Category Archives: کتاب سیاسی

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب برگزار می‌شود

Published by:

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری بیست و چهارمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، اولین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب با حضور اعضای این شورا، روز یکشنبه 2 آبان 1395 برگزار می‌شود.

این جلسه به منظور هماهنگی و سیاستگذاری برنامه‌های بیست و چهارمین هفته کتاب، برگزار خواهد شد.

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری حجت‌الاسلام والمسلمین با حضور سید طه هاشمی، همایون امیرزاده، علی‌اصغر سیدآبادی، محمود صلاحی، مناف یحیی‌پور، محمد الهیاری، مجید غلامی جلیسه، غلامرضا امیرخانی، محمدصادق رحمانیان، علیرضا برازش، منصور اعتصامی، ابوالحسن ریاضی، سعید پورعلی، علی اکبرزاده و عیسی علیزاده، اعضای شورای سیاستگذاری بیست و چهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، روز یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 10 و 30 در سرای اهل قلم، به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲ برگزار می‌شود.

 

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ستاد خبری بیست و چهارمین هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، اولین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب با حضور اعضای این شورا، روز یکشنبه 2 آبان 1395 برگزار می‌شود.

این جلسه به منظور هماهنگی و سیاستگذاری برنامه‌های بیست و چهارمین هفته کتاب، برگزار خواهد شد.

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری حجت‌الاسلام والمسلمین با حضور سید طه هاشمی، همایون امیرزاده، علی‌اصغر سیدآبادی، محمود صلاحی، مناف یحیی‌پور، محمد الهیاری، مجید غلامی جلیسه، غلامرضا امیرخانی، محمدصادق رحمانیان، علیرضا برازش، منصور اعتصامی، ابوالحسن ریاضی، سعید پورعلی، علی اکبرزاده و عیسی علیزاده، اعضای شورای سیاستگذاری بیست و چهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، روز یکشنبه 2 آبان 1395 ساعت 10 و 30 در سرای اهل قلم، به نشانی خیابان انقلاب اسلامی، خیابان برادران مظفر جنوبی، کوچه خواجه نصیر، پلاک ۲ برگزار می‌شود.

 

نخستین جلسه شورای سیاستگذاری هفته کتاب برگزار می‌شود

سایت خبری زندگی

کتاب«سیاست‌گذاری کتاب کودک» منتشر شد

Published by:

کتاب«سیاست‌گذاری کتاب کودک» منتشر شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاست‌گذاری کتاب کودک» که به تازگی توسط مهدی شعبانی گردآوری و از سوی نشر حوا منتشر شده، شامل گفت‌وگوی سیدعلی کاشفی خوانساری با پنج مدیر فرهنگی از جمله احمد مسجدجامعی، مرحوم محمدعلی شجاعی، محسن پرویز، دکتر محمدرضا وصفی و علی اصغر سیدآبادی درباره سیاست‌های کلی و برنامه‌های رشد و توسعه کتاب کودک است.
 
احمد مسجدجامعی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در این گفت‌وگو ضمن مرور عملکرد هیات نظارت بر کتاب کودک و نوجوان در زمان تصدی او و برپایی منظم جلسات هیات به شکل هر دو هفته یکبار، از هیات نظارت بر کتاب کودک به‌عنوان اتاق فکری یاد می‌کند که توانست اتفاقات و تحولات مثبتی را در آن دوره در عرصه کتاب کودک رقم بزند. وی همچنین حمایت از تاسیس نهادهای مدنی و صنفی کتاب کودک و راه‌اندازی نشریه «کتاب ماه کودک و نوجوان» را از تحولات مثبت دوره تصدی خود ارزیابی می‌کند.
 
مرحوم محمدعلی شعاعی، معاون فرهنگی دولت‌های هشتم و نهم، سهم کتاب و برنامه‌های فرهنگی کودکان را در سیاستگذاری‌های فرهنگی ناکافی می‌داند و تاکید می‌کند باید نیمی از بودجه، برنامه‌ها و توان حوزه فرهنگ بر کودکان متمرکز گردد چرا که تحول و پیشرقت در تمامی حوزه‌های کتاب وابسته به رشد کتاب کودک است.
 
محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دوره وزارت صفارهرندی، نقطه شروع و کلید برنامه‌های کتاب کودک را تشکیل «هیأت نظارت بر کتاب کودک و نوجوان» به شکلی قدرتمند و تأثیرگذار می‌داند و از دولت فعلی بابت بی‌توجهی به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مبنی بر تشکیل منظم هیأت نظارت کودک و دخالت دادن نظرات هیات در همه برنامه‌ریزی‌های فرهنگی انتقاد می‌کند.
 
مجموعه مصاحبه‌های سیدعلی کاشفی خوانساری با مدیران فرهنگی را مهدی شعبانی گردآوری کرده و نشر حوا آن را با قیمت هشت هزار و 800 تومان منتشر کرده است.
 

کتاب«سیاست‌گذاری کتاب کودک» منتشر شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاست‌گذاری کتاب کودک» که به تازگی توسط مهدی شعبانی گردآوری و از سوی نشر حوا منتشر شده، شامل گفت‌وگوی سیدعلی کاشفی خوانساری با پنج مدیر فرهنگی از جمله احمد مسجدجامعی، مرحوم محمدعلی شجاعی، محسن پرویز، دکتر محمدرضا وصفی و علی اصغر سیدآبادی درباره سیاست‌های کلی و برنامه‌های رشد و توسعه کتاب کودک است.
 
احمد مسجدجامعی، وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در این گفت‌وگو ضمن مرور عملکرد هیات نظارت بر کتاب کودک و نوجوان در زمان تصدی او و برپایی منظم جلسات هیات به شکل هر دو هفته یکبار، از هیات نظارت بر کتاب کودک به‌عنوان اتاق فکری یاد می‌کند که توانست اتفاقات و تحولات مثبتی را در آن دوره در عرصه کتاب کودک رقم بزند. وی همچنین حمایت از تاسیس نهادهای مدنی و صنفی کتاب کودک و راه‌اندازی نشریه «کتاب ماه کودک و نوجوان» را از تحولات مثبت دوره تصدی خود ارزیابی می‌کند.
 
مرحوم محمدعلی شعاعی، معاون فرهنگی دولت‌های هشتم و نهم، سهم کتاب و برنامه‌های فرهنگی کودکان را در سیاستگذاری‌های فرهنگی ناکافی می‌داند و تاکید می‌کند باید نیمی از بودجه، برنامه‌ها و توان حوزه فرهنگ بر کودکان متمرکز گردد چرا که تحول و پیشرقت در تمامی حوزه‌های کتاب وابسته به رشد کتاب کودک است.
 
محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دوره وزارت صفارهرندی، نقطه شروع و کلید برنامه‌های کتاب کودک را تشکیل «هیأت نظارت بر کتاب کودک و نوجوان» به شکلی قدرتمند و تأثیرگذار می‌داند و از دولت فعلی بابت بی‌توجهی به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مبنی بر تشکیل منظم هیأت نظارت کودک و دخالت دادن نظرات هیات در همه برنامه‌ریزی‌های فرهنگی انتقاد می‌کند.
 
مجموعه مصاحبه‌های سیدعلی کاشفی خوانساری با مدیران فرهنگی را مهدی شعبانی گردآوری کرده و نشر حوا آن را با قیمت هشت هزار و 800 تومان منتشر کرده است.
 

کتاب«سیاست‌گذاری کتاب کودک» منتشر شد

اتومبیل

منتقدان «اسلام و سیاست در پاکستان» را نقد می‌کنند

Published by:

منتقدان «اسلام و سیاست در پاکستان» را نقد می‌کنند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گروه تاریخ جریان‌های فکری جهان اسلام پژوهشکده تاریخ اسلام در ادامه سلسله نشست‌های خود، بررسی و نقد کتاب «اسلام و سیاست در پاکستان» را برگزار می‌کند.

در این نشست دکتر محسن معصومی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، دکتر محمودرضا اسفندیار،رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر و محمد احمدی‌منش، مولف کتاب سخنرانی می‌کنند.

نشست نقد و بررسی کتاب «اسلام و سیاست در پاکستان» چهارشنبه 28 مهرماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در پژوهشکده تاریخ اسلام واقع در خیابان ولیعصر، خیابان توانیر، خیابان رستگاران، کوچه شهروز شرقی برپا خواهد شد.

منتقدان «اسلام و سیاست در پاکستان» را نقد می‌کنند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گروه تاریخ جریان‌های فکری جهان اسلام پژوهشکده تاریخ اسلام در ادامه سلسله نشست‌های خود، بررسی و نقد کتاب «اسلام و سیاست در پاکستان» را برگزار می‌کند.

در این نشست دکتر محسن معصومی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، دکتر محمودرضا اسفندیار،رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر و محمد احمدی‌منش، مولف کتاب سخنرانی می‌کنند.

نشست نقد و بررسی کتاب «اسلام و سیاست در پاکستان» چهارشنبه 28 مهرماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در پژوهشکده تاریخ اسلام واقع در خیابان ولیعصر، خیابان توانیر، خیابان رستگاران، کوچه شهروز شرقی برپا خواهد شد.

منتقدان «اسلام و سیاست در پاکستان» را نقد می‌کنند

تکست آهنگ

عکس‌های ناصرالدین‌شاه با مفهوم سلفی تطبیق ندارد/ سیاستمداری که از تاریخ ایران آثار ارزشمندی به یادگار گذاشت

Published by:

عکس‌های ناصرالدین‌شاه با مفهوم سلفی تطبیق ندارد/ سیاستمداری که از تاریخ ایران آثار ارزشمندی به یادگار گذاشت

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همایش «تاریخ‌شناسی و تاریخ‌‌نگاری» با محوریت «سند و تاریخ‌‌نگاری» با سخنرانی ابوالفضل حسن‌آبادی، مدیر بخش اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی، محمود سادات، امید اخوی، پژوهشگر تاریخ، الهه محبوب، کارشناس پژوهش مرکز اسناد آستان قدس رضوی، علیرضا زبرجدی، پژوهشگر تاریخ، ربابه معتقدی، پژوهشگر تاریخ، محمود سادات، استاديار تاريخ پژوهشكده امام خمينی و انقلاب اسلامی و برخی دیگر از تاریخ پژوهان دوشنبه 12 مهرماه در آرشیو ملی برگزار شد.
 
عکس‌ها ناصرالدین‌شاه دچار زمان‌پریشی تاریخی است

راحیل عسگری مقاله‌ای با این عنوان «بررسی تحلیلی سلف پرتره‌های ناصرالدین‌شاه قاجار و تطبیق آنها با مفهوم سلفی» ارائه کرد و گفت: در کتاب خاطرات و همچنین آثار به جامانده از ناصرالدین‌شاه تعدادی عکس به جا مانده که امروز برخی افراد در فضای مجازی این عکس‌ها را به نخستین سلفی‌های جهان تعبیر کردند.
 
وی افزود: عکس‌هایی که از ناصرالدین‌شاه به جامانده با حاشیه‌نویسی‌هایی همراه است که می‌تواند به روشن کردن تعبیر سلفی یا خویش‌انداز کمک کند. اما نخست باید دید تعریف عکس سلفی چیست؟
 
این پژوهشگر ادامه داد: برای سلفی به عنوان یک ژانر در هنر عکاسی تعریفی پیشنهاد شده که حدود آن را از لحاظ فنی و مفهومی معین می‌کند. بر این اساس سلفی باید به وسیله دوربین جلو و یا در آینه گرفته شده تا این فرصت را در اختیار عکاس بگذارد تا دیدی از خود در محیط پیرامونش ارائه دهد. بنابراین تمامی این دسته از عکس‌های ناصرالدین شاه، جز آن‌هایی که در آینه گرفته شده‌اند، از تعریف سلفی حذف می‌شوند.
 
عسگری اظهار کرد: از طرفی، چون عکس‌های وی مخاطب آنی و عام ندارند و سلفی تقریبا هیچ‌گاه به قصد ثبت در تاریخ گرفته نمی‌شود، نمی‌توان هیچ‌کدام از این تصاویر را سلفی نامید. مساله مهم دیگر این که سلفی نامیدن این عکس‌ها دچار زمان‌پریشی تاریخی است که چنین طبقه‌بندی را غیر ممکن می‌کند. بنابراین آنچه از عکس‌های ناصرالدین‌شاه که در شبکه‌های مجازی با نام سلفی گذاشته می‌شود با مفهوم سلفی به معنای امروز تطبیق ندارد.

سیاستمداری که به تحقیق و تالیف تاریخ پرداخت

اخوی، با ارائه مقاله «حسن مشیرالدوله (پیرنیا) و تاثیر آثارش بر تاریخ‌نگاری و مواد درسی در دوره پهلوی اول (مطالعه موردی کتاب تاریخ ایران قدیم)» گفت: مشیرالدوله از رجال نامی اواخر دوران قاجاریه است. وی تا زمانی که در سیاست حضور داشت، تعاملات مناسبی با دول قدرتمند آن دوران مانند انگلیس، آلمان و روسیه برقرار کرد. مشیرالدوله در سال 1305 ه.ش از سیاست کناره گرفت و به تحقیق و تألیف در تاریخ ایران باستان مشغول شد و توانست آثار بسیار ارزشمندی را به یادگار بگذارد. تعدای از آثار وی به عنوان کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار گرفت. پیرنیا از معدود رجال دوره قاجار و پهلوی اول بود که دوست و دشمن از او به نیکی یاد کرده‌اند.

جايگاه تاریخ شفاهی درتاثيرگذاری بر روند تاريخ‌نگاری

حسن‌آبادی با ارائه مقاله «اسناد شفاهی یا شواهد شفاهی، تحلیلی بر نقاط ضعف و قوت استفاده از تاریخ شفاهی در پژوهش‌های تاریخی» گفت: نگاهی به شکل‌گیری تاریخ شفاهی در دوره معاصر نشان می‌دهد که پیدایش و گسترش آن محصول نیازهای تاریخی جامعه هر دوره و به تناسب خواست‌ها، آرزوها، ضروریات و البته برپایه برنامه‌ریزی بوده است. این امر باعث شده تا تاریخ شفاهی همواره به عنوان ابزار کارآمدوروزآمدی برای جمع‌آوری داده‌های اطلاعاتی، ساماندهی و پردازش آن مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد و سطوح مختلف استفاده‌کنندگان با اهداف گوناگون و در زمینه‌های مختلف از آن بهره ببرند.

وی افزود: در بررسی کتاب‌های منتشر شده در حوزه تاریخ شفاهی باید دید مساله اتقان داده‌ها و جایگاه تاریخ شفاهی در پژوهش‌های تاریخی مد نظر قرار می‌گیرد و با طرح سوالاتی مانند آيا منابع شفاهی ما تاريخ‌نگاری تلقی می‌شود يا آن را بايد در زمره شواهد شفاهی مانند ساير منابع تاريخی برشمرد؟ ملاک رد و یا پذیرش منابع و ضعف و قوت تاریخ شفاهی چیست؟ چه اقداماتی را می‌توان در مستندسازی اطلاعات به‌دست آمده از تاریخ شفاهی انجام داد؟ واقعیت این است که توليد منابع شفاهی روزبه‌روز در کشور در حال افزايش است و تاکید بر متقن‌سازی داده‌ها می‌تواند نقش و جايگاه تاریخ شفاهی را در تاثيرگذاری بر روند تاريخ‌نگاری کشور پررنگ‌تر کند.

چیدمان صحیح گزاره‌ها تاریخی از دل منابع

الهه محبوب، کارشناس پژوهش مرکز اسناد آستان قدس رضوی نقش و کارکرد اسناد مالی در پژوهش‌های صفویه اقتصادی عصر صفویه بیان کرد: گروهی از اقتصادانان روشی را پیشنهاد دادند که مبتنی بر مطالعه گسترده تجارب تاریخی ابنای بشر بود. روش پیشنهادی آنان تا حد زیادی بر مشاهدات واقعیات و بررسی داده‌ها و اطلاعات اقتصادی تاکید داشت.

وی افزود: شناسایی و بررسی اسناد ملی به عنوان یکی از گزارش‌های تاریخی دقیق می‌تواند به محقق تاریخ اقتصادی و نیز اقتصاددانان برای برنامه‌ریزی بهتر برنامه‌های اقتصادی هر سرزمین کمک کند. محقق تاریخ اقتصادی با چیدمان صحیح گزاره‌های تاریخی از دل منابع به ویژه اسناد مالی که جزئی‌ترین اطلاعات را در این رابطه ارائه می‌دهد و می‌تواند به نظریه‌پردازان علم اقتصاد کمک کند تا با استناد این اطلاعات، برنامه‌ریزی دقیق تری برای اقتصاد هر منطقه داشته باشد.

نقش بی بدیل اقتصاد در روند وقایع تاریخ

علیرضا زبرجدی ‌با ارائه مقاله «اهمیت اسنادی صورت مذاکرات مجلس شورای ملی در پژوهش‌های تاریخ اقتصادی معاصر ایران» گفت: مهم‌ترین مسأله در پژوهش‌های تاریخی و در واقع شروع یک پژوهش تاریخی، بحث منابع و مآخذ مورد استفاده پژوهشگر این حوزه است. اینکه در این حوزه مطالعاتی برخلاف خیلی از علوم به ویژه علوم تجربی امکان مشاهده مستقیم و تکرار و تجربه مجدد پدیده‌ها مورد پژوهش وجود ندارد، باعث شده تا محقق و پژوهشگر حوزه مطالعاتی علم تاریخ تنها از راه بازسازی ذهنی آن هم از طریق منابع و مآخذ موجود بتواند فهم و درکی نسبت به موضوع مورد پژوهش داشته باشد.

وی عنوان کرد: بنابراین وقتی با منابعی مانند اسناد برخورد می‌کنیم که به دلایلی که در پژوهش آمده از اتقان و استحکام بیشتری برخوردار هستند باید از این منابع حداکثر استفاده را بکنیم. به‌ویژه اینکه اسناد، مانند اسناد صورت مذاکرات مجلس، اسناد نزدیک به ما باشند (تاریخ معاصر) که به دلیل همین نزدیکی زمانی، در دسترس‌تر و در نتیجه قابل اطمینان‌تر هستند. چون اقتصاد نقش بی‌بدیلی در روند وقایع تاریخی در همه ادوار تاریخی جهان به ویژه در دوران معاصر گذاشته و در ایران نیز مسائل اقتصادی از دلایل مهم ایجاد جنبش مشروطه بوده و دارالشورای ملی ایران (مجلس) نیز به نوعی نماد خواسته‌ها و پیروزی مشروطه‌خواهان بود، بنابراین طبیعی است که صورت مذاکرات این مجلس و مباحث اقتصادی مطروحه در آن برای پژوهش‌های «تاریخ اقتصادی معاصر ایران» بسیار قابل اهمیت و مهم باشد.

