Category Archives: کتاب علمی

دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال منصوب شدند

Published by:

دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال منصوب شدند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با حکم علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند.
 
بر اساس احکام صادر شده آقایان حجت‌الاسلام والمسلمین رضا مختاری، دکتر محمدرضا موحدی، دکتر محمدامین قانعی‌راد، جواد محقق، دکتر محمدتقی خانی، دکتر محمود کمره، مجید غلامی‌جلیسه، دکتر محمد خزایی، دکتر محمد سلگی، دکتر محسن جوادی و دکتر منصور صفت‌گل به عنوان اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند.
 
در متن احکام هر یک از اعضای هیأت علمی آمده است:
 
«نظر به مراتب علمی و تجارب ارزشمند جناب‌عالی در زمینه‌های علمی ـ پژوهشی، به موجب این حکم به عنوان «عضو هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» منصوب می‌شوید.
 
امید می‌رود با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از دیدگاه‌های جناب‌عالی و سایر اندیشمندان و صاحب‌نظران، این جایزه ارزشمند و معتبر، بتواند نقش شایسته خود را در ارتقاء فرهنگی و معرفی حوزه فرهنگ و تمدن ایران سرافراز، ایفا نماید.»
 
همچنین علی جنتی در حکم جداگانه‌ای حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی مهدوی‌راد را به عنوان دبیر علمی سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد.
 
در متن حکم وی آمده است:
 
«نظر به مراتب علمی و فرهنگی و تجربه‌های ارزنده‌اتان در حوزه‌های دانش و کتاب‌پژوهی، جناب‌عالی به موجب این حکم به عنوان «دبیر علمی سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» منصوب می‌شوید.
 
امید است با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از همکاری اندیشمندان و اساتید در گسترش دانایی و تولید علم و فرهنگ در ایران اسلامی مؤید باشید.»

دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال منصوب شدند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با حکم علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند.
 
بر اساس احکام صادر شده آقایان حجت‌الاسلام والمسلمین رضا مختاری، دکتر محمدرضا موحدی، دکتر محمدامین قانعی‌راد، جواد محقق، دکتر محمدتقی خانی، دکتر محمود کمره، مجید غلامی‌جلیسه، دکتر محمد خزایی، دکتر محمد سلگی، دکتر محسن جوادی و دکتر منصور صفت‌گل به عنوان اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب شدند.
 
در متن احکام هر یک از اعضای هیأت علمی آمده است:
 
«نظر به مراتب علمی و تجارب ارزشمند جناب‌عالی در زمینه‌های علمی ـ پژوهشی، به موجب این حکم به عنوان «عضو هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» منصوب می‌شوید.
 
امید می‌رود با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از دیدگاه‌های جناب‌عالی و سایر اندیشمندان و صاحب‌نظران، این جایزه ارزشمند و معتبر، بتواند نقش شایسته خود را در ارتقاء فرهنگی و معرفی حوزه فرهنگ و تمدن ایران سرافراز، ایفا نماید.»
 
همچنین علی جنتی در حکم جداگانه‌ای حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی مهدوی‌راد را به عنوان دبیر علمی سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران منصوب کرد.
 
در متن حکم وی آمده است:
 
«نظر به مراتب علمی و فرهنگی و تجربه‌های ارزنده‌اتان در حوزه‌های دانش و کتاب‌پژوهی، جناب‌عالی به موجب این حکم به عنوان «دبیر علمی سی و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران» منصوب می‌شوید.
 
امید است با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از همکاری اندیشمندان و اساتید در گسترش دانایی و تولید علم و فرهنگ در ایران اسلامی مؤید باشید.»

دبیر و اعضای هیأت علمی سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال منصوب شدند

عکس جدید اینستاگرام

حسینی: ترجمه و تالیف برای ما بالماسکه شده است/ جهانی به مقوله علم نگاه نمی‌کنیم

Published by:

حسینی: ترجمه و تالیف برای ما بالماسکه شده است/ جهانی به مقوله علم نگاه نمی‌کنیم

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عبادتی: سیدحسن حسینی، استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بیش از سه دهه از عمر علمی خود را صرف مطالعه و بررسی آسیب‌های اجتماعی در ایران کرده است. وی صاحب تالیفات متعددی مانند «مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران (کودکان کار و خیابان)»، «مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران (جامعه‌شناسی نظام گسیختگی خانواده و طلاق)» و «جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی در رسانه» است. همچنین به زودی ویراست جدیدی از ترجمه کتاب «نظریه‌های جامعه‌شناسی طردشدگان اجتماعی» به کوشش سید حسن حسینی وارد بازار نشر می‌شود.

کاهش مصرف کالای فرهنگی به‌ویژه کتاب در ایران و علل جامعه‌شناختی آن موضوع گفت‌وگوی ایبنا با این استاد دانشگاه است. خواندن و فراهم کردن امکان آن برای ایرانیان یکی از دغدغه‌های جدی این استاد دانشگاه است که در این مصاحبه همواره بر آن تاکید شده است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

استاد حسینی، پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مصرف کالاهای فرهنگی به ویژه کتاب در ایران رضایت‌بخش نبوده و با وجود اینکه بعضا اعلام می‌شود شمارگان کتاب‌ها در ایران هزار نسخه یا 500 نسخه است باز هم برخی ناشران می‌گویند که این آمار واقعی نیست. حال سوال اینجاست که چرا ایرانی‌ها کم کتاب می‌خوانند؟
 
پاسخ سوال خیلی روشن است! وقتی جوامع را تیپ‌بندی می‌کنیم، جوامعی داریم که گفت‌وگو می‌کنند و جوامعی هستند که می‌نویسند. جوامع هر چه ابتدایی‌تر باشند تمدنشان گفتاری است. من دو سال پیش به مونالیزی سفر کردم. این جزیره مرکزی 34 قبیله دارد. وقتی که جیمز کوک آنجا را کشف کرد،  180 هزار جمعیت داشته که 34 قبیله بوده و هر یک زبانی داشته‌اند. این قبیله‌ها نوشته ندارند و مجسمه دارند، کل فرهنگشان هم سینه به سینه گشته است. یکی از ویژگی‌های تمدن‌های خاورمیانه‌ای نداشتن تمدن نوشتاری است، به همین دلیل وقتی انجیل و قرآن می‌آید، پذیرش کمی سخت اتفاق می‌افتد، البته تمدن‌های اروپایی و به ویژه شمال اروپا هم همین شکل هستند. جامعه ما هم تمدن شنیداری دارد. طی صدها سال منبر محل گفتمان و حتی گفتمان یک سویه بوده است. شما روی منبر می‌روید و حرفتان را می‌زنید و شنونده‌ها هم فقط نقل می‌کنند. قبل از ورود اسلام ما کتابخانه داشتیم و بعد وقتی در قادسیه ما را شکست می‌دهند، به عمر کتاب‌ها را نشان می‌دهند، او می‌گوید کتاب‌ها را بسوزانید چون ما هر چه لازم داشته باشیم در قرآن هست و اگر به غیر از این در کتاب‌ها چیزی هست آن را بسوزانید. بنابراین اگر در جامعه ایران مکتوباتی هم وجود داشته با حمله اعراب از بین می‌رود.

البته برای چینی‌ها این مکتوبات قطعاً بیشتر است. ولی ما به تدریج دوباره شروع به فعالیت می‌کنیم اما این فعالیت‌ها به ویژه در دوره صنعتی شدن و دستگاه‌های گوتنبرگی بسیار با تاخیر است. دستگاه‌های چاپ سنگی و سربی در دوره عباس میرزا وارد می‌شود در حالی که بیش از دو سده پیش در اروپا چاپ آمده است.

انجیل‌هایی که در فرانسه دیدم متعلق به 400 سال پیش است که به فرانسه ترجمه شده است. من کتاب‌هایی در کتابخانه‌ام دارم که متعلق به 180 سال پیش است و تجربیات کشاورزی درونش منعکس و چاپ شده است. برخی از کتاب‌ها حتی چاپ مجدد هم شده است. به هر حال وقتی در جامعه‌ای حکومت و جریان خاصی از آن مخالف ورود تکنولوژی‌های مدرن، از جمله چاپ است برای اینکه مردم آگاهی پیدا نکنند و منحرف نشوند، نمی‌شود انتظار کتاب خواندن مردم را داشت.

در تمدن مسیحی از مقطعی این دیوار شکاف برداشت. در قرآن هم برخلاف اینکه افراد دعوت شدند به اینکه بروند و بهترین قول‌ها را بشنوند و انتخاب کنند، باز می‌بینیم که گروه‌هایی به اسم اسلام این آیات را به قبرستان فرستادند. اکنون تفسیری که از این آیه قرآن می‌کنند این است که می‌گویند این اقوال، اقوال دینی است و نیازی نیست که ما به حوزه‌ها و علوم دیگری مراجعه کنیم و یاد بگیریم. بنابراین وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم در مقاطعی در تمدن‌، حکومت و نیز رابطه تنگاتنگ حکومت با برخی از گروه‌های افراطی، دچار سستی و بیچارگی شدیم.

من در این فرایند دوره صفویه را بررسی کردم. میزان کاری که در آنجا شده و متفکرانی که در تمدن‌های دیگر آمدند با متفکران ما قابل مقایسه نیست. ما چند فیلسوف داریم؟! علامه مجلسی که کتاب «بحار الانوار» را گردآوری می‌کند و در مقابل وقتی فیلسوفی مانند ملاصدرا می‌آید آن را ملاتحتی می‌نامند و به کهک قم تبعیدش می‌کنند. در اینجا فرصتی برای اندیشه‌ورزی نمی ماند. ما از صفویه به این سو که زمان شکوفایی غرب بوده، دچار دگماتیزمی شدیم که ما را به اینجا رسانده است. حال ما مدام برای صفویه سوت بزنیم که این چنین کرده است. صفویه برای ما مداحی آورده است. بعد ما می‌خواهیم از این جامعه کتابخوان دربیاید! نمی‌شود!

مشاهده در متدلوژی اصل اساسی است اما ما آن را حذف کردیم. در قرآن گفته می‌شود مشاهده کن، مقایسه کن و نتیجه بگیر! سه مرحله مهم روش علمی را در قرآن داریم اما کجا آن را استفاده کردیم؟! تنها در یک دوره از این روش استفاده شده است، مغول‌ها، تیموریان و … این میزان از دگماتیسم صفویه را نداشتند و ما در دوره‌ای که نیاز به جهش علمی، فلسفی و … داشتیم دچار این وضعیت شدیم!

استاد آیا به این میزان ایدئولوگ دیدن موضوع دست ما برای تببین‌های بعدی برای کتاب نخواندن مردم نمی‌بندد؟ به هر حال بعد از انقلاب اسلامی تنوع عناوین و موضوعات بسیار بیشتر از گذشته است اما وضعیت همانند قبل است.
 
ما در جبر اجتماعی قرار گرفتیم. یعنی جامعه جهانی هر چه به هم نزدیک می‌شود ما را وادار به انجام برخی از کارها می‌کند به طور مثال شما وارد یک جنگ می‌شوید، تا وسط جنگ هر چه ما ضرابخانه رژیم پهلوی داشت استفاده کردیم اما بعد از آن نیاز داشتیم خودکفا بشویم. این اتفاق میمون است. به هر حال وقتی 42 سال پیش، وارد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شدم را با اکنون مقایسه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که منابع قابل دسترس غیر قابل مقایسه است، اما بخشی از این موضوع مدیون بالارفتن جمعیت، مهاجرت‌های بعد از انقلاب در دوره جنگ، پیشرفت و تعالی تکنولوژی ارتباطی و … است. این اتفاقات موجب شد که بازار انتشار رشد کند.

اما از آن سو، هم این بازار انتشارات وقتی به سمت تجاری شدن پیش می‌رود، خطرناک می‌شود. بازار کتاب نباید تجاری باشد، تجاری شدن یک مفهوم عام است! ما دانشگاه، ارتقا استادان، ارتقا دانشجو را تجاری کردیم و با این کارها به آکادمی، تولید فکر و کتاب صدمه زدیم. ما یکی از کشورهایی هستیم که بیشترین مهندسی را داریم این به چه درد ما می‌خورد وقتی جاده‌هایمان استاندارد نیست! پس صرف اینکه انبوهی از کتاب داشته باشیم کافی نیست. جالب است بدانید مارکسیست‌ها به عنوان یک گروه ملحد در خوابشان هم نمی‌دیدند همه آثار مارکس، نئومارکسیستی، فمنیستی و … در ایران چاپ شود اما بعد اینکه ما با چاپ این‌ها امکان خواندن فراهم کنیم نیاز به راهنمایی تحصیلی و آموزش دارد.
 
