Category Archives: کتاب سیاسی

سیاست مماشات مصدق با حزب توده و رفتن ایران به بلوک کمونیست‌ها/ یکه‌تازی و لجاجت مصدق و ضعف در مملکت‌داری

Published by:

سیاست مماشات مصدق با حزب توده و رفتن ایران به بلوک کمونیست‌ها/ یکه‌تازی و لجاجت مصدق و ضعف در مملکت‌داری

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شصت و سه سال از کودتای 28 مرداد می‌گذرد و هر سال از سیاستمداران و شاهدان این رویداد کاسته می‌شود، افرادی که برخی خاطرات، نقد و نظر خود را تا کنون ننوشته‌اند و یا نکاتی را پس از نیم قرن می‌توانند به آن رویداد بیفزایند.

نجات تاریخ معاصر از زوایای تاریک آن

شرح و تفسیر کودتای 28 مرداد با وجود کتاب‌ها و اسنادی که از آن منتشر شده به طور دقیق و همه جانبه میسر نشده و رعایت نکردن نگاه بی‌طرفانه و منتشر نشدن برخی اسناد و خاطرات باعث شده که این حادثه در چنبره نقد و نظرهای گوناگون محصور بماند. بنابراین باید منتظر گذشت زمان ماند تا به کمک چاپ آثار بیشتر به تفسیر روشنی از آن دست یابیم.

برای ما که با فاصله‌ای قابل تامل از کودتای 28 مرداد زندگی می‌کنیم و تاریخ معاصر را از ورای تالیفات مورخان و محققان می‌خوانیم نیاز به بازخوانی آن از زبان افرادی داریم که در صحنه حضور داشتند و یا اطلاعات دست اولی در این زمینه دارند. مجید مهران، مولف کتاب «مروری بر تاریخ دیپلماسی نوین ایران» که در آن زمان در دستگاه دیپلماسی حضور داشته، به نقد و نظر درباره شخصیت و منش دکتر محمد مصدق پرداخته و برخی انتقادها را به سیاست و شیوه برخوردش وارد کرده است.

مهران در نگاه نخست با دشوار خواندن نقد مصدق می‌نویسد: «28 مردادِ امسال (1390) درست 58 سال از کودتای 28 مرداد 1332 می‌گذرد. این روزها تعداد کمی از نسلی که شاهدان عینی ماجرا بودند، در قید حیات هستند. لذا تصمیم دارم در این نوشتار این واقعه را تجزیه ـ تحلیل کنم. این قهرمان ملی، که پرچم استقلال ایران را در برابر زورگویی دولت استعماری بریتانیا برافراشت، برای نگارنده این سطور خیلی دشوار است که اشتباهات آن مرد بزرگ را نقد کنم. اما به دلیل این که دین بزرگی به نسل جوان کشورم دارم و تاریخ معاصر ایران را باید از زوایای تاریک نجات داد، تا آنجا که قدرت دارم، واقعیت‌ها را بی‌طرفانه به روی کاغذ می‌آورم. بنابراین، فقط انگیزه من روشن کردن واقعیت‌های تاریخی است که این مقاله را می‌نویسم و امیدوارم دچار اشتباه یا لغزشی در این راه نشوم.»

سیاست مماشات دکتر مصدق با حزب توده

نخستین انتقاد این دیپلمات به مصدق در شیوه صدور نفت ایران به خارج از کشور است. وی درباره ممانعت از فروش نفت ایران از سوی انگلیس می‌گوید: «اولین ایرادی که به شادروان مصدق وارد است، این است که پس از رسیدن به مقام نخست‌وزیری، برنامه دولت که به مجلس شورای ملی تقدیم داشت، فقط دو ماده داشت: یکی اصلاح‌قانون انتخابات مجلس شورای ملی و دوم اجرای قانون نه ماده‌ای ملی کردن نفت ایران. پس از این کارشناسان و رؤسای شرکت نفت انگلیس و ایران خلع ید شدند و هیات‌هایی از مجلسین سنا و شورای ملی به آبادان رفتند، بالاخره تحولی صورت گرفت و کارشناسان ایرانی، مانند مهندس مهدی بازرگان و عده‌ای دیگر، با کاردانی، پالایشگاه عظیم آبادان را اداره کردند و مانع شدند که تولیدات نفت و مواد پتروشیمی کاهش پیدا کند. اما روش انگلیس این شد که نفت‌کش‌های حامل نفت ایران را به هر کشوری که برای فروش می‌بردند، در دادگاه‌های محل موضوع را تعقیب می‌کرد و مانع فروش صادرات نفت ملی ایران می‌شد و این محصول صادراتی ایران، طبق رأی دادگاه محلی توقیف می‌شد و از هیمن جهت دولت ملی دکتر مصدق در تنگنای شدید مالی قرار گرفت و دولت ایران مجبور به انتشار اوراق قرضه ملی شد تا درآمد کل کشور را از صادرات غیرنفتی تا حدودی تأمین کند»
 
یکی از مسائلی که در انتقاداتی که به مصدق مکرر مطرح شده، سیاستی است که با حزب توده در پیش گرفت و این شیوه باعث شد تا شکاف‌هایی میان وی و همراهانش پیدا شود و از طرفی برخی با دستاویز قرار دادن آن بتوانند در مقابلش بایستند. نوع تامل مصدق با حزب توده، آمریکا را نیز در صف هم‌پیمانان انگلیس قرار داد و مصدق را با وضعیت دشواری مواجه کرد. اگرچه یرواند آبراهامیان در کتاب «کودتا مرداد ۱۳۳۲: سازمان سیا و ریشه‌های روابط کنونی ایران و امریکا» این تغییر رویه ایلات متحده را تاکتیکی برای مهار ایران و جلوگیری از ملی شدن نفت سایر کشورهای مستعمره آمریکا می‌داند. با این حال مهران با نگاهی به گزارش اللهیار صالح در این رابطه آورده است: «گزارش مهمی را که اللهیار صالح، سفیر ایران در واشنگتن، در 27 مرداد 1332 برای نخست‌وزیر فرستاده است (در کتاب‌ پهلوی‌ها، که مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، پس از انقلاب، منتشر کرد؛ و ایرج افشار در یادداشت‌های صالح متذکر شده است و در کتاب حاضر نیز آورده‌ام) صالح در این گزارش خود مفصلا متذکر گردیده که در ملاقات با جرنگان، رئیس اداره ایران در وزارت خارجه آمریکا، توضیح داده است که زمامداران جمهوری‌خواه آمریکا به این نکته مهم رسیده‌اند: سیاست مماشاتی که دکتر مصدق با حزب توده ایران پیش گرفته است، بالاخره دولت ایران را به بلوک کمونیست‌ها خواهد بُرد و دولت جمهوری‌خواهِ آیزنهاور و خصوصا وزیر خارجه ضدکمونیست او یعنی جان فوستر دالاس امکان ندارد شاهد این ماجرا باشند و سکوت اختیار کنند.»
 
سفیر ایران در بحرین درباره واکنش دکتر مصدق به حکم عزلش می‌نویسد: «در نیمه‌های شب 22 مرداد 32، سرهنگ نعمت‌الله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی، با تانک و عده‌ای سرباز مسلح، به خانه نخست‌وزیر رفت و فرمان عزل او و انتصاب سرلشگر زاهدی را به نخست‌وزیری تسلیم مصدق کرد. با این که نخست‌وزیر روی پاکت واصله رسید فرمان را داده بود، بدون مشورت با هیات وزیران و حتی گفت‌وگو با وزیر کشور، فرمان بازداشتِ نصیری را صادر کرد. هرچند نفس کودتا غیرقانونی بود، اما از دکتر مصدق تحصیل‌کرده علوم سیاسی و حقوقی در دانشگاه نوشاتل سوئیس انتظار می‌رفت هر قدمی که برمی‌دارد طبق اصول قانونی باشد و صرفا برای مخالفت با شاه و پیشبرد اهداف خود خیلی بعید بود که پا روی قانون اساسی بگذارد. حداقل می‌توانست ملت ایران را از طریق رادیو این واقعه مهم آگاه سازد. چنانچه مصدق فرمان عزل خود را قبول می‌کرد و زاهدی بدون خونریزی جانشین او می‌شد، آیا معقول‌تر و سالم‌تر نبود؟ چند صد نفر از هم‌وطنان در کودتای 28 مرداد کشته نمی‌شدند و خانه او ویران نمی‌شد و شاه او را به زندان نمی‌انداخت و مصدق خیلی ساده می‌توانست به ملت ایران بگوید: «نفوذ خارجی مانع شد که من نفت را ملی کنم و با تهدید توپ و تانک کنار رفتم.»

این دیپلمات در رابطه با ترس شاه از مصدق آورده است: «تصور بنده این است که شاه مجبور شد تا فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کند. من، در خرداد 1332، در سفری به بندر نوشهر، شخصا شاهد بودم که شاه و ملکه ثریا، دور از ساحل در کشتی تفریحی شهسوار اقامت کرده بودند و شاه این حد خود را کنار کشیده بود تا بهانه‌ای به دست مصدق ندهد. البته این کار را از روی ترس کرده بود.»

 لجبازی ریشه‌های عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد!

مهران معتقد است که شاه و مجلسیان با نخست‌وزیر ملی شدن صنعت نفت با مماشات برخورد کرده و برای مدعای خود می‌گوید: «اگر به دوران 28 ماه نخست‌وزیری دکتر مصدق نظری دقیق بیندازیم، هم شاه و هم مجلسین، پس از این که مصدق به نخست‌وزیری رسید، بارها در برابر خواسته‌های او، حتی غیرقانونی، کوتاه آمدند و خواسته‌های او را مثل اختیار قانون‌گذاری عملی کردند.»
 
خصوصیات اخلاقی مصدق یکی دیگر از مواردی است که سفیر سابق ایران در بحرین آن را مورد نکوهش قرار می‌دهد و از نقاط ضعفش برمی‌شمرد. در رابطه با لجبازی مصدق می‌خوانیم: «یکی از ویژگی‌های دکتر مصدق لجبازی او بود که البته در فرهنگ ایرانی ریشه‌های عمیقی دارد و عاقبت همان شد که نباید می‌شد!‌ با شک و تردیدی که به همه اطرافیان نگاه می‌کرد، غالبا او را رها کردند و تنها شده بود و از این خوی عدم اطمینان مصدق، انگلیس‌ها بهره بردند، تا عاقبت‌الامر، با همکاری آمریکا، طرح کودتای 28 مرداد 32 را ریختند و محل اقامت مصدق را با توپ و تانک خراب کردند و پس از دادگاه نظامی و جنجالی، او را به سه سال حبس مجرد محکوم کردند و وقتی که آزاد شد تا روز مرگ در قریه احمدآباد در واقع زندانی بود و حق ملاقات و مکاتبه با احدی را نداشت و پس از کودتا هم، به کمک ایادی نظیر دکتر علی امینی، که وزیر داراییِ کابینه زاهدی شده بود و پس از مذاکرات طولانی با نمایندگان شرکت‌های بزرگ نفت، کنسرسیوم نفت ایران از دولت‌های انگلیس، فرانسه، آمریکا و هلند تشکیل شد و عملا کارشناسان و مهندسان خارجی دوباره استخدام شدند و ملت ایران هزینه گزافی بابت غرامت پرداخت کرد.»

مهران در ادامه با برشمردن تاثیر لج‌بازی مصدق در شیوه تصمیم‌گیریش با گریزی به خاطرات دکتر غلامحسین صدیقی می‌نویسد: «در پایان اضافه می‌کنم به طوری که از آقای دکتر حسین صدیقی، فرزند شادروان غلامحسین صدیقی شنیدم، استاد فروزان‌فر (بدیع‌الزمان)، استاد معروف دانشگاه تهران، دکتر صدیقی را به خوبی می‌شناخت و برای اولین بار او را به مصدق معرفی کرد و با سمت وزیر پست و تلگراف و تلفن وارد کابینه مصدق شد و در همان اولیه جلسه هیات وزیران، وقتی صحبت از اعلام حکومت نظامی در تهران و چند شهر بزرگ ایران به میان آمد، دکتر صدیقی، صراحتا با آن مخالفت می‌کند و با پیشنهاد او موضوع به رأی گذاشته می‌شود و اکثر وزرای رأی مخالف می‌دهند و به دلیل قتل افشارطوس رئیس شهربانی دولت مصدق، بدون ارجاع موضوع به هیات وزیران، حکومت نظامی را در شهرهای موردنظر اعلام می‌کند. البته از یک سیاستمدار دمکرات و تحصیل کرده در سویس، این رفتار یکه‌تازی خیلی بعید به نظر می‌رسد و نتیجه‌گیری می‌کنم مملکت‌داری با لجاجت و خودمحوری سازگار نیست.»

مرور خاطرات، شرح و تحلیل‌های آنها به همراه نگاه مورخان به رویدادهایی که در تاریخ ما به وقوع پیوسته می‌تواند برای آینده کشور کارگشا باشد. شاید تا قبل از کودتای ترکیه، بسیاری سخن از کودتای 28 مرداد را یک امر بیهوده می‌دانستند اما به وقوع پیوستن کودتای ترکیه نشان داد که در این دوره هم امکان کودتا وجود دارد و مرور تاریخ هیچ وقت بیهوده نیست بلکه واکاوی تاریخ گذشته در ساختن آینده روشن بسیار راهگشاست.

سیاست مماشات مصدق با حزب توده و رفتن ایران به بلوک کمونیست‌ها/ یکه‌تازی و لجاجت مصدق و ضعف در مملکت‌داری

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شصت و سه سال از کودتای 28 مرداد می‌گذرد و هر سال از سیاستمداران و شاهدان این رویداد کاسته می‌شود، افرادی که برخی خاطرات، نقد و نظر خود را تا کنون ننوشته‌اند و یا نکاتی را پس از نیم قرن می‌توانند به آن رویداد بیفزایند.

نجات تاریخ معاصر از زوایای تاریک آن

شرح و تفسیر کودتای 28 مرداد با وجود کتاب‌ها و اسنادی که از آن منتشر شده به طور دقیق و همه جانبه میسر نشده و رعایت نکردن نگاه بی‌طرفانه و منتشر نشدن برخی اسناد و خاطرات باعث شده که این حادثه در چنبره نقد و نظرهای گوناگون محصور بماند. بنابراین باید منتظر گذشت زمان ماند تا به کمک چاپ آثار بیشتر به تفسیر روشنی از آن دست یابیم.

برای ما که با فاصله‌ای قابل تامل از کودتای 28 مرداد زندگی می‌کنیم و تاریخ معاصر را از ورای تالیفات مورخان و محققان می‌خوانیم نیاز به بازخوانی آن از زبان افرادی داریم که در صحنه حضور داشتند و یا اطلاعات دست اولی در این زمینه دارند. مجید مهران، مولف کتاب «مروری بر تاریخ دیپلماسی نوین ایران» که در آن زمان در دستگاه دیپلماسی حضور داشته، به نقد و نظر درباره شخصیت و منش دکتر محمد مصدق پرداخته و برخی انتقادها را به سیاست و شیوه برخوردش وارد کرده است.

مهران در نگاه نخست با دشوار خواندن نقد مصدق می‌نویسد: «28 مردادِ امسال (1390) درست 58 سال از کودتای 28 مرداد 1332 می‌گذرد. این روزها تعداد کمی از نسلی که شاهدان عینی ماجرا بودند، در قید حیات هستند. لذا تصمیم دارم در این نوشتار این واقعه را تجزیه ـ تحلیل کنم. این قهرمان ملی، که پرچم استقلال ایران را در برابر زورگویی دولت استعماری بریتانیا برافراشت، برای نگارنده این سطور خیلی دشوار است که اشتباهات آن مرد بزرگ را نقد کنم. اما به دلیل این که دین بزرگی به نسل جوان کشورم دارم و تاریخ معاصر ایران را باید از زوایای تاریک نجات داد، تا آنجا که قدرت دارم، واقعیت‌ها را بی‌طرفانه به روی کاغذ می‌آورم. بنابراین، فقط انگیزه من روشن کردن واقعیت‌های تاریخی است که این مقاله را می‌نویسم و امیدوارم دچار اشتباه یا لغزشی در این راه نشوم.»

سیاست مماشات دکتر مصدق با حزب توده

نخستین انتقاد این دیپلمات به مصدق در شیوه صدور نفت ایران به خارج از کشور است. وی درباره ممانعت از فروش نفت ایران از سوی انگلیس می‌گوید: «اولین ایرادی که به شادروان مصدق وارد است، این است که پس از رسیدن به مقام نخست‌وزیری، برنامه دولت که به مجلس شورای ملی تقدیم داشت، فقط دو ماده داشت: یکی اصلاح‌قانون انتخابات مجلس شورای ملی و دوم اجرای قانون نه ماده‌ای ملی کردن نفت ایران. پس از این کارشناسان و رؤسای شرکت نفت انگلیس و ایران خلع ید شدند و هیات‌هایی از مجلسین سنا و شورای ملی به آبادان رفتند، بالاخره تحولی صورت گرفت و کارشناسان ایرانی، مانند مهندس مهدی بازرگان و عده‌ای دیگر، با کاردانی، پالایشگاه عظیم آبادان را اداره کردند و مانع شدند که تولیدات نفت و مواد پتروشیمی کاهش پیدا کند. اما روش انگلیس این شد که نفت‌کش‌های حامل نفت ایران را به هر کشوری که برای فروش می‌بردند، در دادگاه‌های محل موضوع را تعقیب می‌کرد و مانع فروش صادرات نفت ملی ایران می‌شد و این محصول صادراتی ایران، طبق رأی دادگاه محلی توقیف می‌شد و از هیمن جهت دولت ملی دکتر مصدق در تنگنای شدید مالی قرار گرفت و دولت ایران مجبور به انتشار اوراق قرضه ملی شد تا درآمد کل کشور را از صادرات غیرنفتی تا حدودی تأمین کند»
 
یکی از مسائلی که در انتقاداتی که به مصدق مکرر مطرح شده، سیاستی است که با حزب توده در پیش گرفت و این شیوه باعث شد تا شکاف‌هایی میان وی و همراهانش پیدا شود و از طرفی برخی با دستاویز قرار دادن آن بتوانند در مقابلش بایستند. نوع تامل مصدق با حزب توده، آمریکا را نیز در صف هم‌پیمانان انگلیس قرار داد و مصدق را با وضعیت دشواری مواجه کرد. اگرچه یرواند آبراهامیان در کتاب «کودتا مرداد ۱۳۳۲: سازمان سیا و ریشه‌های روابط کنونی ایران و امریکا» این تغییر رویه ایلات متحده را تاکتیکی برای مهار ایران و جلوگیری از ملی شدن نفت سایر کشورهای مستعمره آمریکا می‌داند. با این حال مهران با نگاهی به گزارش اللهیار صالح در این رابطه آورده است: «گزارش مهمی را که اللهیار صالح، سفیر ایران در واشنگتن، در 27 مرداد 1332 برای نخست‌وزیر فرستاده است (در کتاب‌ پهلوی‌ها، که مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، پس از انقلاب، منتشر کرد؛ و ایرج افشار در یادداشت‌های صالح متذکر شده است و در کتاب حاضر نیز آورده‌ام) صالح در این گزارش خود مفصلا متذکر گردیده که در ملاقات با جرنگان، رئیس اداره ایران در وزارت خارجه آمریکا، توضیح داده است که زمامداران جمهوری‌خواه آمریکا به این نکته مهم رسیده‌اند: سیاست مماشاتی که دکتر مصدق با حزب توده ایران پیش گرفته است، بالاخره دولت ایران را به بلوک کمونیست‌ها خواهد بُرد و دولت جمهوری‌خواهِ آیزنهاور و خصوصا وزیر خارجه ضدکمونیست او یعنی جان فوستر دالاس امکان ندارد شاهد این ماجرا باشند و سکوت اختیار کنند.»
 