فقر منبع و مطالعات موجود درباره «تاریخ اجتماعی کار»

ربابه معتقدی مقاله «تاریخ‌نگاری کار و کارگری» را ارائه کرد و گفت: تاریخ اجتماعی شاخه‌ای از تاریخ است که دایره‌ای بسیار وسیع از موضوعات اجتماعی همچون آموزش؛ خانواد ؛ مذهب؛ تربیت؛ تفریح و بازی؛ کار و … را در برمی‌گیرد. کار فعالیتی است که تاریخ مخصوص بخود را دارد. اگرچه وقایع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بر آن تاثیر داشته و یقینا نقطه‌های عطفی بر آن ایجاد کرده‌اند. همچنان که نمی‌توان اثربخشی وقایعی چون انقلاب کارگری ۱۹۱۷ روسیه؛ بحران اقتصاد جهانی ۱۹۳۲ و تاسیس سازمان بین‌المللی کار ۱۹۱۹م و بسیاری وقایع دیگر را بر تاریخ کار را نادیده انگاشت. اما باید توجه داشت که سیر تاریخ کار به مثابه متنی ست که این عوامل بر آن قرار گرفته‌اند.

وی ادامه داد: موضوع «تاریخ اجتماعی کار» با «نگاه به تاریخ از پایین» نزدیک است و می‌تواند با مدد جستن از مکاتب تاریخ‌نگاری همچون مکتب تاریخ‌نگاری آنال و تاریخ‌نگاری فرودستان (ساب آلترن استادیز) و مطالعات پست کلونیال که به مطالعات بینارشته‌ای با خوشبینی می‌نگرد؛ مورد پژوهش قرار گیرد. از آنجا که کتب تاریخی و مورخان با کم‌مهری به این موضوع نگریسته‌اند و غالب کارگران به‌دلیل کم‌سوادی یا گرفتاری‌های مالی و فقر فرهنگی؛ برای نگارش رخدادها و تاریخ آنچه بر آنان رفته است؛ انگیزه کافی نداشته‌اند؛ فقر منبع و مطالعات موجود درباره «تاریخ اجتماعی کار» فقط در صورتی می‌تواند کم رنگ شود که اسناد و تاریخ شفاهی بعنوان اصلی‌ترین منابع و ابزار تحقیق «تاریخ‌نگاری کار» قرار گیرد.

غنی بودن آرشیوهای خصوصی یا دولتی؟

جمشید کیان‌‌فر درباره «اهمیت سند در متون تاریخی» گفت: واقعیت آن است که آرشیوهای ما بسیار غنی نیست و حتی اسناد در آرشیوهای خصوصی به مراتب غنی‌تر از آرشیوهای دولتی است؛ در گذشته هم به اسناد و جمع‌آوری و حفظ آن نکوشیده‌ایم، ازین رو اسناد در منابع متونی اهمیت دارند و می‌توان آن را به سه دسته اصل سند(سواد سند)، خبر سند و خلاصه سند تقسیم کرد.

این سندشناس ادامه داد: خلاصه سند؛ بدین صورت که مورخان به‌جای متن تمامی سند چکیده یا خلاصه‌ای از سند را در متون نقل کرده‌اند؛ ما از متن دقیق و یا محتوای کامل آن سند بی اطلاعیم؛ اما همین مقدار هم به‌قول قدما کاچی به از هیچی و برای نمونه از عهدنامه ترکمانچای که خلاصه سند در آثار تاریخی مثل ناسخ التواریخ قاجار و روضة الصفای ناصری و یا منتظم ناصری آمده و تا کنون متن اصلی سند بعد از قریب به دویست سال هنوز منتشر نشده و تحفه آنکه این سند موجود است و آن را را می‌باید وزارت امور خارجه ایران و یا وزارت امور خارجه روسیه منتشر کنند.

محمود سادات، استاديار تاريخ پژوهشكده امام خمينی و انقلاب اسلامی با ارائه مقاله «موضوع‌يابی معكوس: رهيافتی نوين در موضوع‌يابی تاريخ محلی» گفت: موضوعات تاريخ محلی كه با كمک اين روش استخراج و برای رساله‌های دانشگاهی و ساير پژوهش‌ها انتخاب می‌شوند از نظر كميت اسناد و مدارك موجود برای پژوهش از وضعيت مناسبي برخوردارند. دوره زماني موضوعات انتخاب شده برای رساله‌ها و ساير پژوهش‌ها با كمك اين روش كوتاه‌تر است و لذا پژوهش می‌تواند از عمق بيشتری برخوردار باشد. انسجام در تدوين پژوهش با استفاده از اين روش نيز بهتر صورت می‌گيرد.

عکس‌های ناصرالدین‌شاه با مفهوم سلفی تطبیق ندارد/ سیاستمداری که از تاریخ ایران آثار ارزشمندی به یادگار گذاشت

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، همایش «تاریخ‌شناسی و تاریخ‌‌نگاری» با محوریت «سند و تاریخ‌‌نگاری» با سخنرانی ابوالفضل حسن‌آبادی، مدیر بخش اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی، محمود سادات، امید اخوی، پژوهشگر تاریخ، الهه محبوب، کارشناس پژوهش مرکز اسناد آستان قدس رضوی، علیرضا زبرجدی، پژوهشگر تاریخ، ربابه معتقدی، پژوهشگر تاریخ، محمود سادات، استاديار تاريخ پژوهشكده امام خمينی و انقلاب اسلامی و برخی دیگر از تاریخ پژوهان دوشنبه 12 مهرماه در آرشیو ملی برگزار شد.
 
عکس‌ها ناصرالدین‌شاه دچار زمان‌پریشی تاریخی است

راحیل عسگری مقاله‌ای با این عنوان «بررسی تحلیلی سلف پرتره‌های ناصرالدین‌شاه قاجار و تطبیق آنها با مفهوم سلفی» ارائه کرد و گفت: در کتاب خاطرات و همچنین آثار به جامانده از ناصرالدین‌شاه تعدادی عکس به جا مانده که امروز برخی افراد در فضای مجازی این عکس‌ها را به نخستین سلفی‌های جهان تعبیر کردند.
 
وی افزود: عکس‌هایی که از ناصرالدین‌شاه به جامانده با حاشیه‌نویسی‌هایی همراه است که می‌تواند به روشن کردن تعبیر سلفی یا خویش‌انداز کمک کند. اما نخست باید دید تعریف عکس سلفی چیست؟
 
این پژوهشگر ادامه داد: برای سلفی به عنوان یک ژانر در هنر عکاسی تعریفی پیشنهاد شده که حدود آن را از لحاظ فنی و مفهومی معین می‌کند. بر این اساس سلفی باید به وسیله دوربین جلو و یا در آینه گرفته شده تا این فرصت را در اختیار عکاس بگذارد تا دیدی از خود در محیط پیرامونش ارائه دهد. بنابراین تمامی این دسته از عکس‌های ناصرالدین شاه، جز آن‌هایی که در آینه گرفته شده‌اند، از تعریف سلفی حذف می‌شوند.
 
عسگری اظهار کرد: از طرفی، چون عکس‌های وی مخاطب آنی و عام ندارند و سلفی تقریبا هیچ‌گاه به قصد ثبت در تاریخ گرفته نمی‌شود، نمی‌توان هیچ‌کدام از این تصاویر را سلفی نامید. مساله مهم دیگر این که سلفی نامیدن این عکس‌ها دچار زمان‌پریشی تاریخی است که چنین طبقه‌بندی را غیر ممکن می‌کند. بنابراین آنچه از عکس‌های ناصرالدین‌شاه که در شبکه‌های مجازی با نام سلفی گذاشته می‌شود با مفهوم سلفی به معنای امروز تطبیق ندارد.

سیاستمداری که به تحقیق و تالیف تاریخ پرداخت

اخوی، با ارائه مقاله «حسن مشیرالدوله (پیرنیا) و تاثیر آثارش بر تاریخ‌نگاری و مواد درسی در دوره پهلوی اول (مطالعه موردی کتاب تاریخ ایران قدیم)» گفت: مشیرالدوله از رجال نامی اواخر دوران قاجاریه است. وی تا زمانی که در سیاست حضور داشت، تعاملات مناسبی با دول قدرتمند آن دوران مانند انگلیس، آلمان و روسیه برقرار کرد. مشیرالدوله در سال 1305 ه.ش از سیاست کناره گرفت و به تحقیق و تألیف در تاریخ ایران باستان مشغول شد و توانست آثار بسیار ارزشمندی را به یادگار بگذارد. تعدای از آثار وی به عنوان کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار گرفت. پیرنیا از معدود رجال دوره قاجار و پهلوی اول بود که دوست و دشمن از او به نیکی یاد کرده‌اند.

جايگاه تاریخ شفاهی درتاثيرگذاری بر روند تاريخ‌نگاری

حسن‌آبادی با ارائه مقاله «اسناد شفاهی یا شواهد شفاهی، تحلیلی بر نقاط ضعف و قوت استفاده از تاریخ شفاهی در پژوهش‌های تاریخی» گفت: نگاهی به شکل‌گیری تاریخ شفاهی در دوره معاصر نشان می‌دهد که پیدایش و گسترش آن محصول نیازهای تاریخی جامعه هر دوره و به تناسب خواست‌ها، آرزوها، ضروریات و البته برپایه برنامه‌ریزی بوده است. این امر باعث شده تا تاریخ شفاهی همواره به عنوان ابزار کارآمدوروزآمدی برای جمع‌آوری داده‌های اطلاعاتی، ساماندهی و پردازش آن مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد و سطوح مختلف استفاده‌کنندگان با اهداف گوناگون و در زمینه‌های مختلف از آن بهره ببرند.

وی افزود: در بررسی کتاب‌های منتشر شده در حوزه تاریخ شفاهی باید دید مساله اتقان داده‌ها و جایگاه تاریخ شفاهی در پژوهش‌های تاریخی مد نظر قرار می‌گیرد و با طرح سوالاتی مانند آيا منابع شفاهی ما تاريخ‌نگاری تلقی می‌شود يا آن را بايد در زمره شواهد شفاهی مانند ساير منابع تاريخی برشمرد؟ ملاک رد و یا پذیرش منابع و ضعف و قوت تاریخ شفاهی چیست؟ چه اقداماتی را می‌توان در مستندسازی اطلاعات به‌دست آمده از تاریخ شفاهی انجام داد؟ واقعیت این است که توليد منابع شفاهی روزبه‌روز در کشور در حال افزايش است و تاکید بر متقن‌سازی داده‌ها می‌تواند نقش و جايگاه تاریخ شفاهی را در تاثيرگذاری بر روند تاريخ‌نگاری کشور پررنگ‌تر کند.

چیدمان صحیح گزاره‌ها تاریخی از دل منابع

الهه محبوب، کارشناس پژوهش مرکز اسناد آستان قدس رضوی نقش و کارکرد اسناد مالی در پژوهش‌های صفویه اقتصادی عصر صفویه بیان کرد: گروهی از اقتصادانان روشی را پیشنهاد دادند که مبتنی بر مطالعه گسترده تجارب تاریخی ابنای بشر بود. روش پیشنهادی آنان تا حد زیادی بر مشاهدات واقعیات و بررسی داده‌ها و اطلاعات اقتصادی تاکید داشت.

وی افزود: شناسایی و بررسی اسناد ملی به عنوان یکی از گزارش‌های تاریخی دقیق می‌تواند به محقق تاریخ اقتصادی و نیز اقتصاددانان برای برنامه‌ریزی بهتر برنامه‌های اقتصادی هر سرزمین کمک کند. محقق تاریخ اقتصادی با چیدمان صحیح گزاره‌های تاریخی از دل منابع به ویژه اسناد مالی که جزئی‌ترین اطلاعات را در این رابطه ارائه می‌دهد و می‌تواند به نظریه‌پردازان علم اقتصاد کمک کند تا با استناد این اطلاعات، برنامه‌ریزی دقیق تری برای اقتصاد هر منطقه داشته باشد.

نقش بی بدیل اقتصاد در روند وقایع تاریخ

علیرضا زبرجدی ‌با ارائه مقاله «اهمیت اسنادی صورت مذاکرات مجلس شورای ملی در پژوهش‌های تاریخ اقتصادی معاصر ایران» گفت: مهم‌ترین مسأله در پژوهش‌های تاریخی و در واقع شروع یک پژوهش تاریخی، بحث منابع و مآخذ مورد استفاده پژوهشگر این حوزه است. اینکه در این حوزه مطالعاتی برخلاف خیلی از علوم به ویژه علوم تجربی امکان مشاهده مستقیم و تکرار و تجربه مجدد پدیده‌ها مورد پژوهش وجود ندارد، باعث شده تا محقق و پژوهشگر حوزه مطالعاتی علم تاریخ تنها از راه بازسازی ذهنی آن هم از طریق منابع و مآخذ موجود بتواند فهم و درکی نسبت به موضوع مورد پژوهش داشته باشد.

وی عنوان کرد: بنابراین وقتی با منابعی مانند اسناد برخورد می‌کنیم که به دلایلی که در پژوهش آمده از اتقان و استحکام بیشتری برخوردار هستند باید از این منابع حداکثر استفاده را بکنیم. به‌ویژه اینکه اسناد، مانند اسناد صورت مذاکرات مجلس، اسناد نزدیک به ما باشند (تاریخ معاصر) که به دلیل همین نزدیکی زمانی، در دسترس‌تر و در نتیجه قابل اطمینان‌تر هستند. چون اقتصاد نقش بی‌بدیلی در روند وقایع تاریخی در همه ادوار تاریخی جهان به ویژه در دوران معاصر گذاشته و در ایران نیز مسائل اقتصادی از دلایل مهم ایجاد جنبش مشروطه بوده و دارالشورای ملی ایران (مجلس) نیز به نوعی نماد خواسته‌ها و پیروزی مشروطه‌خواهان بود، بنابراین طبیعی است که صورت مذاکرات این مجلس و مباحث اقتصادی مطروحه در آن برای پژوهش‌های «تاریخ اقتصادی معاصر ایران» بسیار قابل اهمیت و مهم باشد.

فقر منبع و مطالعات موجود درباره «تاریخ اجتماعی کار»

ربابه معتقدی مقاله «تاریخ‌نگاری کار و کارگری» را ارائه کرد و گفت: تاریخ اجتماعی شاخه‌ای از تاریخ است که دایره‌ای بسیار وسیع از موضوعات اجتماعی همچون آموزش؛ خانواد ؛ مذهب؛ تربیت؛ تفریح و بازی؛ کار و … را در برمی‌گیرد. کار فعالیتی است که تاریخ مخصوص بخود را دارد. اگرچه وقایع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بر آن تاثیر داشته و یقینا نقطه‌های عطفی بر آن ایجاد کرده‌اند. همچنان که نمی‌توان اثربخشی وقایعی چون انقلاب کارگری ۱۹۱۷ روسیه؛ بحران اقتصاد جهانی ۱۹۳۲ و تاسیس سازمان بین‌المللی کار ۱۹۱۹م و بسیاری وقایع دیگر را بر تاریخ کار را نادیده انگاشت. اما باید توجه داشت که سیر تاریخ کار به مثابه متنی ست که این عوامل بر آن قرار گرفته‌اند.

وی ادامه داد: موضوع «تاریخ اجتماعی کار» با «نگاه به تاریخ از پایین» نزدیک است و می‌تواند با مدد جستن از مکاتب تاریخ‌نگاری همچون مکتب تاریخ‌نگاری آنال و تاریخ‌نگاری فرودستان (ساب آلترن استادیز) و مطالعات پست کلونیال که به مطالعات بینارشته‌ای با خوشبینی می‌نگرد؛ مورد پژوهش قرار گیرد. از آنجا که کتب تاریخی و مورخان با کم‌مهری به این موضوع نگریسته‌اند و غالب کارگران به‌دلیل کم‌سوادی یا گرفتاری‌های مالی و فقر فرهنگی؛ برای نگارش رخدادها و تاریخ آنچه بر آنان رفته است؛ انگیزه کافی نداشته‌اند؛ فقر منبع و مطالعات موجود درباره «تاریخ اجتماعی کار» فقط در صورتی می‌تواند کم رنگ شود که اسناد و تاریخ شفاهی بعنوان اصلی‌ترین منابع و ابزار تحقیق «تاریخ‌نگاری کار» قرار گیرد.

غنی بودن آرشیوهای خصوصی یا دولتی؟

جمشید کیان‌‌فر درباره «اهمیت سند در متون تاریخی» گفت: واقعیت آن است که آرشیوهای ما بسیار غنی نیست و حتی اسناد در آرشیوهای خصوصی به مراتب غنی‌تر از آرشیوهای دولتی است؛ در گذشته هم به اسناد و جمع‌آوری و حفظ آن نکوشیده‌ایم، ازین رو اسناد در منابع متونی اهمیت دارند و می‌توان آن را به سه دسته اصل سند(سواد سند)، خبر سند و خلاصه سند تقسیم کرد.

این سندشناس ادامه داد: خلاصه سند؛ بدین صورت که مورخان به‌جای متن تمامی سند چکیده یا خلاصه‌ای از سند را در متون نقل کرده‌اند؛ ما از متن دقیق و یا محتوای کامل آن سند بی اطلاعیم؛ اما همین مقدار هم به‌قول قدما کاچی به از هیچی و برای نمونه از عهدنامه ترکمانچای که خلاصه سند در آثار تاریخی مثل ناسخ التواریخ قاجار و روضة الصفای ناصری و یا منتظم ناصری آمده و تا کنون متن اصلی سند بعد از قریب به دویست سال هنوز منتشر نشده و تحفه آنکه این سند موجود است و آن را را می‌باید وزارت امور خارجه ایران و یا وزارت امور خارجه روسیه منتشر کنند.

محمود سادات، استاديار تاريخ پژوهشكده امام خمينی و انقلاب اسلامی با ارائه مقاله «موضوع‌يابی معكوس: رهيافتی نوين در موضوع‌يابی تاريخ محلی» گفت: موضوعات تاريخ محلی كه با كمک اين روش استخراج و برای رساله‌های دانشگاهی و ساير پژوهش‌ها انتخاب می‌شوند از نظر كميت اسناد و مدارك موجود برای پژوهش از وضعيت مناسبي برخوردارند. دوره زماني موضوعات انتخاب شده برای رساله‌ها و ساير پژوهش‌ها با كمك اين روش كوتاه‌تر است و لذا پژوهش می‌تواند از عمق بيشتری برخوردار باشد. انسجام در تدوين پژوهش با استفاده از اين روش نيز بهتر صورت می‌گيرد.