امکان خواندن با توجه به تجربه زیسته شما در کشورهای دیگر چگونه برای ایرانیان فراهم می‌شود؟

بچه‌های من در فرانسه درس خواندند. آنجا بچه‌های ابتدایی را به موزه می‌برند، بعد به او می‌گویند که مشاهداتش را بنویسد. بچه‌ها از ابتدا باید کتاب بخوانند. فرزندان من تمامی رمان‌های قدیمی و جدید فرانسه را خوانده‌اند. پسر من دانشجوی داروسازی است اما کتاب‌های جنبی که می‌خواند متنوع و البته از حوزه ادبیات است چون به کتاب خواندن عادت کرده است. ما تعدادی رمان‌های مزخرف و یک بار مصرف داریم اما رمان‌های خوب هم داریم که آدم‌ها را می‌تواند به خواندن عادت بدهد اما نظام آموزشی ما در این زمینه بد عمل کرده است. این در حالی است که ما در نظام آموزشی‌مان همه به دنبال یک مدرک هستیم که کار خوبی داشته باشیم یا ارتقا بگیریم. 

وقتی می‌بینیم شمارگان کتاب در ایران کم است یا کتاب نمی‌خوانند یا سلیقه‌های متفاوت نیست باید ابعاد مختلف را ببینیم. یکی از نقاط ضعف ما نظام آموزشی تا مقطع دیپلم است. تا آن مقطع وقتی کسی کتاب نخواند بعدش هم نمی‌خواند. به چه دلیل کتاب‌های ویکتور هوگو به چاپ‌های 70 یا 80 می‌رسد؟ به این دلیل که همچنان این منابع مورد مطالعه قرار می‌گیرد. حتی اکنون که بحث نرم‌افزارهای موبایلی هست باز آدم‌ها این کتاب‌ها را می‌خوانند و به صورت دیجیتالی آن را خریداری می‌کنند.

در کشوری مانند فرانسه همه اهل مطالعه‌اند اما در ایران اینگونه نیست. من بین بچه‌های خانواده‌ام در ایران و فرانسه مقایسه می‌کنم و می‌بینم بخش زیادی از این موضوع به سیستمی برمی‌گردد که به ثبت مشاهدات، مطالعه، تحلیل و تبیین اهمیت می‌دهد. به طور مثال در سال‌های آخر دبیرستان در کشوری مانند فرانسه دانش‌آموزان گروه‌های مطالعاتی تشکیل می‌دهند و درباره اقتصاد فلسطینی‌ها کار می‌کنند. در آنجا من خانم دکتری را می‌شناسم که در یک دبیرستان فرانسوی در مرکز اسناد و مدارک کتابخانه کار می‌کند. دانش‌آموزان با چنین فردی مراودات دارند. طبیعی است که این فرد می‌تواند به دانش‌آموزان راهنمایی درس بدهد! این دانش‌آموز را محقق و جستجوگر می‌کند. یاد می‌دهد که چطور کتاب پیدا کند و چگونه کتاب بخواند.
 
بعد ما در ایران کتابدار را حدف می‌کنیم جایش معلم پرورشی می‌گذاریم!

دقیقا همین طور است. در مدارس ابتدایی فرانسه بر اساس تجربه زیسته خانواده‌ام می‌گویم آنجا در کلاس‌ها دانش‌آموزان علاقه‌مند هستند آخر هفته دوباره مدارس باز شود تا کتاب بخوانند و یاد بگیرند.

چون در مدارس آنجا پاتوق فرهنگی با محوریت کتاب شکل گرفته است.

همین طور است! شما به نکته حذف کتابدار اشاره کردید که این کاملا درست است! معلمی آخرین شغل در ایران است. در فرانسه وقتی بخواهید معلم شوید باید در یک کنکور سخت شرکت کنید. همسر یکی از دوستان من در فرانسه دکترای حقوق داشت اما دوست داشت معلم شود. ایشان یک سال درس خواند، در کنکور شرکت کرد و بعد تازه معلم ابتدایی در فرانسه شد. بنابراین در آنجا معلم شدن حساب و کتاب دارد. طبیعی است چنین فردی با عشق و علاقه وقتی وارد سیستم آموزشی شود چطور می‌تواند دانش‌آموزان دیگر را تشویق به کتابخوانی کند. کتاب‌هایی که تولید می‌شود، باید خواننده داشته باشد! به همین دلیل است که می‌گویند «آب کم جو! تشنگی آور به دست!..» ما باید روحیه پرسشگری را در دانش‌آموزان تقویت کنیم.

اگر بخواهید مقایسه‌ای درباره شرایط کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها در کشورهای توسعه یافته با ایران داشته باشید وضعیت چگونه است؟

جالب است بدانید در فرانسه، وقتی والدین فرزندانشان را به مال‌های بزرگ برای خرید می‌آورند این‌ها بیش از هر جای دیگری در کتابفروشی‌ها هستند و گاهی حتی می‌نشینند و کتاب می‌خوانند. این را با ایران مقایسه کنید! اما درباره کتابفروشی‌ها هم اگر شما از 9 صبح تا 7 بعدازظهر به این مکان بروید و بمانید هیچ کس شما را بیرون نمی‌کند! تنها اگر سوال خاصی داشته باشید پاسخ‌تان را می‌دهند اما تا زمانی که فروشنده را نخواهید کاری به شما ندارد که چرا کتاب ورق می‌زنید! این‌ها زمینه‌هایی است که یک جامعه را کتابخوان می‌کند! ما همیشه باید به عنوان یک جامعه‌شناس بدانیم تکرار هر عمل اجتماعی بستگی به میزان مجازات و پاداش‌هایی است که جامعه می‌دهد. جامعه ما کتابخوان‌ها را مجازات می‌کند! بسیاری از دانشجویان خوب و کتابخوان ما به دلیل افکارشان راهی کشورهای دیگر شده یا حتی مجازات شدند اما آنجا یک بچه کوچک هم به دلیل اینکه مطالعات خوبی دارد خودش را صاحب ایده و نظر می‌داند. وقتی در جامعه چنین برخورد کنید تمایل به کتاب خواندن و اندیشه‌ورزی بالاتر می‌رود.

بهترین دانشجویان ما در دهه 70 و 80 در سرشان خورد! توقع داریم وقتی دانشجوی کتابخوان را مجازات و دانشجو بی سواد را تشویق می‌کنیم چه شود؟! الگو درست می‌شود که کتاب نخوانیم چون پاداشی ندارد!
 
کرسی‌های آزاداندیشی که خیلی درباره آن صحبت شده باید در مدارس راه‌اندازی شود و نباید به عقاید یکدیگر توهین کنیم اما ما در بسیاری از موارد به افراد حتی اجازه فکر کردن به لحاظ قانونی درباره برخی مسایل نمی‌دهیم! بسیاری از انحرافات سیاسیون خارج از کشور را روزنامه‌نگاران افشا کردند. آیا آنها را از معیشت انداختند؟ ما وقتی روزنامه‌نگار را از وظیفه اصلی آن می‌اندازیم کشور این چنین می‌شود. کرسی آزاداندیشی یعنی اینکه ما بتوانیم رو به روی هم بشینیم و همدیگر را اساسی به چالش بکشیم. در کرسی‌های آزاداندیشی مقدس و نامقدس نباید وجود داشته باشد. چون این مفاهیم برای جامعه‌ای با همبستگی مکانیکی است نه ارگانیکی! در جامعه ارگانیکی و پسامدرن نباید همه ما یک گونه فکر کنیم. باید ببینیم اجازه این گونه اندیشیدن داریم؟!

در کشورهای توسعه یافته‌ای مانند فرانسه چنانچه از یک کتابخانه منبعی بخواهید و نداشته باشند آن کتاب را برایتان سفارش می‌دهند و طی یک تا دو هفته آن را به دست مخاطب می‌رساند. طبیعی است وقتی به این موضوع اهمیت می‌دهید کتاب را برای مخاطبان دسترس پذیر می‌کنید. در کتابخانه‌های شهرداری‌ها دستگاه‌هایی وجود دارد که به قرائت میکرو فیش اختصاص دارد و از طریق آن‌ها از کتاب‌ها عکسبرداری می‌شود و بعد عکس‌ها در اختیار کاربر قرار می‌گیرد، دستگاه فتوکپی هم وجود دارد و می‌توانید از برگه‌ها کپی بگیرید.

در کتابخانه‌های دانشگاه‌ها، نیز هر یک از دپارتمان‌ها کتابخانه‌های اختصاصی با انبوهی از منابع دارند. از لحاظ فضا و طراحی بصری نیز آن قدر زیبا، جذاب و تمیز است که شما ترجیح می‌دهید در این فضا کتاب بخوانید تا اتاق شخصی خودتان! حالا این را با کتابخانه‌های دانشگاهی خودمان مقایسه کنید! فضا مرده! نور وجود ندارد! کتابدارها هم کرخت و سست هستند. در این فضا چه رغبتی برای مطالعه دانشجویی است که از شهرستان می‌آید تهران در یک اتاق با 6 نفر دیگر زندگی کند! این‌ها همه عواملی است که یک تمدن را کتابخوان می‌کند یا نمی‌کند! در کنارش جریانانی هم هستند که بسیاری از کتاب‌ها را به دلیل ضاله بودن حذف می‌کنند!
 
استاد وضعیت ما را به لحاظ ترجمه متون به‌ویژه در حوزه علوم اجتماعی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ترجمه به ذات اقدام درستی است یا خیر؟

یکی از شرمندگی‌های من به عنوان یک محقق هر چند به این دلیل که اشتغالات اجرایی داشتم این است که کارهایی که شخصاً انجام دادم بسیار ناچیز و غیر قابل بیان است. در حوزه ترجمه که من بسیار به آن معتقد هستم، تالیف گاهی در مرتبه دوم برای ما قرار دارد. چون ما را با دنیای وسیعی از دنیای دانش در همه زمینه‌ها به ویژه علوم اجتماعی آشنا می‌کند. من از سال 1355 هجری شمسی در موسسه مطالعات تحقیقات اجتماعی کار می‌کردم. این موسسه از سال 1337 کار خودش را آغاز می‌کند و همزمان با آن نیز انتشاراتی تاسیس می‌شود و چه کتاب‌هایی خوبی در این موسسه ترجمه و چاپ شد اما بعدها در انتشارات دانشگاه تهران ادغام شد. افرادی چون استاد رهنما کتاب‌های خوبی درباره اقتصاد و توسعه یافتگی و… ترجمه کرده بودند. از آن دوران یکی از بهترین افراد مرحوم علیمحمد کاردان بود، ایشان خدمت بزرگی در ترجمه به متدلوژی کرده و با ترجمه کتاب «قواعد روش جامعه‌شناسی» و کتاب‌های دیگر در حوزه روانشناسی اجتماعی موجب پیشرفت این حوزه شد و وقتی این کتاب‌ها را می‌بینیم خجل می‌شویم.

عبدالحسین نیک‌گهر نیز خدمت بزرگی در حوزه علوم اجتماعی کرده و ترجمه‌های روان و البته انتخاب‌های خوبی داشته است. ایشان از انگلیسی و فرانسه ترجمه‌های خوبی داشته و با این منابع خدمت بزرگی به علوم اجتماعی کرده است. کتاب‌ «منطق اجتماعی» در حوزه تحقیق مسایل اجتماعی در سال‌های اول انقلاب از جمله منابع پایه‌ای است که اندیشه‌ورزی را یاد مخاطب می‌دهد.

باقر پرهام نیز کتاب «مراحل اساسی اندیشه جامعه‌شناسی» را که آرون نوشته ترجمه کرده است. این کتاب به همه زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده و همت ایشان موجب شد یکی از آثار خوب این حوزه تدوین شود و دانشجویان بتوانند با عمق نظریه‌های جامعه‌شناسی آنگونه که در کلاس‌های آرون تدریس می‌شد، آشنا شوند. همچنین کتاب «تقسیم کار اجتماعی» و «صور ابتدای دین» دورکیم از کتاب‌های مبانی جامعه‌شناسان کلاسیک است که با ترجمه روان ایشان منتشر شده است. ما می‌توانیم کتاب «تقسیم کار اجتماعی» مرحوم حسن حبیبی را با ترجمه مرحوم پرهام مقایسه کنیم و تفاوت آن را ببینیم.

محسن ثلاثی نیز از استادان بزرگ دیگر این حوزه است. یکی از ویژگی‌های این مترجمان بزرگ انتخاب‌های خوبشان است اما در جامعه ما کتاب‌نویسی اعم از ترجمه و تالیف بالماسکه شده است و آدم‌ها بیش از آنکه با ترجمه و تالیف به دنبال این باشند که چه خدمتی می‌توانند به جامعه بکنند بیشتر دنبال این هستند که کتابی چاپ کنند، امتیاز علمی بگیرند و ارتقا پیدا کنند. تولید انبوه با این کیفیت نامناسب خدمت به دانش و آکادمی نیست.
 