سفیر ایران در بحرین درباره واکنش دکتر مصدق به حکم عزلش می‌نویسد: «در نیمه‌های شب 22 مرداد 32، سرهنگ نعمت‌الله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی، با تانک و عده‌ای سرباز مسلح، به خانه نخست‌وزیر رفت و فرمان عزل او و انتصاب سرلشگر زاهدی را به نخست‌وزیری تسلیم مصدق کرد. با این که نخست‌وزیر روی پاکت واصله رسید فرمان را داده بود، بدون مشورت با هیات وزیران و حتی گفت‌وگو با وزیر کشور، فرمان بازداشتِ نصیری را صادر کرد. هرچند نفس کودتا غیرقانونی بود، اما از دکتر مصدق تحصیل‌کرده علوم سیاسی و حقوقی در دانشگاه نوشاتل سوئیس انتظار می‌رفت هر قدمی که برمی‌دارد طبق اصول قانونی باشد و صرفا برای مخالفت با شاه و پیشبرد اهداف خود خیلی بعید بود که پا روی قانون اساسی بگذارد. حداقل می‌توانست ملت ایران را از طریق رادیو این واقعه مهم آگاه سازد. چنانچه مصدق فرمان عزل خود را قبول می‌کرد و زاهدی بدون خونریزی جانشین او می‌شد، آیا معقول‌تر و سالم‌تر نبود؟ چند صد نفر از هم‌وطنان در کودتای 28 مرداد کشته نمی‌شدند و خانه او ویران نمی‌شد و شاه او را به زندان نمی‌انداخت و مصدق خیلی ساده می‌توانست به ملت ایران بگوید: «نفوذ خارجی مانع شد که من نفت را ملی کنم و با تهدید توپ و تانک کنار رفتم.»

این دیپلمات در رابطه با ترس شاه از مصدق آورده است: «تصور بنده این است که شاه مجبور شد تا فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کند. من، در خرداد 1332، در سفری به بندر نوشهر، شخصا شاهد بودم که شاه و ملکه ثریا، دور از ساحل در کشتی تفریحی شهسوار اقامت کرده بودند و شاه این حد خود را کنار کشیده بود تا بهانه‌ای به دست مصدق ندهد. البته این کار را از روی ترس کرده بود.»

 لجبازی ریشه‌های عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد!

مهران معتقد است که شاه و مجلسیان با نخست‌وزیر ملی شدن صنعت نفت با مماشات برخورد کرده و برای مدعای خود می‌گوید: «اگر به دوران 28 ماه نخست‌وزیری دکتر مصدق نظری دقیق بیندازیم، هم شاه و هم مجلسین، پس از این که مصدق به نخست‌وزیری رسید، بارها در برابر خواسته‌های او، حتی غیرقانونی، کوتاه آمدند و خواسته‌های او را مثل اختیار قانون‌گذاری عملی کردند.»
 
خصوصیات اخلاقی مصدق یکی دیگر از مواردی است که سفیر سابق ایران در بحرین آن را مورد نکوهش قرار می‌دهد و از نقاط ضعفش برمی‌شمرد. در رابطه با لجبازی مصدق می‌خوانیم: «یکی از ویژگی‌های دکتر مصدق لجبازی او بود که البته در فرهنگ ایرانی ریشه‌های عمیقی دارد و عاقبت همان شد که نباید می‌شد!‌ با شک و تردیدی که به همه اطرافیان نگاه می‌کرد، غالبا او را رها کردند و تنها شده بود و از این خوی عدم اطمینان مصدق، انگلیس‌ها بهره بردند، تا عاقبت‌الامر، با همکاری آمریکا، طرح کودتای 28 مرداد 32 را ریختند و محل اقامت مصدق را با توپ و تانک خراب کردند و پس از دادگاه نظامی و جنجالی، او را به سه سال حبس مجرد محکوم کردند و وقتی که آزاد شد تا روز مرگ در قریه احمدآباد در واقع زندانی بود و حق ملاقات و مکاتبه با احدی را نداشت و پس از کودتا هم، به کمک ایادی نظیر دکتر علی امینی، که وزیر داراییِ کابینه زاهدی شده بود و پس از مذاکرات طولانی با نمایندگان شرکت‌های بزرگ نفت، کنسرسیوم نفت ایران از دولت‌های انگلیس، فرانسه، آمریکا و هلند تشکیل شد و عملا کارشناسان و مهندسان خارجی دوباره استخدام شدند و ملت ایران هزینه گزافی بابت غرامت پرداخت کرد.»

مهران در ادامه با برشمردن تاثیر لج‌بازی مصدق در شیوه تصمیم‌گیریش با گریزی به خاطرات دکتر غلامحسین صدیقی می‌نویسد: «در پایان اضافه می‌کنم به طوری که از آقای دکتر حسین صدیقی، فرزند شادروان غلامحسین صدیقی شنیدم، استاد فروزان‌فر (بدیع‌الزمان)، استاد معروف دانشگاه تهران، دکتر صدیقی را به خوبی می‌شناخت و برای اولین بار او را به مصدق معرفی کرد و با سمت وزیر پست و تلگراف و تلفن وارد کابینه مصدق شد و در همان اولیه جلسه هیات وزیران، وقتی صحبت از اعلام حکومت نظامی در تهران و چند شهر بزرگ ایران به میان آمد، دکتر صدیقی، صراحتا با آن مخالفت می‌کند و با پیشنهاد او موضوع به رأی گذاشته می‌شود و اکثر وزرای رأی مخالف می‌دهند و به دلیل قتل افشارطوس رئیس شهربانی دولت مصدق، بدون ارجاع موضوع به هیات وزیران، حکومت نظامی را در شهرهای موردنظر اعلام می‌کند. البته از یک سیاستمدار دمکرات و تحصیل کرده در سویس، این رفتار یکه‌تازی خیلی بعید به نظر می‌رسد و نتیجه‌گیری می‌کنم مملکت‌داری با لجاجت و خودمحوری سازگار نیست.»

مرور خاطرات، شرح و تحلیل‌های آنها به همراه نگاه مورخان به رویدادهایی که در تاریخ ما به وقوع پیوسته می‌تواند برای آینده کشور کارگشا باشد. شاید تا قبل از کودتای ترکیه، بسیاری سخن از کودتای 28 مرداد را یک امر بیهوده می‌دانستند اما به وقوع پیوستن کودتای ترکیه نشان داد که در این دوره هم امکان کودتا وجود دارد و مرور تاریخ هیچ وقت بیهوده نیست بلکه واکاوی تاریخ گذشته در ساختن آینده روشن بسیار راهگشاست.

سیاست مماشات مصدق با حزب توده و رفتن ایران به بلوک کمونیست‌ها/ یکه‌تازی و لجاجت مصدق و ضعف در مملکت‌داری

پرشین موزیک

جدیدترین کتاب‌های فرامرز قراملکی منتشر می‌شوند/ از قدرت انگاره تا ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان

Published by:

جدیدترین کتاب‌های فرامرز قراملکی منتشر می‌شوند/ از قدرت انگاره تا ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان

احد فرامرز قراملکی در حاشیه مراسم رونمایی از کتاب «اخلاق حرفه‌ای در مدرسه» که چندی پیش در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: من همواره فعالیت‌های گروهی را سرلوحه کارهایم قرار می‌دهم چون به این نتیجه رسیده‌ام که در کشور به کار گروهی کردن نیاز داریم چراکه حوزه‌ها بین رشته‌ای است و باید متخصصان کشور جمع شوند و کارهای جدی کنند.

وی با اشاره به برخی از تولیدات پیشین خود افزود: کتابی با عنوان «اخلاق در آی سی تی» را با همکاری متخصصان آی سی تی در دانشگاه تبریز منتشر کردم. پس از آن نیز کتاب «اخلاق حرفه‌ای در کتابداری» با همکاری دو کتابدار برجسته چاپ شد. 

قراملکی از تدوین پروژه‌ای در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور خبر داد و یادآور شد: پس از چاپ کتاب «اخلاق حرفه‌ای در کتابداری» این نهاد برای رشد اخلاقی خودش بر پایه الگوی کتاب این پروژه را آغاز کرده که نتایج آن در قالب کتابی منتشر می‌شود.

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به چاپ کتاب «قدرت انگاره» در مهرماه سال جاری نیز توضیح داد: این کتاب نیز با همکاری یکی از دانشجویان دکتری در دست تولید است چون ما چند سالی است که روی این موضوع کار می‌کنیم که عواملی در خرید، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… ما دخیل هستند. این عوامل را «قدرت انگاره» نامیدیم که قرار است در این کتاب بررسی شوند.

قراملکی اضافه کرد: همچنین با همکاری گروهی سه نفره از جمله دکتر فرهودیان و وفا، کاری برای تربیت اخلاقی کودک آغاز کردیم و قرار است بحث‌های اخلاقی فرزندپروری را در یک مجموعه چهارده جلدی منتشر کنیم. جلد نخست این مجموعه با عنوان «رشد همدلی کودکان» توسط مرکز مهدوی منتشر می‌شود. موضوع کتاب اول هم به مشکلات جامعه برمی‌گردد و جلد دوم هم درباره «رشد مسئولیت‌پذیری» است.

وی با بیان اینکه در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که سیاست‌گذاری کلان در جامعه بسیار روان و آسان است، یادآور شد: اکنون تحول نظام سلامت، آموزش و پرورش، بانک و … به راحتی انجام می‌شود و در دنیا مباحثی وجود دارد که به ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور می‌پردازد. در کتابی جدید با همکاری دکتر کشاورزیان «ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان نظام سلامت کشور» منتشر می‌شود.

به گفته این پژوهشگر، سازمان فنی حرفه‌ای کشور در اقدامی با همکاری گروهی کتابی را درباره «حرفه‌گرایی» برای رشد حرفه‌گرایی منتشر می‌کند. همچنین در گروهی به سرپرستی دکتر جانقلی کتابی نیز درباره «اخلاق حرفه‌ای در آموزش فنی و حرفه‌ای» با همکاری مرکز مهدوی و اداره کل تدوین کتب درسی سازمان فنی و حرفه‌ای منتشر می‌شود که با همکاری من انجام خواهد شد. 

قراملکی در پایان تاکید کرد: وقت تنها کار کردن سر آمده است و باید در قالب گروه کارهای بیشتری را تولید کنیم. خوشبختانه تعداد افرادی که من در قالب گروه با آنها کتاب تولید کرده‌ام از 45 نفر گذشته است و امیدوارم این روند ادامه داشته باشد.

جدیدترین کتاب‌های فرامرز قراملکی منتشر می‌شوند/ از قدرت انگاره تا ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان

احد فرامرز قراملکی در حاشیه مراسم رونمایی از کتاب «اخلاق حرفه‌ای در مدرسه» که چندی پیش در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: من همواره فعالیت‌های گروهی را سرلوحه کارهایم قرار می‌دهم چون به این نتیجه رسیده‌ام که در کشور به کار گروهی کردن نیاز داریم چراکه حوزه‌ها بین رشته‌ای است و باید متخصصان کشور جمع شوند و کارهای جدی کنند.

وی با اشاره به برخی از تولیدات پیشین خود افزود: کتابی با عنوان «اخلاق در آی سی تی» را با همکاری متخصصان آی سی تی در دانشگاه تبریز منتشر کردم. پس از آن نیز کتاب «اخلاق حرفه‌ای در کتابداری» با همکاری دو کتابدار برجسته چاپ شد. 

قراملکی از تدوین پروژه‌ای در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور خبر داد و یادآور شد: پس از چاپ کتاب «اخلاق حرفه‌ای در کتابداری» این نهاد برای رشد اخلاقی خودش بر پایه الگوی کتاب این پروژه را آغاز کرده که نتایج آن در قالب کتابی منتشر می‌شود.

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به چاپ کتاب «قدرت انگاره» در مهرماه سال جاری نیز توضیح داد: این کتاب نیز با همکاری یکی از دانشجویان دکتری در دست تولید است چون ما چند سالی است که روی این موضوع کار می‌کنیم که عواملی در خرید، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… ما دخیل هستند. این عوامل را «قدرت انگاره» نامیدیم که قرار است در این کتاب بررسی شوند.

قراملکی اضافه کرد: همچنین با همکاری گروهی سه نفره از جمله دکتر فرهودیان و وفا، کاری برای تربیت اخلاقی کودک آغاز کردیم و قرار است بحث‌های اخلاقی فرزندپروری را در یک مجموعه چهارده جلدی منتشر کنیم. جلد نخست این مجموعه با عنوان «رشد همدلی کودکان» توسط مرکز مهدوی منتشر می‌شود. موضوع کتاب اول هم به مشکلات جامعه برمی‌گردد و جلد دوم هم درباره «رشد مسئولیت‌پذیری» است.

وی با بیان اینکه در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که سیاست‌گذاری کلان در جامعه بسیار روان و آسان است، یادآور شد: اکنون تحول نظام سلامت، آموزش و پرورش، بانک و … به راحتی انجام می‌شود و در دنیا مباحثی وجود دارد که به ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور می‌پردازد. در کتابی جدید با همکاری دکتر کشاورزیان «ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان نظام سلامت کشور» منتشر می‌شود.

به گفته این پژوهشگر، سازمان فنی حرفه‌ای کشور در اقدامی با همکاری گروهی کتابی را درباره «حرفه‌گرایی» برای رشد حرفه‌گرایی منتشر می‌کند. همچنین در گروهی به سرپرستی دکتر جانقلی کتابی نیز درباره «اخلاق حرفه‌ای در آموزش فنی و حرفه‌ای» با همکاری مرکز مهدوی و اداره کل تدوین کتب درسی سازمان فنی و حرفه‌ای منتشر می‌شود که با همکاری من انجام خواهد شد. 

قراملکی در پایان تاکید کرد: وقت تنها کار کردن سر آمده است و باید در قالب گروه کارهای بیشتری را تولید کنیم. خوشبختانه تعداد افرادی که من در قالب گروه با آنها کتاب تولید کرده‌ام از 45 نفر گذشته است و امیدوارم این روند ادامه داشته باشد.

جدیدترین کتاب‌های فرامرز قراملکی منتشر می‌شوند/ از قدرت انگاره تا ملاحظات اخلاقی در سیاست‌گذاری‌های کلان

سیاست و مسائل توسعه در سایه خشونت چگونه است؟/ داگلاس سی.نورث در کتابی پاسخ می‌دهد

Published by:

سیاست و مسائل توسعه در سایه خشونت چگونه است؟/ داگلاس سی.نورث در کتابی پاسخ می‌دهد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاست، اقتصاد و مسائل توسعه در سایه خشونت» نوشته داگلاس سی. نورث، جان جوزف والیس، استوین بیو وب، باری آر.وینگانست با ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور به همت انتشارات روزنه منتشر شده است.
 
این کتاب چهارچوب نظری «خشونت و نظام‌های اجتماعی» متعلق به داگلاس سی. نورث، جان ژوزف والیس و باری آر. وینگاست (انتشارات دانشگاه کمبریج، 2009) را برای 9 کشور در حال توسعه به کار می‌گیرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که چگونه کنترل سیاسیِ امتیازات اقتصادی جهت محدود ساختن خشونت و همکاری ائتلاف‌هایی از سازمان‌های قدرتمند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نمونه‌های مطالعاتی به جای آنکه سیاست‌مداران و فرادستان را صرفا به عنوان افرادی فاسد سرزنش کنند، روشن می‌سازند که چرا در جوامعی که نقش سازمان‌های اقتصادی دستکاری می‌شود تا ثبات و موازنة سیاسی ایجاد کنند، دست‌یابی به توسعه دشوار است. این مجلد به بسط انگاره نظم اجتماعی دسترسی محدود [به حقوق مالکیت] به مثابه یک نظام اجتماعی پویا می‌پردازد که در آن همواره خشونت یک تهدید است و بروندادهای سیاسی و اقتصادی، به جای ارتقا بخشیدن رشد اقتصادی یا حقوق سیاسی، نتیجه نیاز به مهار خشونت به حساب می‌آیند.

کتاب حاضر در 10 فصل سامان یافته است؛ فصل یکم به چهارچوب‌های نظری می‌پردازد. در فصل‌های دوم تا نهم تجارب کشورهای بنگلادش، کنگو، زامبیا و موزامبیک، فیلپین، هند، مکزیک، شیلی و کره جنوبی بیان شده است و فصل پایانی کتاب نیز به آموزه‌ها اختصاص دارد.

درباره نویسندگان کتاب
داگلاس نورث دریافت‌کننده مشترک جایزه نوبل اقتصاد در سال 1993 است. او در دپارتمان هنرها و علوم دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوییس کرسی اسپنسر تی‌ اُولین را دارد و پژوهشگر ارشد «بارلت بورناپ» در مؤسسة هوور در دانشگاه استفنورد است [داگلاس نورث در نوامبر 2015 درگذشت]. او نویسندة یازده کتاب از جمله «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی» (1990) است.

جان ژوزف والیس استاد اقتصاد دانشگاه مریلند و دستیار پژوهش در «دفتر ملی تحقیقات اقتصادی» است. پروفسور والیس یک مورخ اقتصادی متخصص در زمینه مالیه عمومی دولت‌های آمریکاست.

استیون بی. وب بیست و یک سال است به عنوان اقتصاددان و مشاور در زمینه پژوهش، ارزیابی و مأموریت‌های سیاستگذاری برای آمریکای لاتین و منطقه کارائیب و مناطق دیگر در بانک جهانی مشغول به کار است. او به تازگی به عنوان مشاور این بانک خدمت می‌کند
بری آر. وینگاست دارای کرسی خاندان «وارد سی. کربز» در دپارتمان علوم سیاسی، و پژوهشگر ارشد موسسه هوور در دانشگاه استنفورد است. او به عنوان عضو آکادمی ملی علوم، جایزة ریکر، جایزة هاینز یولو و جایزه یادواره جیمز بار را دریافت کرده است. 

