Category Archives: دانلود کتاب جدید

کتاب  از خوب به عالی

Published by:

 از خوب به عالی

از خوب به عالی

کتاب از خوب به عالی به در ۳۰۴ صفحه نوشته شده است و یکی از بهترین کتاب‌ها برای پیشرفت شخصی و سازمانی است.

قسمتی از کتاب را با هم می‌خوانیم:
اغلب ما در طی زندگی تلاش می‌کنیم که در جامعه، سازمان و زندگی به سطحی خوب دست پیدا کنیم و معمولا با رسیدن به آن قانع می‌شویم. در صورتی که “خوب” دشمن عالی است و با خواندن این کتاب به این نتیجه می‌رسیم که باید از خوب به عالی برسیم و فقط به خوب قانع نباشیم.

به طور کلی این کتاب به این موضوع می‌پردازد: “بارها و بارها در خصوص آدم‌ها، سازمان‌ها و شركت‌هاي موفق شنيده و خوانده‌ايم. اكثر آن‌ها هميشه عالي بوده‌اند و همواره به دنبال اين بوده‌ايم كه راز موفقيت آن‌ها را شناسايي كنيم. ولی حقيقت اين است كه بسياری از آن‌ها از همان اوايل زندگی خـود بـه واسـطه شـرايط محيطی و امتيازات ويژه‌ای كه در اختيار داشته‌اند، با ويژگی‌های عالی بودن آشنا گشته‌اند. اكنون اين سـؤال مطرح است، آن دسته كه خوب بوده‌اند ولي عالی نبوده‌اند، چگونه می‌توانند به مرحله عالي بودن برسند و برای تثبيت وضعيتشان اقدام كنند؟”

کتاب هفت عادت مردمان موثر (The 7 Habits of Highly Effective People)

Published by:

هفت عادت مردمان موثر (The 7 Habits of Highly Effective People)

نویسنده: استیون کاوی

هفت عادت مردمان موثر

هفت عادت مردمان موثر

این کتاب از برترین کتاب ها در زمینه موفقیت است، به نظر نویسنده موفقیت در واقع از درون به بیرون نمود پیدا می کند، او معتقد است اکثر کتاب های رشد شخصی روی اصولی تمرکز دارند که تنها مشخص می کند اگر به شیوه خاصی رفتار شود چه اتفاقی خواهد افتاد اما دانستن این اصول باعث نمی شود فرد رفتار خود را تغییر دهد زیرا رفتار با ارزش های او تعیین می شود.

کتاب 7 عادت مردمان موثر روی هم تراز کردن ارزش های منحصر بفرد شخصی با بعضی اصول معتبر جهانی موفقیت تمرکز دارد که در نهایت به تغییر مثبت رفتارها منجر خواهد شد.

 کتاب دنیای سوفی (Sophie’s World)

Published by:

 دنیای سوفی (Sophie’s World)

نویسنده: یوستین گردر

دنیای سوفی (Sophie’s World)

دنیای سوفی

دنیای سوفی یک رمان فلسفی تمام عیار است که در قالب داستان به بیان عمیق ترین مفاهیم فلسفی می پردازد، بسیاری معتقدند این کتاب در واقع گردآوری هزاران هزار سخن نغز و مفهومی فیلسوفان جهان طی چندی هزار سال گذشته است.

این کتاب از سوفی آموندسن سخن می گوید، دختر نوجوانی که در نروژ زندگی می کند و توسط آلبرتو ناکس فیلسوف با مفاهیم فلسفی آشنا می شود.

در این کتاب به دو سوال اصلی سوفی پاسخ داده می شود: “من چه کسی هستم؟” و ” جهان از کجا آمده است؟”

کتاب  وحشی (Wild)

Published by:

 وحشی (Wild)

نویسنده: شرل استرید

کتاب  وحشی (Wild)

وحشی

وحشی یکی از بهترین کتاب ها برای کسانی است که راه زندگی شان را گم کرده اند و شک دارند بتوانند از موانع زندگی زنده بیرون بیایند. آن هایی که تنها به یک تلنگر برای شروع سفر شخصی خودشان در زندگی نیاز دارند.