فرایند ترجمه کتاب در کشورهای دیگر چگونه است؟

در فرانسه هم مترجمان و دانشمند کم نیستند اما مجموعه ترجمه‌های آنها از انگلیسی و آلمانی گزیده شده است. وقتی کتابخانه‌های جامعه‌شناسی فرانسوی‌ها را می‌بینید بخش‌های ترجمه شده قابل استفاده است و هر کتاب مبانی جامعه‌شناسی بی‌ارزش از آمریکا ترجمه نمی‌شود. هانری منراس کتاب «مبانی جامعه‌شناسی» نوشته و این اثر یکی از کتاب‌های اصلی مبانی تدریس می‌شود. وقتی این کتاب ترجمه شده دیگر کتاب‌های بی ارزش قابل استفاده نیست. در بازار ایران فراوان کتاب‌های بی ارزش در مبانی جامعه‌شناسی، خانواده و … می‌بینیم که این گونه منتشر می‌شود، پس ترجمه مقوله خوبی است اما باید توجه داشته باشیم که اگر کاری می‌خواهد ترجمه شود بازار را مخدوش نکنیم و تولید انبوه بیهوده ایجاد نکنیم.
 
چه زمانی می‌توانیم از مرحله ترجمه عبور کنیم و خودمان مولف شویم؟ یکی از مشکلات در حوزه علوم اجتماعی کمبود کارهای تالیفی است که خودشان مولد علم باشند.

بحث نظریه‌پردازی موضوعی سنگینی است اما همان‌طور که کانت گفته ما بر دوش مردگان ایستادیم. مفهومش این است که نسل به نسل قبل از ما آن چیزهایی که تولید کردند را باید جلو بیاوریم و از مجموعه آنها نظریه‌پردازی کنیم. ماکس وبر، بیهوده وبر نشده، دورکیم، دورکیم نشده است. در خارج از کشور حتی به عنوان یک نظریه‌پرداز به آرون نگاه نمی‌کنند بلکه او را مولف می‌بینند اما در بخش‌های سیاسی معتقدند آرون نظرات سیاسی داشته است. جامعه شناسانی مانند هانری منراس هم همین گونه‌اند.

در جامعه‌شناسی خانواده در فرانسه جامعه‌شناسی داریم که اگرچه در سه دهه کارهای زیادی در حوزه جامعه‌شناسی خانواده کرده اما نظریه به آن مفهوم نداشته و فقط تغییرات و تحولات خانواده و خانواده‌های مدرن را ارائه کرده است. او هر پنج سال یک بار کتابی چاپ کرده که مجموعه مقالات است و نظریه‌پردازی نیست.

اینکه ما انتظار داشته باشیم در دنیای سوم حتی در چین با این همه سرمایه‌گذاری نظریه‌پردازی داشته باشیم، درست نیست. در علوم فنی هم چون نظریه تبدیل به ابزار می‌شود می‌توان نظریه‌پردازی کرد. به طور مثال چین می‌تواند با فرستادن متخصصانش به خارج از کشور و بعد برگشت آنها از نظریه‌های آن‌ها در صنعت استفاده کند اما در علوم انسانی این گونه نیست. خاطرم هست در لوزان سویس 25 سال پیش دو ماه سکونت داشتم آنجا با دانشجو چینی برخورد کردم که می‌خواست به چین برگردد. در آن زمان که چین کمونیست بود این‌ها به کشورشان برمی‌گشتند. دانشگاه لومیای لوز، دانشگاه علوم انسانی است و 25 هزار دانشجوی علوم انسانی در رشته‌های مختلف دارد. من آنجا برای پایان نامه‌ای رفته بودم و رییس دانشگاه مشاور پایان نامه بود. آنجا آنقدر دانشجوی چینی دیدم، بعد پرسیدم اینها چرا آنقدر زیاد هستند؟ گفتند که این‌ها بورسیه دولت چین هستند. ببینید چقدر جالب است که در یک دانشگاه این چنینی، نصف دانشجویان علوم انسانی‌اش بورس کشور چین هستند. بنابراین چینی که علوم انسانی را زیرپایش له کرده، باز این همه پول خارج می‌کند تا دانشجویانش خارج از کشور علوم انسانی یاد بگیرند. با این وجود چین با این همه سرمایه‌گذاری شاید در آینده بتواند نظریه پردازی کند.

من در مقدمه یکی از کتاب‌هایم به بحث نهضت ترجمه در صدر اسلام اشاره کردم. برخلاف صدر اسلام ما با علم مخالفت کردیم و پس از آن نیز از دوره خلفای چهارگانه این مخالفت کاهش یافت، نهضت ترجمه شروع شد و متفکران زیادی پرورش یافتند. متفکران اسلامی هم از جامعه مصر و ایران رشد کردند و به واسطه ادغام در پیش زمینه فرهنگی و تاریخی این کشورها پرورش یافتند. این گونه نبود که این جوامع نا آشنا باشند. جامعه زبان عرب با این افرادی چون خیام، زکریای رازی، ابوعلی سینا و .. مواجه می‌شود.

بنابراین اینکه ما امیدوار به نظریه‌پردازی باشیم خوب است اما باید علم را جهانی ببینیم. هر کدام از ما عضوی از آکادمی بین‌المللی هستیم و همه اتصال در این آکادمی‌ها داریم و هر چه تولید کنیم و تولید کنند به همه ما تعلق دارد.

حسینی: ترجمه و تالیف برای ما بالماسکه شده است/ جهانی به مقوله علم نگاه نمی‌کنیم

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهام عبادتی: سیدحسن حسینی، استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بیش از سه دهه از عمر علمی خود را صرف مطالعه و بررسی آسیب‌های اجتماعی در ایران کرده است. وی صاحب تالیفات متعددی مانند «مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران (کودکان کار و خیابان)»، «مجموعه تحلیل‌های آسیب‌های اجتماعی در ایران (جامعه‌شناسی نظام گسیختگی خانواده و طلاق)» و «جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی در رسانه» است. همچنین به زودی ویراست جدیدی از ترجمه کتاب «نظریه‌های جامعه‌شناسی طردشدگان اجتماعی» به کوشش سید حسن حسینی وارد بازار نشر می‌شود.

کاهش مصرف کالای فرهنگی به‌ویژه کتاب در ایران و علل جامعه‌شناختی آن موضوع گفت‌وگوی ایبنا با این استاد دانشگاه است. خواندن و فراهم کردن امکان آن برای ایرانیان یکی از دغدغه‌های جدی این استاد دانشگاه است که در این مصاحبه همواره بر آن تاکید شده است. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

استاد حسینی، پس از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مصرف کالاهای فرهنگی به ویژه کتاب در ایران رضایت‌بخش نبوده و با وجود اینکه بعضا اعلام می‌شود شمارگان کتاب‌ها در ایران هزار نسخه یا 500 نسخه است باز هم برخی ناشران می‌گویند که این آمار واقعی نیست. حال سوال اینجاست که چرا ایرانی‌ها کم کتاب می‌خوانند؟
 
پاسخ سوال خیلی روشن است! وقتی جوامع را تیپ‌بندی می‌کنیم، جوامعی داریم که گفت‌وگو می‌کنند و جوامعی هستند که می‌نویسند. جوامع هر چه ابتدایی‌تر باشند تمدنشان گفتاری است. من دو سال پیش به مونالیزی سفر کردم. این جزیره مرکزی 34 قبیله دارد. وقتی که جیمز کوک آنجا را کشف کرد،  180 هزار جمعیت داشته که 34 قبیله بوده و هر یک زبانی داشته‌اند. این قبیله‌ها نوشته ندارند و مجسمه دارند، کل فرهنگشان هم سینه به سینه گشته است. یکی از ویژگی‌های تمدن‌های خاورمیانه‌ای نداشتن تمدن نوشتاری است، به همین دلیل وقتی انجیل و قرآن می‌آید، پذیرش کمی سخت اتفاق می‌افتد، البته تمدن‌های اروپایی و به ویژه شمال اروپا هم همین شکل هستند. جامعه ما هم تمدن شنیداری دارد. طی صدها سال منبر محل گفتمان و حتی گفتمان یک سویه بوده است. شما روی منبر می‌روید و حرفتان را می‌زنید و شنونده‌ها هم فقط نقل می‌کنند. قبل از ورود اسلام ما کتابخانه داشتیم و بعد وقتی در قادسیه ما را شکست می‌دهند، به عمر کتاب‌ها را نشان می‌دهند، او می‌گوید کتاب‌ها را بسوزانید چون ما هر چه لازم داشته باشیم در قرآن هست و اگر به غیر از این در کتاب‌ها چیزی هست آن را بسوزانید. بنابراین اگر در جامعه ایران مکتوباتی هم وجود داشته با حمله اعراب از بین می‌رود.

البته برای چینی‌ها این مکتوبات قطعاً بیشتر است. ولی ما به تدریج دوباره شروع به فعالیت می‌کنیم اما این فعالیت‌ها به ویژه در دوره صنعتی شدن و دستگاه‌های گوتنبرگی بسیار با تاخیر است. دستگاه‌های چاپ سنگی و سربی در دوره عباس میرزا وارد می‌شود در حالی که بیش از دو سده پیش در اروپا چاپ آمده است.

انجیل‌هایی که در فرانسه دیدم متعلق به 400 سال پیش است که به فرانسه ترجمه شده است. من کتاب‌هایی در کتابخانه‌ام دارم که متعلق به 180 سال پیش است و تجربیات کشاورزی درونش منعکس و چاپ شده است. برخی از کتاب‌ها حتی چاپ مجدد هم شده است. به هر حال وقتی در جامعه‌ای حکومت و جریان خاصی از آن مخالف ورود تکنولوژی‌های مدرن، از جمله چاپ است برای اینکه مردم آگاهی پیدا نکنند و منحرف نشوند، نمی‌شود انتظار کتاب خواندن مردم را داشت.

در تمدن مسیحی از مقطعی این دیوار شکاف برداشت. در قرآن هم برخلاف اینکه افراد دعوت شدند به اینکه بروند و بهترین قول‌ها را بشنوند و انتخاب کنند، باز می‌بینیم که گروه‌هایی به اسم اسلام این آیات را به قبرستان فرستادند. اکنون تفسیری که از این آیه قرآن می‌کنند این است که می‌گویند این اقوال، اقوال دینی است و نیازی نیست که ما به حوزه‌ها و علوم دیگری مراجعه کنیم و یاد بگیریم. بنابراین وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم در مقاطعی در تمدن‌، حکومت و نیز رابطه تنگاتنگ حکومت با برخی از گروه‌های افراطی، دچار سستی و بیچارگی شدیم.

من در این فرایند دوره صفویه را بررسی کردم. میزان کاری که در آنجا شده و متفکرانی که در تمدن‌های دیگر آمدند با متفکران ما قابل مقایسه نیست. ما چند فیلسوف داریم؟! علامه مجلسی که کتاب «بحار الانوار» را گردآوری می‌کند و در مقابل وقتی فیلسوفی مانند ملاصدرا می‌آید آن را ملاتحتی می‌نامند و به کهک قم تبعیدش می‌کنند. در اینجا فرصتی برای اندیشه‌ورزی نمی ماند. ما از صفویه به این سو که زمان شکوفایی غرب بوده، دچار دگماتیزمی شدیم که ما را به اینجا رسانده است. حال ما مدام برای صفویه سوت بزنیم که این چنین کرده است. صفویه برای ما مداحی آورده است. بعد ما می‌خواهیم از این جامعه کتابخوان دربیاید! نمی‌شود!

مشاهده در متدلوژی اصل اساسی است اما ما آن را حذف کردیم. در قرآن گفته می‌شود مشاهده کن، مقایسه کن و نتیجه بگیر! سه مرحله مهم روش علمی را در قرآن داریم اما کجا آن را استفاده کردیم؟! تنها در یک دوره از این روش استفاده شده است، مغول‌ها، تیموریان و … این میزان از دگماتیسم صفویه را نداشتند و ما در دوره‌ای که نیاز به جهش علمی، فلسفی و … داشتیم دچار این وضعیت شدیم!

استاد آیا به این میزان ایدئولوگ دیدن موضوع دست ما برای تببین‌های بعدی برای کتاب نخواندن مردم نمی‌بندد؟ به هر حال بعد از انقلاب اسلامی تنوع عناوین و موضوعات بسیار بیشتر از گذشته است اما وضعیت همانند قبل است.
 