عکس‌های ناصرالدین‌شاه با مفهوم سلفی تطبیق ندارد/ سیاستمداری که از تاریخ ایران آثار ارزشمندی به یادگار گذاشت

دانلود ها پلاس

خانیکی: «آفتاب‌دار» سیاست گریز نیست و تناقض‌های جامعه ایرانی را نشان می‌دهد/ صادقی: کتاب درباره تفاله‌های جامعه سخن می‌گوید

Published by:

خانیکی: «آفتاب‌دار» سیاست گریز نیست و تناقض‌های جامعه ایرانی را نشان می‌دهد/ صادقی: کتاب درباره تفاله‌های جامعه سخن می‌گوید

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست رونمایی و نقد رمان «آفتاب دار» چهارشنبه 24 شهریور با حضور حسین سناپور، هادی خانیکی و فاطمه صادقی در مؤسسه بهاران برگزار شد.

روزنامه‌نگارانی که نویسنده می‌شوند
خانیکی در این نشست با رویکرد ارتباطی این رمان را بررسی کرد و گفت: رمان می‌تواند نقش یک رسانه را داشته باشد. رمان یکی از قالب‌هایی است که تحولات تاریخی و نحوه گفت‌وگو یا عدم امکان گفت‌وگو را در مقاطع مختلف نشان می‌دهد. شهری شدن، روستایی بودن، واقعی شدن و غیرواقعی شدن، ایدئالیستی بودن یا ساختارگرا شدن، همه این‌ها را از طریق رمان می‌توانیم دنبال کنیم. خیلی از افراد سیاسی در زمان قدیم اولین ورودشان به عرصه سیاسی را از طریق رمان‌ها سیاسی عمدتاً ترجمه تجربه کرده‌اند. مقوله رمان به‌مثابه رسانه را باید جدی گرفت.
 
وی ادامه داد: دومین نکته‌ای که درباره رمان هاشمی باید به آن توجه کرد، موضوع روزنامه‌نگارانی است که وارد عرصه رمان‌نویسی می‌شوند. به نظر من مرحوم کیارستمی هم یک سینماگر-ژورنالیست بود و به همین دلیل زاویه دید او تفاوت‌هایی با دیگر سینماگران دارد. در دنیا هم نویسندگان بزرگی مانند مارکز هستند که گزارش‌های ژورنالیستی را تبدیل به رمان می‌کنند و بالعکس از روی رمان‌هایشان می‌شود نتیجه کار روزنامه‌نگارانه گرفت. بدون اینکه در اینجا خواسته باشم نقش مهمی به روزنامه‌نگاران بدهم، می‌خواهم بگویم که این را دست‌کم به‌عنوان یک امکان در نظر بگیرید که اگر روزنامه‌نگاری رمان‌نویس یا سینماگر یا سیاست‌مدار و دانشمند شود، چه تفاوت‌هایی به وجود می‌آید یا اینکه هرکدام از این اقشار امکان روزنامه‌نگار شدن داشته باشند.

این جزو ویژگی‌های روزنامه‌نگاری است که روزنامه‌نگار می‌تواند بهتر ببیند و بشنود و بیان کند. اگرچه نقدی وارد است که ممکن است ژورنالیستی شدن مترادف با سطحی شدن باشد، اما واقعیت این است که کسی که روزنامه‌نگار است ذهنش با مسائلی درگیر می‌شود که کسان دیگر کمتر با آن درگیر می‌شوند. اینکه آقای هاشمی در حجم کم می‌تواند به مسائل زیادی بپردازد، به نظر من دلیل عمده‌اش این است که ایشان هم روزنامه‌نگار است.
 
وی افزود: به گفته ادگار مورن، ما با پدیده ذهن‌های پیچیده مواجه هستیم. به‌خصوص در جامعه‌ای مانند جامعه ما که مدام دستخوش تغییر است، حق مخاطب این است خیلی از مطالبی که منظور نویسنده نبوده، بر متن سوار کند. ممکن است خیلی از برداشت‌هایی که من یا دیگر دوستان دارند، با نظر هاشمی متفاوت باشد. به همین دلیل بعضی از این مسائلی که اشاره خواهم کرد برداشت من است به‌عنوان کسی که حوزه کارش ارتباطات است، اما ارتباط‌گری که خیلی مطیع نیست و به همه‌جا سرک می‌کشد.
 
شخصیت‌های این کتاب دیدنی و دست‌یافتنی هستند
این استاد ارتباطات در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه شخصیت‌های این کتاب خیلی دیدنی و دست‌یافتنی هستند و نمی‌شود گفت که جایی درباره یکی‌شان غلو شده است اظهار کرد: همه شخصیت‌ها را انگار دیده‌ایم، حتی اگر اهل جنوب شهر نباشیم. این رمان به وقایع روز اشاره دارد و کاملاً در موقعیت‌های پارادوکسیکال این وقایع را نشان می‌دهد. از سوی دیگر در نقد اجتماعی نگاه واقع‌بینانه‌ای دارد. مانند اشاره‌ای که به موضوع ورود زنان به ورزشگاه می‌کند. این کتاب اقبال شتاب‌زده جامعه به فناوری‌های جدید را نشان می‌دهد و اشاره به پدیده‌هایی است که در جامعه کمتر به آن پرداخته می‌شود، مانند موضوع پزشکان ساختمان‌ساز.

به گفته خانیکی، این کتاب سیاست‌گریز نیست، اگرچه در سیاست متوقف نمی‌شود. مانند اتفاقاتی که برای یدی مقابل دانشگاه می‌افتد. همچنین نگاهی انتقادی است که به‌نوعی رویکرد خرید کالا از چین اشاره می‌کند و لطمه‌هایی که به اقتصاد ملی می‌خورد نشان می‌دهد. هاشمی در این کتاب توصیف خیلی ساده، درعین‌حال واقعی و بدون پیش‌داوری از روابط اجتماعی در جامعه دارد. مانند روابط دختر و پسرها از پارک گرفته تا کوچه و خیابان و درواقع بین زیر پوست شهر و آنچه در کوچه و خیابان دیده می‌شود رابطه برقرار می‌کند.

وی با بیان اینکه نویسنده در این کتاب تناقض‌های جامعه ما که حتی بین گرایش‌های خیرخواهانه و اجتماعی و منفعت‌طلبی‌های شخصی وجود دارد، به‌خوبی نشان می‌دهد افزود: مولف خیلی وارد پرسش‌های سخت و انتزاعی که حق با کی است و امر اخلاقی چگونه است، نمی‌شود. وضعیت را به‌گونه‌ای به تصویر می‌کشد که گویا بین سرنوشت شکست‌خوردگان و مسئولیت فردی خودشان یک رابطه‌ای برقرار است. از این نظر من این رمان را با فیلم جدایی نادر از سیمین نزدیک می‌بینم. در آنجا هم تا می‌خواهی به کسی دل ببندی که قهرمان است، می‌بینی که قهرمان نیست. در اینجا هم کسی قهرمان نمی‌ماند و ضدقهرمان هم نیست. 

جوهر رمان، جوهر واقع‌بینانه‌ای است
خانیکی گفت: هاشمی در این کتاب نقد اجتماعی به ناکارآمدی نهادهای رسمی و ضعف‌های سیستم بوروکراتیک را نشان می‌دهد. بنابراین جوهر رمان، جوهر واقع‌بینانه‌ای است و یک نقد چندوجهه از اخلاق و روحیات جامعه ایرانی است که در یک سطح هم متوقف نمی‌شود که فرافکنی به دیگران بکند. هم فرافکنی می‌کند و هم فرد را مطرح می‌کند و در جاهایی هم در ابهام می‌گذارد که آیا تکیه بر ثروت گذشته راه خروج از ناامیدی است؟ آیا این ثروت پیدا شده یا نشده؟

این استاد دانشگاه در پایان گفت: از لحاظ زبانی هم باستفاده از دیالوگ‌ همراه متلک، این کار را خیلی به رویکردهای باختینی نزدیک می‌کند چون در زبان رسمی و پندگونه مفاهیم منتقل نمی‌شود. رمان هم از متلک استفاده می‌کند هم از دیالوگ، که الزاماً همه طنز نیست.به‌هرحال کتاب، کار موفقی است، البته فروتنانه و متواضعانه هم هست و من این را به آقای هاشمی تبریک می‌گویم. 

داستان‌هایی که در فضای طبقه متوسط شهری می‌گذرد
سناپور نیز با بیان اینکه داستان‌نویسی ما در پانزده سال اخیر در حال پوست‌اندازی است و تعداد زیادی نویسنده جوان به جمع داستان‌نویسان اضافه شده‌اند، گفت: این افراد فضاها و موضوعات تازه با خودشان می‌آورند و حال و هوای جدیدی به داستان‌نویسی می‌دهند که پیش از آن نداشتیم.

وی ادامه داد: اکنون اسامی زیادی هستند که هرکدام شهرتی دارند و مانند پیش از انقلاب و دهه شصت نیست که تنها چهره‌های معدودی مطرح باشند و این اتفاق مثبتی است. من احمد هاشمی(مولف رمان) را هم داخل همین جریان می‌بینم. کتاب ایشان نکته خاصی دارد. بیشتر داستان‌ها شهری است و متأسفانه مانند قدیم نیست که خاستگاه بیشتر نویسندگان شهرستان‌ها بود. افرادی مانند دولت‌آبادی، گلشیری، احمد محمود و بسیاری از نویسنده‌های ما از شهرهای کوچک و حتی روستاها می‌آمدند. این افراد در دهه‌های چهل و پنجاه صداهای متفاوتی را وارد فضاهای داستان‌نویسی ما کردند. در سال‌های اخیر شهرنشینی در کشور ما خیلی گسترده شده است و داستان‌های ما هم بیشتر در فضای طبقه متوسط شهری می‌گذرد. درنتیجه فضاها و موضوعات نزدیک به هم شده است.
 
در رمان «آفتاب دار» طبقات پایین جامعه حرف می‌زند
وی با اشاره به  اینکه رمان «آفتاب دار» درباره طبقه متوسط نیست افزود: این رمان بیشتر از طبقات پایین جامعه حرف می‌زند. در دهه چهل و پنجاه در ادبیات و سینما صحبت از طبقات فرودست جامعه رایج بود. با همه نکات مثبتی که داستان‌نویسی شهری ما در ده‌ و پانزده سال اخیر داشته است، درباره طبقات پایین‌شهر تهران کمتر نوشته شده است. این برای رمان هاشمی یک حسن است که درباره آدم‌هایی حرف می‌زنند که کم‌وبیش در حال فراموش شدن هستند یا دست‌کم در ادبیات بروز و ظهور ندارند.

به گفته سناپور، رمان «آفتاب دار» به‌جای اینکه تک شخصیتی باشد، سه شخصیت اصلی دارد. درست است یکی‌شان کمی برجسته‌تر است، اما به‌هرحال سه آدم هستند که مجموعاً یک‌جور رفتار می‌کنند. در خیلی از کارها این موضوع را دیده‌ایم. در کارهای پلیسی مانند مأموریت غیرممکن که یک گروه هستند که یک هدف را دنبال می‌کنند یا در کارهای کمدی مانند سه کله‌پوک و برادران مارکس. یک گروه هستند که انگار به یک شخصیت تبدیل می‌شوند و این شخصیت در مقابل یک جامعه قرار می‌گیرد. سه شخصیت اصلی رمان هاشمی هم به یک شخصیت تبدیل می‌شوند. این‌ها به دنبال کار و درآمد هستند و می‌خواهند خودشان را به اجتماع ثابت کنند. در این راه با اجتماع خیلی مادی شده و موانع سخت برخورد می‌کنند و به همین خاطر پشت سر هم شکست می‌خورند. اتفاقاتی که برای این سه نفر می‌افتد وضعیت اجتماع ما را نشان می‌دهد و این از زیبایی‌های رمان آفتاب دار است.

کمدی رمان «آفتاب دار» آن را جذاب می‌کند
صادقی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه با خواندن این کتاب به یاد فیلم رضاموتوری استاد کیمیایی افتاده اظهار کرد: به گمانم بشود آفتاب دار را اپیزود دوم رضاموتوری دانست. این اثر با درامی دیالوگ می‌کند که متعلق به پنجاه سال پیش است. مادر رضاموتوری این‌بار در نقش مادر یدی ظاهر شده است. البته شخصیت‌ها در اینجا برخلاف فیلم رضاموتوری که خیلی تاریک و تراژیک هست، به‌شدت خنده‌دار و کمدی هستند. این کمدی در دو سطح جریان دارد، هم در دیالوگ‌ها و هم موقعیت‌ها. بعضی صحنه‌ها بی‌نهایت خنده‌دار است. این بخش کمدی کتاب، آن را بسیار جذاب کرده است. یعنی شما می‌توانید ده دقیقه بخندید.

وی اضافه کرد: در عین‌حال خود شخصیت‌ها هم سعی می‌کنند با وضعیت تراژیک خودشان فاصله‌ای ایجاد کنند. تفاوت اساسی این کتاب با فیلم رضاموتوری این است که وقتی شما آن فیلم را می‌بینید، با شخصیت‌ها احساس همدلی می‌کنید، اما یکی از نقاط قوت این کتاب این است که گویی این آدم‌ها دیگر قرار نیست همدلی شما را برانگیزند. برعکس می‌خواهد نشان دهد که چگونه جامعه از این افراد تلقی مجرمانه دارد. البته این‌ها بنا به دلایلی مجرم هستند و پلیس دنبالشان است، اما از اواسط داستان احساس می‌کنیم این‌ها بالقوه مجرم هستند، حتی اگر پلیسی دنبالشان نباشد.
 
صادقی یادآور شد: این‌ها آدم‌هایی هستند که این جامعه آن‌ها را بالا آورده. انگار آدمی که پول ندارد در این جامعه مجرم است. این سه نفر از فضای فیلم‌های دهه چهل به امروز پرت شده‌اند، درحالی‌که این جامعه دیگر آن جامعه قبلی نیست. بنابراین حتی کبری خانم که مادر یدی است، این‌ها را مسخره می‌کند، بماند اینکه خودشان هم نگاه طنزآمیزی به موقعیت خودشان دارند. این نگاه طنزآمیز، تحقیرآمیز نیست. وضعیتی که این شخصیت‌ها در آن هستند، آن‌ها را ملزم می‌کند که در مرز بین واقعیت و تخیل سیر کنند.

برای نمونه عشق‌هایشان همیشه عشق‌های تخیلی و رؤیایی هستند و آن‌قدر دور از دسترس هستند که این شخصیت‌ها برای رسیدن به آن‌ها تلاش زیادی نمی‌کنند. افسون‌شدگی خیلی شدید را در رفتار این افراد می‌توان دید. گویی اصراری هست که از عشق واقعیتی بسازند که غیرقابل‌دسترس است. در موارد دیگر هم این شخصیت‌ها دورنمایی را برای خودشان متصور می‌شوند که به‌شدت تخیلی است. مانند وقتی‌که در اواخر داستان درباره آینده‌شان صحبت می‌کنند.

به گفته وی، این رفت‌وآمد دائم بین خیال و واقعیت یک ویژگی جامعه‌شناختی است. آدم‌هایی که مجبورند با یک واقعیت سخت سروکله بزنند و درعین‌حال تمام جیزهایی که دوست دارند در خیال خودشان جای دهند. این دوگانگی در این آدم‌ها خیلی خوب به نمایش گذاشته شده است. یک نکته جالب در این آدم‌ها این است که مدام دنبال خوشبختی می‌دوند، ولی تصور روشنی از خوشبختی ندارند. انگار در وضعیتی گیر افتاده‌اند که مدام باید بدوند، ولی معلوم نیست به چه چیزی قرار است برسند. بنابراین وقتی شما این رمان را می‌خوانید با یک فضای اثیری درگیر می‌شوید.

صادقی با بیان اینکه حجم زیاد دیالوگ‌ها و تعدد شخصیت‌ها این اثر را شبیه فیلمنامه کرده است یادآور شد: هرکدام از آدم‌هایی هم که خیلی گذرا به آن‌ها اشاره شده، یک شخصیت هستند. البته شاید بهتر بود تعداد شخصیت‌ها کمتر می‌شد و بیشتر به آن‌ها پرداخته می‌شد. نکته دیگری که این کار را شبیه فیلمنامه کرده است، تصویری بودن خیلی از صحنه‌ها است. به نظر می‌آید اگر فیلمی از روی این داستان ساخته شود، هم طنز خیلی زیاد دیالوگ‌ها آشکارتر خواهد شد و هم تراژیک بودن صحنه‌ها.

فضاهای شهری که این‌ها مدام در آن در رفت‌وآمد هستند، نمایش داده خواهد شد. این فضاها خیلی آشنا هستند و این از نکات برجسته کار است. خیابان‌ها و بزرگراه‌هایی که شما ممکن است هرروز با آن‌ها سر و کار داشته باشید. این تصویرها در مدیوم سینما بهتر دیده خواهد شد. به نظرم یکی از درخشان‌ترین صحنه‌ها که احتیاج است به فیلم تبدیل شود، آنجایی است که رحیم از روی موتور می‌افتد. هم به لحاظ استعاری صحنه جالبی است، هم به لحاظ تصویری و هم کمیک است. انگار رمان به دو بخش قبل و بعدازآن تقسیم می‌شود.

این پژوهشگر علوم سیاسی در پایان سخنانش تاکید کرد: این رمان به‌جای تمرکز بر قرتی‌بازی‌های طبقه متوسط و بالا، مسائل آدم‌هایی را مطرح می‌کند که ازنظر خیلی‌ها تفاله و آشغال هستند. این فوق‌العاده جذاب بود.

خانیکی: «آفتاب‌دار» سیاست گریز نیست و تناقض‌های جامعه ایرانی را نشان می‌دهد/ صادقی: کتاب درباره تفاله‌های جامعه سخن می‌گوید

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست رونمایی و نقد رمان «آفتاب دار» چهارشنبه 24 شهریور با حضور حسین سناپور، هادی خانیکی و فاطمه صادقی در مؤسسه بهاران برگزار شد.