این کتاب سرگذشت واقعی نویسنده کتاب است داستان زنی که بعد از ناامیدی از همه چیز و همه جا و همه کس سفری طولانی و دشوار را در پیش گرفته و با پای پیاده و بدون کوچک ترین تجربه، مسافت طولانی بین کالیفرنیا، اورگان و واشنگتن را می پیماید و در این سفر با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند.

کتاب کلبه (The Shack)

Published by:

کلبه (The Shack)

نویسنده: ویلیام پل یانگ

کلبه

کلبه

کلبه از داستان های معنوی فوق العاده تاثیرگذار است که مخاطب را به آن سوی مرزهای محدود و سنتی درک خدا کشانده و احساس عمیق تری از عشق معنوی به او می بخشد.

کتاب کلبه سرگذشت مردی را حکایت می کند که پس از کشته شدن دخترش به مدت یک هفته در کلبه مورد علاقه دخترش زندگی می کند، او در این مدت در سفری شگفت انگیز و روحانی به دیدار خدا می رود و بخشش و وعده های خداوند را با تمام وجودش حس می کند.

کتاب چشمهایش

Published by:

کتاب چشمهایش

کتاب چشمهایش معروفترین اثر بزرگ علوی است.

این کتاب اولین بار در سال ١٣٣٠ منتشر شد.

ماجرای کتاب چشمهایش داستان یکی از دوستداران نقاشی معروف به نام استاد ماکان است که به دنبال راز مرگ مشکوک استاد در تبعید است.

آقای ناظم همان دوستدار استاد حدس میزند که راز مرگ استاد در یکی از تابلوهای ایشان است که خود استاد نام آن تابلو را چشمهایش نامیده است.

مدل اثر زنی ست، پس آقای ناظم سعی می کند با پیدا کردن آن زن به تصویر کشیده شده در تابلو، به راز مرگ مشکوک دست پیدا کند…

کتاب چشمهایش

کتاب چشمهایش

درباره کتاب چشمهایش

کتاب، با وجود اینکه حدود ۶٠ سال پیش نوشته شده لحن جذاب و امروزی داشت و اصلا دچار تکلف ادبی نشده بود.

نویسنده خودش را درگیر توصیف و تشبیهات دست و پا گیر و حوصله سر بر نکرده بود و هر لحظه که حس میکردم کتاب داشت به سمت یکنواختی میرفت با شوک های به موقع هیجان رو به داستان تزریق میکرد.

کتاب یک موضوع واحد را دنبال میکرد و با شخصیت ها و جزئیات زیاد موضوع را پیچیده نکرده بود.

با اینکه شاید ماجرای کتاب در نگاه اول تکراری به نظر بیاد اما نوآوری های نویسنده و تفکر مدرنی که داشته باعث میشه تازگی خاص خودش را داشته باشد.

در کل کتاب را دوست داشتم و از خوندنش لذت بردم، یکم کند خوندمش اما این از جذابیت کتاب کم نکرد. توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونید.

کتاب چشمهایش

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده

Published by:

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده یک رمان ایرانی با موضوع عاشقانه است که تمِ معمایی – هیجانی دارد و در مدت زمان تقریبا یک ماهه به چاپ بیستم رسیده و می‌توان گفت به نحوی شگفتی ساز است. این رمان تا به امروز بیشتر از پنجاه بار تجدید چاپ شده است.

پشت جلد کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده قسمتی از متن کتاب آمده است:

بهم گفت: «تا حالا شکار رفتی؟» گفتم «نه.» گفت: «من قبلا می‌رفتم، ولی دیگه نمی‌رم، آخرین باری که شکار رفتم، شکار گوزن بود، خیلی گشتم تا یه گوزن پیدا کردم. من بهش شلیک کردم، درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت، نفس می‌کشید و با چشم‌هاش التماس می‌کرد، زیباییش مسخم کرده بود، حس کردم که می‌تونه دوست خوبی واسه‌م باشه، می‌تونستم نزدیک خونه یه جای دنج واسه‌ش درست کنم. اما خوب که فکر کردم فهمیدم که این‌جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه و هروقت من رو ببینه یاد بلایی می‌افته که سرش آوردم، از نگاهش فهمیدم بزرگ‌ترین لطفی که می‌تونم در حقش بکنم اینه که یه گلوله صاف تو قلبش شلیک کنم.» بعدش گفت: «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با کسی که بدجور زخمیش کردی دوست باشی.»