ما در جبر اجتماعی قرار گرفتیم. یعنی جامعه جهانی هر چه به هم نزدیک می‌شود ما را وادار به انجام برخی از کارها می‌کند به طور مثال شما وارد یک جنگ می‌شوید، تا وسط جنگ هر چه ما ضرابخانه رژیم پهلوی داشت استفاده کردیم اما بعد از آن نیاز داشتیم خودکفا بشویم. این اتفاق میمون است. به هر حال وقتی 42 سال پیش، وارد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شدم را با اکنون مقایسه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که منابع قابل دسترس غیر قابل مقایسه است، اما بخشی از این موضوع مدیون بالارفتن جمعیت، مهاجرت‌های بعد از انقلاب در دوره جنگ، پیشرفت و تعالی تکنولوژی ارتباطی و … است. این اتفاقات موجب شد که بازار انتشار رشد کند.

اما از آن سو، هم این بازار انتشارات وقتی به سمت تجاری شدن پیش می‌رود، خطرناک می‌شود. بازار کتاب نباید تجاری باشد، تجاری شدن یک مفهوم عام است! ما دانشگاه، ارتقا استادان، ارتقا دانشجو را تجاری کردیم و با این کارها به آکادمی، تولید فکر و کتاب صدمه زدیم. ما یکی از کشورهایی هستیم که بیشترین مهندسی را داریم این به چه درد ما می‌خورد وقتی جاده‌هایمان استاندارد نیست! پس صرف اینکه انبوهی از کتاب داشته باشیم کافی نیست. جالب است بدانید مارکسیست‌ها به عنوان یک گروه ملحد در خوابشان هم نمی‌دیدند همه آثار مارکس، نئومارکسیستی، فمنیستی و … در ایران چاپ شود اما بعد اینکه ما با چاپ این‌ها امکان خواندن فراهم کنیم نیاز به راهنمایی تحصیلی و آموزش دارد.
 
امکان خواندن با توجه به تجربه زیسته شما در کشورهای دیگر چگونه برای ایرانیان فراهم می‌شود؟

بچه‌های من در فرانسه درس خواندند. آنجا بچه‌های ابتدایی را به موزه می‌برند، بعد به او می‌گویند که مشاهداتش را بنویسد. بچه‌ها از ابتدا باید کتاب بخوانند. فرزندان من تمامی رمان‌های قدیمی و جدید فرانسه را خوانده‌اند. پسر من دانشجوی داروسازی است اما کتاب‌های جنبی که می‌خواند متنوع و البته از حوزه ادبیات است چون به کتاب خواندن عادت کرده است. ما تعدادی رمان‌های مزخرف و یک بار مصرف داریم اما رمان‌های خوب هم داریم که آدم‌ها را می‌تواند به خواندن عادت بدهد اما نظام آموزشی ما در این زمینه بد عمل کرده است. این در حالی است که ما در نظام آموزشی‌مان همه به دنبال یک مدرک هستیم که کار خوبی داشته باشیم یا ارتقا بگیریم. 

وقتی می‌بینیم شمارگان کتاب در ایران کم است یا کتاب نمی‌خوانند یا سلیقه‌های متفاوت نیست باید ابعاد مختلف را ببینیم. یکی از نقاط ضعف ما نظام آموزشی تا مقطع دیپلم است. تا آن مقطع وقتی کسی کتاب نخواند بعدش هم نمی‌خواند. به چه دلیل کتاب‌های ویکتور هوگو به چاپ‌های 70 یا 80 می‌رسد؟ به این دلیل که همچنان این منابع مورد مطالعه قرار می‌گیرد. حتی اکنون که بحث نرم‌افزارهای موبایلی هست باز آدم‌ها این کتاب‌ها را می‌خوانند و به صورت دیجیتالی آن را خریداری می‌کنند.

در کشوری مانند فرانسه همه اهل مطالعه‌اند اما در ایران اینگونه نیست. من بین بچه‌های خانواده‌ام در ایران و فرانسه مقایسه می‌کنم و می‌بینم بخش زیادی از این موضوع به سیستمی برمی‌گردد که به ثبت مشاهدات، مطالعه، تحلیل و تبیین اهمیت می‌دهد. به طور مثال در سال‌های آخر دبیرستان در کشوری مانند فرانسه دانش‌آموزان گروه‌های مطالعاتی تشکیل می‌دهند و درباره اقتصاد فلسطینی‌ها کار می‌کنند. در آنجا من خانم دکتری را می‌شناسم که در یک دبیرستان فرانسوی در مرکز اسناد و مدارک کتابخانه کار می‌کند. دانش‌آموزان با چنین فردی مراودات دارند. طبیعی است که این فرد می‌تواند به دانش‌آموزان راهنمایی درس بدهد! این دانش‌آموز را محقق و جستجوگر می‌کند. یاد می‌دهد که چطور کتاب پیدا کند و چگونه کتاب بخواند.
 
بعد ما در ایران کتابدار را حدف می‌کنیم جایش معلم پرورشی می‌گذاریم!

دقیقا همین طور است. در مدارس ابتدایی فرانسه بر اساس تجربه زیسته خانواده‌ام می‌گویم آنجا در کلاس‌ها دانش‌آموزان علاقه‌مند هستند آخر هفته دوباره مدارس باز شود تا کتاب بخوانند و یاد بگیرند.

چون در مدارس آنجا پاتوق فرهنگی با محوریت کتاب شکل گرفته است.

همین طور است! شما به نکته حذف کتابدار اشاره کردید که این کاملا درست است! معلمی آخرین شغل در ایران است. در فرانسه وقتی بخواهید معلم شوید باید در یک کنکور سخت شرکت کنید. همسر یکی از دوستان من در فرانسه دکترای حقوق داشت اما دوست داشت معلم شود. ایشان یک سال درس خواند، در کنکور شرکت کرد و بعد تازه معلم ابتدایی در فرانسه شد. بنابراین در آنجا معلم شدن حساب و کتاب دارد. طبیعی است چنین فردی با عشق و علاقه وقتی وارد سیستم آموزشی شود چطور می‌تواند دانش‌آموزان دیگر را تشویق به کتابخوانی کند. کتاب‌هایی که تولید می‌شود، باید خواننده داشته باشد! به همین دلیل است که می‌گویند «آب کم جو! تشنگی آور به دست!..» ما باید روحیه پرسشگری را در دانش‌آموزان تقویت کنیم.

اگر بخواهید مقایسه‌ای درباره شرایط کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌ها در کشورهای توسعه یافته با ایران داشته باشید وضعیت چگونه است؟

جالب است بدانید در فرانسه، وقتی والدین فرزندانشان را به مال‌های بزرگ برای خرید می‌آورند این‌ها بیش از هر جای دیگری در کتابفروشی‌ها هستند و گاهی حتی می‌نشینند و کتاب می‌خوانند. این را با ایران مقایسه کنید! اما درباره کتابفروشی‌ها هم اگر شما از 9 صبح تا 7 بعدازظهر به این مکان بروید و بمانید هیچ کس شما را بیرون نمی‌کند! تنها اگر سوال خاصی داشته باشید پاسخ‌تان را می‌دهند اما تا زمانی که فروشنده را نخواهید کاری به شما ندارد که چرا کتاب ورق می‌زنید! این‌ها زمینه‌هایی است که یک جامعه را کتابخوان می‌کند! ما همیشه باید به عنوان یک جامعه‌شناس بدانیم تکرار هر عمل اجتماعی بستگی به میزان مجازات و پاداش‌هایی است که جامعه می‌دهد. جامعه ما کتابخوان‌ها را مجازات می‌کند! بسیاری از دانشجویان خوب و کتابخوان ما به دلیل افکارشان راهی کشورهای دیگر شده یا حتی مجازات شدند اما آنجا یک بچه کوچک هم به دلیل اینکه مطالعات خوبی دارد خودش را صاحب ایده و نظر می‌داند. وقتی در جامعه چنین برخورد کنید تمایل به کتاب خواندن و اندیشه‌ورزی بالاتر می‌رود.

بهترین دانشجویان ما در دهه 70 و 80 در سرشان خورد! توقع داریم وقتی دانشجوی کتابخوان را مجازات و دانشجو بی سواد را تشویق می‌کنیم چه شود؟! الگو درست می‌شود که کتاب نخوانیم چون پاداشی ندارد!
 
کرسی‌های آزاداندیشی که خیلی درباره آن صحبت شده باید در مدارس راه‌اندازی شود و نباید به عقاید یکدیگر توهین کنیم اما ما در بسیاری از موارد به افراد حتی اجازه فکر کردن به لحاظ قانونی درباره برخی مسایل نمی‌دهیم! بسیاری از انحرافات سیاسیون خارج از کشور را روزنامه‌نگاران افشا کردند. آیا آنها را از معیشت انداختند؟ ما وقتی روزنامه‌نگار را از وظیفه اصلی آن می‌اندازیم کشور این چنین می‌شود. کرسی آزاداندیشی یعنی اینکه ما بتوانیم رو به روی هم بشینیم و همدیگر را اساسی به چالش بکشیم. در کرسی‌های آزاداندیشی مقدس و نامقدس نباید وجود داشته باشد. چون این مفاهیم برای جامعه‌ای با همبستگی مکانیکی است نه ارگانیکی! در جامعه ارگانیکی و پسامدرن نباید همه ما یک گونه فکر کنیم. باید ببینیم اجازه این گونه اندیشیدن داریم؟!

در کشورهای توسعه یافته‌ای مانند فرانسه چنانچه از یک کتابخانه منبعی بخواهید و نداشته باشند آن کتاب را برایتان سفارش می‌دهند و طی یک تا دو هفته آن را به دست مخاطب می‌رساند. طبیعی است وقتی به این موضوع اهمیت می‌دهید کتاب را برای مخاطبان دسترس پذیر می‌کنید. در کتابخانه‌های شهرداری‌ها دستگاه‌هایی وجود دارد که به قرائت میکرو فیش اختصاص دارد و از طریق آن‌ها از کتاب‌ها عکسبرداری می‌شود و بعد عکس‌ها در اختیار کاربر قرار می‌گیرد، دستگاه فتوکپی هم وجود دارد و می‌توانید از برگه‌ها کپی بگیرید.

در کتابخانه‌های دانشگاه‌ها، نیز هر یک از دپارتمان‌ها کتابخانه‌های اختصاصی با انبوهی از منابع دارند. از لحاظ فضا و طراحی بصری نیز آن قدر زیبا، جذاب و تمیز است که شما ترجیح می‌دهید در این فضا کتاب بخوانید تا اتاق شخصی خودتان! حالا این را با کتابخانه‌های دانشگاهی خودمان مقایسه کنید! فضا مرده! نور وجود ندارد! کتابدارها هم کرخت و سست هستند. در این فضا چه رغبتی برای مطالعه دانشجویی است که از شهرستان می‌آید تهران در یک اتاق با 6 نفر دیگر زندگی کند! این‌ها همه عواملی است که یک تمدن را کتابخوان می‌کند یا نمی‌کند! در کنارش جریانانی هم هستند که بسیاری از کتاب‌ها را به دلیل ضاله بودن حذف می‌کنند!
 
استاد وضعیت ما را به لحاظ ترجمه متون به‌ویژه در حوزه علوم اجتماعی چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ترجمه به ذات اقدام درستی است یا خیر؟

یکی از شرمندگی‌های من به عنوان یک محقق هر چند به این دلیل که اشتغالات اجرایی داشتم این است که کارهایی که شخصاً انجام دادم بسیار ناچیز و غیر قابل بیان است. در حوزه ترجمه که من بسیار به آن معتقد هستم، تالیف گاهی در مرتبه دوم برای ما قرار دارد. چون ما را با دنیای وسیعی از دنیای دانش در همه زمینه‌ها به ویژه علوم اجتماعی آشنا می‌کند. من از سال 1355 هجری شمسی در موسسه مطالعات تحقیقات اجتماعی کار می‌کردم. این موسسه از سال 1337 کار خودش را آغاز می‌کند و همزمان با آن نیز انتشاراتی تاسیس می‌شود و چه کتاب‌هایی خوبی در این موسسه ترجمه و چاپ شد اما بعدها در انتشارات دانشگاه تهران ادغام شد. افرادی چون استاد رهنما کتاب‌های خوبی درباره اقتصاد و توسعه یافتگی و… ترجمه کرده بودند. از آن دوران یکی از بهترین افراد مرحوم علیمحمد کاردان بود، ایشان خدمت بزرگی در ترجمه به متدلوژی کرده و با ترجمه کتاب «قواعد روش جامعه‌شناسی» و کتاب‌های دیگر در حوزه روانشناسی اجتماعی موجب پیشرفت این حوزه شد و وقتی این کتاب‌ها را می‌بینیم خجل می‌شویم.