روزنامه‌نگارانی که نویسنده می‌شوند
خانیکی در این نشست با رویکرد ارتباطی این رمان را بررسی کرد و گفت: رمان می‌تواند نقش یک رسانه را داشته باشد. رمان یکی از قالب‌هایی است که تحولات تاریخی و نحوه گفت‌وگو یا عدم امکان گفت‌وگو را در مقاطع مختلف نشان می‌دهد. شهری شدن، روستایی بودن، واقعی شدن و غیرواقعی شدن، ایدئالیستی بودن یا ساختارگرا شدن، همه این‌ها را از طریق رمان می‌توانیم دنبال کنیم. خیلی از افراد سیاسی در زمان قدیم اولین ورودشان به عرصه سیاسی را از طریق رمان‌ها سیاسی عمدتاً ترجمه تجربه کرده‌اند. مقوله رمان به‌مثابه رسانه را باید جدی گرفت.
 
وی ادامه داد: دومین نکته‌ای که درباره رمان هاشمی باید به آن توجه کرد، موضوع روزنامه‌نگارانی است که وارد عرصه رمان‌نویسی می‌شوند. به نظر من مرحوم کیارستمی هم یک سینماگر-ژورنالیست بود و به همین دلیل زاویه دید او تفاوت‌هایی با دیگر سینماگران دارد. در دنیا هم نویسندگان بزرگی مانند مارکز هستند که گزارش‌های ژورنالیستی را تبدیل به رمان می‌کنند و بالعکس از روی رمان‌هایشان می‌شود نتیجه کار روزنامه‌نگارانه گرفت. بدون اینکه در اینجا خواسته باشم نقش مهمی به روزنامه‌نگاران بدهم، می‌خواهم بگویم که این را دست‌کم به‌عنوان یک امکان در نظر بگیرید که اگر روزنامه‌نگاری رمان‌نویس یا سینماگر یا سیاست‌مدار و دانشمند شود، چه تفاوت‌هایی به وجود می‌آید یا اینکه هرکدام از این اقشار امکان روزنامه‌نگار شدن داشته باشند.

این جزو ویژگی‌های روزنامه‌نگاری است که روزنامه‌نگار می‌تواند بهتر ببیند و بشنود و بیان کند. اگرچه نقدی وارد است که ممکن است ژورنالیستی شدن مترادف با سطحی شدن باشد، اما واقعیت این است که کسی که روزنامه‌نگار است ذهنش با مسائلی درگیر می‌شود که کسان دیگر کمتر با آن درگیر می‌شوند. اینکه آقای هاشمی در حجم کم می‌تواند به مسائل زیادی بپردازد، به نظر من دلیل عمده‌اش این است که ایشان هم روزنامه‌نگار است.
 
وی افزود: به گفته ادگار مورن، ما با پدیده ذهن‌های پیچیده مواجه هستیم. به‌خصوص در جامعه‌ای مانند جامعه ما که مدام دستخوش تغییر است، حق مخاطب این است خیلی از مطالبی که منظور نویسنده نبوده، بر متن سوار کند. ممکن است خیلی از برداشت‌هایی که من یا دیگر دوستان دارند، با نظر هاشمی متفاوت باشد. به همین دلیل بعضی از این مسائلی که اشاره خواهم کرد برداشت من است به‌عنوان کسی که حوزه کارش ارتباطات است، اما ارتباط‌گری که خیلی مطیع نیست و به همه‌جا سرک می‌کشد.
 
شخصیت‌های این کتاب دیدنی و دست‌یافتنی هستند
این استاد ارتباطات در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه شخصیت‌های این کتاب خیلی دیدنی و دست‌یافتنی هستند و نمی‌شود گفت که جایی درباره یکی‌شان غلو شده است اظهار کرد: همه شخصیت‌ها را انگار دیده‌ایم، حتی اگر اهل جنوب شهر نباشیم. این رمان به وقایع روز اشاره دارد و کاملاً در موقعیت‌های پارادوکسیکال این وقایع را نشان می‌دهد. از سوی دیگر در نقد اجتماعی نگاه واقع‌بینانه‌ای دارد. مانند اشاره‌ای که به موضوع ورود زنان به ورزشگاه می‌کند. این کتاب اقبال شتاب‌زده جامعه به فناوری‌های جدید را نشان می‌دهد و اشاره به پدیده‌هایی است که در جامعه کمتر به آن پرداخته می‌شود، مانند موضوع پزشکان ساختمان‌ساز.

به گفته خانیکی، این کتاب سیاست‌گریز نیست، اگرچه در سیاست متوقف نمی‌شود. مانند اتفاقاتی که برای یدی مقابل دانشگاه می‌افتد. همچنین نگاهی انتقادی است که به‌نوعی رویکرد خرید کالا از چین اشاره می‌کند و لطمه‌هایی که به اقتصاد ملی می‌خورد نشان می‌دهد. هاشمی در این کتاب توصیف خیلی ساده، درعین‌حال واقعی و بدون پیش‌داوری از روابط اجتماعی در جامعه دارد. مانند روابط دختر و پسرها از پارک گرفته تا کوچه و خیابان و درواقع بین زیر پوست شهر و آنچه در کوچه و خیابان دیده می‌شود رابطه برقرار می‌کند.

وی با بیان اینکه نویسنده در این کتاب تناقض‌های جامعه ما که حتی بین گرایش‌های خیرخواهانه و اجتماعی و منفعت‌طلبی‌های شخصی وجود دارد، به‌خوبی نشان می‌دهد افزود: مولف خیلی وارد پرسش‌های سخت و انتزاعی که حق با کی است و امر اخلاقی چگونه است، نمی‌شود. وضعیت را به‌گونه‌ای به تصویر می‌کشد که گویا بین سرنوشت شکست‌خوردگان و مسئولیت فردی خودشان یک رابطه‌ای برقرار است. از این نظر من این رمان را با فیلم جدایی نادر از سیمین نزدیک می‌بینم. در آنجا هم تا می‌خواهی به کسی دل ببندی که قهرمان است، می‌بینی که قهرمان نیست. در اینجا هم کسی قهرمان نمی‌ماند و ضدقهرمان هم نیست. 

جوهر رمان، جوهر واقع‌بینانه‌ای است
خانیکی گفت: هاشمی در این کتاب نقد اجتماعی به ناکارآمدی نهادهای رسمی و ضعف‌های سیستم بوروکراتیک را نشان می‌دهد. بنابراین جوهر رمان، جوهر واقع‌بینانه‌ای است و یک نقد چندوجهه از اخلاق و روحیات جامعه ایرانی است که در یک سطح هم متوقف نمی‌شود که فرافکنی به دیگران بکند. هم فرافکنی می‌کند و هم فرد را مطرح می‌کند و در جاهایی هم در ابهام می‌گذارد که آیا تکیه بر ثروت گذشته راه خروج از ناامیدی است؟ آیا این ثروت پیدا شده یا نشده؟

این استاد دانشگاه در پایان گفت: از لحاظ زبانی هم باستفاده از دیالوگ‌ همراه متلک، این کار را خیلی به رویکردهای باختینی نزدیک می‌کند چون در زبان رسمی و پندگونه مفاهیم منتقل نمی‌شود. رمان هم از متلک استفاده می‌کند هم از دیالوگ، که الزاماً همه طنز نیست.به‌هرحال کتاب، کار موفقی است، البته فروتنانه و متواضعانه هم هست و من این را به آقای هاشمی تبریک می‌گویم. 

داستان‌هایی که در فضای طبقه متوسط شهری می‌گذرد
سناپور نیز با بیان اینکه داستان‌نویسی ما در پانزده سال اخیر در حال پوست‌اندازی است و تعداد زیادی نویسنده جوان به جمع داستان‌نویسان اضافه شده‌اند، گفت: این افراد فضاها و موضوعات تازه با خودشان می‌آورند و حال و هوای جدیدی به داستان‌نویسی می‌دهند که پیش از آن نداشتیم.

وی ادامه داد: اکنون اسامی زیادی هستند که هرکدام شهرتی دارند و مانند پیش از انقلاب و دهه شصت نیست که تنها چهره‌های معدودی مطرح باشند و این اتفاق مثبتی است. من احمد هاشمی(مولف رمان) را هم داخل همین جریان می‌بینم. کتاب ایشان نکته خاصی دارد. بیشتر داستان‌ها شهری است و متأسفانه مانند قدیم نیست که خاستگاه بیشتر نویسندگان شهرستان‌ها بود. افرادی مانند دولت‌آبادی، گلشیری، احمد محمود و بسیاری از نویسنده‌های ما از شهرهای کوچک و حتی روستاها می‌آمدند. این افراد در دهه‌های چهل و پنجاه صداهای متفاوتی را وارد فضاهای داستان‌نویسی ما کردند. در سال‌های اخیر شهرنشینی در کشور ما خیلی گسترده شده است و داستان‌های ما هم بیشتر در فضای طبقه متوسط شهری می‌گذرد. درنتیجه فضاها و موضوعات نزدیک به هم شده است.
 
در رمان «آفتاب دار» طبقات پایین جامعه حرف می‌زند
وی با اشاره به  اینکه رمان «آفتاب دار» درباره طبقه متوسط نیست افزود: این رمان بیشتر از طبقات پایین جامعه حرف می‌زند. در دهه چهل و پنجاه در ادبیات و سینما صحبت از طبقات فرودست جامعه رایج بود. با همه نکات مثبتی که داستان‌نویسی شهری ما در ده‌ و پانزده سال اخیر داشته است، درباره طبقات پایین‌شهر تهران کمتر نوشته شده است. این برای رمان هاشمی یک حسن است که درباره آدم‌هایی حرف می‌زنند که کم‌وبیش در حال فراموش شدن هستند یا دست‌کم در ادبیات بروز و ظهور ندارند.

به گفته سناپور، رمان «آفتاب دار» به‌جای اینکه تک شخصیتی باشد، سه شخصیت اصلی دارد. درست است یکی‌شان کمی برجسته‌تر است، اما به‌هرحال سه آدم هستند که مجموعاً یک‌جور رفتار می‌کنند. در خیلی از کارها این موضوع را دیده‌ایم. در کارهای پلیسی مانند مأموریت غیرممکن که یک گروه هستند که یک هدف را دنبال می‌کنند یا در کارهای کمدی مانند سه کله‌پوک و برادران مارکس. یک گروه هستند که انگار به یک شخصیت تبدیل می‌شوند و این شخصیت در مقابل یک جامعه قرار می‌گیرد. سه شخصیت اصلی رمان هاشمی هم به یک شخصیت تبدیل می‌شوند. این‌ها به دنبال کار و درآمد هستند و می‌خواهند خودشان را به اجتماع ثابت کنند. در این راه با اجتماع خیلی مادی شده و موانع سخت برخورد می‌کنند و به همین خاطر پشت سر هم شکست می‌خورند. اتفاقاتی که برای این سه نفر می‌افتد وضعیت اجتماع ما را نشان می‌دهد و این از زیبایی‌های رمان آفتاب دار است.

کمدی رمان «آفتاب دار» آن را جذاب می‌کند
صادقی نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه با خواندن این کتاب به یاد فیلم رضاموتوری استاد کیمیایی افتاده اظهار کرد: به گمانم بشود آفتاب دار را اپیزود دوم رضاموتوری دانست. این اثر با درامی دیالوگ می‌کند که متعلق به پنجاه سال پیش است. مادر رضاموتوری این‌بار در نقش مادر یدی ظاهر شده است. البته شخصیت‌ها در اینجا برخلاف فیلم رضاموتوری که خیلی تاریک و تراژیک هست، به‌شدت خنده‌دار و کمدی هستند. این کمدی در دو سطح جریان دارد، هم در دیالوگ‌ها و هم موقعیت‌ها. بعضی صحنه‌ها بی‌نهایت خنده‌دار است. این بخش کمدی کتاب، آن را بسیار جذاب کرده است. یعنی شما می‌توانید ده دقیقه بخندید.

وی اضافه کرد: در عین‌حال خود شخصیت‌ها هم سعی می‌کنند با وضعیت تراژیک خودشان فاصله‌ای ایجاد کنند. تفاوت اساسی این کتاب با فیلم رضاموتوری این است که وقتی شما آن فیلم را می‌بینید، با شخصیت‌ها احساس همدلی می‌کنید، اما یکی از نقاط قوت این کتاب این است که گویی این آدم‌ها دیگر قرار نیست همدلی شما را برانگیزند. برعکس می‌خواهد نشان دهد که چگونه جامعه از این افراد تلقی مجرمانه دارد. البته این‌ها بنا به دلایلی مجرم هستند و پلیس دنبالشان است، اما از اواسط داستان احساس می‌کنیم این‌ها بالقوه مجرم هستند، حتی اگر پلیسی دنبالشان نباشد.
 
صادقی یادآور شد: این‌ها آدم‌هایی هستند که این جامعه آن‌ها را بالا آورده. انگار آدمی که پول ندارد در این جامعه مجرم است. این سه نفر از فضای فیلم‌های دهه چهل به امروز پرت شده‌اند، درحالی‌که این جامعه دیگر آن جامعه قبلی نیست. بنابراین حتی کبری خانم که مادر یدی است، این‌ها را مسخره می‌کند، بماند اینکه خودشان هم نگاه طنزآمیزی به موقعیت خودشان دارند. این نگاه طنزآمیز، تحقیرآمیز نیست. وضعیتی که این شخصیت‌ها در آن هستند، آن‌ها را ملزم می‌کند که در مرز بین واقعیت و تخیل سیر کنند.

برای نمونه عشق‌هایشان همیشه عشق‌های تخیلی و رؤیایی هستند و آن‌قدر دور از دسترس هستند که این شخصیت‌ها برای رسیدن به آن‌ها تلاش زیادی نمی‌کنند. افسون‌شدگی خیلی شدید را در رفتار این افراد می‌توان دید. گویی اصراری هست که از عشق واقعیتی بسازند که غیرقابل‌دسترس است. در موارد دیگر هم این شخصیت‌ها دورنمایی را برای خودشان متصور می‌شوند که به‌شدت تخیلی است. مانند وقتی‌که در اواخر داستان درباره آینده‌شان صحبت می‌کنند.

به گفته وی، این رفت‌وآمد دائم بین خیال و واقعیت یک ویژگی جامعه‌شناختی است. آدم‌هایی که مجبورند با یک واقعیت سخت سروکله بزنند و درعین‌حال تمام جیزهایی که دوست دارند در خیال خودشان جای دهند. این دوگانگی در این آدم‌ها خیلی خوب به نمایش گذاشته شده است. یک نکته جالب در این آدم‌ها این است که مدام دنبال خوشبختی می‌دوند، ولی تصور روشنی از خوشبختی ندارند. انگار در وضعیتی گیر افتاده‌اند که مدام باید بدوند، ولی معلوم نیست به چه چیزی قرار است برسند. بنابراین وقتی شما این رمان را می‌خوانید با یک فضای اثیری درگیر می‌شوید.

صادقی با بیان اینکه حجم زیاد دیالوگ‌ها و تعدد شخصیت‌ها این اثر را شبیه فیلمنامه کرده است یادآور شد: هرکدام از آدم‌هایی هم که خیلی گذرا به آن‌ها اشاره شده، یک شخصیت هستند. البته شاید بهتر بود تعداد شخصیت‌ها کمتر می‌شد و بیشتر به آن‌ها پرداخته می‌شد. نکته دیگری که این کار را شبیه فیلمنامه کرده است، تصویری بودن خیلی از صحنه‌ها است. به نظر می‌آید اگر فیلمی از روی این داستان ساخته شود، هم طنز خیلی زیاد دیالوگ‌ها آشکارتر خواهد شد و هم تراژیک بودن صحنه‌ها.

فضاهای شهری که این‌ها مدام در آن در رفت‌وآمد هستند، نمایش داده خواهد شد. این فضاها خیلی آشنا هستند و این از نکات برجسته کار است. خیابان‌ها و بزرگراه‌هایی که شما ممکن است هرروز با آن‌ها سر و کار داشته باشید. این تصویرها در مدیوم سینما بهتر دیده خواهد شد. به نظرم یکی از درخشان‌ترین صحنه‌ها که احتیاج است به فیلم تبدیل شود، آنجایی است که رحیم از روی موتور می‌افتد. هم به لحاظ استعاری صحنه جالبی است، هم به لحاظ تصویری و هم کمیک است. انگار رمان به دو بخش قبل و بعدازآن تقسیم می‌شود.

این پژوهشگر علوم سیاسی در پایان سخنانش تاکید کرد: این رمان به‌جای تمرکز بر قرتی‌بازی‌های طبقه متوسط و بالا، مسائل آدم‌هایی را مطرح می‌کند که ازنظر خیلی‌ها تفاله و آشغال هستند. این فوق‌العاده جذاب بود.

خانیکی: «آفتاب‌دار» سیاست گریز نیست و تناقض‌های جامعه ایرانی را نشان می‌دهد/ صادقی: کتاب درباره تفاله‌های جامعه سخن می‌گوید

آلرژی و تغذیه

مسئله‌شناسی سیاستگذاری ملی کتابخانه عمومی بررسی می‌شود

Published by:

مسئله‌شناسی سیاستگذاری ملی کتابخانه عمومی بررسی می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، دومین برنامه طرح کتابخانه ایرانی با موضوع «مسئله‌شناسی سیاست‌گذاری ملی کتابخانه عمومی» پنجشنبه 25 شهریورساعت 11 صبح به همت دفتر برنامه‌ریزی نهاد و اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌شرقی، با حضور دکتر مجید وحید، رئیس مرکز مطالعات سیاست‌گذاری عمومی و عضو هیأت علمی گروه علوم‌سیاسی دانشگاه تهران و جمعی از علاقه‌مندان در تالار نخجوان کتابخانه مرکزی تبریز برگزار می‌شود.

بحث و بررسی درباره مسأله‌شناسی سیاست‌گذاری ملی کتابخانه‌های عمومی، الزامات ملی و محلی سیاست‌گذاری در این حوزه و نسبت دولت ایرانی با کتابخانه‌های عمومی از جمله محورهای این نشست خواهند بود.

دومین برنامه طرح کتابخانه ایرانی با همکاری شهرداری تبریز، استانداری، سازمان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی و گردشگری، صدا و سیما، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیریت منطقه شمال‌غرب سازمان اسناد و کتابخانه ملی و انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی شاخه آذربایجان‌شرقی در قالب طرح «کتابخانه ایرانی: سیاست‌گذاری ملی کتابخانه عمومی» برگزار می‌شود.