 

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده

کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده

داستان کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده

این رمان داستان یک نویسنده به نام آرمان روزبه و یک دختر روزنامه‌نگار است. کتاب با یک خاطره از دروان کودکی آرمان شروع می‌شود. خاطره‌ای که در ادامه اساس اتفاقات بعدی کتاب است.

ماجرا از این قرار است که آرمان در کودکی عاشق دختری می‌شود که ۱۵ سال از خودش بزرگتر است و برای تمرین پیانو به خانه پیرزن همسایه می‌آید. آرمان عاشق رفت و آمد این دختر برای یادگیری پیانو است. اما پیرزنی که به این دختر پیانو آموزش می‌دهد یک آهنگ بیشتر نمی‌داند و بنابراین آرمان تصمیم می‌گیرد نت های موسیقی آن ها را دست کاری کند تا آموزش پیانو مدت زمان بیشتری طول بکشد.

جملات ابتدایی کتاب کتاب قهوه‌ی سرد آقای نویسنده چنین است:

می‌خوام یه اعتراف بکنم!

من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود، اون هر روز به خونه‌ی پیرزن همسایه می‌اومد تا ازش پیانو یاد بگیره.

ازقضا زنگ خونه‌ی پیرزن خراب بود و معشوقه‌ی دوران کودکی من مجبور بود زنگ خونه‌ی ما رو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتوکشیده می‌رفتم پایین و در رو واسه‌ش باز می‌کردم، اونم می‌گفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تودل‌رو می‌گفت عزیزم!

۲۰ سال بعد آرمان به یک کنسرت می‌رود. کنسرت عشق دوران کودکی‌اش. اتفاقا در همان کنسرت دختر آهنگی را که آرمان در کودکی دستکاری کرده را می‌نوازد و اسم آن را هم «وقتی پسربچه عاشق می‌شود» گذاشته است. آرمان از این اتفاق بسیار لذت می‌برد و می خواهد خودش را معرفی کند، می‌خواهد اعتراف کند که این آهنگ نتیجه شیطنت خودش بوده اما ماجرا به این سادگی نیست و…

از متن کتاب:

به خودم اومدم، حضار هنوز داشتن تشویقش می‌کردن و فهمیدم داستان این آهنگ به‌قدری معروف شده که همه ازش خبر دارن، دلم می‌خواست از جام بلند شم و فریاد بزنم که اون پسربچه منم، من بودم که این آهنگ رو نوشتم، اما از این ترسیدم که دیوونه خطابم کنن.

کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی

Published by:

راهنمای مردن با گیاهان دارویی

کتاب خوب راهنمای مردن با گیاهان دارویی روایتى است از یک دختر جوان که چشمانش نمى بینند و در خانه اى همراه مادرش در کارِ خشک کردن، ترکیب و آماده سازى گیاهان دارویى براى فروش در بازار است.

جاى بسى خرسندى‌ست که اولین رمان خانم عطارزاده تا این حد پخته، جامع و دوست‌داشتنى است. رمانى سراسر معنى در قالب چارچوبهاى تکنیکىِ ادبیات سورئال با ظاهرى منزوى و طرد شده که روایت زندگى مادر و دخترى در خانه‌ى دروازه دولت است.

در قسمتی از پشت جلد کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی آمده است:

اولین رمان عطیه عطارزاده، یک کار تجربی و نو است.

در قسمتی از آغاز داستان هم آمده است:

کف سینی را کاغذ جاذب رطوبت پهن کن و سرگل‌ها را به‌ دقت بر آن بچین. ایرادی ندارد گل‌ها با یکدیگر در تماس باشند. سینی را جایی گرم بگذار. مناسب‌ترین جا قفسه‌ای است که هوا به‌خوبی در آن جریان داشته باشد.

رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی اثر عطیه عطارزادهداستان کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی

داستان از زبان دخترى روایت مى شود که دنیاى بى نورش را با ادارکاتِ ماوراء الطبیعه در هم مى آمیزد و جایى میان وهم و خیال، خواب و بیدارى از دنیاى تاریکش مى گوید تا خواننده در همان چند سطرِ اول به تجربه اى نو دست پیدا کند.