عبدالحسین نیک‌گهر نیز خدمت بزرگی در حوزه علوم اجتماعی کرده و ترجمه‌های روان و البته انتخاب‌های خوبی داشته است. ایشان از انگلیسی و فرانسه ترجمه‌های خوبی داشته و با این منابع خدمت بزرگی به علوم اجتماعی کرده است. کتاب‌ «منطق اجتماعی» در حوزه تحقیق مسایل اجتماعی در سال‌های اول انقلاب از جمله منابع پایه‌ای است که اندیشه‌ورزی را یاد مخاطب می‌دهد.

باقر پرهام نیز کتاب «مراحل اساسی اندیشه جامعه‌شناسی» را که آرون نوشته ترجمه کرده است. این کتاب به همه زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده و همت ایشان موجب شد یکی از آثار خوب این حوزه تدوین شود و دانشجویان بتوانند با عمق نظریه‌های جامعه‌شناسی آنگونه که در کلاس‌های آرون تدریس می‌شد، آشنا شوند. همچنین کتاب «تقسیم کار اجتماعی» و «صور ابتدای دین» دورکیم از کتاب‌های مبانی جامعه‌شناسان کلاسیک است که با ترجمه روان ایشان منتشر شده است. ما می‌توانیم کتاب «تقسیم کار اجتماعی» مرحوم حسن حبیبی را با ترجمه مرحوم پرهام مقایسه کنیم و تفاوت آن را ببینیم.

محسن ثلاثی نیز از استادان بزرگ دیگر این حوزه است. یکی از ویژگی‌های این مترجمان بزرگ انتخاب‌های خوبشان است اما در جامعه ما کتاب‌نویسی اعم از ترجمه و تالیف بالماسکه شده است و آدم‌ها بیش از آنکه با ترجمه و تالیف به دنبال این باشند که چه خدمتی می‌توانند به جامعه بکنند بیشتر دنبال این هستند که کتابی چاپ کنند، امتیاز علمی بگیرند و ارتقا پیدا کنند. تولید انبوه با این کیفیت نامناسب خدمت به دانش و آکادمی نیست.
 
فرایند ترجمه کتاب در کشورهای دیگر چگونه است؟

در فرانسه هم مترجمان و دانشمند کم نیستند اما مجموعه ترجمه‌های آنها از انگلیسی و آلمانی گزیده شده است. وقتی کتابخانه‌های جامعه‌شناسی فرانسوی‌ها را می‌بینید بخش‌های ترجمه شده قابل استفاده است و هر کتاب مبانی جامعه‌شناسی بی‌ارزش از آمریکا ترجمه نمی‌شود. هانری منراس کتاب «مبانی جامعه‌شناسی» نوشته و این اثر یکی از کتاب‌های اصلی مبانی تدریس می‌شود. وقتی این کتاب ترجمه شده دیگر کتاب‌های بی ارزش قابل استفاده نیست. در بازار ایران فراوان کتاب‌های بی ارزش در مبانی جامعه‌شناسی، خانواده و … می‌بینیم که این گونه منتشر می‌شود، پس ترجمه مقوله خوبی است اما باید توجه داشته باشیم که اگر کاری می‌خواهد ترجمه شود بازار را مخدوش نکنیم و تولید انبوه بیهوده ایجاد نکنیم.
 
چه زمانی می‌توانیم از مرحله ترجمه عبور کنیم و خودمان مولف شویم؟ یکی از مشکلات در حوزه علوم اجتماعی کمبود کارهای تالیفی است که خودشان مولد علم باشند.

بحث نظریه‌پردازی موضوعی سنگینی است اما همان‌طور که کانت گفته ما بر دوش مردگان ایستادیم. مفهومش این است که نسل به نسل قبل از ما آن چیزهایی که تولید کردند را باید جلو بیاوریم و از مجموعه آنها نظریه‌پردازی کنیم. ماکس وبر، بیهوده وبر نشده، دورکیم، دورکیم نشده است. در خارج از کشور حتی به عنوان یک نظریه‌پرداز به آرون نگاه نمی‌کنند بلکه او را مولف می‌بینند اما در بخش‌های سیاسی معتقدند آرون نظرات سیاسی داشته است. جامعه شناسانی مانند هانری منراس هم همین گونه‌اند.

در جامعه‌شناسی خانواده در فرانسه جامعه‌شناسی داریم که اگرچه در سه دهه کارهای زیادی در حوزه جامعه‌شناسی خانواده کرده اما نظریه به آن مفهوم نداشته و فقط تغییرات و تحولات خانواده و خانواده‌های مدرن را ارائه کرده است. او هر پنج سال یک بار کتابی چاپ کرده که مجموعه مقالات است و نظریه‌پردازی نیست.

اینکه ما انتظار داشته باشیم در دنیای سوم حتی در چین با این همه سرمایه‌گذاری نظریه‌پردازی داشته باشیم، درست نیست. در علوم فنی هم چون نظریه تبدیل به ابزار می‌شود می‌توان نظریه‌پردازی کرد. به طور مثال چین می‌تواند با فرستادن متخصصانش به خارج از کشور و بعد برگشت آنها از نظریه‌های آن‌ها در صنعت استفاده کند اما در علوم انسانی این گونه نیست. خاطرم هست در لوزان سویس 25 سال پیش دو ماه سکونت داشتم آنجا با دانشجو چینی برخورد کردم که می‌خواست به چین برگردد. در آن زمان که چین کمونیست بود این‌ها به کشورشان برمی‌گشتند. دانشگاه لومیای لوز، دانشگاه علوم انسانی است و 25 هزار دانشجوی علوم انسانی در رشته‌های مختلف دارد. من آنجا برای پایان نامه‌ای رفته بودم و رییس دانشگاه مشاور پایان نامه بود. آنجا آنقدر دانشجوی چینی دیدم، بعد پرسیدم اینها چرا آنقدر زیاد هستند؟ گفتند که این‌ها بورسیه دولت چین هستند. ببینید چقدر جالب است که در یک دانشگاه این چنینی، نصف دانشجویان علوم انسانی‌اش بورس کشور چین هستند. بنابراین چینی که علوم انسانی را زیرپایش له کرده، باز این همه پول خارج می‌کند تا دانشجویانش خارج از کشور علوم انسانی یاد بگیرند. با این وجود چین با این همه سرمایه‌گذاری شاید در آینده بتواند نظریه پردازی کند.

من در مقدمه یکی از کتاب‌هایم به بحث نهضت ترجمه در صدر اسلام اشاره کردم. برخلاف صدر اسلام ما با علم مخالفت کردیم و پس از آن نیز از دوره خلفای چهارگانه این مخالفت کاهش یافت، نهضت ترجمه شروع شد و متفکران زیادی پرورش یافتند. متفکران اسلامی هم از جامعه مصر و ایران رشد کردند و به واسطه ادغام در پیش زمینه فرهنگی و تاریخی این کشورها پرورش یافتند. این گونه نبود که این جوامع نا آشنا باشند. جامعه زبان عرب با این افرادی چون خیام، زکریای رازی، ابوعلی سینا و .. مواجه می‌شود.

بنابراین اینکه ما امیدوار به نظریه‌پردازی باشیم خوب است اما باید علم را جهانی ببینیم. هر کدام از ما عضوی از آکادمی بین‌المللی هستیم و همه اتصال در این آکادمی‌ها داریم و هر چه تولید کنیم و تولید کنند به همه ما تعلق دارد.

حسینی: ترجمه و تالیف برای ما بالماسکه شده است/ جهانی به مقوله علم نگاه نمی‌کنیم

دانلود سریال و آهنگ

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» برگزار می‌شود

Published by:

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، سخنرانی علمی «کاربردی سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» چهارشنبه (14 مهر‌ماه) در ایرانداک برگزار می‌شود.  

دکتر فریبرز درودی،‌ عضو هيات علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران درباره «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» سخنرانی می‌کند. علاوه براین به پرسش‌های سواد دیداری چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ و  مدل بهره‌گیری از سواد دیداری در سواد اطلاعاتی چه کاربردی دارد؟ پاسخ داده خواهد شد.

همچنین دکتر محمد زره‌ساز، رئیس کمیته پژوهش انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران و فاطمه پازوکی، کارشناس اداره استاندارد نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور نیز در این نشست سخنرانی می‌کنند.

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» ساعت  14 تا 15  چهارشنبه (14‌ مهر) در تالار «سخن» پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برگزار می‌شود.

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، سخنرانی علمی «کاربردی سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» چهارشنبه (14 مهر‌ماه) در ایرانداک برگزار می‌شود.  

دکتر فریبرز درودی،‌ عضو هيات علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران درباره «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» سخنرانی می‌کند. علاوه براین به پرسش‌های سواد دیداری چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ و  مدل بهره‌گیری از سواد دیداری در سواد اطلاعاتی چه کاربردی دارد؟ پاسخ داده خواهد شد.

همچنین دکتر محمد زره‌ساز، رئیس کمیته پژوهش انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران و فاطمه پازوکی، کارشناس اداره استاندارد نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور نیز در این نشست سخنرانی می‌کنند.

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» ساعت  14 تا 15  چهارشنبه (14‌ مهر) در تالار «سخن» پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برگزار می‌شود.

سخنرانی علمی «کاربرد سواد دیداری در بهبود بهره‌گیری از سواد اطلاعاتی» برگزار می‌شود

اتوبیوگرافی

صالحی: حریت هیات علمی جایزه جلال حتی یک‌بار خدشه‌دار نشده است

Published by:

صالحی: حریت هیات علمی جایزه جلال حتی یک‌بار خدشه‌دار نشده است

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد که کار خود را با معرفی دبیر و اعضای هیات‌ علمی آغاز کرده بود، نخستین جلسه رسمی خود را عصر یکشنبه (11 مهرماه) در دفتر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حضور سیدعباس صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد برگزار کرد.

سیدعباس صالحی در این جلسه، ضمن تشکر از تلاش و زحمات اعضای هیات‌ علمی، داوران و دست‌اندرکاران برگزاری این جایزه در دوره‌های پیشین و خوشامدگویی و آرزوی توفیق برای اعضای هیئات‌ علمی نهمین دوره‌ این جایزه گفت: جایزه جلال‌آل احمد یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است که برگزاری‌اش به مجموعه وزارت ارشاد و بازوی فرهنگی آن در حوزه ادبیات یعنی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان محول شده است.

وی ضمن تاکید بر تلاش‌های انجام شده در دوره‌های پیشین این جایزه افزود: در برگزاری دوره‌های گذشته این جایزه سعی شد تا به اهدافی دست پیدا کنیم. اول از همه باید تا جایی که اقتضا می‌کند در فضای ادبی کشور اعتمادسازی کنیم. به این معنا که حرف‌ها و حواشی بیشماری که در بسیاری از جوایز و جشنواره‌هاست، اعم از اتهام به باندبازی از بین برود؛ به نوعی بازگشت اعتماد نسبی اتفاق بیفتد. باید نمره‌ این جایزه‌ها را بالا ببریم تا دیگران هم احساس کنند این جایزه‌ها دارد مسیر تکاملی‌اش را طی می‌کند.

معاون فرهنگی وزیر ارشاد ضمن ابراز رضایت از ترکیب فعلی اعضای هیات علمی اظهار کرد: تمام تلاش بر این بوده که این ترکیب، ترکیب جامعی باشد. انتخاب اعضای هیات ‌علمی با نگاه به شاخه‌های چهارگانه جایزه جلال اتخاب شده‌اند. هم توجه به جامعیت هیات علمی مدنظر بوده و هم این‌که تا حد زیادی توجه به همه سلیقه‌ها، حداکثری باشد. این بخشی از همان اعتمادسازی است.

وی افزود: مورد دیگری که در جایزه جلال مورد تاکید بود، این است که سعی شده به هیچ‌وجه دخالت علمی و اجرایی در روند برگزاری این جایزه از سوی مجموعه وزارت ارشاد و شخص وزیر و معاون فرهنگی‌شان اتفاق نیفتد تا حدی که حریت و آزادی هیات ‌علمی این جایزه زیر سوال نرود که الحمدلله در این چند دوره این‌گونه بوده و حتی یک مورد هم اتفاق نیفتاده است.

صالحی تصریح کرد: نکته مهم دیگری که باید حتما مورد لحاظ قرار گیرد، شفافیت در روال برگزاری جایزه است، طوری‌که حس نشود این جایزه صندوق سر به مهری است و شعبده‌ای در آن است. باید همه از آن چه که اتفاق می‌افتد، آگاهی داشته باشند. اصلاح آیین‌نامه و شیوه‌نامه جایزه هم در راستای ارتقای شفافیت بوده است. گرچه دستیابی به سطح رضایت مطلق بسیار دشوار است، اما تا حد نسبی این رضایت تامین شده و احساس می‌کنم که قدم‌های خوبی برداشته شده است.