کتاب «سیاست، اقتصاد و مسائل توسعه در سایه خشونت» با شمارگان دو هزار نسخه در 526 صفحه به بهای 285 هزار ریال به همت انتشارات روزنه در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

سیاست و مسائل توسعه در سایه خشونت چگونه است؟/ داگلاس سی.نورث در کتابی پاسخ می‌دهد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «سیاست، اقتصاد و مسائل توسعه در سایه خشونت» نوشته داگلاس سی. نورث، جان جوزف والیس، استوین بیو وب، باری آر.وینگانست با ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی‌پور به همت انتشارات روزنه منتشر شده است.
 
این کتاب چهارچوب نظری «خشونت و نظام‌های اجتماعی» متعلق به داگلاس سی. نورث، جان ژوزف والیس و باری آر. وینگاست (انتشارات دانشگاه کمبریج، 2009) را برای 9 کشور در حال توسعه به کار می‌گیرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که چگونه کنترل سیاسیِ امتیازات اقتصادی جهت محدود ساختن خشونت و همکاری ائتلاف‌هایی از سازمان‌های قدرتمند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نمونه‌های مطالعاتی به جای آنکه سیاست‌مداران و فرادستان را صرفا به عنوان افرادی فاسد سرزنش کنند، روشن می‌سازند که چرا در جوامعی که نقش سازمان‌های اقتصادی دستکاری می‌شود تا ثبات و موازنة سیاسی ایجاد کنند، دست‌یابی به توسعه دشوار است. این مجلد به بسط انگاره نظم اجتماعی دسترسی محدود [به حقوق مالکیت] به مثابه یک نظام اجتماعی پویا می‌پردازد که در آن همواره خشونت یک تهدید است و بروندادهای سیاسی و اقتصادی، به جای ارتقا بخشیدن رشد اقتصادی یا حقوق سیاسی، نتیجه نیاز به مهار خشونت به حساب می‌آیند.

کتاب حاضر در 10 فصل سامان یافته است؛ فصل یکم به چهارچوب‌های نظری می‌پردازد. در فصل‌های دوم تا نهم تجارب کشورهای بنگلادش، کنگو، زامبیا و موزامبیک، فیلپین، هند، مکزیک، شیلی و کره جنوبی بیان شده است و فصل پایانی کتاب نیز به آموزه‌ها اختصاص دارد.

درباره نویسندگان کتاب
داگلاس نورث دریافت‌کننده مشترک جایزه نوبل اقتصاد در سال 1993 است. او در دپارتمان هنرها و علوم دانشگاه واشنگتن در سنت‌لوییس کرسی اسپنسر تی‌ اُولین را دارد و پژوهشگر ارشد «بارلت بورناپ» در مؤسسة هوور در دانشگاه استفنورد است [داگلاس نورث در نوامبر 2015 درگذشت]. او نویسندة یازده کتاب از جمله «نهادها، تغییرات نهادی و عملکرد اقتصادی» (1990) است.

جان ژوزف والیس استاد اقتصاد دانشگاه مریلند و دستیار پژوهش در «دفتر ملی تحقیقات اقتصادی» است. پروفسور والیس یک مورخ اقتصادی متخصص در زمینه مالیه عمومی دولت‌های آمریکاست.

استیون بی. وب بیست و یک سال است به عنوان اقتصاددان و مشاور در زمینه پژوهش، ارزیابی و مأموریت‌های سیاستگذاری برای آمریکای لاتین و منطقه کارائیب و مناطق دیگر در بانک جهانی مشغول به کار است. او به تازگی به عنوان مشاور این بانک خدمت می‌کند
بری آر. وینگاست دارای کرسی خاندان «وارد سی. کربز» در دپارتمان علوم سیاسی، و پژوهشگر ارشد موسسه هوور در دانشگاه استنفورد است. او به عنوان عضو آکادمی ملی علوم، جایزة ریکر، جایزة هاینز یولو و جایزه یادواره جیمز بار را دریافت کرده است. 

کتاب «سیاست، اقتصاد و مسائل توسعه در سایه خشونت» با شمارگان دو هزار نسخه در 526 صفحه به بهای 285 هزار ریال به همت انتشارات روزنه در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

سیاست و مسائل توسعه در سایه خشونت چگونه است؟/ داگلاس سی.نورث در کتابی پاسخ می‌دهد

دانلود نرم افزار جدید

نخستین جلسه شواری سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ برگزار شد

Published by:

نخستین جلسه شواری سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ برگزار شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نخستین جلسه شورای سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ با حضور سیدعباس صالحی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمودرضا برازش، مدیرکل اداره چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اعضای شورا امروز (28 تیرماه) در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
 
در نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ علی مغانی، علی طارمی، رضا منصوری، ایرج استاد علی‌نقی، جلال ذکایی، محمود پیش‌علی، همایون امیرزاده و محمدحسن فکری حضور داشتند.
 
سید عباس صالحی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این جلسه با برشمردن اهداف در نظر گرفته شده برای این جشنواره، اظهار کرد: نخستین هدف این جشنواره بزرگداشت روز ملی صنعت چاپ و قدردانی از فعالان آن است تا از زحمات فعالان صنعت چاپ تقدیر شود. هدف دیگر این جشنواره، قدردانی از پیشکسوتان و نوآوران این صنعت است تا از تلاش‌های آنها تقدیر شود. شناخت ظرفیت‎‌‌های استانی و حمایت از استان‌ها نیز از دیگر اهداف این جشنواره محسوب می‌شوند.
 
وی افزود: با توجه به اهداف تعریف شده برای این جشنواره تمامی استان‌ها از این حق برخوردارند که در این روز با حضور فعالان چاپ در استان جشن صنعت چاپ برپا کنند. بنابراین نمی‌توانیم تعداد استان‌ها را محدود کنیم بلکه باید یک طبقه‌بندی با هدف حمایت از جشنواره صنعت چاپ در استان‌ها انجام شود. البته برای این منظور باید میزان بودجه استانی جشنواره صنعت چاپ را افزایش دهیم و با توجه به تعهدات هر استان‌ بودجه در نظر گرفته شود.
 
معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همزمانی این دوره از جشنواره صنعت چاپ با سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» را فرصتی برای جشنواره صنعت چاپ برای برگزاری نمایشگاهی از دستاوردهای چاپی دانست و گفت: با توجه به نامگذاری امسال و تأکید بر اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر انقلاب، فرصت مناسبی است تا در حوزه محصولات چاپی نمایشگاهی برگزار شود تا از سویی توانمندی‌های کشور به صنایع داخلی معرفی شوند و از سوی دیگر نیازهای صنوف دیگر که مرتبط با صنعت چاپ هستند، شناسایی شوند و از این طریق تعاملی میان نهادها و صنوف داخلی با صنعت چاپ ایجاد شود.
 
وی افزود: این فرصت کمیابی است تا از ظرفیت‌های این جشنواره برای معرفی و برگزاری نمایشگاه استفاده شود. این نمایشگاه می‌تواند در سه بخش فعالیت داشته باشد: محصولات چاپی، مواد اولیه و تجهیزات و قطعات. هدف این نمایشگاه نیز کاهش واردات محصولات چاپی خواهد بود که باید کارشناسی در این حوزه انجام شود و مصداق‌های واردات و صادرات چاپی شناخته شوند و با بهره‌گیری از این پتانسیل بتوانیم واردات محصولات چاپی را کاهش دهیم و از سوی دیگر توانمندی‌‌های ما در حوزه صادرات نیز شناسایی می‌شوند.
 
محمودرضا برازش، مدیرکل اداره چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این جلسه با اشاره به برگزاری نمایشگاه دستاوردهای چاپی، گفت: این نمایشگاه می‌تواند به صورت مستقل و یا در کنار جشنواره صنعت چاپ برگزار شود. البته این نیاز به کارشناسی دارد و کارگروهی باید درباره برگزاری این نمایشگاه و اهداف و چشم‌انداز آن فعالیت کنند.
 
وی همچنین با ارائه گزارشی درباره پانزدهمین جشنواره صنعت چاپ، بیان کرد: سال گذشته از 11 شهریور تا 7 مهرماه در 16 استان جشنواره صنعت چاپ برگزار شد و از فعالان و پیشکسوتان در این استان‌ها تقدیر به عمل آمد.
 
ایرج استاد علی‌نقی، رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران در این جلسه تأکید کرد: خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها باید در این جشنواره بیشتر مورد توجه قرار گیرند زیرا در حال حاضر با نسلی مواجه هستیم که خلاقیت بالایی دارند اما توجه چندانی به این خلاقیت‌ها نمی‌شود. توجه به نوآوری‌ها م‌تواند به توانمندی‌های ما در کاهش واردات و یا افزایش صادرات به کشورهای دیگر کمک کند.
 
علی طارمی، پیشکسوت صنعت چاپ نیز در این جلسه عنوان کرد: برگزاری نمایشگاه محصولات چاپی و معرفی توانمندی‌ها در حوزه چاپ اقدام بسیار خوبی است اما برای برگزاری این نمایشگاه باید دیگر نهادها و سازمان‌های مرتبط را درگیر کنیم.
 
وی افزود: در این نمایشگاه باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که نیازهای صنایع دیگر را شناسایی کنیم و در جهت بر طرف کردن نیازهای آن صنایع اقدام کنیم.
 
در این جلسه، مصوب شد نظرات و پیشنهادهای اعضای شورای سیاستگذاری به منظور برگزاری بهتر جشنواره در استان‌ها در جلسه آینده مطرح شوند. همچنین گزارش کارشناسی از توانمندی‌های صنعت چاپ در جلسه بعدی شورای سیاستگذاری مطرح شوند. 

نخستین جلسه شواری سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ برگزار شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نخستین جلسه شورای سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ با حضور سیدعباس صالحی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمودرضا برازش، مدیرکل اداره چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اعضای شورا امروز (28 تیرماه) در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
 
در نخستین جلسه شورای سیاست‌گذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ علی مغانی، علی طارمی، رضا منصوری، ایرج استاد علی‌نقی، جلال ذکایی، محمود پیش‌علی، همایون امیرزاده و محمدحسن فکری حضور داشتند.
 
سید عباس صالحی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این جلسه با برشمردن اهداف در نظر گرفته شده برای این جشنواره، اظهار کرد: نخستین هدف این جشنواره بزرگداشت روز ملی صنعت چاپ و قدردانی از فعالان آن است تا از زحمات فعالان صنعت چاپ تقدیر شود. هدف دیگر این جشنواره، قدردانی از پیشکسوتان و نوآوران این صنعت است تا از تلاش‌های آنها تقدیر شود. شناخت ظرفیت‎‌‌های استانی و حمایت از استان‌ها نیز از دیگر اهداف این جشنواره محسوب می‌شوند.
 
وی افزود: با توجه به اهداف تعریف شده برای این جشنواره تمامی استان‌ها از این حق برخوردارند که در این روز با حضور فعالان چاپ در استان جشن صنعت چاپ برپا کنند. بنابراین نمی‌توانیم تعداد استان‌ها را محدود کنیم بلکه باید یک طبقه‌بندی با هدف حمایت از جشنواره صنعت چاپ در استان‌ها انجام شود. البته برای این منظور باید میزان بودجه استانی جشنواره صنعت چاپ را افزایش دهیم و با توجه به تعهدات هر استان‌ بودجه در نظر گرفته شود.
 
معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همزمانی این دوره از جشنواره صنعت چاپ با سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» را فرصتی برای جشنواره صنعت چاپ برای برگزاری نمایشگاهی از دستاوردهای چاپی دانست و گفت: با توجه به نامگذاری امسال و تأکید بر اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر انقلاب، فرصت مناسبی است تا در حوزه محصولات چاپی نمایشگاهی برگزار شود تا از سویی توانمندی‌های کشور به صنایع داخلی معرفی شوند و از سوی دیگر نیازهای صنوف دیگر که مرتبط با صنعت چاپ هستند، شناسایی شوند و از این طریق تعاملی میان نهادها و صنوف داخلی با صنعت چاپ ایجاد شود.
 
وی افزود: این فرصت کمیابی است تا از ظرفیت‌های این جشنواره برای معرفی و برگزاری نمایشگاه استفاده شود. این نمایشگاه می‌تواند در سه بخش فعالیت داشته باشد: محصولات چاپی، مواد اولیه و تجهیزات و قطعات. هدف این نمایشگاه نیز کاهش واردات محصولات چاپی خواهد بود که باید کارشناسی در این حوزه انجام شود و مصداق‌های واردات و صادرات چاپی شناخته شوند و با بهره‌گیری از این پتانسیل بتوانیم واردات محصولات چاپی را کاهش دهیم و از سوی دیگر توانمندی‌‌های ما در حوزه صادرات نیز شناسایی می‌شوند.
 
محمودرضا برازش، مدیرکل اداره چاپ و نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این جلسه با اشاره به برگزاری نمایشگاه دستاوردهای چاپی، گفت: این نمایشگاه می‌تواند به صورت مستقل و یا در کنار جشنواره صنعت چاپ برگزار شود. البته این نیاز به کارشناسی دارد و کارگروهی باید درباره برگزاری این نمایشگاه و اهداف و چشم‌انداز آن فعالیت کنند.
 
وی همچنین با ارائه گزارشی درباره پانزدهمین جشنواره صنعت چاپ، بیان کرد: سال گذشته از 11 شهریور تا 7 مهرماه در 16 استان جشنواره صنعت چاپ برگزار شد و از فعالان و پیشکسوتان در این استان‌ها تقدیر به عمل آمد.
 
ایرج استاد علی‌نقی، رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران در این جلسه تأکید کرد: خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها باید در این جشنواره بیشتر مورد توجه قرار گیرند زیرا در حال حاضر با نسلی مواجه هستیم که خلاقیت بالایی دارند اما توجه چندانی به این خلاقیت‌ها نمی‌شود. توجه به نوآوری‌ها م‌تواند به توانمندی‌های ما در کاهش واردات و یا افزایش صادرات به کشورهای دیگر کمک کند.
 
علی طارمی، پیشکسوت صنعت چاپ نیز در این جلسه عنوان کرد: برگزاری نمایشگاه محصولات چاپی و معرفی توانمندی‌ها در حوزه چاپ اقدام بسیار خوبی است اما برای برگزاری این نمایشگاه باید دیگر نهادها و سازمان‌های مرتبط را درگیر کنیم.
 
وی افزود: در این نمایشگاه باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که نیازهای صنایع دیگر را شناسایی کنیم و در جهت بر طرف کردن نیازهای آن صنایع اقدام کنیم.
 
در این جلسه، مصوب شد نظرات و پیشنهادهای اعضای شورای سیاستگذاری به منظور برگزاری بهتر جشنواره در استان‌ها در جلسه آینده مطرح شوند. همچنین گزارش کارشناسی از توانمندی‌های صنعت چاپ در جلسه بعدی شورای سیاستگذاری مطرح شوند. 

نخستین جلسه شواری سیاستگذاری شانزدهمین جشنواره صنعت چاپ برگزار شد

90ورزشی

غریب‌پور: کمیک استریپ از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است/ دخالت تخیل خواننده در تکمیل تصاویر این هنر را زنده نگه می‌دارد

Published by:

غریب‌پور: کمیک استریپ از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است/ دخالت تخیل خواننده در تکمیل تصاویر این هنر را زنده نگه می‌دارد

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مریم معمار- کمیک استریپ به دلیل اینکه داستان‌ها و مطالب مورد نظر را با زبان تصویر به مخاطب منتقل می‌کند، جایگاه خاصی در میان مردم دارد و در اغلب کشورهای مطرح در حوزه ادبیات، بخش بسیار مهمی از تولیدات کتاب کودک و نوجوان را به خود اختصاص داده و سال‌هاست که مورد توجه ناشران و مخاطبان قرار گرفته است، درحالی که در ایران چندان مورد توجه نیست و آثار زیادی در این زمینه تولید نمی شود. به همین دلیل در کشور ما، تصویرسازی‌های کتاب‌های کودک و نوجوان محدود به نقاشی‌هایی شده است که مکمل داستان هستند نه روایت‌کننده آن. به منظور ارزیابی بیشتر این موضوع و همچنین بررسی چالش‌ها و راهکارهای پیش رو به گفت‌وگو با کیانوش غریب‌پور، پرداخته‌ایم. کیانوش غریب‌پور، طراح گرافیک، تصویرگر و مدیر هنری است. وی از سال ۶۸ فعالیت خود را در زمینه تصویرگری مطبوعات و ادبیات کودک آغاز کرد و جوایز متعددی در جشنواره‌های مختلف داخلی و بین‌المللی به‌دست آورد. وی عضو هیأت بنیانگذار و دبیر دائمی جشنواره تصویرگری شاهکارهای ادبی ایران، مدیر هنری نشر افق و کانون فرهنگی‌هنری نی‌داوود و عضو هیأت مدیره انجمن طراحان پوستر تئاتر ایران و نایب رئیس سابق هیأت مدیره و سخنگوی انجمن تصویرگران کتاب کودک است.
 
آقای غریب‌پور لطفا در ابتدا و برای آشنایی بیشتر مخاطبان، توضیحاتی درباره تاریخچه کمیک استریپ در دنیا بیان کنید.
کمیک استریپ، یا همان «باند سینه» (به فرانسه) بیش‌تر در فرانسه و در مجلات عمومی با مخاطبان عموما جوان، پا گرفت. اما این پدیده‌ هم، مثل بسیاری از هنرهای دیگر، به آمریکا رفت و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن جدید، شکل کامل‌تری به‌خود گرفت و با نام کمیک استریپ، ترویج شد. تبادل فرهنگی پس از جنگ، کمیک استریپ آمریکایی را به ژاپن برد و به زایش سبک «مانگا» منجر شد که اثرهای جدیدی بر ساختار تیپیکال و نظام‌مند کمیک جهانی گذاشت. امروزه بهتر است Comic Illustration را برای این ژانر به‌کار ببریم و تنها نوعی از آن را با نام کمیک استریپ شناسایی کنیم. در واقع کمیک استریپ محصول دوره‌ای از تمدن غربی است که در آن نیاز به روایت داستان‌های دنباله‌دار با ماجراهای حادثه‌ای، از حد متن‌های بدون تصویر و تصویرهای تک‌فریم، فراتر رفت. نیاز زمانه به «حرکت» و «توالی» در تصویر، برای روایت ژانرهای داستانی پرحادثه، همان‌طور که ظهور و رشد سینما را دامن می‌زد، کمیک‌ را هم بالغ کرد.
 