کتاب راهنمای مردن با گیاهان دارویی داستان زندگى دخترى است که در پنج سالگى، بر اثر فرو رفتن گل عاقرقرحا در چشمانش، بینایى اش را از دست مى دهد. او که حالا هفده سال است رنگ دنیا را ندیده، از تجربه هایش، از ادراکِ خاصِ نابینایان، از بوها و صداها براى ترسیم دنیاى پیرامونش بهره مى جوید.


دختر، که در کار بسته بندى و ترکیب گیاهان دارویى به مادرش کمک مى کند، دنیایى به شدت منزوى دارد، نه تنها از آن رو که چشمانش راه را براى ارتباط او با دنیا بسته اند، بلکه زندگى اش محدود به خانه است و همین ارتباطش با انسان ها را محدود مى کند.


تجربه هایش در برخورد با دیگران محدود مى شود به شخصیت هاى کتاب ها و بالاخص دو شخصیت آرمانى دنیاى او که در جاى جاى کتاب مى توان رد پایى از آنها یافت:

  • سردار حسین، که گویا بزرگمردى انقلابى است در زمان حکومت ناصر الدین شاه
  • ابوعلى سینا، حکیم بزرگ.

کتاب ناتمامی

Published by:

رمان ناتمامی

زهرا عبدی لیسانس ادبیات فارسی و نیز لیسانس ادیان و عرفان از دانشگاه تهران دارد. رمان ناتمامی این نویسنده در سال ۱۳۹۵ چاپ شد که تاکنون با استقبال خوبی مواجه شده است.

کتاب ناتمامی با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه در زمستان ۱۳۹۵ چاپ شد و تا امروز (شهریور ۹۷) به چاپ هفتم رسیده است. همچنین این کتاب برنده تندیس بهترین رمان سال ۱۳۹۵ از جایزه ادبی هفت اقلیم شده است و استقبال خوبی هم از طرف خوانندگان داشته است.

خلاصه رمان ناتمامی

کتاب به طور کلی در مورد دو دختر دانشجو در تهران است که یکی از آن‌ها مفقود می‌شود و هم‌اتاقی او به دنبال پیدا کردن و یافتن او با شخصیت‌ها و موقعیت‌هایی برخورد می‌کند که شاکله اصلی داستان‌اند.

این کتاب ۲۳ فصل دارد و دو راوی که تقریبا هر فصل را یک راوی روایت می‌کند. لیان دختر جنوبی قوی و خودساخته‌ایست که یک روز بدون اینکه وسیله‌ای با خود بردارد مفقود می‌شود اما برای اولین بار با نوع جدید و خلاقانه‌ای از پرداختن به این فقدان رو به رو می‌شویم. دوست و هم‌خوابگاهی لیان (سولماز) که دختری است تماما متفاوت با لیان، با خواندن یادداشت‌های لیان سعی در پیدا کردنش دارد.

کشمکش ذهنی سولماز با خالی بودن جای لیان و امکان استفاده از موقعیت لیان و مزایا و معایب این فقدان بسیار عمیق و قابل تفکر است. چیزی که در درون بسیاری از ما اتفاق می‌افتد اما گاهی آن قدر بی‌رحمانه یا منفعت‌طلبانه‌اند که از بیانشان شرم می‌کنیم. حضور لیان در عین مفقود بودن در سرتاسر داستان حس می‌شود چه در ذهن سولماز و چه در روایت خودش. تاثیر این حضور، مقایسه‌های ذهنی سولماز با شخصیت و کارهای لیان باعث طی مسیری از جانب سولماز می‌شود. تمام این ناتمامی از مکالمه بین این دو شروع می‌شود و تا پایان کتاب شاهد رویارویی سولماز با حالات مختلفی از ناتمامی هستیم و…

پشت جلد کتاب نیز آمده است:

رمان ناتمامی در یک فضای دانشگاهی شکل می‌گیرد، در تهران. محور رمان درباره‌ی ناپدیدشدن عجیب و مرموز یک دختر دانشجوی جنوبی ا‌ست. دختری که چند روز است «غیبش» زده و دوست و هم‌اتاقی‌اش پی یافتن او دست به هر کاری می‌زند… عبدی فضایی مملو از شک، راز و سوءظن ساخته که با انگاره‌های سیاسی و تاریخی نیز گره می‌خورد و همچنین با گذشته‌ی قهرمان غایب رمان. او برای ساختن این فضا رو به قصه‌گویی می‌آورد، تند و بی‌وقفه، و مدام مخاطب را با اتفاق‌های تازه درباره‌ی این دختر گمشده که سری داغ هم داشته و شوری وافر مواجه می‌کند. آیا او را دزدیده‌اند؟ خودش خودش را گم کرده؟ مُرده؟ و ده‌ها موقعیت دیگر که می‌توان نمود روایی آن‌ها را در این رمان جذاب به‌خوبی مشاهده کرد. زهرا عبدی در هر فصل خود پرده‌ای از این راز برمی‌دارد و با استفاده از فضاسازی و واردکردن نام‌ها و آدم‌های تازه به ماجرای دختر گمشده هیجان دوچندانی می‌بخشد.

 

رمان ناتمامی

رمان ناتمامی

درباره کتاب ناتمامی

در همان چند صفحه اول خواندن کتاب ناتمامی متوجه قدرت قلم و دانش نویسنده می‌شوید و هرچه داستان پیش می‌رود به این قدرت نوشتن و آگاهی نویسنده دامن می‌زند. نوع روایت و توصیف‌ها و جملاتی که نویسنده به کار می‌برد به هیچ عنوان ترکیب‌هایی نخ‌نما یا اتفاقی نیستند و خط تفکر و دانش نویسنده را به خوبی نشان می‌دهند. سیر اتفاقات ریتم تقریبا تندی دارد اما پرداختن به فضا‌ها و شخصیت‌ها به قدری کامل و خوب است که به راحتی می‌توانید آن‌ها را تصور کنید و ارتباط بگیرید.

کتاب علاوه بر پردازشی که به تیپ‌های شخصیتی متفاوت دارد به مکان‌ها و جغرافیای شهری، اسطوره‌ها و تاریخ ایران هم وقوف دارد. استفاده به جایی که نویسنده از اسطوره‌ها و تاریخ ایران دارد بی‌نظیر است! تلفیق قصه شخصیت‌ها با اسطوره‌ها و تاریخ، بسیار هوشمندانه به قدرت داستان کمک می‌کنند و جذابیت بیشتری به روایت می‌دهند.

خط داستان به طور کلی درباره ناتمامی است. کلمه‌ای که بارها در طول مطالعه با آن برخورد می‌کنید و هربار با تعریف جذاب‌تری از ناتمامی روبه‌رو می‌شوید، نویسنده هربار به شکلی از کلمه ناتمامی استفاده می‌کند که علاوه بر قدرتش در کلیشه‌ای نشدن کلمه و مفهومش، باعث دامن زدن به فلسفه ناتمامی می‌شود. در داستان بارها می‌خوانیم که انگار تمام قصه‌های دنیا از روی هم نوشته شده‌اند و دستمایه قرار دادن این مفهوم که تمام داستان‌ها تکراری‌اند اما وجه اشتراک آن‌ها در همین ناتمام بودن است باعث بسط دادن و پا گرفتن تمامی داستان است. بعد از مطالعه کتاب متوجه می‌شویم که تمام شخصیت‌ها و زندگی‌هایشان از جایی به بعد ناتمام می‌ماند، روایت‌ها و گمگشتگی‌ها و حتی خود این داستان! استفاده هوشمندانه نویسنده از این عنوان و مفهوم کلی‌اش در کتاب به قدری قابل قبول و درست است که حتی خود شما هم دلگیر نمی‌شوید از اینکه چرا ناتمام ماند. در واقع تکرار این کلمه ناتمامی و استفاده از مفهموم یکی بودن تمام داستان‌های دنیا باعث تفکر خواننده و تجزیه تحلیل ذهنی‌اش می‌شود و در آخر به خودش می‌آید که چقدر خود آدمیزاد در ذاتش و زندگی‌اش ناتمام مانده است.