در این جلسه که با حضور تمام اعضای هیات‌ علمی برگزار شد، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد هم طی صحبت‌هایی ضمن اشاره به اهمیت اعتمادسازی در فضای ادبی کشور گفت: امیدواریم این دوره نیز مانند دو دوره گذشته با حمایت دکتر صالحی و حضور اعضای هیات علمی متخصص و باتجریه این جایزه، با همان شفافیت، صراحت و اعتماد برگزار شود.

وی همچنین ضمن ابراز خرسندی از استقبال نویسنده‌ها و ناشران از نهمین دوره این جایزه با ارسال آثارشان به دبیرخانه افزود: این موضوع نشان می‌دهد، اعتماد قابل قبولی به وجود آمده و این اتفاق ادبی از سوی همه‌ اهالی ادب جدی گرفته می‌شود.

دبیر اجرایی جایزه جلال با بیان این مطلب که دبیر علمی این جایزه امسال با توجه به قانون جدید ابلاغی انتخاب شده، عنوان کرد: پیش از این طبق مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دبیر جایزه جلال همان دبیر جایزه کتاب سال بود که ما در دو سال گذشته از همیاری و راهنمایی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی‌راد که خود یکی از اهالی فاضل جامعه‌ ادبیات است، استفاده کردیم. اما امسال با پیگیری‌هایی که انجام شد و با توجه به این‌که ممکن بود در دوره‌های آتی دبیر جایزه کتاب سال ارتباط کمتری با حوزه ادبیات داشته باشد و این می‌توانست مشکلاتی را به همراه بیاورد، قرار شد از این دوره دبیر علمی جایزه از بین اهالی ادبیات انتخاب شود که دبیری علمی نهمین دوره با توجه به سوابق ادبی و هنری ارزشمند خانم منیژه آرمین به وی محول شد.

بنابراین گزارش، پس از این توضیحات، مباحثی پیرامون مراحل و نحوه برگزاری جایزه از سوی دبیر اجرایی مطرح شد و اعضای هیات علمی که متشکل از چهره‌های شناخته شده‌ای چون احمد دهقان، محمدحسین جعفریان، ابراهیم زاهدی مطلق، محمد سرور مولایی، محمدرضا زائری، محمدرضا جوادی یگانه، ابوتراب خسروی و مجید قیصری بودند، در این‌باره به اظهارنظر پرداختند.

در این جلسه به مباحثی چون امکان یا عدم امکان افزودن بخش‌های مختلفی چون ترجمه، نوشته‌های عامه‌پسند، فارسی‌زبانان غیر ایرانی و ایرانی‌های مقیم خارج مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت.

همچنین منیژه آرمین، دبیر علمی نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد ضمن تشکر از اعضای هیات علمی و ابراز خوشحالی از فعالیت در مهم‌ترین دغدغه ذهنی‌اش یعنی ادبیات، درباره بخشی از مباحث مطرح شده در جلسه گفت: برخی از این حیطه‌های پیشنهادی را می‌توان در جایی به‌غیر از جایزه ادبی جلال مورد بررسی یا داوری قرار داد. نتیجه جایزه جلال باید به تغییر ذائقه مخاطبان به سمت ادبیات فاخر و معتبر بینجامد.

سرور مولایی، نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و یکی از اعضای هیات علمی نهمین جایزه جلال نیز بیان کرد: در جایزه جلال باید ادبیات جدی پیگیری شود. متاسفانه این‌طور است که ادبیات جدی کم‌تر طرفدار دارد و این موضوع نباید باعث شود که از توجه به ادبیات کاسته شود و جایزه جلال یکی از مهم‌ترین وظایفش پیگیری ادبیات جدی است. باید تلاش بر این باشد که نوشته‌های دیگر هم به سمت ادبیات متعالی حرکت کند.

وی که یکی از داوران بخش نقد ادبی در هشتمین دوره این جایزه ادبی هم بود، با تشکر از عوامل برگزاری جایزه در ایجاد فضای آزاد و مستقل و تامین آزادی عمل در تمام مراحل برگزاری و داوری آثار به شفافیت و استقلال جایزه ادبی جلال به‌ویژه در دوره گذشته اشاره کرد.

مهدی قزلی، دبیر اجرایی جایزه در پایان این جلسه با اشاره به چارچوب‌ها و محدودیت‌های موجود در برگزاری این جایزه افزود: چون جایزه جلال، یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و دارای چارچوب قانونی است، نمی‌توان به راحتی بخش‌هایی به این جایزه اضافه و یا از آن کم کرد، چراکه هرگونه تغییر در ساختار برگزاری این جایزه نیازمند مصوبه جداگانه‌ای از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و زمان‌بر است.

این جلسه با امضای نسخه نهایی شیوه‌نامه اجرایی برگزاری نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و تعیین زمان مقرر برای برگزاری جلسات آتی به سرانجام رسید.

بنابر این گزارش در ادامه جلسه، شیوه‌نامه اجرایی جایزه جلال‌ به بحث گذاشته و تصویب شد. همچنین در این جلسه، اعضای هیات علمی جایزه جلال، احکام خود را از معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردند.

صالحی: حریت هیات علمی جایزه جلال حتی یک‌بار خدشه‌دار نشده است

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد که کار خود را با معرفی دبیر و اعضای هیات‌ علمی آغاز کرده بود، نخستین جلسه رسمی خود را عصر یکشنبه (11 مهرماه) در دفتر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حضور سیدعباس صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد برگزار کرد.

سیدعباس صالحی در این جلسه، ضمن تشکر از تلاش و زحمات اعضای هیات‌ علمی، داوران و دست‌اندرکاران برگزاری این جایزه در دوره‌های پیشین و خوشامدگویی و آرزوی توفیق برای اعضای هیئات‌ علمی نهمین دوره‌ این جایزه گفت: جایزه جلال‌آل احمد یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است که برگزاری‌اش به مجموعه وزارت ارشاد و بازوی فرهنگی آن در حوزه ادبیات یعنی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان محول شده است.

وی ضمن تاکید بر تلاش‌های انجام شده در دوره‌های پیشین این جایزه افزود: در برگزاری دوره‌های گذشته این جایزه سعی شد تا به اهدافی دست پیدا کنیم. اول از همه باید تا جایی که اقتضا می‌کند در فضای ادبی کشور اعتمادسازی کنیم. به این معنا که حرف‌ها و حواشی بیشماری که در بسیاری از جوایز و جشنواره‌هاست، اعم از اتهام به باندبازی از بین برود؛ به نوعی بازگشت اعتماد نسبی اتفاق بیفتد. باید نمره‌ این جایزه‌ها را بالا ببریم تا دیگران هم احساس کنند این جایزه‌ها دارد مسیر تکاملی‌اش را طی می‌کند.

معاون فرهنگی وزیر ارشاد ضمن ابراز رضایت از ترکیب فعلی اعضای هیات علمی اظهار کرد: تمام تلاش بر این بوده که این ترکیب، ترکیب جامعی باشد. انتخاب اعضای هیات ‌علمی با نگاه به شاخه‌های چهارگانه جایزه جلال اتخاب شده‌اند. هم توجه به جامعیت هیات علمی مدنظر بوده و هم این‌که تا حد زیادی توجه به همه سلیقه‌ها، حداکثری باشد. این بخشی از همان اعتمادسازی است.

وی افزود: مورد دیگری که در جایزه جلال مورد تاکید بود، این است که سعی شده به هیچ‌وجه دخالت علمی و اجرایی در روند برگزاری این جایزه از سوی مجموعه وزارت ارشاد و شخص وزیر و معاون فرهنگی‌شان اتفاق نیفتد تا حدی که حریت و آزادی هیات ‌علمی این جایزه زیر سوال نرود که الحمدلله در این چند دوره این‌گونه بوده و حتی یک مورد هم اتفاق نیفتاده است.

صالحی تصریح کرد: نکته مهم دیگری که باید حتما مورد لحاظ قرار گیرد، شفافیت در روال برگزاری جایزه است، طوری‌که حس نشود این جایزه صندوق سر به مهری است و شعبده‌ای در آن است. باید همه از آن چه که اتفاق می‌افتد، آگاهی داشته باشند. اصلاح آیین‌نامه و شیوه‌نامه جایزه هم در راستای ارتقای شفافیت بوده است. گرچه دستیابی به سطح رضایت مطلق بسیار دشوار است، اما تا حد نسبی این رضایت تامین شده و احساس می‌کنم که قدم‌های خوبی برداشته شده است.

در این جلسه که با حضور تمام اعضای هیات‌ علمی برگزار شد، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد هم طی صحبت‌هایی ضمن اشاره به اهمیت اعتمادسازی در فضای ادبی کشور گفت: امیدواریم این دوره نیز مانند دو دوره گذشته با حمایت دکتر صالحی و حضور اعضای هیات علمی متخصص و باتجریه این جایزه، با همان شفافیت، صراحت و اعتماد برگزار شود.

وی همچنین ضمن ابراز خرسندی از استقبال نویسنده‌ها و ناشران از نهمین دوره این جایزه با ارسال آثارشان به دبیرخانه افزود: این موضوع نشان می‌دهد، اعتماد قابل قبولی به وجود آمده و این اتفاق ادبی از سوی همه‌ اهالی ادب جدی گرفته می‌شود.

دبیر اجرایی جایزه جلال با بیان این مطلب که دبیر علمی این جایزه امسال با توجه به قانون جدید ابلاغی انتخاب شده، عنوان کرد: پیش از این طبق مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دبیر جایزه جلال همان دبیر جایزه کتاب سال بود که ما در دو سال گذشته از همیاری و راهنمایی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدوی‌راد که خود یکی از اهالی فاضل جامعه‌ ادبیات است، استفاده کردیم. اما امسال با پیگیری‌هایی که انجام شد و با توجه به این‌که ممکن بود در دوره‌های آتی دبیر جایزه کتاب سال ارتباط کمتری با حوزه ادبیات داشته باشد و این می‌توانست مشکلاتی را به همراه بیاورد، قرار شد از این دوره دبیر علمی جایزه از بین اهالی ادبیات انتخاب شود که دبیری علمی نهمین دوره با توجه به سوابق ادبی و هنری ارزشمند خانم منیژه آرمین به وی محول شد.

بنابراین گزارش، پس از این توضیحات، مباحثی پیرامون مراحل و نحوه برگزاری جایزه از سوی دبیر اجرایی مطرح شد و اعضای هیات علمی که متشکل از چهره‌های شناخته شده‌ای چون احمد دهقان، محمدحسین جعفریان، ابراهیم زاهدی مطلق، محمد سرور مولایی، محمدرضا زائری، محمدرضا جوادی یگانه، ابوتراب خسروی و مجید قیصری بودند، در این‌باره به اظهارنظر پرداختند.

در این جلسه به مباحثی چون امکان یا عدم امکان افزودن بخش‌های مختلفی چون ترجمه، نوشته‌های عامه‌پسند، فارسی‌زبانان غیر ایرانی و ایرانی‌های مقیم خارج مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفت.

همچنین منیژه آرمین، دبیر علمی نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد ضمن تشکر از اعضای هیات علمی و ابراز خوشحالی از فعالیت در مهم‌ترین دغدغه ذهنی‌اش یعنی ادبیات، درباره بخشی از مباحث مطرح شده در جلسه گفت: برخی از این حیطه‌های پیشنهادی را می‌توان در جایی به‌غیر از جایزه ادبی جلال مورد بررسی یا داوری قرار داد. نتیجه جایزه جلال باید به تغییر ذائقه مخاطبان به سمت ادبیات فاخر و معتبر بینجامد.

سرور مولایی، نویسنده، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و یکی از اعضای هیات علمی نهمین جایزه جلال نیز بیان کرد: در جایزه جلال باید ادبیات جدی پیگیری شود. متاسفانه این‌طور است که ادبیات جدی کم‌تر طرفدار دارد و این موضوع نباید باعث شود که از توجه به ادبیات کاسته شود و جایزه جلال یکی از مهم‌ترین وظایفش پیگیری ادبیات جدی است. باید تلاش بر این باشد که نوشته‌های دیگر هم به سمت ادبیات متعالی حرکت کند.

وی که یکی از داوران بخش نقد ادبی در هشتمین دوره این جایزه ادبی هم بود، با تشکر از عوامل برگزاری جایزه در ایجاد فضای آزاد و مستقل و تامین آزادی عمل در تمام مراحل برگزاری و داوری آثار به شفافیت و استقلال جایزه ادبی جلال به‌ویژه در دوره گذشته اشاره کرد.