نخستین نشست برنامه طرح کتابخانه ایرانی با عنوان «بازخوانی خدمت کتابخانه عمومی در پیوند با سیاست‌های ملی فرهنگی» با هدف بررسی حوزه فرهنگی کشور فرانسه و باز تعریف نقش کتابخانه عمومی در ساختار اجتماعی و سیاست‌گذاری ملی بیست و هشتم تیرماه در کتابخانه مرکزی تهران (پارک شهر) برگزار شد.

مسئله‌شناسی سیاستگذاری ملی کتابخانه عمومی بررسی می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، دومین برنامه طرح کتابخانه ایرانی با موضوع «مسئله‌شناسی سیاست‌گذاری ملی کتابخانه عمومی» پنجشنبه 25 شهریورساعت 11 صبح به همت دفتر برنامه‌ریزی نهاد و اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌شرقی، با حضور دکتر مجید وحید، رئیس مرکز مطالعات سیاست‌گذاری عمومی و عضو هیأت علمی گروه علوم‌سیاسی دانشگاه تهران و جمعی از علاقه‌مندان در تالار نخجوان کتابخانه مرکزی تبریز برگزار می‌شود.

بحث و بررسی درباره مسأله‌شناسی سیاست‌گذاری ملی کتابخانه‌های عمومی، الزامات ملی و محلی سیاست‌گذاری در این حوزه و نسبت دولت ایرانی با کتابخانه‌های عمومی از جمله محورهای این نشست خواهند بود.

دومین برنامه طرح کتابخانه ایرانی با همکاری شهرداری تبریز، استانداری، سازمان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی و گردشگری، صدا و سیما، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیریت منطقه شمال‌غرب سازمان اسناد و کتابخانه ملی و انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی شاخه آذربایجان‌شرقی در قالب طرح «کتابخانه ایرانی: سیاست‌گذاری ملی کتابخانه عمومی» برگزار می‌شود.

نخستین نشست برنامه طرح کتابخانه ایرانی با عنوان «بازخوانی خدمت کتابخانه عمومی در پیوند با سیاست‌های ملی فرهنگی» با هدف بررسی حوزه فرهنگی کشور فرانسه و باز تعریف نقش کتابخانه عمومی در ساختار اجتماعی و سیاست‌گذاری ملی بیست و هشتم تیرماه در کتابخانه مرکزی تهران (پارک شهر) برگزار شد.

مسئله‌شناسی سیاستگذاری ملی کتابخانه عمومی بررسی می‌شود

خبرگذاری خوزستان

سیاستمداری که شیفته کتاب و کتابخوانی بود/ خطراتی که موجب نگارش خاطرات یکی از رجال ناصری ایران شد

Published by:

سیاستمداری که شیفته کتاب و کتابخوانی بود/ خطراتی که موجب نگارش خاطرات یکی از رجال ناصری ایران شد

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- خانواده هدایت که اصالتا از مردم چهارده کلاته دامغان هستند و نسب خود را به کمال خجندی شاعر عروف قرن هشتم می‌رسانند در دوران قاجار و پهلوی و در حدود هفتاد سال از مهمترین خانواده‌های سیاسی ایران شمرده می‌شدند. حضور در کابینه‌های مختلف قبل و بعد از مشروطیت، ریاست مجلس شورای ملی و نخست وزیری از مهمترین عرصه‌های حضور هدایت‌ها بوده است.

نخستین چهره شاخص و جد اعلای این خانواده در دوره قاجار رضاقلی خان هدایت ملقب به لله باشی بود. وی چندین کتاب تاریخی و ادبی همچون متمم «روضه الصفای ناصری»، «سفارت‌نامه خوارزم» و «مجمع‌الفصحاء و ریاض العارفین» را به رشته نگارش درآورده است. در مجموع خانواده هدایت در عالم سیاست و اجتماع و فرهنگ چهره‌های شاخصی را به جامعه ایران معرفی کردند. به غیر از مخبرالدوله، نیرالملوک، صنیع الدوله و مخبرالسلطنه که در عالم سیاست و اجتماع درخشیدند عده‌ای دیگر از اعضای این خانواده همچون صادق هدایت، محمود هدایت آثار مهمی در عرصه علم و ادبیات خلق کردند.

از هر گلستانی گلی چیدم و از خار نرمیدم
مخبرالسلطنه شیفته نگارش و مطالعه کتاب بود و از هر فرصتی برای تالیف و کتابخوانی بهره می‌برد. او خود درباره عشق و علاقه به کتاب و کتاب خواندن چنین می‌نویسد: «این بنده به خواندن و نوشتن طبعا راغب‌تر بودم و در اکثر ابواب سر فرو بردم و دست خالی بیرون آمدم و باز پافشردم، از هر گلستانی گلی چیدم و از خار نرمیدم.» یا در جای دیگری می‌گوید: «از بدو شباب این بنده را با مطالعه کتاب از هر قبیل و هرباب، انس و الفتی بود تا فراغت باز داشتم و فرصت و مجال از هر خرمنی خوشه و از هر انجمنی توشه‌ای یافتم. بالجمله تصنع اوراق و تتبع کتب بیشتر دست می‌داد.»

هدایت مهمترین عاملی را که منجر به نگارش آثار فراوانی توسط وی شد را این مساله می‌دانست که : «روزی پیرمردی از اهل رستم آباد به مدرس من آمد. مکتوبی به خط لایقراء داد که بخوانم. نتوانستم و گفت: نان مخبرالدوله را حرام کرده‌ای. از آن روز مصمم شدم که هیچ فرصت را از دست ندهم. گردش و تفنن من اشتغال به ادبیات شد.»

آثار مخبرالسلطنه اطلاعات مهمی را درباره تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد و علاوه بر آن، اطلاعات گردآمده در آثار وی درباره تاریخ محلی به‌ویژه ایالات آدربایجان و فارس نیز درخور توجه است. از سوی دیگر با نوجه به اینکه خاندان هدایت جزو طبقه دیوانی – اشرافی قاجار بودند، طبیعتا روایاتی که مخبرالسلطنه از اجداد خویش شنیده بود همراه پاره‌ای از اسناد به جا مانده در دست وی، به نوعی بر قوت آثار او می‌افزود.

فردی ضد بیگانه و مخالف استبداد در «خاطرات و خطرات»

شاید به جرات بتوان گفت که مهمترین و کامل‌ترین اثر هدایت «خاطرات و خطرات» است که دربردارنده بخش زیادی از نظرات و آراء اوست. این کتاب به صورت نثر و در سال‌های پایانی عمر هدایت، یعنی 1329 ه.ش نوشته شده است و از این‌رو حائز اهمیت است که آخرین دیدگاه‌های هدایت درباره مسائل گوناگون را به تصویر می‌کشد و تا حدود زیادی دیگر آثار وی را تحت الشعاع قرار داده است.

طولانی‌ترین دوران نخست وزیری در دوره رضاشاه را مهدی قلی‌خان مخبرالسلطنه هدایت داشته است. وی که به مدت 6 سال از  1306 تا 1312 عهده‌دار این منصب بوده خاطرات خود را از دوران سلطنت هفت پادشاه قاجار و پهلوی تحت عنوان «خاطرات و خطرات» به رشته تحریر درآورده است. او در این کتاب خود را فردی ضد بیگانه و مخالف استبداد و برخی اصلاحات رضاشاهی نشان می‌دهد در حالیکه کارنامه سیاسی او چیز دیگری می‌گوید.

در تاریخ تعصب نباید داشت و حقایق را باید نگاشت

مخبرالسلطنه در این کتاب تلاش می‌کند تا خود را مخالف برخی از برنامه‌ها و اقدامات رضاشاه و به قول خودش ماشین امضا بودن نشان دهد. اما نباید فراموش کرد که این خاطرات در روزگاری نوشته شده که نه از رضاشاه به‌عنوان یک دیکتاتور بزرگ خبری بود و نه فرزند او محمدرضا شاه گوشه چشمی به این پیرمرد داشت.
 
هدایت درباره این اثر خود که بیشتر جنبه تاریخی – سیاسی دارد، چنین می‌نویسد: «غالب نصیحت کرده‌اند که در تاریخ تعصب نباید داشت و حقایق را باید نگاشت. نباید مذهب سیاسی را فدای حق‌شناسی کرد و گفته‌اند زیان سرخ، سر سبز را می‌دهد برباد. از من گذشته است. عن‌قریب سر و زبانی باقی نخواهد بود. اگر راست بنویسم گروهی بدشان می‌آید و اگر دروغ بنویسم خودم بدم می‌آید. چه کنم؟ زشت و زیبا، دروغ و راست بسیار نوشته‌اند و همه خوانده می‌شود. ممیز صحیح و سقیم کیست؟ اوراقی بی حساب به چاپ رسیده است. از روی بی‌اطلاعی یا غرض، حق و باطل به هم بافته‌اند و افکار را آشفته‌اند. دروغ و تهمت بسیار گفته‌اند. به هفت رنگ درآمده‌اند، غالب بی‌رنگ یا نیرنگ، حرارت‌ها کرده‌اند همه برودت. من آنچه صحیح دانسته‌‌ام می‌نویسم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال و انشاءالله از خط اعتدال تجاوز نخواهم کرد.»

این اثر هدایت چنانکه از نام آن پیداست دربردارنده خطراتی است که در طول دوران حیات مخبرالسلطنه برای وی به وجود آمده است و او آن‌ها را به صورت خاطرات به ثبت رسانیده است که دربردارنده سیر کلی  از تاریخ معاصر ایران نیز هست. مخبرالسلطنه وقایع و حوادث دوران هفت پادشاه – از دوران پادشاهی ناصرالدین شاه تا بخشی از دوران محمدرضا شاه پهلوی- که خود مشاهده کرده را به رشته تحریر درآورده است.

ازجمله نقاط قوتی که برای این کتاب برشمرده‌اند این است که هدایت در نگارش این کتاب، تنها به حافظه تاریخی خود در کهنسالی بسنده نکرده بلکه از یادداشت‌هایی که در دوران نوجوانی نیز گردآورده، بهره برده است. از دیگر نقاط قوت آن می‌توان به وجود اسناد اسناد، آمار وارقام اقتصادی، ارائه اطلاعات جغرافیایی فراوان درباره ایران و راه‌های مواصلاتی و ذکر منابع و حتی روایات شفاهی موجود در کتاب اشاره کرد.

«کار و بیکاری» تحفه نخست وزیر

یکی دیگر از آثار برجسته مخبرالسلطنه که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، اثر منظوم وی یعنی «تحفه مخبری» یا «کار بیکاری» است. با توجه به آنچه در این اثر آمده، آغاز نگارش آن از زمانی شروع می‌شود که وی از والی‌گری فارس در بحبوحه جنگ جهانی اول عزل شده است. او ظاهرا عنوان اصلی کتاب را که همان «کار و بیکاری» است نیز از همین جا، یعنی عزل از والیگری فارس و بیکاری خود الهام گرفته است.

کار بیکاری است تحفه مخبری       خواهمت توفیق که از آن برخوری
چون به بیکاری بشد انجام آن        کار بیکاری نهادم نام آن

این کتاب که دربردارنده ناب‌ترین اندیشه‌های هدایت است، طیف وسیعی را از لحاظ محتوا و مضمون به خود اختصاص داده دربردارنده تاریخ ایران از ادوار باستانی تا سقوط پهلوی اول به صورت بسیار مختصر است. او در این اثر دست به طرح مباحث اخلاقی به صورت تمثیلی نیز زده است. هدایت در این کتاب همچنین مباحث سیاسی، مذهبی، فلسفی، جامعه‌شناسی و حتی روانشناسی را از یاد نبرده است.

گزارش مخبرالسلطنه از تاریخ ایران

یکی از عظیم‌ترین آثار مخبرالسلطنه «گزارش ایران» است که بیشتر دارای مضمون و محتوای تاریخی است. این اثر از چهار جلد تشکیل شده که دربردارنده تاریخ ایران از دوران پیش از اسلام تا کودتای 3 اسفند 1299 است. برخلاف دسته‌بندی چهارجلدی که امروزه از این اثر هدایت صورت گرفته، خود هدایت طرح آن را تنها در سه بخش دانسته و بیان می‌کند: «آن را بر سه بخش نهادم، بخشی قبل از اسلام، بخشی از ظهور اسلام تا آخر تیموریان، بخشی شامل دوره صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه.»

خواب عجیبی که موجب نگارش یک کتاب شد

این اثر مخبرالسلطنه تا حدود زیادی با سایر آثار وی متفاوت است. عاملی که موجب شد هدایت دست به آغاز نگارش این کتاب بزند نیز جالب توجه است. او زمانی تصمیم به نگارش این کتاب گرفت که طی خوابی عجیب به او الهام شد که باید به چیزی دعوت کند. ظاهرا هدایت پس از آنکه دختر کوچک خود را از دست می‌دهد، به شدت در غم و اندوه فرو می‌رود و این مساله تاثیر بسیار بدی بر وی گذاشته بود و حتی منجر به آن شد که هدایت را منزوی و وادار به ریاضت کند.

او می‌نویسد: «پس از فوت او و یک چله و نیم ریاضت، خوابی دیدم و از اثر آن ریاضت دانستم… خواب دیدم در اطاق خود نشسته‌ام. خطابی به من رسید که دعوت کن، متحمل نشدم. بار دیگر همان خطاب را شنیدم. متامل شدم. گفتم: به ختم نبوت معتقدم چه دعوت کنم. کرت سوم کتابی ساخته و پرداخته پیش من گذارده شد که به این کتاب دعوت باید کرد و خالی از عتابی نبود. جای انکار نماند… کتاب افکار امم را که نوشتم، به خاطرم آمد که شاید این کتاب باشد.»

این اثر هدایت با آفرینش حضرت آدم آغاز شده و درباره پیدایش جهان هستی و مراحل مختلف شکل‌گیری آن از لحاظ زمین شناسی مطالبی را عرضه کرده است. سپس به مسائلی نظیر انسان و آفرینش آن پرداخته است.

ترجمه جغرافیای بزرگ فونسن در سلطنت مظفرالدین شاه

«تحفه الآفاق» نیز اثری جغرافیایی است که باید آن را کاری تالیفی – ترجمه‌ای خواند. در سال 1314 ه.ق پدر مهدی قلی خان نسخه‌ای از کار فونسن را به او داد که به دستور مظفرالدین شاه قاجار باید ترجمه می‌کرد. بخش‌هایی از این اثر که از نظر مخبرالسلطنه مفیدتر بود، ابتدا ترجمه و در اختیار شاه قاجار و دیگران قرار گرفت اما مخبرالسلطنه ظاهرا کار ترجمه تنها را در شان و منزلت خود نمی‌دید از این‌رو درصدد برآمد تا مطالبی را نیز به آن بیفزاید.

او خود در این باره می‌نویسد: «در اول سلطنت مظفرالدین شاه جغرافیای بزرگ فونسن را اعلی‌حضرت برای ترجمه به پدرم داد. به من رجوع فرمودند. قسمت اروپا را که مشتمل بر مطالب مفیده بود با شوقی وافر ترجمه کردم و تقدیم شد. خواستم آن را به طبع برسانم. به ترجمه قناعت نکردم. تاریخ و حکایاتی از هرقبیل بر آن افزودم. خواستم مصور باشد. اسباب فراهم نبود. لوازم کار از فرنگ آوردم و خود مشغول امتحانات شدم. یک صفحه مرا هشت ماه معطل کرد. خسته نشدم تا راه عمل را به دست آوردم. نیمی از آن کتاب قبل از مسافرت به شیراز به طبع رسید و بقیه به واسطه عوایق چندی به عهده تاخیر افتاد تا در سنه 1317 انجام پذیرفت.»

هدایت آثاری نیز در زمینه مسائل آموزشی نوشت که از آن میان می‌توان به «دستور تعلیم الفبا برای تذکار خاطر آموزگاران»، «فواید الترجمان» و «میزان الصرف» اشاره کرد. «سفرنامه مکه»، «تحفه الافلاک» و «مجمع الادوار» از دیگر آثار اوست.

وی سرانجام 22 شهریور 1334 ه.ش در 94 سالگی در قریه دروس تهران که خود از مالکین آن بود درگذشت و در مسجدی که خود ساخته بود به خاک سپرده شد.

سیاستمداری که شیفته کتاب و کتابخوانی بود/ خطراتی که موجب نگارش خاطرات یکی از رجال ناصری ایران شد

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- خانواده هدایت که اصالتا از مردم چهارده کلاته دامغان هستند و نسب خود را به کمال خجندی شاعر عروف قرن هشتم می‌رسانند در دوران قاجار و پهلوی و در حدود هفتاد سال از مهمترین خانواده‌های سیاسی ایران شمرده می‌شدند. حضور در کابینه‌های مختلف قبل و بعد از مشروطیت، ریاست مجلس شورای ملی و نخست وزیری از مهمترین عرصه‌های حضور هدایت‌ها بوده است.

نخستین چهره شاخص و جد اعلای این خانواده در دوره قاجار رضاقلی خان هدایت ملقب به لله باشی بود. وی چندین کتاب تاریخی و ادبی همچون متمم «روضه الصفای ناصری»، «سفارت‌نامه خوارزم» و «مجمع‌الفصحاء و ریاض العارفین» را به رشته نگارش درآورده است. در مجموع خانواده هدایت در عالم سیاست و اجتماع و فرهنگ چهره‌های شاخصی را به جامعه ایران معرفی کردند. به غیر از مخبرالدوله، نیرالملوک، صنیع الدوله و مخبرالسلطنه که در عالم سیاست و اجتماع درخشیدند عده‌ای دیگر از اعضای این خانواده همچون صادق هدایت، محمود هدایت آثار مهمی در عرصه علم و ادبیات خلق کردند.

از هر گلستانی گلی چیدم و از خار نرمیدم
مخبرالسلطنه شیفته نگارش و مطالعه کتاب بود و از هر فرصتی برای تالیف و کتابخوانی بهره می‌برد. او خود درباره عشق و علاقه به کتاب و کتاب خواندن چنین می‌نویسد: «این بنده به خواندن و نوشتن طبعا راغب‌تر بودم و در اکثر ابواب سر فرو بردم و دست خالی بیرون آمدم و باز پافشردم، از هر گلستانی گلی چیدم و از خار نرمیدم.» یا در جای دیگری می‌گوید: «از بدو شباب این بنده را با مطالعه کتاب از هر قبیل و هرباب، انس و الفتی بود تا فراغت باز داشتم و فرصت و مجال از هر خرمنی خوشه و از هر انجمنی توشه‌ای یافتم. بالجمله تصنع اوراق و تتبع کتب بیشتر دست می‌داد.»