کدام دسته از مخاطبان بیشتر جذب آن می‌شوند؟
مخاطبان کمیک در ابتدا نسل جوانی بود که درپی درک جدیدی از جهان و الگوهای زندگی بود. اما به تدریج این ژانر ظرفیت‌های جدیدی از خود نشان داد و با توسعه‌ مفهموم «تصویر متحرک» دامنه‌ مخاطبان آن، وسیع‌تر و متنوع‌تر شد. امروز هم کمیک طیف وسیعی از مخاطبان در گروه‌های سنی را تغذیه می‌کند. به‌شرطی که خواننده از منطق توالی تصویر لذت ببرد و موضوع‌هایی را که به‌طور عرفی روایت می‌شود، بپسندد.
 
به نظر شما مهم‌ترین جذابیت‌های کمیک استریپ چیست؟
توالی حرکت و امکان روایت زنده و پویای داستان‌های ماجرایی و حادثه‌ای مهم‌ترین نقطه‌ جذب کمیک است. اما من گمان می‌کنم زنده ماندن کمیک، با وجود انواع تصویر متحرک و انیمیشن، به دلیل امکان دخالت قوه‌ تخیل فعال خواننده در کامل کردن تصویرهایی است که ذهن او می‌سازد، اما در تصویر وجود ندارد.
 
در این زمینه، نظریه‌‌ تندروانه‌ای وجود دارد که تصویرگری برای داستان را مزاحم تخیل فعال خواننده می‌داند، نظر شما در این باره چیست؟
براساس این نظریه باید گذاشت ذهن خواننده، تصویر ذهنی خود را از داستان بسازد و از حاصل متن و خیال شخصی‌اش، لذت ببرد. این نظریه در عمل، طرفداران کمی دارد. اما می‌توان از این تئوری چنین برداشت کرد که هرچه بتوان تصویرهای کلیدی به خواننده داد و به او فرصت داد بقیه را ذهن‌اش بسازد، حد متعادل‌تری از این نظریه را عملی کرده‌ایم. این همان الگوی فراگیری است که در تصویرگری ادبیات داستانی وجود دارد. کمیک، دقیقا در جایی از تصویرگری ایستاده که یک قدم جلوتر از آن، سلب اختیار کامل از خواننده است. یعنی اگر قدمی جلوتر برود، در عمل دیگر ادبیات نیست و سینما خواهد بود. کمیک با ظرافت در یک قدمی سینما می‌ایستد و اجازه می‌دهد خوانند‌ه‌ با دخالت دادن خیال شخصی، از چیزی بین تصویرذهنی و تصویر متحرک، لذت ببرد.
 
با توجه به اینکه کمیک استریپ از طریق تاثیرات غیرمستقیم بر ذهن کودک می‌تواند موجب نهادینه کردن فرهنگ خاصی در کودکان باشد، چرا از این ظرفیت برای انتقال فرهنگی استفاده نمی‌شود؟
کمیک به دلیل ساختار درونی و ماهیت وجود‌ی‌اش، یک خرده فرهنگ است. پایه‌های این خرده فرهنگ در الگوی زندگی و زبان بدنِ خاستگاه‌‌های غربی‌اش شکل گرفته و به‌عنوان یک الگوی کلی در ذات کمیک باقی مانده است. طبیعی است که درک این خرده‌ فرهنگ ممکن است اغلب به احساس یگانگی با الگوی رفتاری خاستگاه کمیک منجر شود. اما این مربوط به محدوده‌ «ترجمه» است. یعنی غلبه‌ نگاه غربی به کمیک، به هیچ وجه مانع استفاده از آن در ژانرهای تألیفی نمی‌شود.
 
امروزه کمیک استریپ تبدیل به یک کار تیمی شده است، به نظر شما چقدر ظرفیت کار تیمی در این زمینه به خصوص در حوزه ادبیات کودک در کشور ما وجود دارد؟
کمیک همواره از یک مجموعه الگوهای تیپیکال در طراحی برخوردار بوده که در مکتب «مانگا» به اوج رسیده است. در مانگا الگوهای طراحی و عناصر همسان به حدی زیاد است که عملا امکان وجود سبک شخصی را از تصویرگری می‌گیرد. در حقیقت، نوع مخاطب، سرعت تولید داستان‌، تیراژ زیاد عنوان و نسخه‌ها و فاصله‌ کم بین انتشار داستان‌های پی‌درپی، کمیک را بیش از یک هنر به یک صنعت بدل کرده است. البته روشن است که حضور سبک‌های شخصی هنرمندان در ژانر کمیک منتفی نیست، اما در مقابل تولید انبوه و صنعتی کتاب‌های کمیک، بسیار محدود است. این شیوه را می‌توان در هرجای دنیا، از جمله ایران بازسازی کرد. یعنی تیم‌های تصویرگری برای تولید کمیک راه‌اندازی کرد. اگرچه مانع مهم تشکیل دادن چنین تیم‌هایی، ضعف عمومی طراحی و تکنیک است اما مانع اصلی، فراهم نبودن زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی است. به این معنی که کمیک هم از نظر متن و توان نویسندگی، هم از نظر حضور تصویرگران توانمند مختص به این شیوه و هم از نظر زمینه‌های فرهنگی ـ اجتماعی با مانع‌های متعددی روبه‌روست. 
 
به عنوان یک تصویرگر، این موانع را تشریح می‌کنید؟
تولید آثار کمیک استریپ در کشور ما بسیار محدود و کم‌رونق است. از نظر مواجهه‌ تصویرگران خبره نیز کمیک ژانری غیرفرهنگی و غیرهنرمندانه محسوب می‌شود و از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است. من شخصا موافق نیستم که این دیدگاه‌ها درست است یا باید برای همیشه آن‌ها را معتبر دانست. با این وجود، هنوز نمونه‌های خوبی از کمیک ایرانی که بتواند با قدرت و چیرگی، این دیدگاه‌ها را تغییر بدهد ندیده‌ایم و دست طرفداران کمیک برای دفاع از آن بسته است. هنرمندان تصویرگری هم که با این زبان آشنا و به تکنیک‌های آن مسلط‌اند عموما درگیر پروژه‌های شخصی‌اند یا جذب بازارهای خارجی ‌شده‌اند.
 
همانطور که می‌دانید ما داستان‌ها و حکایت‌های کهن و منابع غنی‌ای مانند هزار و یک شب، کلیله و دمنه و شاهنامه داریم. به نظر شما این داستان‌ها و روایت‌ها چقدر ظرفیت برای کمیک شدن دارند؟ 
داستان‌نویسی برای کمیک مثل اقتباس سینمایی است. نویسنده باید بتواند متن را برای یک ژانر متمایز از منطق کلاسیک تصویرگری، تنظیم کند. طبیعی است که اسناد تاریخی ادبیات داستانی ایران و شرق، به‌خودی خود ظرفیت‌های قطعی برای خلق کتاب‌های کمیک را ندارد و باید برای این شکل از تصویرگری، بازنویسی و تنظیم شود. تصویرگری در گرو روایت است. اگر اقتباس‌های کمیک از متن‌های کلاسیک ادبیات ما فراهم شود، هنرمندی هم که توانایی کار در آن مکتب را دارد، بر همان منطق تصویرگری خواهد کرد. با این همه زمینه‌ فرهنگی موضوع از همه چیز مهم‌تر است. جامعه‌ ادبی و جامعه‌ مخاطب باید آمادگی دیدن شکل جدیدی از روایت‌های داستانی اساطیر را پیدا کنند. چون واکنش‌های بعدی که وجود خواهد داشت، کم‌تر به تصویرگری و بیشتر به تغییراتی است که در اقتباس کمیک از متن داستان خواهد شد.
 
در سال‌های اخیر شاهد ارائه ترجمه کتاب‌های کمیک از سوی برخی ناشران هستیم. شما این‌گونه آثار را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید افزایش تعداد آثار ترجمه در این حوزه چه تاثیری بر افزایش آثار تالیفی دارد؟
من در سال‌های اخیر نمونه‌‌ موفقی در این حوزه ندیده‌ام. اوائل دهه‌ هشتاد، مدیریت هنری و طراحی گرافیک چند مجموعه‌ کمیک را بر عهده داشتم که با وجود این‌که مجموعه‌های بسیار خوبی بودند و بسیار دقیق و درست ترجمه شده بودند و گرافیک و چاپی کم اشتباه داشتند، نتوانستند در بازار ماندگار شوند. در آن روزها انیمیشن آن داستان‌ها از تلویزیون پخش می‌شد و زمینه‌ فرهنگی هم برای مخاطب وجود داشت اما به هر دلیل و شاید کوتاهی ناشر، ماندگار نشدند. جالب است که من  همیشه از ناشران می‌شنوم که در ایران، جز «تن تن» هیچ مجموعه‌ کمیک دیگری، به اصطلاح نمی‌گیرد!
 
اخیرا در کشور ما مبحث کمیک آموزشی مطرح شده است، نظر شما در این مورد چیست؟
مسلما خوب است. اما اگر زمینه‌ کار واقعی و نشر کتاب کمیک فراهم نباشد، این آموزش و استعدادها در حد رویا باقی می‌ماند و به هدر می‌رود.
 
شما تا به حال آثار زیادی تولید کرده‌اید، تا چه اندازه به تولید کتاب در زمینه کمیک استریپ توجه داشته‌اید؟
من بیشتر مدیر هنری و معلم تصویرگری‌ام. البته در کلاس‌های تصویرگری‌ام به مفاهیمی که در تصویرگری کمیک وجود دارد، مخصوصا «طراحی موقعیت‌های دشوار و اکشن» توجه می‌کنم و به‌عنوان پروژه با شاگردانم کار می‌کنم. اما نه برای کتاب کمیک، بیش‌تر برای عبور از فریم‌های ساکن و بی‌حرکت. نمی‌دانم اگر من ناشر بودم به کتاب کمیک می‌پرداختم یا نه، اما تردید ندارم که باید این ژانر در کتاب‌های ما وجود داشته باشد، چه ترجمه‌، چه تألیف. فقط امیدوارم حالا که همه برای انتشار این نوع کتاب‌ها دست دست می‌کنند، چیزی که خواهیم دید شایسته‌ این همه انتظار و بحث و مجادله باشد.

غریب‌پور: کمیک استریپ از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است/ دخالت تخیل خواننده در تکمیل تصاویر این هنر را زنده نگه می‌دارد

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- مریم معمار- کمیک استریپ به دلیل اینکه داستان‌ها و مطالب مورد نظر را با زبان تصویر به مخاطب منتقل می‌کند، جایگاه خاصی در میان مردم دارد و در اغلب کشورهای مطرح در حوزه ادبیات، بخش بسیار مهمی از تولیدات کتاب کودک و نوجوان را به خود اختصاص داده و سال‌هاست که مورد توجه ناشران و مخاطبان قرار گرفته است، درحالی که در ایران چندان مورد توجه نیست و آثار زیادی در این زمینه تولید نمی شود. به همین دلیل در کشور ما، تصویرسازی‌های کتاب‌های کودک و نوجوان محدود به نقاشی‌هایی شده است که مکمل داستان هستند نه روایت‌کننده آن. به منظور ارزیابی بیشتر این موضوع و همچنین بررسی چالش‌ها و راهکارهای پیش رو به گفت‌وگو با کیانوش غریب‌پور، پرداخته‌ایم. کیانوش غریب‌پور، طراح گرافیک، تصویرگر و مدیر هنری است. وی از سال ۶۸ فعالیت خود را در زمینه تصویرگری مطبوعات و ادبیات کودک آغاز کرد و جوایز متعددی در جشنواره‌های مختلف داخلی و بین‌المللی به‌دست آورد. وی عضو هیأت بنیانگذار و دبیر دائمی جشنواره تصویرگری شاهکارهای ادبی ایران، مدیر هنری نشر افق و کانون فرهنگی‌هنری نی‌داوود و عضو هیأت مدیره انجمن طراحان پوستر تئاتر ایران و نایب رئیس سابق هیأت مدیره و سخنگوی انجمن تصویرگران کتاب کودک است.
 
آقای غریب‌پور لطفا در ابتدا و برای آشنایی بیشتر مخاطبان، توضیحاتی درباره تاریخچه کمیک استریپ در دنیا بیان کنید.
کمیک استریپ، یا همان «باند سینه» (به فرانسه) بیش‌تر در فرانسه و در مجلات عمومی با مخاطبان عموما جوان، پا گرفت. اما این پدیده‌ هم، مثل بسیاری از هنرهای دیگر، به آمریکا رفت و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن جدید، شکل کامل‌تری به‌خود گرفت و با نام کمیک استریپ، ترویج شد. تبادل فرهنگی پس از جنگ، کمیک استریپ آمریکایی را به ژاپن برد و به زایش سبک «مانگا» منجر شد که اثرهای جدیدی بر ساختار تیپیکال و نظام‌مند کمیک جهانی گذاشت. امروزه بهتر است Comic Illustration را برای این ژانر به‌کار ببریم و تنها نوعی از آن را با نام کمیک استریپ شناسایی کنیم. در واقع کمیک استریپ محصول دوره‌ای از تمدن غربی است که در آن نیاز به روایت داستان‌های دنباله‌دار با ماجراهای حادثه‌ای، از حد متن‌های بدون تصویر و تصویرهای تک‌فریم، فراتر رفت. نیاز زمانه به «حرکت» و «توالی» در تصویر، برای روایت ژانرهای داستانی پرحادثه، همان‌طور که ظهور و رشد سینما را دامن می‌زد، کمیک‌ را هم بالغ کرد.
 
کدام دسته از مخاطبان بیشتر جذب آن می‌شوند؟
مخاطبان کمیک در ابتدا نسل جوانی بود که درپی درک جدیدی از جهان و الگوهای زندگی بود. اما به تدریج این ژانر ظرفیت‌های جدیدی از خود نشان داد و با توسعه‌ مفهموم «تصویر متحرک» دامنه‌ مخاطبان آن، وسیع‌تر و متنوع‌تر شد. امروز هم کمیک طیف وسیعی از مخاطبان در گروه‌های سنی را تغذیه می‌کند. به‌شرطی که خواننده از منطق توالی تصویر لذت ببرد و موضوع‌هایی را که به‌طور عرفی روایت می‌شود، بپسندد.
 
به نظر شما مهم‌ترین جذابیت‌های کمیک استریپ چیست؟
توالی حرکت و امکان روایت زنده و پویای داستان‌های ماجرایی و حادثه‌ای مهم‌ترین نقطه‌ جذب کمیک است. اما من گمان می‌کنم زنده ماندن کمیک، با وجود انواع تصویر متحرک و انیمیشن، به دلیل امکان دخالت قوه‌ تخیل فعال خواننده در کامل کردن تصویرهایی است که ذهن او می‌سازد، اما در تصویر وجود ندارد.
 
در این زمینه، نظریه‌‌ تندروانه‌ای وجود دارد که تصویرگری برای داستان را مزاحم تخیل فعال خواننده می‌داند، نظر شما در این باره چیست؟
براساس این نظریه باید گذاشت ذهن خواننده، تصویر ذهنی خود را از داستان بسازد و از حاصل متن و خیال شخصی‌اش، لذت ببرد. این نظریه در عمل، طرفداران کمی دارد. اما می‌توان از این تئوری چنین برداشت کرد که هرچه بتوان تصویرهای کلیدی به خواننده داد و به او فرصت داد بقیه را ذهن‌اش بسازد، حد متعادل‌تری از این نظریه را عملی کرده‌ایم. این همان الگوی فراگیری است که در تصویرگری ادبیات داستانی وجود دارد. کمیک، دقیقا در جایی از تصویرگری ایستاده که یک قدم جلوتر از آن، سلب اختیار کامل از خواننده است. یعنی اگر قدمی جلوتر برود، در عمل دیگر ادبیات نیست و سینما خواهد بود. کمیک با ظرافت در یک قدمی سینما می‌ایستد و اجازه می‌دهد خوانند‌ه‌ با دخالت دادن خیال شخصی، از چیزی بین تصویرذهنی و تصویر متحرک، لذت ببرد.
 
با توجه به اینکه کمیک استریپ از طریق تاثیرات غیرمستقیم بر ذهن کودک می‌تواند موجب نهادینه کردن فرهنگ خاصی در کودکان باشد، چرا از این ظرفیت برای انتقال فرهنگی استفاده نمی‌شود؟
کمیک به دلیل ساختار درونی و ماهیت وجود‌ی‌اش، یک خرده فرهنگ است. پایه‌های این خرده فرهنگ در الگوی زندگی و زبان بدنِ خاستگاه‌‌های غربی‌اش شکل گرفته و به‌عنوان یک الگوی کلی در ذات کمیک باقی مانده است. طبیعی است که درک این خرده‌ فرهنگ ممکن است اغلب به احساس یگانگی با الگوی رفتاری خاستگاه کمیک منجر شود. اما این مربوط به محدوده‌ «ترجمه» است. یعنی غلبه‌ نگاه غربی به کمیک، به هیچ وجه مانع استفاده از آن در ژانرهای تألیفی نمی‌شود.
 
امروزه کمیک استریپ تبدیل به یک کار تیمی شده است، به نظر شما چقدر ظرفیت کار تیمی در این زمینه به خصوص در حوزه ادبیات کودک در کشور ما وجود دارد؟
کمیک همواره از یک مجموعه الگوهای تیپیکال در طراحی برخوردار بوده که در مکتب «مانگا» به اوج رسیده است. در مانگا الگوهای طراحی و عناصر همسان به حدی زیاد است که عملا امکان وجود سبک شخصی را از تصویرگری می‌گیرد. در حقیقت، نوع مخاطب، سرعت تولید داستان‌، تیراژ زیاد عنوان و نسخه‌ها و فاصله‌ کم بین انتشار داستان‌های پی‌درپی، کمیک را بیش از یک هنر به یک صنعت بدل کرده است. البته روشن است که حضور سبک‌های شخصی هنرمندان در ژانر کمیک منتفی نیست، اما در مقابل تولید انبوه و صنعتی کتاب‌های کمیک، بسیار محدود است. این شیوه را می‌توان در هرجای دنیا، از جمله ایران بازسازی کرد. یعنی تیم‌های تصویرگری برای تولید کمیک راه‌اندازی کرد. اگرچه مانع مهم تشکیل دادن چنین تیم‌هایی، ضعف عمومی طراحی و تکنیک است اما مانع اصلی، فراهم نبودن زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی است. به این معنی که کمیک هم از نظر متن و توان نویسندگی، هم از نظر حضور تصویرگران توانمند مختص به این شیوه و هم از نظر زمینه‌های فرهنگی ـ اجتماعی با مانع‌های متعددی روبه‌روست. 
 
