‌ای حوزه دفاع مقدس را از شکوفایی باز می‌دارد

مرکز فیلم

​ثبت‌نام برای حضور در دوره حافظ‌‌شناسی آغاز شد

Published by:

​ثبت‌نام برای حضور در دوره حافظ‌‌شناسی آغاز شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در ادامه برگزاری برنامه‌های متنوع ادبی از سوی کانون ادبی فرهنگسرای اندیشه، دوره‌های حافظ‌شناسی که شامل وزن و خواندن صحیح غزلیات، بررسی مفاهیم عرفانی و آرایه‌های ادبی لفظی و معنوی است در فرهنگسرای اندیشه برگزار خواهد شد.

این دوره آموزشی در ۱۰ جلسه ۲ ساعته برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان تا پایان ماه مبارک رمضان فرصت دارند بعد از پرداخت شهریه، مراحل مربوط به ثبت‌نام را انجام دهند تا بتوانند در این دوره آموزشی شرکت کنند.

در این دوره آموزشی دکتر سوگل مشایخی با سیری در اندیشه‌های کلی و زمانه این شاعر پرآوازه و با بررسی مفاهیم ادبی، عرفانی، فلسفی و آشنایی با مبانی و اصول زبان و ادب فارسی و آرایه‌های لفظی و معنوی به آموزش وزن و روخوانی شیوای غزلیات حافظ شیرازی می‌پردازد.

 دکتر سوگل مشایخی از جمله شاعران و غزل‌سرایان جوان و موفق کشورمان است که تا امروز چندین دوره حافظ‌خوانی را برگزار کرده است.

علاقه‌مندان جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر برای استفاده از این کارگاه می‌توانند با شماره‌های ۸۸۵۰۵۵۱۳، ۸۸۷۶۴۴۶۸ داخلی ۱۲۲ تماس حاصل کنند.

 

 
 

​ثبت‌نام برای حضور در دوره حافظ‌‌شناسی آغاز شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در ادامه برگزاری برنامه‌های متنوع ادبی از سوی کانون ادبی فرهنگسرای اندیشه، دوره‌های حافظ‌شناسی که شامل وزن و خواندن صحیح غزلیات، بررسی مفاهیم عرفانی و آرایه‌های ادبی لفظی و معنوی است در فرهنگسرای اندیشه برگزار خواهد شد.

این دوره آموزشی در ۱۰ جلسه ۲ ساعته برگزار خواهد شد و علاقه‌مندان تا پایان ماه مبارک رمضان فرصت دارند بعد از پرداخت شهریه، مراحل مربوط به ثبت‌نام را انجام دهند تا بتوانند در این دوره آموزشی شرکت کنند.

در این دوره آموزشی دکتر سوگل مشایخی با سیری در اندیشه‌های کلی و زمانه این شاعر پرآوازه و با بررسی مفاهیم ادبی، عرفانی، فلسفی و آشنایی با مبانی و اصول زبان و ادب فارسی و آرایه‌های لفظی و معنوی به آموزش وزن و روخوانی شیوای غزلیات حافظ شیرازی می‌پردازد.

 دکتر سوگل مشایخی از جمله شاعران و غزل‌سرایان جوان و موفق کشورمان است که تا امروز چندین دوره حافظ‌خوانی را برگزار کرده است.

علاقه‌مندان جهت ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر برای استفاده از این کارگاه می‌توانند با شماره‌های ۸۸۵۰۵۵۱۳، ۸۸۷۶۴۴۶۸ داخلی ۱۲۲ تماس حاصل کنند.

 

 
 

​ثبت‌نام برای حضور در دوره حافظ‌‌شناسی آغاز شد

افق