هدایت مهمترین عاملی را که منجر به نگارش آثار فراوانی توسط وی شد را این مساله می‌دانست که : «روزی پیرمردی از اهل رستم آباد به مدرس من آمد. مکتوبی به خط لایقراء داد که بخوانم. نتوانستم و گفت: نان مخبرالدوله را حرام کرده‌ای. از آن روز مصمم شدم که هیچ فرصت را از دست ندهم. گردش و تفنن من اشتغال به ادبیات شد.»

آثار مخبرالسلطنه اطلاعات مهمی را درباره تاریخ معاصر ایران ارائه می‌دهد و علاوه بر آن، اطلاعات گردآمده در آثار وی درباره تاریخ محلی به‌ویژه ایالات آدربایجان و فارس نیز درخور توجه است. از سوی دیگر با نوجه به اینکه خاندان هدایت جزو طبقه دیوانی – اشرافی قاجار بودند، طبیعتا روایاتی که مخبرالسلطنه از اجداد خویش شنیده بود همراه پاره‌ای از اسناد به جا مانده در دست وی، به نوعی بر قوت آثار او می‌افزود.

فردی ضد بیگانه و مخالف استبداد در «خاطرات و خطرات»

شاید به جرات بتوان گفت که مهمترین و کامل‌ترین اثر هدایت «خاطرات و خطرات» است که دربردارنده بخش زیادی از نظرات و آراء اوست. این کتاب به صورت نثر و در سال‌های پایانی عمر هدایت، یعنی 1329 ه.ش نوشته شده است و از این‌رو حائز اهمیت است که آخرین دیدگاه‌های هدایت درباره مسائل گوناگون را به تصویر می‌کشد و تا حدود زیادی دیگر آثار وی را تحت الشعاع قرار داده است.

طولانی‌ترین دوران نخست وزیری در دوره رضاشاه را مهدی قلی‌خان مخبرالسلطنه هدایت داشته است. وی که به مدت 6 سال از  1306 تا 1312 عهده‌دار این منصب بوده خاطرات خود را از دوران سلطنت هفت پادشاه قاجار و پهلوی تحت عنوان «خاطرات و خطرات» به رشته تحریر درآورده است. او در این کتاب خود را فردی ضد بیگانه و مخالف استبداد و برخی اصلاحات رضاشاهی نشان می‌دهد در حالیکه کارنامه سیاسی او چیز دیگری می‌گوید.

در تاریخ تعصب نباید داشت و حقایق را باید نگاشت

مخبرالسلطنه در این کتاب تلاش می‌کند تا خود را مخالف برخی از برنامه‌ها و اقدامات رضاشاه و به قول خودش ماشین امضا بودن نشان دهد. اما نباید فراموش کرد که این خاطرات در روزگاری نوشته شده که نه از رضاشاه به‌عنوان یک دیکتاتور بزرگ خبری بود و نه فرزند او محمدرضا شاه گوشه چشمی به این پیرمرد داشت.
 
هدایت درباره این اثر خود که بیشتر جنبه تاریخی – سیاسی دارد، چنین می‌نویسد: «غالب نصیحت کرده‌اند که در تاریخ تعصب نباید داشت و حقایق را باید نگاشت. نباید مذهب سیاسی را فدای حق‌شناسی کرد و گفته‌اند زیان سرخ، سر سبز را می‌دهد برباد. از من گذشته است. عن‌قریب سر و زبانی باقی نخواهد بود. اگر راست بنویسم گروهی بدشان می‌آید و اگر دروغ بنویسم خودم بدم می‌آید. چه کنم؟ زشت و زیبا، دروغ و راست بسیار نوشته‌اند و همه خوانده می‌شود. ممیز صحیح و سقیم کیست؟ اوراقی بی حساب به چاپ رسیده است. از روی بی‌اطلاعی یا غرض، حق و باطل به هم بافته‌اند و افکار را آشفته‌اند. دروغ و تهمت بسیار گفته‌اند. به هفت رنگ درآمده‌اند، غالب بی‌رنگ یا نیرنگ، حرارت‌ها کرده‌اند همه برودت. من آنچه صحیح دانسته‌‌ام می‌نویسم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال و انشاءالله از خط اعتدال تجاوز نخواهم کرد.»

این اثر هدایت چنانکه از نام آن پیداست دربردارنده خطراتی است که در طول دوران حیات مخبرالسلطنه برای وی به وجود آمده است و او آن‌ها را به صورت خاطرات به ثبت رسانیده است که دربردارنده سیر کلی  از تاریخ معاصر ایران نیز هست. مخبرالسلطنه وقایع و حوادث دوران هفت پادشاه – از دوران پادشاهی ناصرالدین شاه تا بخشی از دوران محمدرضا شاه پهلوی- که خود مشاهده کرده را به رشته تحریر درآورده است.

ازجمله نقاط قوتی که برای این کتاب برشمرده‌اند این است که هدایت در نگارش این کتاب، تنها به حافظه تاریخی خود در کهنسالی بسنده نکرده بلکه از یادداشت‌هایی که در دوران نوجوانی نیز گردآورده، بهره برده است. از دیگر نقاط قوت آن می‌توان به وجود اسناد اسناد، آمار وارقام اقتصادی، ارائه اطلاعات جغرافیایی فراوان درباره ایران و راه‌های مواصلاتی و ذکر منابع و حتی روایات شفاهی موجود در کتاب اشاره کرد.

«کار و بیکاری» تحفه نخست وزیر

یکی دیگر از آثار برجسته مخبرالسلطنه که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، اثر منظوم وی یعنی «تحفه مخبری» یا «کار بیکاری» است. با توجه به آنچه در این اثر آمده، آغاز نگارش آن از زمانی شروع می‌شود که وی از والی‌گری فارس در بحبوحه جنگ جهانی اول عزل شده است. او ظاهرا عنوان اصلی کتاب را که همان «کار و بیکاری» است نیز از همین جا، یعنی عزل از والیگری فارس و بیکاری خود الهام گرفته است.

کار بیکاری است تحفه مخبری       خواهمت توفیق که از آن برخوری
چون به بیکاری بشد انجام آن        کار بیکاری نهادم نام آن

این کتاب که دربردارنده ناب‌ترین اندیشه‌های هدایت است، طیف وسیعی را از لحاظ محتوا و مضمون به خود اختصاص داده دربردارنده تاریخ ایران از ادوار باستانی تا سقوط پهلوی اول به صورت بسیار مختصر است. او در این اثر دست به طرح مباحث اخلاقی به صورت تمثیلی نیز زده است. هدایت در این کتاب همچنین مباحث سیاسی، مذهبی، فلسفی، جامعه‌شناسی و حتی روانشناسی را از یاد نبرده است.

گزارش مخبرالسلطنه از تاریخ ایران

یکی از عظیم‌ترین آثار مخبرالسلطنه «گزارش ایران» است که بیشتر دارای مضمون و محتوای تاریخی است. این اثر از چهار جلد تشکیل شده که دربردارنده تاریخ ایران از دوران پیش از اسلام تا کودتای 3 اسفند 1299 است. برخلاف دسته‌بندی چهارجلدی که امروزه از این اثر هدایت صورت گرفته، خود هدایت طرح آن را تنها در سه بخش دانسته و بیان می‌کند: «آن را بر سه بخش نهادم، بخشی قبل از اسلام، بخشی از ظهور اسلام تا آخر تیموریان، بخشی شامل دوره صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه.»

خواب عجیبی که موجب نگارش یک کتاب شد

این اثر مخبرالسلطنه تا حدود زیادی با سایر آثار وی متفاوت است. عاملی که موجب شد هدایت دست به آغاز نگارش این کتاب بزند نیز جالب توجه است. او زمانی تصمیم به نگارش این کتاب گرفت که طی خوابی عجیب به او الهام شد که باید به چیزی دعوت کند. ظاهرا هدایت پس از آنکه دختر کوچک خود را از دست می‌دهد، به شدت در غم و اندوه فرو می‌رود و این مساله تاثیر بسیار بدی بر وی گذاشته بود و حتی منجر به آن شد که هدایت را منزوی و وادار به ریاضت کند.

او می‌نویسد: «پس از فوت او و یک چله و نیم ریاضت، خوابی دیدم و از اثر آن ریاضت دانستم… خواب دیدم در اطاق خود نشسته‌ام. خطابی به من رسید که دعوت کن، متحمل نشدم. بار دیگر همان خطاب را شنیدم. متامل شدم. گفتم: به ختم نبوت معتقدم چه دعوت کنم. کرت سوم کتابی ساخته و پرداخته پیش من گذارده شد که به این کتاب دعوت باید کرد و خالی از عتابی نبود. جای انکار نماند… کتاب افکار امم را که نوشتم، به خاطرم آمد که شاید این کتاب باشد.»

این اثر هدایت با آفرینش حضرت آدم آغاز شده و درباره پیدایش جهان هستی و مراحل مختلف شکل‌گیری آن از لحاظ زمین شناسی مطالبی را عرضه کرده است. سپس به مسائلی نظیر انسان و آفرینش آن پرداخته است.

ترجمه جغرافیای بزرگ فونسن در سلطنت مظفرالدین شاه

«تحفه الآفاق» نیز اثری جغرافیایی است که باید آن را کاری تالیفی – ترجمه‌ای خواند. در سال 1314 ه.ق پدر مهدی قلی خان نسخه‌ای از کار فونسن را به او داد که به دستور مظفرالدین شاه قاجار باید ترجمه می‌کرد. بخش‌هایی از این اثر که از نظر مخبرالسلطنه مفیدتر بود، ابتدا ترجمه و در اختیار شاه قاجار و دیگران قرار گرفت اما مخبرالسلطنه ظاهرا کار ترجمه تنها را در شان و منزلت خود نمی‌دید از این‌رو درصدد برآمد تا مطالبی را نیز به آن بیفزاید.

او خود در این باره می‌نویسد: «در اول سلطنت مظفرالدین شاه جغرافیای بزرگ فونسن را اعلی‌حضرت برای ترجمه به پدرم داد. به من رجوع فرمودند. قسمت اروپا را که مشتمل بر مطالب مفیده بود با شوقی وافر ترجمه کردم و تقدیم شد. خواستم آن را به طبع برسانم. به ترجمه قناعت نکردم. تاریخ و حکایاتی از هرقبیل بر آن افزودم. خواستم مصور باشد. اسباب فراهم نبود. لوازم کار از فرنگ آوردم و خود مشغول امتحانات شدم. یک صفحه مرا هشت ماه معطل کرد. خسته نشدم تا راه عمل را به دست آوردم. نیمی از آن کتاب قبل از مسافرت به شیراز به طبع رسید و بقیه به واسطه عوایق چندی به عهده تاخیر افتاد تا در سنه 1317 انجام پذیرفت.»

هدایت آثاری نیز در زمینه مسائل آموزشی نوشت که از آن میان می‌توان به «دستور تعلیم الفبا برای تذکار خاطر آموزگاران»، «فواید الترجمان» و «میزان الصرف» اشاره کرد. «سفرنامه مکه»، «تحفه الافلاک» و «مجمع الادوار» از دیگر آثار اوست.

وی سرانجام 22 شهریور 1334 ه.ش در 94 سالگی در قریه دروس تهران که خود از مالکین آن بود درگذشت و در مسجدی که خود ساخته بود به خاک سپرده شد.

سیاستمداری که شیفته کتاب و کتابخوانی بود/ خطراتی که موجب نگارش خاطرات یکی از رجال ناصری ایران شد

ورزشی

«جمعه سیاه» در خاطرات مبارزان و سیاستمداران/ تنوره‌های آتش و دود در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های میدان ژاله

Published by:

«جمعه سیاه» در خاطرات مبارزان و سیاستمداران/ تنوره‌های آتش و دود در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های میدان ژاله

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جمعه سیاه در تقویم ایرانیان حکایت از 17 شهریور 1357 است که مردم در میدان ژاله جمع شدند تا حکومت نظامی که دولت شریف امامی وضع کرده بود، بر هم بزنند.

برخی از افراد که در این حادثه حضور داشتند یا این رویداد را از نزدیک دیدند روایت خود را مکتوب کردند تا بتوان با مراجعه به این خاطرات برخی نکات را منعکس کرد. با این حال باید گفت پس از 38 سال از این رویداد، هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان آن وجود ندارد و آمار منتشر شده بسیار متفاوت است. با این حال باید منتظر بود تا خاطرات بیشتری از این روز منتشر شود و بر اساس این منابع بتوان به شرح دقیق‌تری از آن دست پیدا کرد.

کتاب «خاطرات مریم بهروزی»، کتاب «عشق و تلاش» خاطرات محمدجواد حجتی‌کرمانی و «روایتی از انقلاب اسلامی ایران» خاطرات حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ عباسعلی‌ عمید زنجانی‌ از منابعی هستند که می‌توان با مطالعه آنها از برخی جزئیات فضای 17 شهریور آگاهی پیدا کرد. به مناسبت سالروز جمعه سیاه به این سه کتاب مراجعه کردیم و برخی از صحنه‌هایی را که راویان خود شاهد آن بودند و یا در همان روز از آن مطلع شدند، گردآوری کردیم تا یاد شهدای آن زنده بماند.

17 شهریور نهضت انقلاب را به اوج نزدیک کرد

مریم بهروزی در خاطرات خود به تعداد کشته شدگان اشاره کرده و نوشته است: «روز 17 شهریور در تهران نبودم و اخبار آن را در منزل دکتر مکری از رادیو شنیدم و گفتم: «خون ما که از این عزیزان رنگین‌تر نیست. اینها می‌گویند 30 ـ 40 نفر در این روز کشته شده‌اند ولی دروغ می‌گویند، حتما عده‌ بیشتری کشته شده‌اند. ما به تهران برمی‌گردیم.» وقتی به تهران وارد شدیم دیدیم چه تهرانی! چه وضعیتی! بوی خون و وحشت می‌آید ولی بوی آزادی هم می‌آید، بوی بیداری هم می‌آید، بوی عشق و عرفان هم می‌آید. همان موقع به نزدیکی خیابان 17 شهریور رفتیم. خیابان را نظامیان مسدود کرده بودند.»
 
بهروزی درباره برخی درگیری‌های این روز با اشاره به نحوه مواجه یکی از زنان مبارز آورده است: «به هر حال پس از ورود به تهران خانم‌های عضو هسته‌های مقاومت به دیدنم آمدند و اخبار آن روز را به اطلاعم رساندند. برطبق روایات آنها خانم فاطمه حسینی از اعضای مقاومت که در میان تظاهرکنندگان بوده توسط مأمورها تحت تعقیب قرار گرفته و ایشان و عده‌ای از همراهان به کوچه‌ای می‌روند تا فرار کنند، اما می‌بینند کوچه بن‌بست است و عده‌ای زن و مرد که به شهادت رسیده‌اند در اطراف زمین افتاده‌اند. وقتی مأموران به کوچه‌ی بن‌بست می‌رسند خانم حسینی اسلحه‌ یکی از آنها را گرفته و چون استفاده از اسلحه را بلد بود جلوی مأموران ایستاده و می‌گوید: «اگر بزنید من هم می‌زنم.» سپس به همراهانش می‌گوید: «همه بروید.» آنها می‌گویند: «بدون تو نمی‌رویم.» ایشان آنها را به نام امام موسی کاظم (ع) قسم می‌دهد و می‌گوید: «جان آقا بروید.» و اینها همگی می‌روند و خانم حسینی نیز اسلحه را زمین گذاشته و خطاب به نظامیان می‌گوید: «ما آدمکش نیستیم. فقط می‌خواستم این بندگان خدا کشته نشوند.» در آنجا خانم حسینی دستگیر می‌شوند و تا روز پیروزی انقلاب که درِ زندان‌ها باز شده و زندانیان آزاد شدند، او نیز آزاد شد. ایشان پس از دستگیری مقاومت زیادی کرده و نگفته بود با ما در ارتباط است. حتی اسلحه‌ای را که از مأموران گرفته بود آنها پیدا نکردند و پس از پیروزی انقلاب این اسلحه و اسلحه‌های دیگر را که پیش ما بود به انقلابیون تحویل دادیم.»

در سطوری از خاطرات بهروزی درباره تاثیر 17 شهریور در ادامه مبارزات انقلابیون می‌خوانیم: «در این ایام جلسات ما بسیار پرشور بود و فعالیت‌هایمان را افزایش داده بودیم به طوری که گذشت شب و روز را متوجه نمی‌شدیم. تنها هدفی که داشتیم این بود که به وظیفه‌ خود عمل کرده و دستورات امام را اجرا کنیم. به همین دلیل تا جایی که توان داشتیم در کلیه‌ی تظاهرات‌ها شرکت می‌کردیم و جز به این مساله به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردیم. بعد از 17 شهریور نهضت اسلامی به طرف رکود و خاموشی نرفت بلکه به اوج خود نزدیک شود به پیروزی انقلاب در بهمن 1357 رسید.»

شنیدن صدای تک تیراندازها از هر نقطه شهر

حجتی‌کرمانی نیز در برخی صفحات کتاب «عشق و تلاش» به بیان جزئیاتی از روز 17 شهریور پرداخته و با اشاره به حضور انبوه مردم در خیابان‌های اطراف میدان ژاله آورده است: «صبح روز جمعه 17 شهریور در منزل برادرم محمدآقا در میدان بروجردی بودم که ساعت 7 صبح از رادیو شنیدم که رژیم حکومت نظامی اعلام کرده و هرگونه اجتماعی را غیرقانونی خوانده است. اما پس از ساعتی، صدای تیر در شهر پیچید… ما با آقای سعادتی نیشابوری که از طلاب جوان قم و از شاگردان مرحوم ربانی املشی بود قرار گذاشته بودیم به کرج برویم و لذا از منزل برادرم به منزل آقای موحدی واقع در جنب مسجد مسلم بن عقیل رفتیم که طبق قرار با ماشین اقای سعادتی به کرج برویم. در بین راه، از خیابانی می‌گذشتیم که منتهی به میدان ژاله می‌شد. اجتماع عظیم مردم را می‌دیدم و صدای تیراندازی را می‌شنیدیم.»
 