به عنوان یک تصویرگر، این موانع را تشریح می‌کنید؟
تولید آثار کمیک استریپ در کشور ما بسیار محدود و کم‌رونق است. از نظر مواجهه‌ تصویرگران خبره نیز کمیک ژانری غیرفرهنگی و غیرهنرمندانه محسوب می‌شود و از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است. من شخصا موافق نیستم که این دیدگاه‌ها درست است یا باید برای همیشه آن‌ها را معتبر دانست. با این وجود، هنوز نمونه‌های خوبی از کمیک ایرانی که بتواند با قدرت و چیرگی، این دیدگاه‌ها را تغییر بدهد ندیده‌ایم و دست طرفداران کمیک برای دفاع از آن بسته است. هنرمندان تصویرگری هم که با این زبان آشنا و به تکنیک‌های آن مسلط‌اند عموما درگیر پروژه‌های شخصی‌اند یا جذب بازارهای خارجی ‌شده‌اند.
 
همانطور که می‌دانید ما داستان‌ها و حکایت‌های کهن و منابع غنی‌ای مانند هزار و یک شب، کلیله و دمنه و شاهنامه داریم. به نظر شما این داستان‌ها و روایت‌ها چقدر ظرفیت برای کمیک شدن دارند؟ 
داستان‌نویسی برای کمیک مثل اقتباس سینمایی است. نویسنده باید بتواند متن را برای یک ژانر متمایز از منطق کلاسیک تصویرگری، تنظیم کند. طبیعی است که اسناد تاریخی ادبیات داستانی ایران و شرق، به‌خودی خود ظرفیت‌های قطعی برای خلق کتاب‌های کمیک را ندارد و باید برای این شکل از تصویرگری، بازنویسی و تنظیم شود. تصویرگری در گرو روایت است. اگر اقتباس‌های کمیک از متن‌های کلاسیک ادبیات ما فراهم شود، هنرمندی هم که توانایی کار در آن مکتب را دارد، بر همان منطق تصویرگری خواهد کرد. با این همه زمینه‌ فرهنگی موضوع از همه چیز مهم‌تر است. جامعه‌ ادبی و جامعه‌ مخاطب باید آمادگی دیدن شکل جدیدی از روایت‌های داستانی اساطیر را پیدا کنند. چون واکنش‌های بعدی که وجود خواهد داشت، کم‌تر به تصویرگری و بیشتر به تغییراتی است که در اقتباس کمیک از متن داستان خواهد شد.
 
در سال‌های اخیر شاهد ارائه ترجمه کتاب‌های کمیک از سوی برخی ناشران هستیم. شما این‌گونه آثار را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید افزایش تعداد آثار ترجمه در این حوزه چه تاثیری بر افزایش آثار تالیفی دارد؟
من در سال‌های اخیر نمونه‌‌ موفقی در این حوزه ندیده‌ام. اوائل دهه‌ هشتاد، مدیریت هنری و طراحی گرافیک چند مجموعه‌ کمیک را بر عهده داشتم که با وجود این‌که مجموعه‌های بسیار خوبی بودند و بسیار دقیق و درست ترجمه شده بودند و گرافیک و چاپی کم اشتباه داشتند، نتوانستند در بازار ماندگار شوند. در آن روزها انیمیشن آن داستان‌ها از تلویزیون پخش می‌شد و زمینه‌ فرهنگی هم برای مخاطب وجود داشت اما به هر دلیل و شاید کوتاهی ناشر، ماندگار نشدند. جالب است که من  همیشه از ناشران می‌شنوم که در ایران، جز «تن تن» هیچ مجموعه‌ کمیک دیگری، به اصطلاح نمی‌گیرد!
 
اخیرا در کشور ما مبحث کمیک آموزشی مطرح شده است، نظر شما در این مورد چیست؟
مسلما خوب است. اما اگر زمینه‌ کار واقعی و نشر کتاب کمیک فراهم نباشد، این آموزش و استعدادها در حد رویا باقی می‌ماند و به هدر می‌رود.
 
شما تا به حال آثار زیادی تولید کرده‌اید، تا چه اندازه به تولید کتاب در زمینه کمیک استریپ توجه داشته‌اید؟
من بیشتر مدیر هنری و معلم تصویرگری‌ام. البته در کلاس‌های تصویرگری‌ام به مفاهیمی که در تصویرگری کمیک وجود دارد، مخصوصا «طراحی موقعیت‌های دشوار و اکشن» توجه می‌کنم و به‌عنوان پروژه با شاگردانم کار می‌کنم. اما نه برای کتاب کمیک، بیش‌تر برای عبور از فریم‌های ساکن و بی‌حرکت. نمی‌دانم اگر من ناشر بودم به کتاب کمیک می‌پرداختم یا نه، اما تردید ندارم که باید این ژانر در کتاب‌های ما وجود داشته باشد، چه ترجمه‌، چه تألیف. فقط امیدوارم حالا که همه برای انتشار این نوع کتاب‌ها دست دست می‌کنند، چیزی که خواهیم دید شایسته‌ این همه انتظار و بحث و مجادله باشد.

غریب‌پور: کمیک استریپ از نظر سیاست‌گذاران فرهنگی نماینده‌ فرهنگ غربی است/ دخالت تخیل خواننده در تکمیل تصاویر این هنر را زنده نگه می‌دارد

خرم خبر

شیخ‌الحکمایی: کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند/ کاش سیاستمداران دستی در عرصه فرهنگ داشتند

Published by:

شیخ‌الحکمایی: کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند/ کاش سیاستمداران دستی در عرصه فرهنگ داشتند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «کتیبه‌های خیوه» تالیف مجتبی کرمی با سخنرانی دکتر بهرام امیراحمدیان (استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران)، محسن جعفری‌مذهب (عضو هیات علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی)، عمادالدین شیخ‌الحکمایی (مسئول بخش کتیبه‌ها و اسناد مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران) و مولف اثر دوشنبه 21 تیرماه در سرای اهل قلم برگزار شد.
 
کتیبه‌ها در جهان امروز میراث بشری هستند

شیخ‌الحکمایی گفت: متاسفانه کسانی که به عنوان نماینده فرهنگی ایران در کشورهای دیگر حضور دارند، نه تنها شناخت درستی از فرهنگ ایران دارند بلکه از کشور مخاطب نیز اطلاعات درستی ندارند و بیشتر سیاست‌زده هستند. در حالی که فلسفه وجودی چنین مراکز و نهادهایی در خارج از ایران شناخت فرهنگ و تاریخ ایران و معرفی آن به کشور مخاطب است تا از این میان ارتباط فرهنگی شکل بگیرد.
 
وی با بیان برخی کاستی‌های کتاب «کتیبه‌های خیوه» اظهار کرد: در سخنان شفاهی که مولف بیان کرد به پیشینه تحقیق به طور مفصل پرداخت در حالی که در کتاب برخی از این توضیحات ارائه نشده است. درباره کاتالوگ‌ها و تصاویری که به بازخوانی کتیبه‌ها کمک کرده، نیاز به جزئیات بیشتری است.
 
مسئول بخش کتیبه‌ها و اسناد مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران عنوان کرد: اشاره به فرانسوی‌ها در بازخوانی کتیبه‌ها شد، باید گفت کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند و آنها نیز در بازخوانی این میراث سابقه طولانی دارند و سال‌هاست مجموعه مفصلی به نام «گزارش کتیبه‌نویسی عرب» را در دست جمع‌آوری دارند و بخشی از آن را نیز به صورت دیجیتال منتشر کردند. بنابراین حضورشان در تاشکند برای بازخوانی کتیبه‌های خیوه فارغ از تعلق این میراث به کشور خاصی است و تنها تاکید بر میراث بشری است. البته کارشناسان فرانسوی با تسلط و سابقه‌ای که در این حیطه دارند در تلاشند تا میراث بشری را بازخوانی کنند.

شیخ‌الحکمایی بیان کرد: چارچوب ویرایشی برای کتاب در نظر گرفته نشده است. از طرفی در تحلیل نقوش و حجاری آنها سخنی به میان نیامده و تنها به انعکاس متن آین آثار بسنده شده است. در کتاب، تصاویر کتیبه‌هایی که نام آنها به میان آمده، وجود ندارد. شاید این خلا به دلیل ملاحظات ناشر لحاظ شده که این کمبود می‌توانست با ضمیمه کردن یک cd برطرف شود. مولف با تکثیر تصاویر کتیبه‌ها این آثار را به مخاطب با کمترین هزینه ارائه می‌کرد.

وی افزود: نکته مهم دیگری که جای آن در کتاب خالی است، نبود نمایه است. این اثر نیازمند نمایه است تا زمانی که مخاطب کتیبه‌های را مشاهده می‌کند، بتواند با استفاده از نمایه اشخاص به آسانی معمار آن را پیدا کند. در پژوهش‌های امروزی که زمان ارزش بسیاری دارد مخاطب به دلیل کمبود وقت نمی‌تواند صدها کتاب را جستجو کند تا با استفاده از آن آثار نام معمار یا خطاط کتیبه مدنظرش را پیدا کند. بنابراین گذاشتن فهرست می‌تواند سرعت مطالعه یک کتاب را چند برابر کند ضمن اینکه مخاطب با چنین کتابی راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند. با سپاس از مولف کتاب «کتیبه های خیوه» امیدوارم تمام کسانی که در عرصه سیاست دستی دارند دستی نیز در عرصه فرهنگ داشته باشند.

گزارش تکمیلی به زودی منتشر می شود.

شیخ‌الحکمایی: کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند/ کاش سیاستمداران دستی در عرصه فرهنگ داشتند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نشست نقد و بررسی کتاب «کتیبه‌های خیوه» تالیف مجتبی کرمی با سخنرانی دکتر بهرام امیراحمدیان (استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران)، محسن جعفری‌مذهب (عضو هیات علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی)، عمادالدین شیخ‌الحکمایی (مسئول بخش کتیبه‌ها و اسناد مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران) و مولف اثر دوشنبه 21 تیرماه در سرای اهل قلم برگزار شد.
 
کتیبه‌ها در جهان امروز میراث بشری هستند

شیخ‌الحکمایی گفت: متاسفانه کسانی که به عنوان نماینده فرهنگی ایران در کشورهای دیگر حضور دارند، نه تنها شناخت درستی از فرهنگ ایران دارند بلکه از کشور مخاطب نیز اطلاعات درستی ندارند و بیشتر سیاست‌زده هستند. در حالی که فلسفه وجودی چنین مراکز و نهادهایی در خارج از ایران شناخت فرهنگ و تاریخ ایران و معرفی آن به کشور مخاطب است تا از این میان ارتباط فرهنگی شکل بگیرد.
 
وی با بیان برخی کاستی‌های کتاب «کتیبه‌های خیوه» اظهار کرد: در سخنان شفاهی که مولف بیان کرد به پیشینه تحقیق به طور مفصل پرداخت در حالی که در کتاب برخی از این توضیحات ارائه نشده است. درباره کاتالوگ‌ها و تصاویری که به بازخوانی کتیبه‌ها کمک کرده، نیاز به جزئیات بیشتری است.
 
مسئول بخش کتیبه‌ها و اسناد مؤسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران عنوان کرد: اشاره به فرانسوی‌ها در بازخوانی کتیبه‌ها شد، باید گفت کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند و آنها نیز در بازخوانی این میراث سابقه طولانی دارند و سال‌هاست مجموعه مفصلی به نام «گزارش کتیبه‌نویسی عرب» را در دست جمع‌آوری دارند و بخشی از آن را نیز به صورت دیجیتال منتشر کردند. بنابراین حضورشان در تاشکند برای بازخوانی کتیبه‌های خیوه فارغ از تعلق این میراث به کشور خاصی است و تنها تاکید بر میراث بشری است. البته کارشناسان فرانسوی با تسلط و سابقه‌ای که در این حیطه دارند در تلاشند تا میراث بشری را بازخوانی کنند.

شیخ‌الحکمایی بیان کرد: چارچوب ویرایشی برای کتاب در نظر گرفته نشده است. از طرفی در تحلیل نقوش و حجاری آنها سخنی به میان نیامده و تنها به انعکاس متن آین آثار بسنده شده است. در کتاب، تصاویر کتیبه‌هایی که نام آنها به میان آمده، وجود ندارد. شاید این خلا به دلیل ملاحظات ناشر لحاظ شده که این کمبود می‌توانست با ضمیمه کردن یک cd برطرف شود. مولف با تکثیر تصاویر کتیبه‌ها این آثار را به مخاطب با کمترین هزینه ارائه می‌کرد.

وی افزود: نکته مهم دیگری که جای آن در کتاب خالی است، نبود نمایه است. این اثر نیازمند نمایه است تا زمانی که مخاطب کتیبه‌های را مشاهده می‌کند، بتواند با استفاده از نمایه اشخاص به آسانی معمار آن را پیدا کند. در پژوهش‌های امروزی که زمان ارزش بسیاری دارد مخاطب به دلیل کمبود وقت نمی‌تواند صدها کتاب را جستجو کند تا با استفاده از آن آثار نام معمار یا خطاط کتیبه مدنظرش را پیدا کند. بنابراین گذاشتن فهرست می‌تواند سرعت مطالعه یک کتاب را چند برابر کند ضمن اینکه مخاطب با چنین کتابی راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند. با سپاس از مولف کتاب «کتیبه های خیوه» امیدوارم تمام کسانی که در عرصه سیاست دستی دارند دستی نیز در عرصه فرهنگ داشته باشند.

گزارش تکمیلی به زودی منتشر می شود.

شیخ‌الحکمایی: کتیبه‌ها بخشی از میراث بشری هستند/ کاش سیاستمداران دستی در عرصه فرهنگ داشتند

خبرگزاری دانشگاه های کشور

حمید احمدی «مدیریت بحران‌های قومی» را نوشت/ «سیاست و حکومت در خاورمیانه» و مساله داعش در راه است

Published by:

حمید احمدی «مدیریت بحران‌های قومی» را نوشت/ «سیاست و حکومت در خاورمیانه» و مساله داعش در راه است

حمید احمدی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره کتاب‌های در دست تالیف و تحقیق خود به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: کتاب «مدیریت بحران‌های قومی» را در دست نگارش دارم، در این اثر ایران و شش کشور جهان مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته‌اند.
 
وی افزود: این کتاب که به کمک انتشارات دانشگاه تهران و یک موسسه تحقیقاتی آماده انتشار است به مقایسه ایران با کشورهای جهان از جمله دو کشور توسعه‌یافته (کانادا و اسپانیا)، در خاورمیانه (عراق و لبنان) و (آفریقای جنوبی و مالزی) پرداخته است و جایگاه ایران را در بحران‌های قومی بررسی می‌کند.
 
این پژوهشگر درباره کتاب دیگری که در دست تالیف دارد، بیان کرد: «سیاست و حکومت در خاورمیانه» کتابی آمیخته‌ با تاریخ و اندیشه است و جریان‌های سیاسی و گرایش‌های فکری را مدنظر قرار داده است. در این اثر به مسائل امروز از جمله زنان، نخبگان سیاسی و فِرقه‌گرایی نیز اشاره شده است.
 
این استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره پرداختن به داعش در کتاب «سیاست و حکومت در خاورمیانه» اظهار کرد: در این کتاب به مساله داعش در بخش اسلام سیاسی اشاره شده و یکی از مسائلی است که مدنظرم قرار گرفته است. تالیف این کتاب تا دو ماه آینده طول خواهد کشید و پس از آن آماده انتشار خواهد شد.
 
از حمید احمدی دو کتاب «هویت ایرانی» و «تراژدی علوم سیاسی» نیز منتشر شده است. 

حمید احمدی «مدیریت بحران‌های قومی» را نوشت/ «سیاست و حکومت در خاورمیانه» و مساله داعش در راه است

حمید احمدی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره کتاب‌های در دست تالیف و تحقیق خود به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: کتاب «مدیریت بحران‌های قومی» را در دست نگارش دارم، در این اثر ایران و شش کشور جهان مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته‌اند.
 
وی افزود: این کتاب که به کمک انتشارات دانشگاه تهران و یک موسسه تحقیقاتی آماده انتشار است به مقایسه ایران با کشورهای جهان از جمله دو کشور توسعه‌یافته (کانادا و اسپانیا)، در خاورمیانه (عراق و لبنان) و (آفریقای جنوبی و مالزی) پرداخته است و جایگاه ایران را در بحران‌های قومی بررسی می‌کند.
 
این پژوهشگر درباره کتاب دیگری که در دست تالیف دارد، بیان کرد: «سیاست و حکومت در خاورمیانه» کتابی آمیخته‌ با تاریخ و اندیشه است و جریان‌های سیاسی و گرایش‌های فکری را مدنظر قرار داده است. در این اثر به مسائل امروز از جمله زنان، نخبگان سیاسی و فِرقه‌گرایی نیز اشاره شده است.
 
این استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره پرداختن به داعش در کتاب «سیاست و حکومت در خاورمیانه» اظهار کرد: در این کتاب به مساله داعش در بخش اسلام سیاسی اشاره شده و یکی از مسائلی است که مدنظرم قرار گرفته است. تالیف این کتاب تا دو ماه آینده طول خواهد کشید و پس از آن آماده انتشار خواهد شد.
 
از حمید احمدی دو کتاب «هویت ایرانی» و «تراژدی علوم سیاسی» نیز منتشر شده است. 

حمید احمدی «مدیریت بحران‌های قومی» را نوشت/ «سیاست و حکومت در خاورمیانه» و مساله داعش در راه است

اپدیت نود32 ورژن 7

گروه تلگرام

«دموکراسی کربنی» داستانی پیچیده از نفت و سیاست در خاورمیانه/ از بحرانی که هرگز روی نداد تا جایزه سرزمین پریان

Published by:

«دموکراسی کربنی» داستانی پیچیده از نفت و سیاست در خاورمیانه/ از بحرانی که هرگز روی نداد تا جایزه سرزمین پریان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دموکراسی کربنی» نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز تالیف تیموتی میچل و با برگردان شهریار خواجیان، تاريخ انرژی را مورد بازانديشی قرار می‌دهد و دركی از سياست‌های زيست محيطی، مبارزه برای دموكراسی و جايگاه خاورميانه در جهان پست مدرن را به دست می‌دهد.

کتاب از هشت فصل تشکیل شده که سرفصل‌های آن عبارتند از: «ماشین دموکراسی»، «جایزه سرزمین پریان»، «رضایت حکومت شوندگان»، «سازوکارهای حسن‌نیت»، «اقتصاد سوخت»، «خرابکاری»، «بحرانی که هرگز روی نداد» و «مک جهاد».

ابتکار بزرگی به نام «فشارسنج جهانی»

پشت جلد کتاب آمده است: «آیا ثروت نفت به فقر سیاسی می‌انجامد؟ اغلب چنین به نظر می‌رسد، اما دموکراسی کربنی از داستان پیچیده‌تری می‌گوید. در این خوانش استادانه، تیموتی میچل تاریخ انرژی را مورد بازاندیشی قرار می‌دهد و درکی از سیاست‌های زیست محیطی، مبارزه برای دموکراسی و جایگاه خاورمیانه در جهان پست مدرن به دست می‌دهد.»
 