مهدی قزلی، دبیر اجرایی جایزه در پایان این جلسه با اشاره به چارچوب‌ها و محدودیت‌های موجود در برگزاری این جایزه افزود: چون جایزه جلال، یکی از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و دارای چارچوب قانونی است، نمی‌توان به راحتی بخش‌هایی به این جایزه اضافه و یا از آن کم کرد، چراکه هرگونه تغییر در ساختار برگزاری این جایزه نیازمند مصوبه جداگانه‌ای از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و زمان‌بر است.

این جلسه با امضای نسخه نهایی شیوه‌نامه اجرایی برگزاری نهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد و تعیین زمان مقرر برای برگزاری جلسات آتی به سرانجام رسید.

بنابر این گزارش در ادامه جلسه، شیوه‌نامه اجرایی جایزه جلال‌ به بحث گذاشته و تصویب شد. همچنین در این جلسه، اعضای هیات علمی جایزه جلال، احکام خود را از معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردند.

صالحی: حریت هیات علمی جایزه جلال حتی یک‌بار خدشه‌دار نشده است

روزنامه قانون

«حیات علمی در روزگار سامانیان» چگونه بوده است؟/ وراقی یکی از شغل‌های پردرآمد میراث‌داران خراسان و فرارودان

Published by:

«حیات علمی در روزگار سامانیان» چگونه بوده است؟/ وراقی یکی از شغل‌های پردرآمد میراث‌داران خراسان و فرارودان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «حیات علمی در روزگار سامانیان» با تیتر فرعی تاریخ فرهنگی خراسان در قرن سوم و چهارم هجری تالیف احسان ذنون ثامری و با ترجمه جمال اشرفی به بیان نقش پررنگ‌ علمی و فرهنگی و تمدنی ایرانیان مسلمان می‌پردازد.

کتاب از شش فصل تشکیل شده که سرفصل‌های آن عبارتند از «پیشینه سیاسی و جغرافیایی»، «موسسات و مراکز علمی»، «روابط علمی در خراسان و فرارودان»، «ادبیات»، «علوم عربی و اسلامی» و «دانش‌های پیشینیان».
 
سرآغاز کتابت و نظم و نثر فارسی نو در خراسان

نقش ماوراءالنهر در تمدن در «مقدمه مترجم» منعکس شده و در رابطه با آن می‌خوانیم: «مولف در کتاب تلاش می‌کند نقش پررنگ‌ علمی و فرهنگی و تمدنی ایرانیان مسلمان را در قرن‌های سوم و چهارم هجری در خراسان و فرارودان (ماوراء‌النهر) نشان دهد.» (ص پانزده)
 
دکتر عبدالعزیز دوری در پیشگفتار می‌نویسد: «اهمیت نهضت فرهنگی در خراسان و فراودان در زمان سامانیان، که حکومت ایرانی زودهنگامی تشکیل داده بودند، از همین روست؛ چرا که فعالیت فرهنگی گسترده‌ای را در خاورزمین پدید آورد. این فعالیت فرهنگی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا ما را با سرآغاز کتابت و نظم و نثر فارسی نو (دری) آشنا می‌سازد.» (ص هجده)
 
فصل نخست «پیشینه سیاسی و جغرافیایی» در معرفی نیاکان سامانیان آورده است: «سخن از حیات علمی در روزگار سامانی نیازمند شناخت پیشینه سیاسی و جغرافیایی دوران مذکور است. سامانیان خاندانی ایرانی‌تبار بودند که ریشه‌هایشان به یکی از روستاهای شرق اسلامی به نام سامان می‌رسید. ولایت این روستا با خانواده سامانی بود؛ چنان که جد ایشان را سامان خَُدات، یعنی رئیس سامان، می‌خواندند. نَرشَخی و حمزه اصفهانی سامان را از روستاهای بلخ دانسته‌اند، اما مقدسی آن را از جمله روستاهای سمرقند ذکر می‌کند؛ چنان که یاقوت نیز همین قول را در دو کتاب «معجم‌البلدان» و «المشترک» بیان می‌دارد.» (ص 1)
 
ترجمه «سندبادنامه» گامی برای حفظ میراث ایرانیان

«موسسات و مراکز علمی» عنوان فصل دوم کتاب است و در صفحاتی از آن وراقی مورد توجه قرار گرفته که در معرفی آن می‌خوانیم: «اقبال مردم به کتاب، وراقی را به یکی از شغل‌های پردرآمد تبدیل کرده بود. حتی برخی علما در اواخر عمر، که دیگر از راه تعلیم و تدریس درآمدی نداشتند، از سر نیاز به نسخه‌برداری و فروش کتاب روی می‌آوردند. برخی علما اصولا از راه وراقی گذران می‌کردند؛ مانند ابوالعباس احمد بن محمد فبانی نیشابوری (متوفای 371 ق/ 981 م) که به این کار اشتغال داشت و نان از دست رنج خود می‌خورد و مشتریان را معطر می‌ساخت.» (ص 60)
 
«روابط علمی در خراسان و فرارودان» در فصل سوم کتاب جای گرفته و درباره علاقه امیرسامانی به حفظ میراث ایرانیان آورده است: «زبان پهلوی برای مردم ناآشنا شده بود و سامانیان نمی‌خواستند میراث ایرانیان از میان برود. از این رو امیر نوح بن نصر از عبدالفوراس قناورزی خواست کتاب «سندبادنامه» را از فارسی قدیم (پهلوی) به فارسی نو (دری) ترجمه کند. این مساله را مترجم در مقدمه کتاب ذکر کرده است. امیر نوح بن منصور از ابن‌سینا هم خواست کتابی را که مشتمل بر پرسش‌های خسرو انوشیروان از بزرگمهر حکیم و پاسخ‌های وی بود ترجمه کند. ابن‌سینا این کتاب را با نام «ظفرنامه» از پهلوی به فارسی دری برگرداند.» (ص 94)
 
سیاست ملی‌گرایی سامانیان در همین قسمت بررسی شده که در سطوری از آن می‌خوانیم: «بازگشت به زبان‌های محلی نشانه آگاهی ملت‌ها و تأکید بر هویت خود و اشتیاق به گذشته و میراث است. نقطه عزیمت سامانیان در تشویق به استفاده از زبان فارسی همین بود. اما سامانیان نگاهی منفی به زبان عربی نداشتند؛ هرچند نگاه ایرانی در آثار برخی ادیبان خراسان و فراودان آشکار است. سامانیان به این نکته واقف بودند که زبان عربی بستر اسلام است. صدور فتوای مجاز بودن نماز خواندن به فارسی، ترجمه «تفسیر طبری» فارسی، انتخاب فارسی به عنوان زبان رسمی، تشویق به گردآوری تاریخ ایران باستان در شاهنامه و… هیچ‌کدام نشانه شعوبی‌گری ایشان نبود. از همین رو تعبیر استاد عبدالعزیز الدوری درباره سامانیان بسیار دقیق است که می‌گوید: «سیاستی در پیش گرفتند که در آن ملی‌گرایی ایرانی توأم با رعایت مسلمانی نمود می‌یافت» (ص 96)
 
داستان خاتون نایب‌السلطنه بخارا و عشقش به بن عثمان

فصل چهارم با عنوان «ادبیات» به بررسی وضعیت زبان فارسی در دوره سامانیان پرداخته و آورده است: «نثر فارسی در روزگار سامانیان سه گرایش عمده داشت:
ـ احیای شکوه ایران باستان که در «شاهنامه‌ها» و «ظفرنامه» نمود می‌یابد.
ـ برگردان کتاب‌های عربی به فارسی
ـ آغاز نگارش و تألیف.
لیکن جنبش بزرگ نثر فارسی در روزگار غزنویان به دست شاگردان نثرنویسان آغازین پدید آمد. از این رو نثر دوره غزنوی ادامه نثر دوره سامانی بود. این امر دلایلی چند دارد و (ظاهرا) اهم آن‌ها این است که اهتمام غزنویان و سلجوقیان به زبان فارسی بیش از سامانیان بود که بر نگارش فرمان‌ها و نامه‌ها به عربی تأکید می‌کردند غزنویان و سلجوقیان تمامی مکتوبات دربارشان به فارسی بود.» (ص 141)
 
در همین فصل فرهنگ عامه نیز مورد توجه مولف قرار گرفته و با اشاره به برخی داستان‌های عامیانه می‌نویسد: «در حوزه ادبیات عامیانه می‌توان به داستان‌هایی اشاره کرد که بر سر زبان‌های مردم بود؛ مانند داستان موسی و خضر و روایاتی درباره وجود پادشاهان حمیری یمن در فرارودان. همچنین آوازها و سرودهایی که مردم به یادبود کشته شدن سیاوش می‌خواندند و به «سوگ زرتشتیان» معروف بودند و داستان خاتون نایب‌السلطنه بخارا و زیبایی‌اش و عشقش به سعید بن عثمان، فرمانده فاتح سپاه اسلام. از همین قبیل بود داستان‌هایی از کرامات خاص برخی علما و اولیای صالح که مردم تعریف می‌کردند و داستان‌های رایج میان مردم درباره پاره‌ای امور غیبی، مانند روایاتی که چگونگی نابودی شهرهای خراسان و فرارودان را پیش‌گویی می‌کردند و آن‌چه در مجالس واعظان و قصه‌گویان گفته می‌شد.» (ص 143)
 
«علوم عربی و اسلامی» عنوان فصل پنجم کتاب است که در شرح تاریخ آمده است: «انواع تاریخ، یعنی سیره، تاریخ‌های عمومی، شرح حال‌ها (تراجم)، انساب، اخبار و حکایات گذشتگان، از موضوعاتی بودند که علما به آن‌ها اهتمام داشتند. در اطراف و اکناف خاورزمین حدیثی منسوب به پیامبر (ص) رواج داشت که مسلمانان را به حفظ انساب و اهتمام به آن ترغیب می‌کرد. آورده‌اند که امیراسماعیل بن احمد سامانی یک بار مجلسی «در ذکر انساب و احساب» تشکیل داد.» (ص 173)
 
ظهور آثاری در زمینه اصطلاحات علمی نشانه‌های نهضت

در همین قسمت درباره پرداختن به تاریخ باستان در دوره سامانیان می‌خوانیم: «داستان‌ها و اسطوره‌های تاریخ ایران باستان‌اند که در روزگار سامانیان گردآوری شده‌اند. چنان که پیشتر گفتیم، چندین کتاب با نام شاهنامه تصنیف شد که بعضی‌شان منثور و بعضی منظوم بودند. از شاهنامه‌های منثور می‌توان به شاهنامه‌ی ابوالمؤید بلخی اشاره کرد که حدود سال 352 ق/ 963 م نگاشته شده و شاهنامه‌ی ابومنصور طوسی که حدود سال 346 ق/ 957 م نوشته شده است. از شاهنامه‌های منظوم نیز شاهنامه‌ی ابومنصور دقیقی و شاهنامه‌ ابوالقاسم فردوسی در خور ذکرند. تاریخ ایران باستان بیشتر در قالب داستان‌ها و اسطوره‌ها به فردوسی رسید، از همین رو در کتابش از دلیری قهرمانان، نیروهای فراطبیعی، عفت زنان، خیانت‌کاران فرومایه و جنگاوران مخلص بسیار سخن رفته است. شاهنامه منبع اصلی تاریخ ایران باستان شد هرچند داستان‌های ایرانی در منابع کهن‌تری چون «تاریخ طبری»، «الأخبار الطول دینوری»، «خدای‌نامه‌ها» و «تاریخ سنی ملوک الأرض» حمزه اصفهانی آمده بود.» (ص 184)
 
فصل پایانی «دانش‌های پیشینیان» نام گرفته که در سطوری از آن درباره فهرست‌نویسی طبقه‌بندی علوم می‌خوانیم: «یکی از مهم‌ترین نشانه‌های نهضت تالیف علمی ظهور آثاری در زمینه اصطلاحات علمی، فهرست‌نویسی کتاب‌ها و طبقه‌بندی علوم است. در این دانش، موضوعات را از عام به خاص مرتب می‌کنند تا یافتن دانش‌های مندرج تحت هر موضوع عام آسان شود.» (ص 217)

کتاب «حیات علمی در روزگار سامانیان» با تیتر فرعی تاریخ فرهنگی خراسان در قرن سوم و چهارم هجری تالیف احسان ذنون ثامری ترجمه جمال اشرفی در 297 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و به بهای 20هزار تومان به چاپ رسیده است.