وی در رابطه با وضعیت شهر پس از طی روزی خونبار می‌نویسد: «به یاد دارم مردی را که تیر خورده و خون‌آلود بود بر دوش گرفته بودند و با مشت‌های گره کرده شعار می‌دادند. با اقای سعادتی آن روز را در کرج به سر بردیم. شب که به منزل آقای موحدی برگشتیم همسر آقای موحدی در را به روی ما باز کرد و گفت: «نمی دانید که چه روزی بر ما گذشت؟ الان در مسجد مسلم بن عقیل پر از جنازه است و از صبح، مردم را به گلوله می‌بندند.» من به پشت‌بام رفتم و صدای تک تیراندازهایی را از هر نقطه شهر می‌شنیدم و نیز تنوره‌های دود را که اینجا و آنجا سر به آسمان می‌کشید، می‌دیدم. آن شب تا صبح، صدای تک تیراندازها به گوش می‌رسید.»
 
کوچه‌های بن‌بست راه گریزی برای مردم باقی نگذاشت

عمیدزنجانی نیز در خاطراتش صفحاتی را به 17 شهریور اختصاص داده و درباره همبستگی و وحدت مردم آمده است: «بر تعداد جمعیتی‌ که‌ قبلا اطلاع‌ یافته‌ بودند مرتب‌ افزوده‌ می‌شد، در میدان‌ جا نبود و خیابان‌های‌ منتهی‌ به‌ میدان‌، بالاخص‌ خیابان‌ مجاهدین‌ فعلی‌ از انبوه‌ جمعیت‌ متراکم‌ شده‌ بودند. می‌دانید آن‌ زمان‌ مردم‌ هم‌ چندان‌ ترس‌ و واهمه‌ای‌ از نیروهای‌مسلح‌ که‌ وابسته‌ به‌ رژیم‌ مانده‌ بودند، نداشتند. اول‌ اخطارهایی‌ صورت‌ گرفت‌، سپس‌ مردم‌ را به‌ گلوله‌ بستند و مردم‌ ناگزیر متفرِق شدند. در این‌ متفرِق شدن‌ها بود که‌ تعداد زیادی‌ که‌ راه‌ گریز نداشتند به‌ کوچه‌های‌ بن‌بست‌ پناه‌ بردند؛ چون‌ قبلا پیش‌بینی‌ نشده‌بود. البته‌ در اینجا جا دارد که‌ ما نامی‌ از آنهایی‌ ببریم‌ که‌ در خانه‌هایشان‌ را بازکردند و به‌ تناسب‌ ظرفیت‌ خانه‌ها، تعدادی‌ از مجروحین‌ یا افراد در حال‌ فرار را جا دادند. »

وی درباره نحوه برخورد ماموران با مردم و وضعیت وخیم مجروحان می‌گوید: «اطلاعاتی‌ که‌ مرتب‌ به‌ ما می‌رسید نشان‌ می‌داد که‌ اکثر خانه‌های‌ آن‌ حوالی‌ ازجمعیت‌ پر شده‌ بودند، تعدادی‌ از مجروحین‌ به‌ این‌ خانه‌ها منتقل‌ شده‌ بودند و بسیاری‌ روی‌ کف‌ خیابان‌ افتاده‌ و نیاز مبرمی‌ به‌ خون‌ و نجات‌ داشتند. نیروهای‌ مسلح‌ وابسته‌ به‌ رژیم‌ وقتی‌ تمام‌ این‌ صحنه‌ها را پر کردند با باز شدن‌ درخانه‌ها، آنها را به‌ رگبار می‌بستند و لذا هیچ‌کس‌ نمی‌توانست‌ از این‌ خانه‌ها بیرون‌بیاید. بنابراین‌ تعدادی‌ دستگیر شدند، تعدادی‌ زخمی‌ و یا شهید به‌ زمین‌ افتاده‌ بودندو عده‌ای‌ هم‌ که‌ فرار کرده‌ بودند، یا در خانه‌ها مخفی‌ شده‌ بودند و یا احیانا یک‌تعدادی‌ بالاخره‌ از طریق‌ آن‌ کوچه‌هایی‌ که‌ انتها داشت‌ خودشان‌ را نجات‌ داده‌ بودند.من‌ دقیقا در خاطرم‌ هست‌ دوستانی‌ که‌ در خانه‌ها گرفتار شده‌ بودند و مرتب‌ با تلفن‌ با ما صحبت‌ می‌کردند و کمک‌ می‌طلبیدند و می‌گفتند این‌ مجروحین‌ وضعشان‌ وخیم‌هست‌ و احتیاج‌ به‌ خون‌ دارند و باید به‌ جایی‌ منتقل‌ بشوند، ولی‌ هیچ‌ وسیله‌ای‌نیست‌، البته‌ تعدادشان‌ هم‌ کم‌ نبود.»

سطور بالا را که می‌خوانید یکی از نکات مورد توجه راویان تعداد مجروحان و جانباختگان است و کوچه و پس کوچه‌هایی که به محاصره نظامیان درآمده و بی‌پروایی مردم در روبه روشدن با آنهاست. امید است با چاپ خاطرات دیگر حاضران در رویداد 17 شهریور بتوان به آمار دقیقی از شهدای این رویداد دست یافت.

«جمعه سیاه» در خاطرات مبارزان و سیاستمداران/ تنوره‌های آتش و دود در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های میدان ژاله

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، جمعه سیاه در تقویم ایرانیان حکایت از 17 شهریور 1357 است که مردم در میدان ژاله جمع شدند تا حکومت نظامی که دولت شریف امامی وضع کرده بود، بر هم بزنند.

برخی از افراد که در این حادثه حضور داشتند یا این رویداد را از نزدیک دیدند روایت خود را مکتوب کردند تا بتوان با مراجعه به این خاطرات برخی نکات را منعکس کرد. با این حال باید گفت پس از 38 سال از این رویداد، هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان آن وجود ندارد و آمار منتشر شده بسیار متفاوت است. با این حال باید منتظر بود تا خاطرات بیشتری از این روز منتشر شود و بر اساس این منابع بتوان به شرح دقیق‌تری از آن دست پیدا کرد.

کتاب «خاطرات مریم بهروزی»، کتاب «عشق و تلاش» خاطرات محمدجواد حجتی‌کرمانی و «روایتی از انقلاب اسلامی ایران» خاطرات حجت‌الاسلام‌ والمسلمین‌ عباسعلی‌ عمید زنجانی‌ از منابعی هستند که می‌توان با مطالعه آنها از برخی جزئیات فضای 17 شهریور آگاهی پیدا کرد. به مناسبت سالروز جمعه سیاه به این سه کتاب مراجعه کردیم و برخی از صحنه‌هایی را که راویان خود شاهد آن بودند و یا در همان روز از آن مطلع شدند، گردآوری کردیم تا یاد شهدای آن زنده بماند.

17 شهریور نهضت انقلاب را به اوج نزدیک کرد

مریم بهروزی در خاطرات خود به تعداد کشته شدگان اشاره کرده و نوشته است: «روز 17 شهریور در تهران نبودم و اخبار آن را در منزل دکتر مکری از رادیو شنیدم و گفتم: «خون ما که از این عزیزان رنگین‌تر نیست. اینها می‌گویند 30 ـ 40 نفر در این روز کشته شده‌اند ولی دروغ می‌گویند، حتما عده‌ بیشتری کشته شده‌اند. ما به تهران برمی‌گردیم.» وقتی به تهران وارد شدیم دیدیم چه تهرانی! چه وضعیتی! بوی خون و وحشت می‌آید ولی بوی آزادی هم می‌آید، بوی بیداری هم می‌آید، بوی عشق و عرفان هم می‌آید. همان موقع به نزدیکی خیابان 17 شهریور رفتیم. خیابان را نظامیان مسدود کرده بودند.»
 
بهروزی درباره برخی درگیری‌های این روز با اشاره به نحوه مواجه یکی از زنان مبارز آورده است: «به هر حال پس از ورود به تهران خانم‌های عضو هسته‌های مقاومت به دیدنم آمدند و اخبار آن روز را به اطلاعم رساندند. برطبق روایات آنها خانم فاطمه حسینی از اعضای مقاومت که در میان تظاهرکنندگان بوده توسط مأمورها تحت تعقیب قرار گرفته و ایشان و عده‌ای از همراهان به کوچه‌ای می‌روند تا فرار کنند، اما می‌بینند کوچه بن‌بست است و عده‌ای زن و مرد که به شهادت رسیده‌اند در اطراف زمین افتاده‌اند. وقتی مأموران به کوچه‌ی بن‌بست می‌رسند خانم حسینی اسلحه‌ یکی از آنها را گرفته و چون استفاده از اسلحه را بلد بود جلوی مأموران ایستاده و می‌گوید: «اگر بزنید من هم می‌زنم.» سپس به همراهانش می‌گوید: «همه بروید.» آنها می‌گویند: «بدون تو نمی‌رویم.» ایشان آنها را به نام امام موسی کاظم (ع) قسم می‌دهد و می‌گوید: «جان آقا بروید.» و اینها همگی می‌روند و خانم حسینی نیز اسلحه را زمین گذاشته و خطاب به نظامیان می‌گوید: «ما آدمکش نیستیم. فقط می‌خواستم این بندگان خدا کشته نشوند.» در آنجا خانم حسینی دستگیر می‌شوند و تا روز پیروزی انقلاب که درِ زندان‌ها باز شده و زندانیان آزاد شدند، او نیز آزاد شد. ایشان پس از دستگیری مقاومت زیادی کرده و نگفته بود با ما در ارتباط است. حتی اسلحه‌ای را که از مأموران گرفته بود آنها پیدا نکردند و پس از پیروزی انقلاب این اسلحه و اسلحه‌های دیگر را که پیش ما بود به انقلابیون تحویل دادیم.»

در سطوری از خاطرات بهروزی درباره تاثیر 17 شهریور در ادامه مبارزات انقلابیون می‌خوانیم: «در این ایام جلسات ما بسیار پرشور بود و فعالیت‌هایمان را افزایش داده بودیم به طوری که گذشت شب و روز را متوجه نمی‌شدیم. تنها هدفی که داشتیم این بود که به وظیفه‌ خود عمل کرده و دستورات امام را اجرا کنیم. به همین دلیل تا جایی که توان داشتیم در کلیه‌ی تظاهرات‌ها شرکت می‌کردیم و جز به این مساله به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کردیم. بعد از 17 شهریور نهضت اسلامی به طرف رکود و خاموشی نرفت بلکه به اوج خود نزدیک شود به پیروزی انقلاب در بهمن 1357 رسید.»

شنیدن صدای تک تیراندازها از هر نقطه شهر

حجتی‌کرمانی نیز در برخی صفحات کتاب «عشق و تلاش» به بیان جزئیاتی از روز 17 شهریور پرداخته و با اشاره به حضور انبوه مردم در خیابان‌های اطراف میدان ژاله آورده است: «صبح روز جمعه 17 شهریور در منزل برادرم محمدآقا در میدان بروجردی بودم که ساعت 7 صبح از رادیو شنیدم که رژیم حکومت نظامی اعلام کرده و هرگونه اجتماعی را غیرقانونی خوانده است. اما پس از ساعتی، صدای تیر در شهر پیچید… ما با آقای سعادتی نیشابوری که از طلاب جوان قم و از شاگردان مرحوم ربانی املشی بود قرار گذاشته بودیم به کرج برویم و لذا از منزل برادرم به منزل آقای موحدی واقع در جنب مسجد مسلم بن عقیل رفتیم که طبق قرار با ماشین اقای سعادتی به کرج برویم. در بین راه، از خیابانی می‌گذشتیم که منتهی به میدان ژاله می‌شد. اجتماع عظیم مردم را می‌دیدم و صدای تیراندازی را می‌شنیدیم.»
 
وی در رابطه با وضعیت شهر پس از طی روزی خونبار می‌نویسد: «به یاد دارم مردی را که تیر خورده و خون‌آلود بود بر دوش گرفته بودند و با مشت‌های گره کرده شعار می‌دادند. با اقای سعادتی آن روز را در کرج به سر بردیم. شب که به منزل آقای موحدی برگشتیم همسر آقای موحدی در را به روی ما باز کرد و گفت: «نمی دانید که چه روزی بر ما گذشت؟ الان در مسجد مسلم بن عقیل پر از جنازه است و از صبح، مردم را به گلوله می‌بندند.» من به پشت‌بام رفتم و صدای تک تیراندازهایی را از هر نقطه شهر می‌شنیدم و نیز تنوره‌های دود را که اینجا و آنجا سر به آسمان می‌کشید، می‌دیدم. آن شب تا صبح، صدای تک تیراندازها به گوش می‌رسید.»
 
کوچه‌های بن‌بست راه گریزی برای مردم باقی نگذاشت

عمیدزنجانی نیز در خاطراتش صفحاتی را به 17 شهریور اختصاص داده و درباره همبستگی و وحدت مردم آمده است: «بر تعداد جمعیتی‌ که‌ قبلا اطلاع‌ یافته‌ بودند مرتب‌ افزوده‌ می‌شد، در میدان‌ جا نبود و خیابان‌های‌ منتهی‌ به‌ میدان‌، بالاخص‌ خیابان‌ مجاهدین‌ فعلی‌ از انبوه‌ جمعیت‌ متراکم‌ شده‌ بودند. می‌دانید آن‌ زمان‌ مردم‌ هم‌ چندان‌ ترس‌ و واهمه‌ای‌ از نیروهای‌مسلح‌ که‌ وابسته‌ به‌ رژیم‌ مانده‌ بودند، نداشتند. اول‌ اخطارهایی‌ صورت‌ گرفت‌، سپس‌ مردم‌ را به‌ گلوله‌ بستند و مردم‌ ناگزیر متفرِق شدند. در این‌ متفرِق شدن‌ها بود که‌ تعداد زیادی‌ که‌ راه‌ گریز نداشتند به‌ کوچه‌های‌ بن‌بست‌ پناه‌ بردند؛ چون‌ قبلا پیش‌بینی‌ نشده‌بود. البته‌ در اینجا جا دارد که‌ ما نامی‌ از آنهایی‌ ببریم‌ که‌ در خانه‌هایشان‌ را بازکردند و به‌ تناسب‌ ظرفیت‌ خانه‌ها، تعدادی‌ از مجروحین‌ یا افراد در حال‌ فرار را جا دادند. »

وی درباره نحوه برخورد ماموران با مردم و وضعیت وخیم مجروحان می‌گوید: «اطلاعاتی‌ که‌ مرتب‌ به‌ ما می‌رسید نشان‌ می‌داد که‌ اکثر خانه‌های‌ آن‌ حوالی‌ ازجمعیت‌ پر شده‌ بودند، تعدادی‌ از مجروحین‌ به‌ این‌ خانه‌ها منتقل‌ شده‌ بودند و بسیاری‌ روی‌ کف‌ خیابان‌ افتاده‌ و نیاز مبرمی‌ به‌ خون‌ و نجات‌ داشتند. نیروهای‌ مسلح‌ وابسته‌ به‌ رژیم‌ وقتی‌ تمام‌ این‌ صحنه‌ها را پر کردند با باز شدن‌ درخانه‌ها، آنها را به‌ رگبار می‌بستند و لذا هیچ‌کس‌ نمی‌توانست‌ از این‌ خانه‌ها بیرون‌بیاید. بنابراین‌ تعدادی‌ دستگیر شدند، تعدادی‌ زخمی‌ و یا شهید به‌ زمین‌ افتاده‌ بودندو عده‌ای‌ هم‌ که‌ فرار کرده‌ بودند، یا در خانه‌ها مخفی‌ شده‌ بودند و یا احیانا یک‌تعدادی‌ بالاخره‌ از طریق‌ آن‌ کوچه‌هایی‌ که‌ انتها داشت‌ خودشان‌ را نجات‌ داده‌ بودند.من‌ دقیقا در خاطرم‌ هست‌ دوستانی‌ که‌ در خانه‌ها گرفتار شده‌ بودند و مرتب‌ با تلفن‌ با ما صحبت‌ می‌کردند و کمک‌ می‌طلبیدند و می‌گفتند این‌ مجروحین‌ وضعشان‌ وخیم‌هست‌ و احتیاج‌ به‌ خون‌ دارند و باید به‌ جایی‌ منتقل‌ بشوند، ولی‌ هیچ‌ وسیله‌ای‌نیست‌، البته‌ تعدادشان‌ هم‌ کم‌ نبود.»

سطور بالا را که می‌خوانید یکی از نکات مورد توجه راویان تعداد مجروحان و جانباختگان است و کوچه و پس کوچه‌هایی که به محاصره نظامیان درآمده و بی‌پروایی مردم در روبه روشدن با آنهاست. امید است با چاپ خاطرات دیگر حاضران در رویداد 17 شهریور بتوان به آمار دقیقی از شهدای این رویداد دست یافت.

«جمعه سیاه» در خاطرات مبارزان و سیاستمداران/ تنوره‌های آتش و دود در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های میدان ژاله

آهنگ جدید

مهاجر: سال 1429 شمسی 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده‌اند/ کتابی که از ارتباط میان جمعیت و سیاست سخن می‌گوید

Published by:

مهاجر: سال 1429 شمسی 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده‌اند/ کتابی که از ارتباط میان جمعیت و سیاست سخن می‌گوید

داریوش مهاجر، مولف کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی» به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: جمعیت ستون هر جامعه‏‌ای است و ارکان و بخش‌های مختلف جامعه چون اقتصاد، فرهنگ و سیاست از جمعیت (کمیت و کیفیت آن) تاثیر می‏‌پذیرند و جمعیت نیز از آنها اثرپذیر است اما ارتباط میان جمعیت و سیاست علمی میان رشته‏‌ای را تشکیل می‏‌دهد که در آن جمعیت‌شناسی، اقتصاد، جامعه‌شناسی و علم سیاست ایفاگر نقش‌ هستند و به این علم جمعیت‌شناسی‌ سیاسی گفته می‏‌شود.

وی به فصل‌های مختلف کتاب اشاره کرد و افزود: کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی» شامل 14 بخش است و عناوینی مانند «جمعیت‌شناسی سیاسی»، «جمعیت و اقتصاد در ایران»، «جمعیت و برخی شاخص‌های اجتماعی»، «جمعیت و سیاست در ایران»، «ژئوپلتیک و جمعیت»، «ایران در جهان اسلام»، «ایران قدرت منطقه‌ای»، «جمعیت و امنیت در ایران»، «جمعیت و جنگ در ایران»، «روند نوسازی سیاسی و نقش جمعیت در ایران»، «جمعیت و جنبش‌های اجتماعی در ایران»، «جمعیت و اقلیت‌های قومی در ایران»، «هیدروپلیتیک و جمعیت ایران» و «امنیت غذایی و جمعیت» را به بحث کشیده است.