نویسنده در «پیشگفتار» کتاب با اشاره به فشارسنج جهانی آورده است: «یک نمونه اخیر پژوهش‌های مرتبط با دموکراسی‌سازی در خاورمیانه، یعنی پروژه «فشارسنج عربی» را در نظر بگیریم، این پروژه در مورد وجود نگرش‌ها و گرایش‌های فردی سودمند به حال دموکراسی در پنج کشور عربی به نظرسنجی پرداخت. این گرایش‌ها شامل «بردباری سیاسی، احترام به تنوع دیدگاه‌ها، فعالیت‌های مدنی و اعتماد به افراد» بود. برنامه ابتدا با کمک مالی طرح «ابتکار مشارکت خاورمیانه» وزارت خارجه آمریکا آغاز شد و اداره آن را هیاتی از پژوهشگران کشورهایی به عهده داشتند که پروژه مذکور در پی سنجش و ثبت فرهنگ سیاسی‌شان بود. فشارسنج عربی بخشی از یک ابتکار بزرگ‌تر به نام «فشارسنج جهانی» است که پژوهش‌های مشابهی در آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر مناطق انجام می‌دهد.» (ص 14)
 
«ماشین دموکراسی» در فصل نخست گنجانده شده که به زغال سنگ و سیاست توده‌گرا و در اروپا و امریکا در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم آغاز می‌شود که در سطوری از آن می‌خوانیم: «دو جنگ جهانی در قرن بیستم به محدود کردن عرضه و جابه‌جایی نفت کمک کرد، اما بین دو جنگ شرکت‌های داخلی ایالات متحده که بیشتر نفت جهان را در آن زمان تولید می‌کردند، و چند شرکت نفتی‌ که در پی کنترل تجارت بین‌المللی بودند، به سازوکارهای جدیدی برای محدود کردن تولید و توزیع انرژی نیاز داشتند. راهکارهایی که آن‌ها ایجاد کردند شامل سهمیه‌های دولتی و کنترل قیمت‌ها در ایالات متحده، ترتیبات کارتلی حاکم بر توزیع و بازاریابی جهانی نفت، توافقات کنسرسیومی برای کاهش روند اکتشافات جدید نفتی در خاورمیانه و عاملیت‌های سیاسی می‌شدند تا تهدید کسانی را مدیریت کنند که در خاورمیانه و نقاط دیگر مخالف نظام خرابکاری شرکت‌های نفتی بودند.» (ص 61)
 
ایده‌ای آمریکایی در اصل تعیین سرنوشت

فصل دوم «جایزه سرزمین پریان» نام دارد و با بررسی خاستگاه‌های صنعت نفت در خاورمیانه آمده است: «شرکت نفت ایران و انگلیس ضمن مقابله با حمله جناحی از بین‌النهرین، با مشکل دومی روبه‌رو شده بود: کسی نفت آن را نمی‌خرید. معلوم شد که نفت خام ایران میزان گوگرد بالایی دارد که بوی آن همراه با رسوباتی که پس از سوختن روی شیشه به جا می‌گذارد، آن را برای استفاده به عنوان نفت سفید ویژه روشنایی نامناسب می‌سازد. بازاری برای این محصولات شرکت وجود نداشت، و سرمایه‌گذاران باتوجه به فقدان چشم‌انداز امیدوارکننده در خصوص سود سهام، تمایلی به تأمین پول برای تکمیل تاسیسات تولید نداشتند. تنها امید برای نفت ایران فروش آن نه برای سوخت روشنایی، که برای سوخت موتورهای بخاری و دیزلی بود. با این همه، چون کمتر موتور نفت‌سوزی در حوالی جنوب ایران وجود داشت، شرکت با ورشکستگی روبه‌رو شد.» (ص 97)

«رضایت حکومت شوندگان» در فصل سوم به بحث درباره امپراتوری عراق و مواد خام آن می‌پردازد. در این مجال با اشاره به «دیپلماسی عمومی» ویلسون می‌خوانیم: «بیشتر تاریخ‌نگاران اصل تعیین سرنوشت را ایده‌ای آمریکایی می‌شمارند. بسیاری نیز به پیوند آن با انقلاب روسیه اذعان می‌کنند. دانیل یرگین می‌نویسد، «در آغاز سال 1918، وودرو ویلسون برای مقابله با جاذبه نیرومند بلشویسم با طرح چهارده ماده‌ای ایدئالیستی خود و فراخوان پرطنین حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و مردم پس از جنگ ظاهر شد.» این‌گونه توصیف حق تعیین سرنوشت بازتابی از حقیقت آمریکایی بودن آن است. نخست، ماشین تبلیغاتی موسوم به «دیپلماسی عمومی» سخنرانی‌های رئیس جمهور ویلسون را در سراسر جهان پخش کرد ـ سخنرانی‌هایی که به «دیپلماسی پنهان» (قراردادهای محرمانه میان قدرت‌های اروپایی برای الحاق سرزمین‌ها) می‌تاخت، اما ابتدا صحبتی از حق تعیین سرنوشت نمی‌کرد. پس از آن‌که ویلسون این اصطلاح را باب کرد، جنبش‌های سیاسی در اروپا، آسیا و آفریقا با توسل به نام رئیس‌جمهور آمریکا و اقتدار ایالات متحده مطالبات خود را برای پایان اشغال جنگی یا استقلال از کنترل امپراتوری ـ که خود ویلسون کمتر از آنها حمایت می‌کرد ـ مطرح کردند.» (ص114)
 
عنوان فصل چهارم «سازوکارهای حسن‌نیت» است که نویسنده درباره واکنش نیروهای سیاسی عراق بر ذخایر نفتی آن می‌نویسد: «پارلمان [انگلیس] دریاداری و وزارت جنگ را واداشته بود تا روش‌های جدید گزارش هزینه‌های نظامی را به کار بندند. در ژوئن 1920،‌ فراکسیون حزب کارگر در پارلمان چرچیل را واداشت تا فاش سازد که اشغال بین‌النهرین سالانه 50 میلیون پوند هزینه دارد. برآمدن جنبش کارگری و تدابیر اجتماعی اتخاذ شده در واکنش به قدرت آن موجب طرح درخواست افشای هزینه‌های امپراتوری شده بود. این به فراخوان حذف اسراف‌کاری و رعایت «صرفه‌جویی» انجامید، که در مطبوعات اعلام شد یک «ضرورت عاجل ملی»‌ است. مجادله بر سر عراق در روزنامه تایمز چنین خلاصه شده بود: «اقتصاد … محک سیاست.» (ص 148)

رابطه دموکراسی قرن بیستم با عصر هیدروکربنی

«اقتصاد سوخت» در فصل پنجم مورد توجه قرار گرفته و در سطوری از آن ورود اقتصاد به عنوان موضوع جدیدی در سیاست مطرح شده است، در این بخش می‌خوانیم: «جان مینارد کینز، اقتصاددانی که با پیوند زدن ارزش پول به نقل و انتقال نفت نقش برجسته‌ای در طراحی این ابزار پس از جنگ داشت، به فرمول‌‌بندی و توصیف یک نوآوری دیگر میانه قرن بیشتم نیز کمک کرد: ابزار مدرن محاسبه و اداره‌ای که «اقتصاد» نامیده شد. پیوندهای بیشتر بین نفت و سیاست‌های دموکراتیک میانه قرن بیستم مربوط به نقش تخصص اقتصادی است. تخصص اقتصادی قرن بیستم به مانند دموکراسی قرن بیستم در رابطه‌ای ویژه با عصر هیدروکربنی شکل گرفت.» (ص 191)
 
فصل ششم «خرابکاری» نام دارد و با تمرکز بر مساله نفت در خاورمیانه بزرگ و عراق آمده است: «یک سال پس از گزارش برنبام، در نوامبر 1968، تلاش ده‌ساله آمریکا برای حفظ ارزش دلار فرو ریخت. آمریکا تلاش کرد که نظام برتن وودز را به سازوکاری تبدیل کند که اجازه می‌داد تا [نرخ] طلا شناور شود، و در تلاش برای مبارزه با تورم از طریق کاهش قیمت داخلی نفت شروع به برداشتن کنترل واردات نفت در سال 1970 کرد، اما این موجب شد که دلار بیشتری راهی خارج شود. تا سال بعد، امریکا بیشتر ذخایر غیرطلای خود را مصرف کرده بود و فقط 22 درصد ذخایر ارزی آن پشتوانه طلا داشت. زمانی که بانک‌ها اروپایی درخواست کردند که پرداخت‌های دلاری‌شان به طلا باشد، آمریکا از این تعهد سر باز زد. کنار گذاشتن استاندارد طلا در اوت 1971 به منزله اعلام ورشکستگی دولت آمریکا بود.» (ص 256)
 
«بحرانی که هرگز روی نداد» در فصل هفتم بررسی شده است، در رابطه با سیاست‌های نفتی آمریکا می‌خوانیم: «کشورهای عربی تولید‌کننده نفت سعی می‌کردند که پیوندی ایجاد کنند تا معادله‌ای بین دسترسی به نفت و سیاست آمریکا در قبال مساله فلسطین برقرار سازند. تاریخ‌نگاران این رویداد، آن پیوند را گسستند. مردم به طور کلی در همین موضع و چنان در صف بنزین سرگرم بودند که فقط به قوانین بازار فکر می‌کردند. در عین حال، مخالفان مذاکرات صلح در کنگره آمریکا به رهبری هنری جکسون، نماینده دموکرات ایالت واشینگتن معروف به «سناتور بوئینگ» (بزرگترین پیمانکار نظامی مستقر در سیاتل واشینگتن) که قهرمان نظامی‌گری فزاینده سیاست خارجی آمریکا، در حال سازماندهی برنامه جیره‌بندی و دیگر تدابیری بودند که امکان عملی کردن قوانین بازار را فراهم می‌ساخت.» (ص 282)
 
نقش طعمه‌ساز رسانه‌های اجتماعی در تصرف میدان تحریر

نویسنده در فصل هشتم «مک جهاد» نگاه متفاوتی به رابطه بین نفت، به اصطلاح جهانی سازی و نیروهای اسلام سیاسی دارد و با استفاده از مفهوم «مک جهاد» آورده است: «گزارش‌های مربوط به اعتراضات منتهی به سقوط دولت مبارک بر نقش رسانه‌های اجتماعی اینترنت محور تأکید دارند، که به سازمان‌دهندگان و طرفداران در برنامه‌ریزی اعتراضات کمک کرد. با این حال، رویداد مهمی که به سرنگونی رژیم انجامید ابتکار تصرف میدان تحریر در 25 ژانویه بود تحولی که رسانه‌های اجتماعی در آن بعضا نقش طعمه‌ساز را ایفا کردند. سازمان دهندگان با آگاهی از این که نیروهای امنیتی برای درهم شکستن هر تلاشی در جهت اشغال این میدان به خشونت روی می‌آورند، از رسانه‌های اجتماعی برای برنامه‌ریزی اعتراضات در بیست منطقه کارگرنشین شهر استفاده کردند، به این امید که نیروهای امنیتی را با پراکندن آن‌ها در مناطق مختلف خسته سازند، و در همان حال جمعیت کثیری را جلب کنند که مجال شکستن حصارهای امنیتی و برقراری پیوند میان آن‌ها در میدان تحریر را افزایش می‌داد.» (ص 341)
 
در «جمع‌بندی» کتاب نیز آمده است: «سیاست قرن بیستم پیرامون موضوع تازه‌ای به نام اقتصاد شکل گرفت. سیاست‌های اقتصاد، سیاست‌های بری از طبیعت بود. عملکردهای محاسباتی طبیعت را از سیاست حذف کردند. این کار از دو راه صورت گرفت: نخست در میانه قرن، با ساختن اقتصاد به مثابه فضایی بینابینی که از دل گردش پول فاقد موجودیت مادی و بعضا از طریق به حساب نیاوردن هزینه استفاده یا اتمام انرژی شکل گرفت؛ دوم از دهه 1990، با استفاده از روش‌های مبتنی بر وفور عرضه برای بازنمایی میزان ذخایر انرژی جهان. این روش‌ها بر پایه ترتیبات غریبی قرار دارند که به واسطه آنها دو نهاد محاسباتی کاملا مجزا کار ارزش‌گذاری نفت را با استفاده از روش‌های محاسباتی متفاوت انجام می‌دهند.» (ص 380)
 
کتاب «دموکراسی کربنی» (نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز) در 447 صفحه، شمارگان یک هزار و 100 نسخه به بهای 29 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

«دموکراسی کربنی» داستانی پیچیده از نفت و سیاست در خاورمیانه/ از بحرانی که هرگز روی نداد تا جایزه سرزمین پریان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دموکراسی کربنی» نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز تالیف تیموتی میچل و با برگردان شهریار خواجیان، تاريخ انرژی را مورد بازانديشی قرار می‌دهد و دركی از سياست‌های زيست محيطی، مبارزه برای دموكراسی و جايگاه خاورميانه در جهان پست مدرن را به دست می‌دهد.

کتاب از هشت فصل تشکیل شده که سرفصل‌های آن عبارتند از: «ماشین دموکراسی»، «جایزه سرزمین پریان»، «رضایت حکومت شوندگان»، «سازوکارهای حسن‌نیت»، «اقتصاد سوخت»، «خرابکاری»، «بحرانی که هرگز روی نداد» و «مک جهاد».

ابتکار بزرگی به نام «فشارسنج جهانی»

پشت جلد کتاب آمده است: «آیا ثروت نفت به فقر سیاسی می‌انجامد؟ اغلب چنین به نظر می‌رسد، اما دموکراسی کربنی از داستان پیچیده‌تری می‌گوید. در این خوانش استادانه، تیموتی میچل تاریخ انرژی را مورد بازاندیشی قرار می‌دهد و درکی از سیاست‌های زیست محیطی، مبارزه برای دموکراسی و جایگاه خاورمیانه در جهان پست مدرن به دست می‌دهد.»
 
نویسنده در «پیشگفتار» کتاب با اشاره به فشارسنج جهانی آورده است: «یک نمونه اخیر پژوهش‌های مرتبط با دموکراسی‌سازی در خاورمیانه، یعنی پروژه «فشارسنج عربی» را در نظر بگیریم، این پروژه در مورد وجود نگرش‌ها و گرایش‌های فردی سودمند به حال دموکراسی در پنج کشور عربی به نظرسنجی پرداخت. این گرایش‌ها شامل «بردباری سیاسی، احترام به تنوع دیدگاه‌ها، فعالیت‌های مدنی و اعتماد به افراد» بود. برنامه ابتدا با کمک مالی طرح «ابتکار مشارکت خاورمیانه» وزارت خارجه آمریکا آغاز شد و اداره آن را هیاتی از پژوهشگران کشورهایی به عهده داشتند که پروژه مذکور در پی سنجش و ثبت فرهنگ سیاسی‌شان بود. فشارسنج عربی بخشی از یک ابتکار بزرگ‌تر به نام «فشارسنج جهانی» است که پژوهش‌های مشابهی در آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر مناطق انجام می‌دهد.» (ص 14)
 
«ماشین دموکراسی» در فصل نخست گنجانده شده که به زغال سنگ و سیاست توده‌گرا و در اروپا و امریکا در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم آغاز می‌شود که در سطوری از آن می‌خوانیم: «دو جنگ جهانی در قرن بیستم به محدود کردن عرضه و جابه‌جایی نفت کمک کرد، اما بین دو جنگ شرکت‌های داخلی ایالات متحده که بیشتر نفت جهان را در آن زمان تولید می‌کردند، و چند شرکت نفتی‌ که در پی کنترل تجارت بین‌المللی بودند، به سازوکارهای جدیدی برای محدود کردن تولید و توزیع انرژی نیاز داشتند. راهکارهایی که آن‌ها ایجاد کردند شامل سهمیه‌های دولتی و کنترل قیمت‌ها در ایالات متحده، ترتیبات کارتلی حاکم بر توزیع و بازاریابی جهانی نفت، توافقات کنسرسیومی برای کاهش روند اکتشافات جدید نفتی در خاورمیانه و عاملیت‌های سیاسی می‌شدند تا تهدید کسانی را مدیریت کنند که در خاورمیانه و نقاط دیگر مخالف نظام خرابکاری شرکت‌های نفتی بودند.» (ص 61)
 
ایده‌ای آمریکایی در اصل تعیین سرنوشت

فصل دوم «جایزه سرزمین پریان» نام دارد و با بررسی خاستگاه‌های صنعت نفت در خاورمیانه آمده است: «شرکت نفت ایران و انگلیس ضمن مقابله با حمله جناحی از بین‌النهرین، با مشکل دومی روبه‌رو شده بود: کسی نفت آن را نمی‌خرید. معلوم شد که نفت خام ایران میزان گوگرد بالایی دارد که بوی آن همراه با رسوباتی که پس از سوختن روی شیشه به جا می‌گذارد، آن را برای استفاده به عنوان نفت سفید ویژه روشنایی نامناسب می‌سازد. بازاری برای این محصولات شرکت وجود نداشت، و سرمایه‌گذاران باتوجه به فقدان چشم‌انداز امیدوارکننده در خصوص سود سهام، تمایلی به تأمین پول برای تکمیل تاسیسات تولید نداشتند. تنها امید برای نفت ایران فروش آن نه برای سوخت روشنایی، که برای سوخت موتورهای بخاری و دیزلی بود. با این همه، چون کمتر موتور نفت‌سوزی در حوالی جنوب ایران وجود داشت، شرکت با ورشکستگی روبه‌رو شد.» (ص 97)

«رضایت حکومت شوندگان» در فصل سوم به بحث درباره امپراتوری عراق و مواد خام آن می‌پردازد. در این مجال با اشاره به «دیپلماسی عمومی» ویلسون می‌خوانیم: «بیشتر تاریخ‌نگاران اصل تعیین سرنوشت را ایده‌ای آمریکایی می‌شمارند. بسیاری نیز به پیوند آن با انقلاب روسیه اذعان می‌کنند. دانیل یرگین می‌نویسد، «در آغاز سال 1918، وودرو ویلسون برای مقابله با جاذبه نیرومند بلشویسم با طرح چهارده ماده‌ای ایدئالیستی خود و فراخوان پرطنین حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و مردم پس از جنگ ظاهر شد.» این‌گونه توصیف حق تعیین سرنوشت بازتابی از حقیقت آمریکایی بودن آن است. نخست، ماشین تبلیغاتی موسوم به «دیپلماسی عمومی» سخنرانی‌های رئیس جمهور ویلسون را در سراسر جهان پخش کرد ـ سخنرانی‌هایی که به «دیپلماسی پنهان» (قراردادهای محرمانه میان قدرت‌های اروپایی برای الحاق سرزمین‌ها) می‌تاخت، اما ابتدا صحبتی از حق تعیین سرنوشت نمی‌کرد. پس از آن‌که ویلسون این اصطلاح را باب کرد، جنبش‌های سیاسی در اروپا، آسیا و آفریقا با توسل به نام رئیس‌جمهور آمریکا و اقتدار ایالات متحده مطالبات خود را برای پایان اشغال جنگی یا استقلال از کنترل امپراتوری ـ که خود ویلسون کمتر از آنها حمایت می‌کرد ـ مطرح کردند.» (ص114)
 