زهرا عبدی به خوبی در کنار خط کلی داستان به مسائلی مانند: زندگی در تهران – مهاجرت – مشکلات معیشتی در جنوب – زندگی کولی‌ها و ارتباط آدمها با یکدیگر – مبارزه یا پذیرش جریان – خانواده و… می‌پردازد و تمامی این‌ها به درستی و جذابی بیان می‌شوند و باعث کسل شدن یا از ریتم افتادن داستان نمی‌شوند. به طور کلی شما با یک کتاب جذاب با ترکیب‌بندی‌ها و جمله‌های بی‌نظیر رو‌به‌رو هستید. هر صفحه شما را به دنبال خودش می‌کشد هر شخصیتی حرفی برای گفتن دارد و تمام عتاصر داستان به بهترین شکل ممکن کنار هم چیده شده‌اند. حتی عاشقانه‌ای که در این کتاب هست با تمام عاشقانه‌های کلیشه‌ای یک نویسنده زن متفاوت است! عاشقانه‌هایی که جسورانه اتفاق می‌افتند و بیان متفاوتی دارند. عاشقانه‌ای که بازهم می‌تواند تکرار یک داستان ناتمام دیگر باشد اما با این تفاوت که منجر به خودشناسی می‌شود. اینکه آدمی جراتش را داشته باشد که ببیند از زندگی‌اش چه می‌خواهد و این عشق کجای این زندگی است و در برابر معشوق تعارف و رودربایستی نکند! البته که در نگاه کلی رنگ عشق بسیار رقیق و کمرنگ‌تر از سایر دغدغه‌های ذهنی شخصیت‌هاست اما رد پایش در تمام روایت‌های ناتمام آنهاست.

برای خواننده‌هایی که به نویسندگان زن مطمین نیستند از بابت اینکه نوشته‌هایشان رنگ و بوی اجتماعی یا مسائل جدی و تفکر‌برانگیز ندارد این کتاب نمونه خوبی است از یک نویسنده زن قوی که دغدغه‌های زن‌های داستانش خانه و خانواده صرف نیست و چهارچوب محکم و درستی دارد از مجموعه مباحثی که در عین تفکر برانگیز بودن ملموس و نزدیک اند.

خواندن این کتاب دلچسب را توصیه می‌کنم، مخصوصا برای خواننده‌هایی که دنبال کتاب معاصر خوب ایرانی‌اند و اعتمادی به نویسندگان معاصر ندارند! این کتابی است که تعداد زیادی از جمله‌هایش را هایلایت می‌کنید!

کتاب بوف کور

Published by:

کتاب بوف کور

بوف کور مشهورترین اثر صادق هدایت، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است. او بوف کور را در سال ۱۳۱۵ هنگامی که به هندوستان سفر کرد، نوشت و ۵۰ نسخه از آن را برای دوستان خود فرستاد. بوف کور به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی نیز ترجمه شده است.

بوف کور یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های ایرانی نیز می‌باشد که شما با خواندن آن با حجم عظیمی از نمادها و جریانات فکری آشنا می‌شوید. صادق هدایت سال ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد و سال ۱۳۳۰ در پاریس خودکشی کرد. هدایت در شرح حال خودش (+) می‌گوید:

شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.

کتاب بوف کور با جملاتی آغاز می‌شود که در همان ابتدا به خواننده می‌فهماند که با یک کتاب عادی روبه‌رو نیست. جملات ابتدایی این رمان یکی از شناخته‌ شده‌ترین و معروف‌ترین شروع‌هایی است که تقریبا هرکسی می‌داند از کتاب بوف کور است:

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.
این دردها را نمیشود بکسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند – زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است – ولی افسوس که تاثیر اینگونه داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید.
آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی، این انعکاس سایه روح که در حالت اغماء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه میکند کسی پی خواهد برد؟

 

داستان کتاب بوف کور

ماجرای رمان بوف کور در دو قسمت روایت می‌شود.