رشد اقتصادی تحت‌الشعاع افزایش جمعیت

این مولف همچنین با اشاره به پیش‌بینی سالخورده شدن جمعیت ایران در آینده ادامه داد: نباید فراموش کرد که افزایش جمعیت ایران در طول سه دهه‏ گذشته سبب شده است که رشد اقتصادی تحت‌الشعاع قرار گرفته و در نتیجه شاخص‌های اقتصادی سرانه تغییر چندانی نکند. رشد جمعیتی که به ویژه در دوره‏ زمانی یک دهه بعد از انقلاب اسلامی در کشور اتفاق افتاد تا به امروز تأثیر خود را در پایین نگه داشتن شاخص‌های اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی سرانه حفظ کرد.

فقر بیشتر برابر با آسیب‌های اجتماعی بیشتر

مهاجر ادامه داد: البته افزایش جمعیت از طریق کاهش نسبت سرمایه به کار، رشد اقتصادی را کاهش می‏‌دهد. همچنین جوانی و پیری جمعیت عامل موثری در رشد اقتصادی است. بر اساس نتایج سرشماری سال 1385 تقریبا 5/2 درصد از جمعیت کشور در سنین بالای 65 سال قرار داشتند و به تعبیری سالخورده بودند اما این رقم به تدریج رو به افزایش گذارده و در سال 1390 به 7/5 رسیده است و برابر برخی پیش‌بینی‌ها، در سال 2050 میلادی (1429 شمسی) تقریبا 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده خواهند بود. این در حالی است که پیری هزینه‌های قابل ملاحظه بر جامعه تحمیل می‏‌کند.

وی افزود: بیکاری یک عامل منفی و اثرگذار در تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهایتا سیاسی در کشورهاست و این در حالی است که ایران در میان 200 کشور جهان به لحاظ بالا بودن نرخ بیکاری در رتبه 56 قرار دارد و نرخ بیکاری آن 5/15 درصد است. از طرفی فقر و جمعیت زیر خط فقر در کشور عامل اثرگذار در آسیب‌های اجتماعی است. فقر بیشتر یعنی آسیب‌های اجتماعی بیشتر، افزایش جرم و بزه، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی خاص و… برابر آماری در سال 2007 جمعیت زیر خط فقر ایران 7/18 درصد بوده و این در حالی است که برخی منابع داخلی آمار آن را بیشتر هم ذکر کرده‌اند. همین نرخ 7/18 درصد در جمعیت 78 میلیون نفری یعنی 6/14 میلیون نفر زیر خط فقر که بسیار قابل تأمل است.

این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی درباره تاثیرگذاری جمعیت در قدرت ملی عنوان کرد: همان‌گونه که برخی از نظریه‌پردازان چون «تالکوت پارسونز» گفته‌اند قدرت خصیصه فرد نیست و در واقع ابزار یا امکانات همگانی جامعه است. بنابراین جمعیت که ستون جامعه است در قدرت و بالعکس قدرت در آن اثرگذار است. شمار جمعیت، ویژگی جمعیت (جوانی، سالخوردگی و نظایر آن) در قدرت و حاکمیت اثرگذار است. البته نباید فراموش کرد که جمعیت تنها عنصر شکل‌دهنده به قدرت ملی نیست اما از عناصر اثرگذار آن است. از همین رو جمعیت به لحاظ کمیت (تعداد، ساختار و…) و نیز کیفیت ( میزان تحصیلات، قابلیت‌ها و…) مورد توجه بازیگران و کنش‌گران سیاسی است.

ایران پرجمعیت‌ترین و قدرتمندترین کشور حوزه‏ خلیج‌فارس

مهاجر بیان کرد: در یک بررسی مشخص شده که جمعیت و ویژگی‌های کمی و کیفی آن، رتبه‌ نخست عوامل تشکیل‌دهنده‏ قدرت ملی است. در رتبه‌بندی کشورها بر اساس شاخص قدرت ملی سینگر، ایران در رده‏ پانزدهم جهان قرار گرفته است.

وی گفت: ژئوپلیتیک که به نوعی بررسی رابطه‏ بین جغرافیا و سیاست است، تحت عوامل مختلفی قرار دارد که از جمله عوامل ثابت آن می‏‌توان به موقعیت جغرافیایی، فضا و تقسیمات آن، وسعت خاک، وضع توپوگرافی و از عوامل متغیر آن به جمعیت، منابع طبیعی و نهادهای سیاسی و اجتماعی اشاره کرد.

این پژوهشگر با اشاره به قدرت ایران در حوزه خلیج‌فارس افزود: ایران نه تنها در حال حاضر که به لحاظ جمعیت در رتبه هفدهم جهان قرار دارد بلکه حتی با کاهش نرخ رشد جمعیت در سال 2050.م به رغم افت رتبه همچنان در زمره‏ بیست کشور جهان قرار خواهد داشت. (رتبه 19) ایران همچنین یکی از کشورهای قدرتمند در جهان اسلام است که امروزه از جمعیتی حدود یک میلیارد و ششصد میلیون نفری برخوردار است که عمدتا در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مستقر هستند. ایران به لحاظ جمعیت در میان کشورهای اسلامی رتبه‏ ششم را داراست. همچنین ایران پرجمعیت‌ترین و البته قدرتمندترین کشور حوزه‏ خلیج‌فارس است.

جمعیت مولفه تاثیرگذار در ژئوپلیتیک قدرت

مهاجر ادامه داد: از آنجا که جمعیت از جنبه‌های مختلف یکی از عوامل مهم و اثرگذار در ژئوپلیتیک قدرت است، در چارچوب دنیای اسلام، در قالب جهان تشیع و در منطقه آسیای جنوب‌غربی، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و به طور ویژه در منطقه‏ خلیج‌فارس ایران، با داشتن جمعیتی قریب 80 میلیون نفری، ارتقای سرمایه انسانی در کشور از جمله داشتن جوانان انبوه و با تحصیلات بالا و برخورداری از رسانه‌ها، وجود منابع انرژی (نفت و گاز)، موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی و… یک قدرت منطقه‏‌ای تلقی می‌‏شود و این امر مورد اعتراف سیاست‌مردانی چون اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا، وزیرخارجه اسپانیا، سفیر انگلیس در شورای امنیت سازمان ملل متحد و… قرار گرفته است. 

وی اظهار کرد: در کنار مواردی که اشاره شد، جمعیت می‌‏تواند اثر منفی از جمله‏ در مواردی چون امنیت غذایی و امنیت آب نیز بر جای گذارد که در کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی ایران» به «جمعیت و امنیت»، «جمعیت و جنگ»، «جمعیت و جنبش‌های اجتماعی» و «جمعیت و قومیت» توجه شده است.

مهاجر: سال 1429 شمسی 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده‌اند/ کتابی که از ارتباط میان جمعیت و سیاست سخن می‌گوید

داریوش مهاجر، مولف کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی» به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: جمعیت ستون هر جامعه‏‌ای است و ارکان و بخش‌های مختلف جامعه چون اقتصاد، فرهنگ و سیاست از جمعیت (کمیت و کیفیت آن) تاثیر می‏‌پذیرند و جمعیت نیز از آنها اثرپذیر است اما ارتباط میان جمعیت و سیاست علمی میان رشته‏‌ای را تشکیل می‏‌دهد که در آن جمعیت‌شناسی، اقتصاد، جامعه‌شناسی و علم سیاست ایفاگر نقش‌ هستند و به این علم جمعیت‌شناسی‌ سیاسی گفته می‏‌شود.

وی به فصل‌های مختلف کتاب اشاره کرد و افزود: کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی» شامل 14 بخش است و عناوینی مانند «جمعیت‌شناسی سیاسی»، «جمعیت و اقتصاد در ایران»، «جمعیت و برخی شاخص‌های اجتماعی»، «جمعیت و سیاست در ایران»، «ژئوپلتیک و جمعیت»، «ایران در جهان اسلام»، «ایران قدرت منطقه‌ای»، «جمعیت و امنیت در ایران»، «جمعیت و جنگ در ایران»، «روند نوسازی سیاسی و نقش جمعیت در ایران»، «جمعیت و جنبش‌های اجتماعی در ایران»، «جمعیت و اقلیت‌های قومی در ایران»، «هیدروپلیتیک و جمعیت ایران» و «امنیت غذایی و جمعیت» را به بحث کشیده است.

رشد اقتصادی تحت‌الشعاع افزایش جمعیت

این مولف همچنین با اشاره به پیش‌بینی سالخورده شدن جمعیت ایران در آینده ادامه داد: نباید فراموش کرد که افزایش جمعیت ایران در طول سه دهه‏ گذشته سبب شده است که رشد اقتصادی تحت‌الشعاع قرار گرفته و در نتیجه شاخص‌های اقتصادی سرانه تغییر چندانی نکند. رشد جمعیتی که به ویژه در دوره‏ زمانی یک دهه بعد از انقلاب اسلامی در کشور اتفاق افتاد تا به امروز تأثیر خود را در پایین نگه داشتن شاخص‌های اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی سرانه حفظ کرد.

فقر بیشتر برابر با آسیب‌های اجتماعی بیشتر

مهاجر ادامه داد: البته افزایش جمعیت از طریق کاهش نسبت سرمایه به کار، رشد اقتصادی را کاهش می‏‌دهد. همچنین جوانی و پیری جمعیت عامل موثری در رشد اقتصادی است. بر اساس نتایج سرشماری سال 1385 تقریبا 5/2 درصد از جمعیت کشور در سنین بالای 65 سال قرار داشتند و به تعبیری سالخورده بودند اما این رقم به تدریج رو به افزایش گذارده و در سال 1390 به 7/5 رسیده است و برابر برخی پیش‌بینی‌ها، در سال 2050 میلادی (1429 شمسی) تقریبا 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده خواهند بود. این در حالی است که پیری هزینه‌های قابل ملاحظه بر جامعه تحمیل می‏‌کند.

وی افزود: بیکاری یک عامل منفی و اثرگذار در تحولات اجتماعی، اقتصادی و نهایتا سیاسی در کشورهاست و این در حالی است که ایران در میان 200 کشور جهان به لحاظ بالا بودن نرخ بیکاری در رتبه 56 قرار دارد و نرخ بیکاری آن 5/15 درصد است. از طرفی فقر و جمعیت زیر خط فقر در کشور عامل اثرگذار در آسیب‌های اجتماعی است. فقر بیشتر یعنی آسیب‌های اجتماعی بیشتر، افزایش جرم و بزه، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی خاص و… برابر آماری در سال 2007 جمعیت زیر خط فقر ایران 7/18 درصد بوده و این در حالی است که برخی منابع داخلی آمار آن را بیشتر هم ذکر کرده‌اند. همین نرخ 7/18 درصد در جمعیت 78 میلیون نفری یعنی 6/14 میلیون نفر زیر خط فقر که بسیار قابل تأمل است.

این پژوهشگر حوزه علوم سیاسی درباره تاثیرگذاری جمعیت در قدرت ملی عنوان کرد: همان‌گونه که برخی از نظریه‌پردازان چون «تالکوت پارسونز» گفته‌اند قدرت خصیصه فرد نیست و در واقع ابزار یا امکانات همگانی جامعه است. بنابراین جمعیت که ستون جامعه است در قدرت و بالعکس قدرت در آن اثرگذار است. شمار جمعیت، ویژگی جمعیت (جوانی، سالخوردگی و نظایر آن) در قدرت و حاکمیت اثرگذار است. البته نباید فراموش کرد که جمعیت تنها عنصر شکل‌دهنده به قدرت ملی نیست اما از عناصر اثرگذار آن است. از همین رو جمعیت به لحاظ کمیت (تعداد، ساختار و…) و نیز کیفیت ( میزان تحصیلات، قابلیت‌ها و…) مورد توجه بازیگران و کنش‌گران سیاسی است.

ایران پرجمعیت‌ترین و قدرتمندترین کشور حوزه‏ خلیج‌فارس

مهاجر بیان کرد: در یک بررسی مشخص شده که جمعیت و ویژگی‌های کمی و کیفی آن، رتبه‌ نخست عوامل تشکیل‌دهنده‏ قدرت ملی است. در رتبه‌بندی کشورها بر اساس شاخص قدرت ملی سینگر، ایران در رده‏ پانزدهم جهان قرار گرفته است.

وی گفت: ژئوپلیتیک که به نوعی بررسی رابطه‏ بین جغرافیا و سیاست است، تحت عوامل مختلفی قرار دارد که از جمله عوامل ثابت آن می‏‌توان به موقعیت جغرافیایی، فضا و تقسیمات آن، وسعت خاک، وضع توپوگرافی و از عوامل متغیر آن به جمعیت، منابع طبیعی و نهادهای سیاسی و اجتماعی اشاره کرد.

این پژوهشگر با اشاره به قدرت ایران در حوزه خلیج‌فارس افزود: ایران نه تنها در حال حاضر که به لحاظ جمعیت در رتبه هفدهم جهان قرار دارد بلکه حتی با کاهش نرخ رشد جمعیت در سال 2050.م به رغم افت رتبه همچنان در زمره‏ بیست کشور جهان قرار خواهد داشت. (رتبه 19) ایران همچنین یکی از کشورهای قدرتمند در جهان اسلام است که امروزه از جمعیتی حدود یک میلیارد و ششصد میلیون نفری برخوردار است که عمدتا در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مستقر هستند. ایران به لحاظ جمعیت در میان کشورهای اسلامی رتبه‏ ششم را داراست. همچنین ایران پرجمعیت‌ترین و البته قدرتمندترین کشور حوزه‏ خلیج‌فارس است.

جمعیت مولفه تاثیرگذار در ژئوپلیتیک قدرت

مهاجر ادامه داد: از آنجا که جمعیت از جنبه‌های مختلف یکی از عوامل مهم و اثرگذار در ژئوپلیتیک قدرت است، در چارچوب دنیای اسلام، در قالب جهان تشیع و در منطقه آسیای جنوب‌غربی، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و به طور ویژه در منطقه‏ خلیج‌فارس ایران، با داشتن جمعیتی قریب 80 میلیون نفری، ارتقای سرمایه انسانی در کشور از جمله داشتن جوانان انبوه و با تحصیلات بالا و برخورداری از رسانه‌ها، وجود منابع انرژی (نفت و گاز)، موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیکی و… یک قدرت منطقه‏‌ای تلقی می‌‏شود و این امر مورد اعتراف سیاست‌مردانی چون اوباما رئیس‌جمهوری آمریکا، وزیرخارجه اسپانیا، سفیر انگلیس در شورای امنیت سازمان ملل متحد و… قرار گرفته است. 

وی اظهار کرد: در کنار مواردی که اشاره شد، جمعیت می‌‏تواند اثر منفی از جمله‏ در مواردی چون امنیت غذایی و امنیت آب نیز بر جای گذارد که در کتاب «جمعیت‌شناسی سیاسی ایران» به «جمعیت و امنیت»، «جمعیت و جنگ»، «جمعیت و جنبش‌های اجتماعی» و «جمعیت و قومیت» توجه شده است.

مهاجر: سال 1429 شمسی 25 درصد از جمعیت کشور سالخورده‌اند/ کتابی که از ارتباط میان جمعیت و سیاست سخن می‌گوید

اسکای نیوز

«همایون امیرزاده» سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه کتاب تهران شد / زمان برگزاری نمایشگاه؛ 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه

Published by:

«همایون امیرزاده» سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه کتاب تهران شد / زمان برگزاری نمایشگاه؛ 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در نخستین جلسه شورای سیاستگذاری سی‌اُمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، ضمن قدردانی از علی‌اکبر اشعری که به‌عنوان سخنگوی این شورا در دوره پیشین نمایشگاه کتاب تهران فعالیت می‌کرد، همایون امیرزاده به‌عنوان سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انتخاب شد.
 
همچنین در این جلسه 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه 1396 به‌عنوان زمان برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انتخاب شد. تشکیل کارگروهی متشکل از مجتبی عبدالهی، امیرمسعود شهرام‌نیا و مهدی اسماعیلی‌راد با هدف پیگیری، بهسازی و ارتقای کیفی امکانات محل برگزاری نمایشگاه کتاب تهران از دیگر مصوبات این جلسه بود.
 
اعضای شورای سیاستگذاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در ادامه مصوب کردند، دو گزارش کارشناسی با موضوع‌های «تأثیر اقتصادی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بر نشر کشور» و «ارزیابی کارکردهای فرهنگی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران» تهیه و ارائه شود.
 
در نخستین جلسه شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سیدعباس صالحی، علی‌اکبر اشعری، امیرمسعود شهرام‌نیا، سیدمحمد بهشتی، اصغر سیدآبادی، همایون امیرزاده، محمد حمزه‌زاده، فریدون عموزاده خلیلی، مهدی اسماعیلی‌راد، مرتضی کاظمی، محمدرضا توکل‌صدیق و محمد سلگی حضور داشتند.
 

«همایون امیرزاده» سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه کتاب تهران شد / زمان برگزاری نمایشگاه؛ 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در نخستین جلسه شورای سیاستگذاری سی‌اُمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، ضمن قدردانی از علی‌اکبر اشعری که به‌عنوان سخنگوی این شورا در دوره پیشین نمایشگاه کتاب تهران فعالیت می‌کرد، همایون امیرزاده به‌عنوان سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انتخاب شد.
 
همچنین در این جلسه 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه 1396 به‌عنوان زمان برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران انتخاب شد. تشکیل کارگروهی متشکل از مجتبی عبدالهی، امیرمسعود شهرام‌نیا و مهدی اسماعیلی‌راد با هدف پیگیری، بهسازی و ارتقای کیفی امکانات محل برگزاری نمایشگاه کتاب تهران از دیگر مصوبات این جلسه بود.
 
اعضای شورای سیاستگذاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در ادامه مصوب کردند، دو گزارش کارشناسی با موضوع‌های «تأثیر اقتصادی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بر نشر کشور» و «ارزیابی کارکردهای فرهنگی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران» تهیه و ارائه شود.
 
در نخستین جلسه شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سیدعباس صالحی، علی‌اکبر اشعری، امیرمسعود شهرام‌نیا، سیدمحمد بهشتی، اصغر سیدآبادی، همایون امیرزاده، محمد حمزه‌زاده، فریدون عموزاده خلیلی، مهدی اسماعیلی‌راد، مرتضی کاظمی، محمدرضا توکل‌صدیق و محمد سلگی حضور داشتند.
 

«همایون امیرزاده» سخنگوی شورای سیاستگذاری سی‌اُمین نمایشگاه کتاب تهران شد / زمان برگزاری نمایشگاه؛ 13 تا 23 اردیبهشت‌ماه

دانلود فیلم خارجی