عنوان فصل چهارم «سازوکارهای حسن‌نیت» است که نویسنده درباره واکنش نیروهای سیاسی عراق بر ذخایر نفتی آن می‌نویسد: «پارلمان [انگلیس] دریاداری و وزارت جنگ را واداشته بود تا روش‌های جدید گزارش هزینه‌های نظامی را به کار بندند. در ژوئن 1920،‌ فراکسیون حزب کارگر در پارلمان چرچیل را واداشت تا فاش سازد که اشغال بین‌النهرین سالانه 50 میلیون پوند هزینه دارد. برآمدن جنبش کارگری و تدابیر اجتماعی اتخاذ شده در واکنش به قدرت آن موجب طرح درخواست افشای هزینه‌های امپراتوری شده بود. این به فراخوان حذف اسراف‌کاری و رعایت «صرفه‌جویی» انجامید، که در مطبوعات اعلام شد یک «ضرورت عاجل ملی»‌ است. مجادله بر سر عراق در روزنامه تایمز چنین خلاصه شده بود: «اقتصاد … محک سیاست.» (ص 148)

رابطه دموکراسی قرن بیستم با عصر هیدروکربنی

«اقتصاد سوخت» در فصل پنجم مورد توجه قرار گرفته و در سطوری از آن ورود اقتصاد به عنوان موضوع جدیدی در سیاست مطرح شده است، در این بخش می‌خوانیم: «جان مینارد کینز، اقتصاددانی که با پیوند زدن ارزش پول به نقل و انتقال نفت نقش برجسته‌ای در طراحی این ابزار پس از جنگ داشت، به فرمول‌‌بندی و توصیف یک نوآوری دیگر میانه قرن بیشتم نیز کمک کرد: ابزار مدرن محاسبه و اداره‌ای که «اقتصاد» نامیده شد. پیوندهای بیشتر بین نفت و سیاست‌های دموکراتیک میانه قرن بیستم مربوط به نقش تخصص اقتصادی است. تخصص اقتصادی قرن بیستم به مانند دموکراسی قرن بیستم در رابطه‌ای ویژه با عصر هیدروکربنی شکل گرفت.» (ص 191)
 
فصل ششم «خرابکاری» نام دارد و با تمرکز بر مساله نفت در خاورمیانه بزرگ و عراق آمده است: «یک سال پس از گزارش برنبام، در نوامبر 1968، تلاش ده‌ساله آمریکا برای حفظ ارزش دلار فرو ریخت. آمریکا تلاش کرد که نظام برتن وودز را به سازوکاری تبدیل کند که اجازه می‌داد تا [نرخ] طلا شناور شود، و در تلاش برای مبارزه با تورم از طریق کاهش قیمت داخلی نفت شروع به برداشتن کنترل واردات نفت در سال 1970 کرد، اما این موجب شد که دلار بیشتری راهی خارج شود. تا سال بعد، امریکا بیشتر ذخایر غیرطلای خود را مصرف کرده بود و فقط 22 درصد ذخایر ارزی آن پشتوانه طلا داشت. زمانی که بانک‌ها اروپایی درخواست کردند که پرداخت‌های دلاری‌شان به طلا باشد، آمریکا از این تعهد سر باز زد. کنار گذاشتن استاندارد طلا در اوت 1971 به منزله اعلام ورشکستگی دولت آمریکا بود.» (ص 256)
 
«بحرانی که هرگز روی نداد» در فصل هفتم بررسی شده است، در رابطه با سیاست‌های نفتی آمریکا می‌خوانیم: «کشورهای عربی تولید‌کننده نفت سعی می‌کردند که پیوندی ایجاد کنند تا معادله‌ای بین دسترسی به نفت و سیاست آمریکا در قبال مساله فلسطین برقرار سازند. تاریخ‌نگاران این رویداد، آن پیوند را گسستند. مردم به طور کلی در همین موضع و چنان در صف بنزین سرگرم بودند که فقط به قوانین بازار فکر می‌کردند. در عین حال، مخالفان مذاکرات صلح در کنگره آمریکا به رهبری هنری جکسون، نماینده دموکرات ایالت واشینگتن معروف به «سناتور بوئینگ» (بزرگترین پیمانکار نظامی مستقر در سیاتل واشینگتن) که قهرمان نظامی‌گری فزاینده سیاست خارجی آمریکا، در حال سازماندهی برنامه جیره‌بندی و دیگر تدابیری بودند که امکان عملی کردن قوانین بازار را فراهم می‌ساخت.» (ص 282)
 
نقش طعمه‌ساز رسانه‌های اجتماعی در تصرف میدان تحریر

نویسنده در فصل هشتم «مک جهاد» نگاه متفاوتی به رابطه بین نفت، به اصطلاح جهانی سازی و نیروهای اسلام سیاسی دارد و با استفاده از مفهوم «مک جهاد» آورده است: «گزارش‌های مربوط به اعتراضات منتهی به سقوط دولت مبارک بر نقش رسانه‌های اجتماعی اینترنت محور تأکید دارند، که به سازمان‌دهندگان و طرفداران در برنامه‌ریزی اعتراضات کمک کرد. با این حال، رویداد مهمی که به سرنگونی رژیم انجامید ابتکار تصرف میدان تحریر در 25 ژانویه بود تحولی که رسانه‌های اجتماعی در آن بعضا نقش طعمه‌ساز را ایفا کردند. سازمان دهندگان با آگاهی از این که نیروهای امنیتی برای درهم شکستن هر تلاشی در جهت اشغال این میدان به خشونت روی می‌آورند، از رسانه‌های اجتماعی برای برنامه‌ریزی اعتراضات در بیست منطقه کارگرنشین شهر استفاده کردند، به این امید که نیروهای امنیتی را با پراکندن آن‌ها در مناطق مختلف خسته سازند، و در همان حال جمعیت کثیری را جلب کنند که مجال شکستن حصارهای امنیتی و برقراری پیوند میان آن‌ها در میدان تحریر را افزایش می‌داد.» (ص 341)
 
در «جمع‌بندی» کتاب نیز آمده است: «سیاست قرن بیستم پیرامون موضوع تازه‌ای به نام اقتصاد شکل گرفت. سیاست‌های اقتصاد، سیاست‌های بری از طبیعت بود. عملکردهای محاسباتی طبیعت را از سیاست حذف کردند. این کار از دو راه صورت گرفت: نخست در میانه قرن، با ساختن اقتصاد به مثابه فضایی بینابینی که از دل گردش پول فاقد موجودیت مادی و بعضا از طریق به حساب نیاوردن هزینه استفاده یا اتمام انرژی شکل گرفت؛ دوم از دهه 1990، با استفاده از روش‌های مبتنی بر وفور عرضه برای بازنمایی میزان ذخایر انرژی جهان. این روش‌ها بر پایه ترتیبات غریبی قرار دارند که به واسطه آنها دو نهاد محاسباتی کاملا مجزا کار ارزش‌گذاری نفت را با استفاده از روش‌های محاسباتی متفاوت انجام می‌دهند.» (ص 380)
 
کتاب «دموکراسی کربنی» (نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز) در 447 صفحه، شمارگان یک هزار و 100 نسخه به بهای 29 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

«دموکراسی کربنی» داستانی پیچیده از نفت و سیاست در خاورمیانه/ از بحرانی که هرگز روی نداد تا جایزه سرزمین پریان

شبکه خانگی

فصلنامه سیاست‌نامه – شماره دوم و سوم(نسخه pdf)

Published by:

فصلنامه سیاست‌نامه – شماره دوم و سوم(نسخه pdf)

(نسخه pdf)
در این شماره می‌خوانید:
تقدم قرارداد اجتماعی بر حکومت قانون
غیبیت ملیت ایرانی در روشنفکری ایران
هایدگروما: چند مقاله درباره‌ی فلسفه‌ی سیاسی مارتین هایدگر
معنای تاریخی مقاله از ریمون آرون به ترجمه‌ی دکتر عزت‌الله فولادوند
کار ناتمام عنایت

فصلنامه سیاست‌نامه – شماره دوم و سوم(نسخه pdf)

(image)
(نسخه pdf)
در این شماره می‌خوانید:
تقدم قرارداد اجتماعی بر حکومت قانون
غیبیت ملیت ایرانی در روشنفکری ایران
هایدگروما: چند مقاله درباره‌ی فلسفه‌ی سیاسی مارتین هایدگر
معنای تاریخی مقاله از ریمون آرون به ترجمه‌ی دکتر عزت‌الله فولادوند
کار ناتمام عنایت

فصلنامه سیاست‌نامه – شماره دوم و سوم(نسخه pdf)

دانلود سریال و آهنگ

ساروخانی: بدون پوزیتیویسم و جبرگرایی خانواده مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم/ شکربیگی: «خانواده ایرانی» دست سیاست‌بازان افتاده است

Published by:

ساروخانی: بدون پوزیتیویسم و جبرگرایی خانواده مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم/ شکربیگی: «خانواده ایرانی» دست سیاست‌بازان افتاده است

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست تخصصی «خانواده ایرانی: بازسازمانی یا بحران» یکشنبه 16 خردادماه با حضور نویسندگان کتاب در حوزه خانواده باقر ساروخانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، عالیه شکربیگی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و احمد بخارایی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

ساروخانی در ابتدای این نشست با بیان اینکه دیدگاه‌های مختلفی درباره خانواده ایرانی وجود دارد گفت: برخی از انحلال خانواده و پوزیتیویسم سخن می‌گویند و معتقدند خانواده‌های جدیدی در راه است، برخی هم جبرگرا هستند و می‌گویند خانواده بدون تغییر در ماهیت حرکت می‌کند اما به اعتقاد من پوزیتیویسم، در زندگی عادی انسان‌ها و دانش می‌تواند رخنه کند.

وی با بیان اینکه همه باید به سوی اثبات‌گرایی حرکت کنند، افزود: کار جامعه‌شناسی این بوده که مراحل رسیدن به اثبات گرایی را بررسی کند با این وجود ما اعتقاد نداریم که همه جامعه بشری باید به مراحل آخر نظریه‌پردازان مختلف برسد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه باید بین پوزیتیویسم و جبرگرایی حرکت کنیم یادآور شد: اثبات گرایان اعتقاد دارند که خانواده ایرانی از بین رفته است و جبرگراها می‌گویند نه از بین نرفته است اما من هیچ کدام از این‌ها را قبول ندارم. همه موجودات زنده وقتی به مرحله بحران می‌رسند می‌توانند خودشان را بازسازی کنند.

وی با تاکید بر اینکه دیدگاه بدبینانه نسبت به این موضوع ندارد، گفت: می‌شود از این خرابه‌ها جوانه‌های تازه‌ای پدید بیاید که یکی از این جوانه‌ها خانواده مدنی است. حال چرا نمی‌گویم خانواده مدرن، چون خانواده مدنی فراتر از خانواده مدرن است.
 
ساروخانی با اشاره به ویژگی‌های خانواده مدنی توضیح داد: خانواده مدنی خانواده‌ای است که در آن اعضایش، شهروندان اجتماعی در درون یک واحد کوچکتر هستند و این اعضا می‌توانند از حقوق شهروندی یعنی برابری و فرصت‌های یکسان برخوردار باشند.
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: وقتی به تاریخ خانواده نگاه می‌کنیم می‌بینیم زن‌ها همیشه در روستاها در خارج از خانه فعال بودند و پیدایش شهرنشینی زنان را خانه‌دار کرد. نتیجه کار هم این شد که زن از شرایط جامعه بی‌خبر بود و با بسط شهرنشینی تبدیل به یک موجود بیولوژیک شد که فقط فرزند‌آور بود. چنین زنی نمی‌توانست شهروند باشد و فضاهای اجتماعی را تسخیر کند و با همسرش گفت‌وگو کند.

در خانواده چطور انسان‌های دموکراتی شکل می‌گیرند؟!
وی با بیان اینکه انفکاک زن و مرد در این دوره به وجود آمد، گفت: این اتفاقات موجب پیدایش دو دنیای متفاوت با دیوارهای بلند به نام دنیای زن و دنیای مرد شد و همین موضوع به برتری مرد، مردسالاری و خانواده پدرسالار منجر شد. حال ببینید در این خانواده چطور می‌شود انسان‌های دموکراتی شکل بگیرند؟!
 
ساروخانی مهمترین ویژگی خانواده مدنی را کاهش حراست از قداست انسانیت و برابری زن و شوهر دانست و گفت: بعد از این مرحله یک تقسیم‌کار ترجیحی ایجاد می‌شود. در نتیجه این فرایند پدیده‌های سنتی در خانواده مدنی تغییر می‌کند و زن‌ها وارد بازار کار می‌شوند و کارهایی را انجام می‌دهند که تا قبل از این مردانه بوده است.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران گسترش خزانه ارتباطی را یکی دیگر از ویژگی‌های خانواده مدنی خواند و یادآور شد: در این خانواده زن چون فضای اجتماعی را تجربه کرده و شاغل است صلاحیت گفت‌وگو کردن و توضیح دادن امور اقتصادی شوهرش به او را دارد در حالی که در گذشته مرد نمی‌توانست با همسرش درباره این موضوعات صحبت کند.
 
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه این خانواده می‌تواند با هزاره سوم جلو برود، گفت: این خانواده عقلانی است و تصمیمات در آن مشارکتی می‌شود. افراد در این خانواده می‌توانند گفت‌وگو کنند و فرزندان نیز آن را یاد می‌گیرند.

وی با تاکید بر اینکه در جامعه ایران با یک بیکاری همیشگی روبه‌رو بوده‌ایم، گفت: این در حالی است که خانواده مدنی می‌تواند یک تحرک و یک بازار کار ملی را به وجود بیاورد و از بیکاری اغتشاش‌برانگیز دور شود. در درون این خانواده فرزندمحوری است و نه فرزند سالاری! چون فرزندان مدار و محور خانواده مدنی هستند، چنین خانواده‌ای گاهی اوقات فرش خود را می‌فروشد تا فرزندش وارد دانشگاه شود.

به گفته ساروخانی، این خانواده جایگاه سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است چون خانواده مدنی زمانی به وجود می‌آید که در آن انسان‌ها بالاترین درجه سرمایه اجتماعی را داشته باشند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این خانواده می‌تواند از صندوق مشترک برخوردار باشد، گفت: این بدین معنی است که درآمد متعلق به شخص نباشد، بلکه متعلق به خانواده باشد. من از سال 42 روی موضوع خانواده کار می‌کنم و کتاب نوشتم و خانواده مدنی آن چیزی است که به دنبال آن بودم. ما نه پوزیتیویست و نه جبرگرا هستیم، بلکه باید خانواده‌ مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم.
 
صادر نشدن یک نظریه برای همه خانواده‌های ایرانی
شکربیگی، نویسنده کتاب «مدرن‌گرایی و سرمایه‌ اجتماعی خانواده» و «دایرةالمعارف خانواده» در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه خانواده هنوز زنده و ارزشمند است، گفت: تحولات خانواده بحثی جهانی است اما میزان تحول از جامعه به جامعه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است.

وی با اشاره به تعاریف مختلف اندیشمندانی چون کاپلان، پارسونز و … از بحران افزود: در این تعاریف خانواده را شبیه یک سیستم می‌دانند که اگر خللی در هریک از اعضای آن به وجود بیاید، کل سیستم دچار بحران می‌‌شود. امروز تغییر نقش‌ها، عملکرد و وظایف در سیستم خانواده به وجود آمده است البته ساختار هم روی تغییرات خانواده تاثیر داشته است. به طور مثال ساختار کشاورزی تغییراتی را در خانواده داشته است، در ساختار امروز نیز که ساختار فناوری اطلاعات و ارتباطات است، خانواده‌ها تغییرات خاصی را دارند.

به گفته شکربیگی، افرادی چون بلیز معتقدند خانواده حتی اگر به پایان خط هم برسد، باز به پایداری خواهد رسید. امروز گفته می‌شود خانواده ایرانی به بحران رسیده و تغییرات بنیادین در آن رخ داده است.

حرکت ساختار قانونی و حقوقی جلوتر از تحول در خانواده ایرانی
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه حرکت و تحول در خانواده ایرانی جلوتر از ساختار قانونی و حقوقی آن حرکت می‌کند، تاکید کرد: به طور مثال چون خانواده ایرانی به یک بحران در ازدواج و همسرگزینی رسیده بود، ازدواج سفید به وجود آمد و چون اسناد و قانون نتوانست جوابگوی این بحران باشد، خود خانواده دست به کار شد و آن را به عمل تبدیل کرد. البته شاید این دیدگاه مورد قبول مسولان نباشد. در بحث طلاق نیز جامعه خود راه حل ازدواج مجدد را جایگزین کرد.

به گفته عضو هیات‌ علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، از دیدگاه پارسونز، برای اینکه یک سیستم بتواند به تعادل پویا برسد، باید چهار کارکرد انطباق، کنترل ابزاری، مدیریت هیجانات و حفظ یکپارچگی را داشته باشد و هرگونه اختلال در هریک از اینها بحران به وجود می‌آورد.

وی با بیان اینکه امروز خانواده ایرانی دست سیاست‌بازان افتاده است، گفت: این افراد به هر دلیلی پرونده خانواده روی میزشان است و تلاش می‌کنند برای حفظ جایگاه خود در کنار خانواده مانور بدهند.

شکربیگی به تغییرات و تحولات خانواده ایرانی اشاره کرد و گفت: افزایش طلاق، گرایش به شغل و تحصیلات بالا، گرایش‌هایی به هم‌خانگی و زوج‌زیستی، تغییر در الگوهای همسرگزینی، تاخیر در ازدواج، کاهش فرزندآوری و افزایش خانواده‌های تک‌والد و همچنین افزایش زنان سرپرست خانوار، همگی از تغییرات الگوهای زندگی در خانواده ایرانی است.

تغییرات خانواده در ایران برگرفته از ارزش‌های غربی است
وی با تاکید بر اینکه نمی‌توانیم برای همه خانواده‌های ایرانی یک نظریه صادر کنیم افزود: چون گونه‌های مختلفی از خانواده ایرانی از سنتی، مدرن، پست‌مدرن و در حال گذار وجود دارند.

شکربیگی با انتقاد از این گزاره که تغییرات خانواده در ایران برگرفته از ارزش‌های غربی است گفت: بخشی از این تغییرات را نهادهایی که کارکرد غلط دارند مانند دین و دولت ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند خانواده دچار تحولات شود. دولت به عنوان یک عامل مداخله‌گر از سویی برای خانواده‌ها سندهای ازدواج صادر می‌کند و از طرف دیگر برای افزایش جمعیت سیاست‌گذاری می‌کند در حالی که این‌ها در خانواده مشکل ایجاد می‌کند.