در بخش اول، شخصیت اصلی بوف کور – که ساکن خانه‌‌ای در بیرون خندق در شهر ری است – به شرح یکی از این دردهای خوره‌‌وار می‌پردازد که برای خودش اتفاق افتاده است. وی که حرفهٔ نقاشی روی قلمدان را اختیار کرده‌ است به طرز مرموزی همیشه نقشی یکسان بر روی قلمدان می‌‌کشد که عبارت است از: دختری در لباس سیاه که شاخه‌‌ای گل نیلوفر آبی به پیرمردی که به حالت جوکیان هند چمباتمه زده و زیر درخت سروی نشسته‌ است هدیه می‌‌دهد. میان دختر و پیرمرد جوی آبی وجود دارد و…

داستان کتاب اما، از اینجا آغاز می‌‌شود که روزی راوی از سوراخ رف پستوی خانه‌اش – که گویا اصلاً چنین سوراخی وجود نداشته‌ است – منظره‌ای را که همواره نقاشی می‌کرده‌ است می‌بیند و مفتون نگاه دختر (اثیری) می‌شود و زندگی‌اش به طرز وحشتناکی دگرگون می‌گردد تا اینکه مغرب‌ هنگامی دختر را نشسته در کنار در خانه‌اش می‌یابد و…

در ادامه راوی بر اثر استعمال تریاک به حالت خلسه می‌رود و در عالم رؤیا به گذشته باز می‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌ رغم جدید بودن برایش کاملاً آشناست.

کتاب بوف کور

کتاب بوف کور

بخش دوم رمان بوف کور ماجرای راوی در این دنیای تازه، در گذشته است.

از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایه‌اش می‌شود که شکل جغد است و با ولع هرچه تمام تر هرآنچه را راوی می‌نویسد می‌بلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوری است. او در تمام طول بخش دوم رمان به تقابل خود و رجّاله‌ها اشاره می‌کند و از ایشان ابراز تنفر می‌کند. وی معتقد است که دنیای بیرونی دنیای رجاله‌هاست.

پرستار راوی، دایهٔ پیر اوست که دایهٔ «لکاته» هم بوده‌ است و به طرز احمقانهٔ خویش (از دید راوی) به تسکین آلام راوی می‌پردازد و برایش حکیم می‌آورد و فال گوش می‌ایستد و معجون‌های گوناگون به وی می‌خوراند و…

درباره بوف کور

درباره بوف کور چندین و چند کتاب و مقاله به شکل تخصصی نوشته شده که شماری از آن‌ها عبارتند از:

  • داستان یک روح – شرح و متن کامل بوف کور صادق هدایت نوشته سیروس شمیسا
  • صادق هدایت و هراس از مرگ، ساخت‌ شکنی روان‌ تحلیلگرانهٔ بوف کور نوشته محمد صنعتی
  • دربارهٔ بوف کور هدایت نوشته محمد علی همایون کاتوزیان
  • این است بوف کور  – تفسیری بر بوف‌کور-  نوشته م. ی. قطبی

در مورد اینکه کتاب بوف کور یک رمان عمیق و مفهومی است که سرتاسر آن نمادهای مختلف به کار گرفته شده است هیچ شکی وجود ندارد. اما واکنش‌های عموم مردم در مورد این رمان متفاوت است.

درون‌ مایهٔ اغلب داستان‌ها و نوشته‌های صادق هدایت، مرگ‌ اندیشی، انتقاد از جامعهٔ تحت استبداد و نفی خرافه‌‌پرستی است. در بوف کور هم صادق هدایت کم از موضوع مرگ صحبت نمی‌کند و همین فضای تاریک باعث شده که عده‌ای نتوانند با این رمان ارتباط برقرار کنند. اما در مقابل افرادی هم هستند که از نوشته‌های صادق هدایت در بوف کور لذت می‌برند و آن را بارها و بارها می‌خوانند.

به عقیده من، یک فرد کتابخوان که دنبال به دست آوردن تجربه‌های مختلف است و دوست دارد دنیا را از زاویه دید نویسنده‌های مختلف ببیند، حتما باید سراغ صادق هدایت و بوف کور برود. احساسی که پس از خواندن بوف کور به دست می‌آورید یک احساس ناب و درجه یک است که کمتر کتابی، مخصوصا در بین رمان‌های ایرانی، می‌تواند آن را به شما بدهد. جهان‌بینی صادق هدایت در بوف کور بسیار خاص است و هر فرد علاقه‌مندی را شگفت‌زده می‌کند.

نوشتن درباره کتاب بوف کور بسیار سخت و هر کسی نمی‌تواند به راحتی ادعا کند که این کتاب را فهمیده است. پیشنهاد ما فقط این است که این رمان را بخوانید!