این استاد دانشگاه به نرخ طلاق در سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت: با بررسی نرخ طلاق در سال‌های اخیر مشخص می‌شود که نرخ طلاق در دختران 20 تا 25 سال و در پسران 25 تا 29 سال است. این آمار نشان می‌دهد که این افراد دچار مشکل هستند و مهارت‌های کنترل رفتار را در خانواده ندارند. نسل امروز ما در سال‌های اول زندگی فرزندآوری را به تاخیر می‌اندازد تا مشخص کند آیا هنوز هماهنگی‌های لازم را دارد یا خیر.

وی با بیان اینکه خانواده به مثابه یک امر واقعی اجتماعی صفت مستمر دارد، توضیح داد: در طول تاریخ شکل و فرم خانواده وجود داشته اما محتوای آن تغییر کرده است. بنابراین باید عواملی که به طور مستمر سبب استمرار خانواده به مثابه یک بنیاد یا نهاد شده شناسایی کنیم. دولت باید اجازه دهد خانواده خودش را بازسازی کند.

شکربیگی با اشاره به نظریه گورویچ گفت: دگرگونی همواره وجود دارد و هر گونه نگرش به خانواده ایرانی باید با نگرشی پویا و دیالکتیک باشد. در بحث افزایش سن ازدواج، خانواده ازدواج سفید را در پیش گرفته هر چند دکتر تقی آزاد ارمکی در کتاب «تغییرات و چالش‌های خانواده» می‌گوید به هر طریقی باید ازدواج سفید را به چارچوب‌های سنتی آن برگرداند در حالی که این دیدگاه درست نیست.
 
وی تاکید کرد: خانواده ایرانی بازسازمانی یا بحران خودش را کنترل می‌کند. از سوی دیگر بحث توانمندی‌های خانواده مطرح است. بر اساس مدل توانمندی‌های خانواده‌های آمریکایی- قفقازی، 6 نوع توانایی مهربانی، قدردانی، تعهد، توانایی تحمل بحران، ارتباطات مثبت و گذراندن وقت با یکدیگر وجود دارد و خانواده ایرانی علاوه بر این‌ها نیازمند مهارت‌های گفتاری و رفتاری است.

نباید انحرافات را طبیعی دانست
بخارایی نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی زندگی‌های خاموش در ایران» در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه بازسازی یا بازسازمانی با بحران تفاوت دارد، گفت: بحران به معنای در آمدن صدای زنگ خطر است. من در کتاب «جامعه‌شناسی انحرافات» که در سال 86 نوشتم در فصل چهارم کتاب به ماهیت انحرافات پرداختم و سعی کردم توضیح بدهم که آیا انحرافات طبیعی است یا خیر؟

وی ادامه داد: برخی با ارجاع به دورکیم می‌خواهند انحرافات را طبیعی قلمداد کنند در حالی که اینگونه نیست و توپ را با این کار در زمین جامعه می‌اندازیم تا سیاست‌گذاران! امروز بعد از 9 سال از نگارش آن کتاب هنوز هم این نگرانی تشدید شده است. اکنون بیشتر جامعه‌شناسانی چون دکتر آزاد بازسازی یا بازسازمانی را طبیعی می‌دانند در حالی که اینگونه نیست.

عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش به تغییرات خانواده ایرانی اشاره کرد و گفت: خانواده ایرانی از خانواده سنتی، به نوین گرا و بحران زده تغییر یافته است. عوامل بیرونی و درونی روی تغییرات خانواده نوین گرا و بحران زده موثر است. عقلانیت و واقعیت گریزی و عدم حمایت قانون از زن از دیگر عوامل سلبی موثر بر تغییرات خانواده است.

وی ادامه داد: به طور مثال افزایش سن ازدواج همراه با نبود رابطه بین دختر و پسر خانواده را بحران زده می‌کند، از سوی دیگر در خانواده نوین گرا استقلال اقتصادی به عنوان یک عامل ایجابی است اما در خانواده بحران زده کمبود سرمایه اقتصای یک عامل سلبی است.

ارائه مقاله دکتر شیخ انصاری از دیگر بخش‌های این نشست بود. پرسش و پاسخ حاضران نیز بخش پایانی این نشست را تشکیل می‌داد.

ساروخانی: بدون پوزیتیویسم و جبرگرایی خانواده مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم/ شکربیگی: «خانواده ایرانی» دست سیاست‌بازان افتاده است

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست تخصصی «خانواده ایرانی: بازسازمانی یا بحران» یکشنبه 16 خردادماه با حضور نویسندگان کتاب در حوزه خانواده باقر ساروخانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، عالیه شکربیگی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی و احمد بخارایی، عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

ساروخانی در ابتدای این نشست با بیان اینکه دیدگاه‌های مختلفی درباره خانواده ایرانی وجود دارد گفت: برخی از انحلال خانواده و پوزیتیویسم سخن می‌گویند و معتقدند خانواده‌های جدیدی در راه است، برخی هم جبرگرا هستند و می‌گویند خانواده بدون تغییر در ماهیت حرکت می‌کند اما به اعتقاد من پوزیتیویسم، در زندگی عادی انسان‌ها و دانش می‌تواند رخنه کند.

وی با بیان اینکه همه باید به سوی اثبات‌گرایی حرکت کنند، افزود: کار جامعه‌شناسی این بوده که مراحل رسیدن به اثبات گرایی را بررسی کند با این وجود ما اعتقاد نداریم که همه جامعه بشری باید به مراحل آخر نظریه‌پردازان مختلف برسد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه باید بین پوزیتیویسم و جبرگرایی حرکت کنیم یادآور شد: اثبات گرایان اعتقاد دارند که خانواده ایرانی از بین رفته است و جبرگراها می‌گویند نه از بین نرفته است اما من هیچ کدام از این‌ها را قبول ندارم. همه موجودات زنده وقتی به مرحله بحران می‌رسند می‌توانند خودشان را بازسازی کنند.

وی با تاکید بر اینکه دیدگاه بدبینانه نسبت به این موضوع ندارد، گفت: می‌شود از این خرابه‌ها جوانه‌های تازه‌ای پدید بیاید که یکی از این جوانه‌ها خانواده مدنی است. حال چرا نمی‌گویم خانواده مدرن، چون خانواده مدنی فراتر از خانواده مدرن است.
 
ساروخانی با اشاره به ویژگی‌های خانواده مدنی توضیح داد: خانواده مدنی خانواده‌ای است که در آن اعضایش، شهروندان اجتماعی در درون یک واحد کوچکتر هستند و این اعضا می‌توانند از حقوق شهروندی یعنی برابری و فرصت‌های یکسان برخوردار باشند.
 
این استاد دانشگاه ادامه داد: وقتی به تاریخ خانواده نگاه می‌کنیم می‌بینیم زن‌ها همیشه در روستاها در خارج از خانه فعال بودند و پیدایش شهرنشینی زنان را خانه‌دار کرد. نتیجه کار هم این شد که زن از شرایط جامعه بی‌خبر بود و با بسط شهرنشینی تبدیل به یک موجود بیولوژیک شد که فقط فرزند‌آور بود. چنین زنی نمی‌توانست شهروند باشد و فضاهای اجتماعی را تسخیر کند و با همسرش گفت‌وگو کند.

در خانواده چطور انسان‌های دموکراتی شکل می‌گیرند؟!
وی با بیان اینکه انفکاک زن و مرد در این دوره به وجود آمد، گفت: این اتفاقات موجب پیدایش دو دنیای متفاوت با دیوارهای بلند به نام دنیای زن و دنیای مرد شد و همین موضوع به برتری مرد، مردسالاری و خانواده پدرسالار منجر شد. حال ببینید در این خانواده چطور می‌شود انسان‌های دموکراتی شکل بگیرند؟!
 
ساروخانی مهمترین ویژگی خانواده مدنی را کاهش حراست از قداست انسانیت و برابری زن و شوهر دانست و گفت: بعد از این مرحله یک تقسیم‌کار ترجیحی ایجاد می‌شود. در نتیجه این فرایند پدیده‌های سنتی در خانواده مدنی تغییر می‌کند و زن‌ها وارد بازار کار می‌شوند و کارهایی را انجام می‌دهند که تا قبل از این مردانه بوده است.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران گسترش خزانه ارتباطی را یکی دیگر از ویژگی‌های خانواده مدنی خواند و یادآور شد: در این خانواده زن چون فضای اجتماعی را تجربه کرده و شاغل است صلاحیت گفت‌وگو کردن و توضیح دادن امور اقتصادی شوهرش به او را دارد در حالی که در گذشته مرد نمی‌توانست با همسرش درباره این موضوعات صحبت کند.
 
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه این خانواده می‌تواند با هزاره سوم جلو برود، گفت: این خانواده عقلانی است و تصمیمات در آن مشارکتی می‌شود. افراد در این خانواده می‌توانند گفت‌وگو کنند و فرزندان نیز آن را یاد می‌گیرند.

وی با تاکید بر اینکه در جامعه ایران با یک بیکاری همیشگی روبه‌رو بوده‌ایم، گفت: این در حالی است که خانواده مدنی می‌تواند یک تحرک و یک بازار کار ملی را به وجود بیاورد و از بیکاری اغتشاش‌برانگیز دور شود. در درون این خانواده فرزندمحوری است و نه فرزند سالاری! چون فرزندان مدار و محور خانواده مدنی هستند، چنین خانواده‌ای گاهی اوقات فرش خود را می‌فروشد تا فرزندش وارد دانشگاه شود.

به گفته ساروخانی، این خانواده جایگاه سرمایه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است چون خانواده مدنی زمانی به وجود می‌آید که در آن انسان‌ها بالاترین درجه سرمایه اجتماعی را داشته باشند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این خانواده می‌تواند از صندوق مشترک برخوردار باشد، گفت: این بدین معنی است که درآمد متعلق به شخص نباشد، بلکه متعلق به خانواده باشد. من از سال 42 روی موضوع خانواده کار می‌کنم و کتاب نوشتم و خانواده مدنی آن چیزی است که به دنبال آن بودم. ما نه پوزیتیویست و نه جبرگرا هستیم، بلکه باید خانواده‌ مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم.
 
صادر نشدن یک نظریه برای همه خانواده‌های ایرانی
شکربیگی، نویسنده کتاب «مدرن‌گرایی و سرمایه‌ اجتماعی خانواده» و «دایرةالمعارف خانواده» در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه خانواده هنوز زنده و ارزشمند است، گفت: تحولات خانواده بحثی جهانی است اما میزان تحول از جامعه به جامعه دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است.

وی با اشاره به تعاریف مختلف اندیشمندانی چون کاپلان، پارسونز و … از بحران افزود: در این تعاریف خانواده را شبیه یک سیستم می‌دانند که اگر خللی در هریک از اعضای آن به وجود بیاید، کل سیستم دچار بحران می‌‌شود. امروز تغییر نقش‌ها، عملکرد و وظایف در سیستم خانواده به وجود آمده است البته ساختار هم روی تغییرات خانواده تاثیر داشته است. به طور مثال ساختار کشاورزی تغییراتی را در خانواده داشته است، در ساختار امروز نیز که ساختار فناوری اطلاعات و ارتباطات است، خانواده‌ها تغییرات خاصی را دارند.

به گفته شکربیگی، افرادی چون بلیز معتقدند خانواده حتی اگر به پایان خط هم برسد، باز به پایداری خواهد رسید. امروز گفته می‌شود خانواده ایرانی به بحران رسیده و تغییرات بنیادین در آن رخ داده است.

حرکت ساختار قانونی و حقوقی جلوتر از تحول در خانواده ایرانی
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه حرکت و تحول در خانواده ایرانی جلوتر از ساختار قانونی و حقوقی آن حرکت می‌کند، تاکید کرد: به طور مثال چون خانواده ایرانی به یک بحران در ازدواج و همسرگزینی رسیده بود، ازدواج سفید به وجود آمد و چون اسناد و قانون نتوانست جوابگوی این بحران باشد، خود خانواده دست به کار شد و آن را به عمل تبدیل کرد. البته شاید این دیدگاه مورد قبول مسولان نباشد. در بحث طلاق نیز جامعه خود راه حل ازدواج مجدد را جایگزین کرد.

به گفته عضو هیات‌ علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، از دیدگاه پارسونز، برای اینکه یک سیستم بتواند به تعادل پویا برسد، باید چهار کارکرد انطباق، کنترل ابزاری، مدیریت هیجانات و حفظ یکپارچگی را داشته باشد و هرگونه اختلال در هریک از اینها بحران به وجود می‌آورد.

وی با بیان اینکه امروز خانواده ایرانی دست سیاست‌بازان افتاده است، گفت: این افراد به هر دلیلی پرونده خانواده روی میزشان است و تلاش می‌کنند برای حفظ جایگاه خود در کنار خانواده مانور بدهند.

شکربیگی به تغییرات و تحولات خانواده ایرانی اشاره کرد و گفت: افزایش طلاق، گرایش به شغل و تحصیلات بالا، گرایش‌هایی به هم‌خانگی و زوج‌زیستی، تغییر در الگوهای همسرگزینی، تاخیر در ازدواج، کاهش فرزندآوری و افزایش خانواده‌های تک‌والد و همچنین افزایش زنان سرپرست خانوار، همگی از تغییرات الگوهای زندگی در خانواده ایرانی است.

تغییرات خانواده در ایران برگرفته از ارزش‌های غربی است
وی با تاکید بر اینکه نمی‌توانیم برای همه خانواده‌های ایرانی یک نظریه صادر کنیم افزود: چون گونه‌های مختلفی از خانواده ایرانی از سنتی، مدرن، پست‌مدرن و در حال گذار وجود دارند.

شکربیگی با انتقاد از این گزاره که تغییرات خانواده در ایران برگرفته از ارزش‌های غربی است گفت: بخشی از این تغییرات را نهادهایی که کارکرد غلط دارند مانند دین و دولت ایجاد می‌کنند و باعث می‌شوند خانواده دچار تحولات شود. دولت به عنوان یک عامل مداخله‌گر از سویی برای خانواده‌ها سندهای ازدواج صادر می‌کند و از طرف دیگر برای افزایش جمعیت سیاست‌گذاری می‌کند در حالی که این‌ها در خانواده مشکل ایجاد می‌کند.

این استاد دانشگاه به نرخ طلاق در سال‌های اخیر اشاره کرد و گفت: با بررسی نرخ طلاق در سال‌های اخیر مشخص می‌شود که نرخ طلاق در دختران 20 تا 25 سال و در پسران 25 تا 29 سال است. این آمار نشان می‌دهد که این افراد دچار مشکل هستند و مهارت‌های کنترل رفتار را در خانواده ندارند. نسل امروز ما در سال‌های اول زندگی فرزندآوری را به تاخیر می‌اندازد تا مشخص کند آیا هنوز هماهنگی‌های لازم را دارد یا خیر.

وی با بیان اینکه خانواده به مثابه یک امر واقعی اجتماعی صفت مستمر دارد، توضیح داد: در طول تاریخ شکل و فرم خانواده وجود داشته اما محتوای آن تغییر کرده است. بنابراین باید عواملی که به طور مستمر سبب استمرار خانواده به مثابه یک بنیاد یا نهاد شده شناسایی کنیم. دولت باید اجازه دهد خانواده خودش را بازسازی کند.

شکربیگی با اشاره به نظریه گورویچ گفت: دگرگونی همواره وجود دارد و هر گونه نگرش به خانواده ایرانی باید با نگرشی پویا و دیالکتیک باشد. در بحث افزایش سن ازدواج، خانواده ازدواج سفید را در پیش گرفته هر چند دکتر تقی آزاد ارمکی در کتاب «تغییرات و چالش‌های خانواده» می‌گوید به هر طریقی باید ازدواج سفید را به چارچوب‌های سنتی آن برگرداند در حالی که این دیدگاه درست نیست.
 
وی تاکید کرد: خانواده ایرانی بازسازمانی یا بحران خودش را کنترل می‌کند. از سوی دیگر بحث توانمندی‌های خانواده مطرح است. بر اساس مدل توانمندی‌های خانواده‌های آمریکایی- قفقازی، 6 نوع توانایی مهربانی، قدردانی، تعهد، توانایی تحمل بحران، ارتباطات مثبت و گذراندن وقت با یکدیگر وجود دارد و خانواده ایرانی علاوه بر این‌ها نیازمند مهارت‌های گفتاری و رفتاری است.

نباید انحرافات را طبیعی دانست
بخارایی نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی زندگی‌های خاموش در ایران» در بخش دیگری از این نشست با بیان اینکه بازسازی یا بازسازمانی با بحران تفاوت دارد، گفت: بحران به معنای در آمدن صدای زنگ خطر است. من در کتاب «جامعه‌شناسی انحرافات» که در سال 86 نوشتم در فصل چهارم کتاب به ماهیت انحرافات پرداختم و سعی کردم توضیح بدهم که آیا انحرافات طبیعی است یا خیر؟

وی ادامه داد: برخی با ارجاع به دورکیم می‌خواهند انحرافات را طبیعی قلمداد کنند در حالی که اینگونه نیست و توپ را با این کار در زمین جامعه می‌اندازیم تا سیاست‌گذاران! امروز بعد از 9 سال از نگارش آن کتاب هنوز هم این نگرانی تشدید شده است. اکنون بیشتر جامعه‌شناسانی چون دکتر آزاد بازسازی یا بازسازمانی را طبیعی می‌دانند در حالی که اینگونه نیست.

عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش به تغییرات خانواده ایرانی اشاره کرد و گفت: خانواده ایرانی از خانواده سنتی، به نوین گرا و بحران زده تغییر یافته است. عوامل بیرونی و درونی روی تغییرات خانواده نوین گرا و بحران زده موثر است. عقلانیت و واقعیت گریزی و عدم حمایت قانون از زن از دیگر عوامل سلبی موثر بر تغییرات خانواده است.

وی ادامه داد: به طور مثال افزایش سن ازدواج همراه با نبود رابطه بین دختر و پسر خانواده را بحران زده می‌کند، از سوی دیگر در خانواده نوین گرا استقلال اقتصادی به عنوان یک عامل ایجابی است اما در خانواده بحران زده کمبود سرمایه اقتصای یک عامل سلبی است.

ارائه مقاله دکتر شیخ انصاری از دیگر بخش‌های این نشست بود. پرسش و پاسخ حاضران نیز بخش پایانی این نشست را تشکیل می‌داد.

ساروخانی: بدون پوزیتیویسم و جبرگرایی خانواده مدنی را در ادامه جامعه مدنی بسازیم/ شکربیگی: «خانواده ایرانی» دست سیاست‌بازان افتاده است

خبرگزاری اصفحان