«حیات علمی در روزگار سامانیان» چگونه بوده است؟/ وراقی یکی از شغل‌های پردرآمد میراث‌داران خراسان و فرارودان

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «حیات علمی در روزگار سامانیان» با تیتر فرعی تاریخ فرهنگی خراسان در قرن سوم و چهارم هجری تالیف احسان ذنون ثامری و با ترجمه جمال اشرفی به بیان نقش پررنگ‌ علمی و فرهنگی و تمدنی ایرانیان مسلمان می‌پردازد.

کتاب از شش فصل تشکیل شده که سرفصل‌های آن عبارتند از «پیشینه سیاسی و جغرافیایی»، «موسسات و مراکز علمی»، «روابط علمی در خراسان و فرارودان»، «ادبیات»، «علوم عربی و اسلامی» و «دانش‌های پیشینیان».
 
سرآغاز کتابت و نظم و نثر فارسی نو در خراسان

نقش ماوراءالنهر در تمدن در «مقدمه مترجم» منعکس شده و در رابطه با آن می‌خوانیم: «مولف در کتاب تلاش می‌کند نقش پررنگ‌ علمی و فرهنگی و تمدنی ایرانیان مسلمان را در قرن‌های سوم و چهارم هجری در خراسان و فرارودان (ماوراء‌النهر) نشان دهد.» (ص پانزده)
 
دکتر عبدالعزیز دوری در پیشگفتار می‌نویسد: «اهمیت نهضت فرهنگی در خراسان و فراودان در زمان سامانیان، که حکومت ایرانی زودهنگامی تشکیل داده بودند، از همین روست؛ چرا که فعالیت فرهنگی گسترده‌ای را در خاورزمین پدید آورد. این فعالیت فرهنگی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا ما را با سرآغاز کتابت و نظم و نثر فارسی نو (دری) آشنا می‌سازد.» (ص هجده)
 
فصل نخست «پیشینه سیاسی و جغرافیایی» در معرفی نیاکان سامانیان آورده است: «سخن از حیات علمی در روزگار سامانی نیازمند شناخت پیشینه سیاسی و جغرافیایی دوران مذکور است. سامانیان خاندانی ایرانی‌تبار بودند که ریشه‌هایشان به یکی از روستاهای شرق اسلامی به نام سامان می‌رسید. ولایت این روستا با خانواده سامانی بود؛ چنان که جد ایشان را سامان خَُدات، یعنی رئیس سامان، می‌خواندند. نَرشَخی و حمزه اصفهانی سامان را از روستاهای بلخ دانسته‌اند، اما مقدسی آن را از جمله روستاهای سمرقند ذکر می‌کند؛ چنان که یاقوت نیز همین قول را در دو کتاب «معجم‌البلدان» و «المشترک» بیان می‌دارد.» (ص 1)
 
ترجمه «سندبادنامه» گامی برای حفظ میراث ایرانیان

«موسسات و مراکز علمی» عنوان فصل دوم کتاب است و در صفحاتی از آن وراقی مورد توجه قرار گرفته که در معرفی آن می‌خوانیم: «اقبال مردم به کتاب، وراقی را به یکی از شغل‌های پردرآمد تبدیل کرده بود. حتی برخی علما در اواخر عمر، که دیگر از راه تعلیم و تدریس درآمدی نداشتند، از سر نیاز به نسخه‌برداری و فروش کتاب روی می‌آوردند. برخی علما اصولا از راه وراقی گذران می‌کردند؛ مانند ابوالعباس احمد بن محمد فبانی نیشابوری (متوفای 371 ق/ 981 م) که به این کار اشتغال داشت و نان از دست رنج خود می‌خورد و مشتریان را معطر می‌ساخت.» (ص 60)
 
«روابط علمی در خراسان و فرارودان» در فصل سوم کتاب جای گرفته و درباره علاقه امیرسامانی به حفظ میراث ایرانیان آورده است: «زبان پهلوی برای مردم ناآشنا شده بود و سامانیان نمی‌خواستند میراث ایرانیان از میان برود. از این رو امیر نوح بن نصر از عبدالفوراس قناورزی خواست کتاب «سندبادنامه» را از فارسی قدیم (پهلوی) به فارسی نو (دری) ترجمه کند. این مساله را مترجم در مقدمه کتاب ذکر کرده است. امیر نوح بن منصور از ابن‌سینا هم خواست کتابی را که مشتمل بر پرسش‌های خسرو انوشیروان از بزرگمهر حکیم و پاسخ‌های وی بود ترجمه کند. ابن‌سینا این کتاب را با نام «ظفرنامه» از پهلوی به فارسی دری برگرداند.» (ص 94)
 
سیاست ملی‌گرایی سامانیان در همین قسمت بررسی شده که در سطوری از آن می‌خوانیم: «بازگشت به زبان‌های محلی نشانه آگاهی ملت‌ها و تأکید بر هویت خود و اشتیاق به گذشته و میراث است. نقطه عزیمت سامانیان در تشویق به استفاده از زبان فارسی همین بود. اما سامانیان نگاهی منفی به زبان عربی نداشتند؛ هرچند نگاه ایرانی در آثار برخی ادیبان خراسان و فراودان آشکار است. سامانیان به این نکته واقف بودند که زبان عربی بستر اسلام است. صدور فتوای مجاز بودن نماز خواندن به فارسی، ترجمه «تفسیر طبری» فارسی، انتخاب فارسی به عنوان زبان رسمی، تشویق به گردآوری تاریخ ایران باستان در شاهنامه و… هیچ‌کدام نشانه شعوبی‌گری ایشان نبود. از همین رو تعبیر استاد عبدالعزیز الدوری درباره سامانیان بسیار دقیق است که می‌گوید: «سیاستی در پیش گرفتند که در آن ملی‌گرایی ایرانی توأم با رعایت مسلمانی نمود می‌یافت» (ص 96)
 
داستان خاتون نایب‌السلطنه بخارا و عشقش به بن عثمان

فصل چهارم با عنوان «ادبیات» به بررسی وضعیت زبان فارسی در دوره سامانیان پرداخته و آورده است: «نثر فارسی در روزگار سامانیان سه گرایش عمده داشت:
ـ احیای شکوه ایران باستان که در «شاهنامه‌ها» و «ظفرنامه» نمود می‌یابد.
ـ برگردان کتاب‌های عربی به فارسی
ـ آغاز نگارش و تألیف.
لیکن جنبش بزرگ نثر فارسی در روزگار غزنویان به دست شاگردان نثرنویسان آغازین پدید آمد. از این رو نثر دوره غزنوی ادامه نثر دوره سامانی بود. این امر دلایلی چند دارد و (ظاهرا) اهم آن‌ها این است که اهتمام غزنویان و سلجوقیان به زبان فارسی بیش از سامانیان بود که بر نگارش فرمان‌ها و نامه‌ها به عربی تأکید می‌کردند غزنویان و سلجوقیان تمامی مکتوبات دربارشان به فارسی بود.» (ص 141)
 
در همین فصل فرهنگ عامه نیز مورد توجه مولف قرار گرفته و با اشاره به برخی داستان‌های عامیانه می‌نویسد: «در حوزه ادبیات عامیانه می‌توان به داستان‌هایی اشاره کرد که بر سر زبان‌های مردم بود؛ مانند داستان موسی و خضر و روایاتی درباره وجود پادشاهان حمیری یمن در فرارودان. همچنین آوازها و سرودهایی که مردم به یادبود کشته شدن سیاوش می‌خواندند و به «سوگ زرتشتیان» معروف بودند و داستان خاتون نایب‌السلطنه بخارا و زیبایی‌اش و عشقش به سعید بن عثمان، فرمانده فاتح سپاه اسلام. از همین قبیل بود داستان‌هایی از کرامات خاص برخی علما و اولیای صالح که مردم تعریف می‌کردند و داستان‌های رایج میان مردم درباره پاره‌ای امور غیبی، مانند روایاتی که چگونگی نابودی شهرهای خراسان و فرارودان را پیش‌گویی می‌کردند و آن‌چه در مجالس واعظان و قصه‌گویان گفته می‌شد.» (ص 143)
 
«علوم عربی و اسلامی» عنوان فصل پنجم کتاب است که در شرح تاریخ آمده است: «انواع تاریخ، یعنی سیره، تاریخ‌های عمومی، شرح حال‌ها (تراجم)، انساب، اخبار و حکایات گذشتگان، از موضوعاتی بودند که علما به آن‌ها اهتمام داشتند. در اطراف و اکناف خاورزمین حدیثی منسوب به پیامبر (ص) رواج داشت که مسلمانان را به حفظ انساب و اهتمام به آن ترغیب می‌کرد. آورده‌اند که امیراسماعیل بن احمد سامانی یک بار مجلسی «در ذکر انساب و احساب» تشکیل داد.» (ص 173)
 
ظهور آثاری در زمینه اصطلاحات علمی نشانه‌های نهضت

در همین قسمت درباره پرداختن به تاریخ باستان در دوره سامانیان می‌خوانیم: «داستان‌ها و اسطوره‌های تاریخ ایران باستان‌اند که در روزگار سامانیان گردآوری شده‌اند. چنان که پیشتر گفتیم، چندین کتاب با نام شاهنامه تصنیف شد که بعضی‌شان منثور و بعضی منظوم بودند. از شاهنامه‌های منثور می‌توان به شاهنامه‌ی ابوالمؤید بلخی اشاره کرد که حدود سال 352 ق/ 963 م نگاشته شده و شاهنامه‌ی ابومنصور طوسی که حدود سال 346 ق/ 957 م نوشته شده است. از شاهنامه‌های منظوم نیز شاهنامه‌ی ابومنصور دقیقی و شاهنامه‌ ابوالقاسم فردوسی در خور ذکرند. تاریخ ایران باستان بیشتر در قالب داستان‌ها و اسطوره‌ها به فردوسی رسید، از همین رو در کتابش از دلیری قهرمانان، نیروهای فراطبیعی، عفت زنان، خیانت‌کاران فرومایه و جنگاوران مخلص بسیار سخن رفته است. شاهنامه منبع اصلی تاریخ ایران باستان شد هرچند داستان‌های ایرانی در منابع کهن‌تری چون «تاریخ طبری»، «الأخبار الطول دینوری»، «خدای‌نامه‌ها» و «تاریخ سنی ملوک الأرض» حمزه اصفهانی آمده بود.» (ص 184)
 
فصل پایانی «دانش‌های پیشینیان» نام گرفته که در سطوری از آن درباره فهرست‌نویسی طبقه‌بندی علوم می‌خوانیم: «یکی از مهم‌ترین نشانه‌های نهضت تالیف علمی ظهور آثاری در زمینه اصطلاحات علمی، فهرست‌نویسی کتاب‌ها و طبقه‌بندی علوم است. در این دانش، موضوعات را از عام به خاص مرتب می‌کنند تا یافتن دانش‌های مندرج تحت هر موضوع عام آسان شود.» (ص 217)

کتاب «حیات علمی در روزگار سامانیان» با تیتر فرعی تاریخ فرهنگی خراسان در قرن سوم و چهارم هجری تالیف احسان ذنون ثامری ترجمه جمال اشرفی در 297 صفحه، شمارگان یک‌هزار نسخه و به بهای 20هزار تومان به چاپ رسیده است.

«حیات علمی در روزگار سامانیان» چگونه بوده است؟/ وراقی یکی از شغل‌های پردرآمد میراث‌داران خراسان و فرارودان

طاووس موزیک

ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه شماره ۲۲ ( نسخه pdf)

Published by:

ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه شماره ۲۲ ( نسخه pdf)

در این شماره می‌خوانید:
جهت‌گیری رسانه‌های خبری عرب‌زبان در انتخابات ریاست جمهوری سوریه
شناسایی عوامل اعتمادساز خبر سیما
چالش‌های مدیریت و شاخص‌های کارآمدی آن در روابط عمومی
جهان وطن‌گرایی و اثر ارتباطات جهان وطن‌بر فرهنگ‌ملی

ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه شماره ۲۲ ( نسخه pdf)

(image)
در این شماره می‌خوانید:
جهت‌گیری رسانه‌های خبری عرب‌زبان در انتخابات ریاست جمهوری سوریه
شناسایی عوامل اعتمادساز خبر سیما
چالش‌های مدیریت و شاخص‌های کارآمدی آن در روابط عمومی
جهان وطن‌گرایی و اثر ارتباطات جهان وطن‌بر فرهنگ‌ملی

ماهنامه علمی تخصصی مدیریت رسانه شماره ۲۲ ( نسخه pdf)

عکس های داغ جدید

نکیسا: کتاب حرفه‌ای درباره دروازه‌بانی فوتبال نداریم/ «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» را نوشتم

Published by:

نکیسا: کتاب حرفه‌ای درباره دروازه‌بانی فوتبال نداریم/ «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» را نوشتم

نیما نکیسا به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: متاسفانه آثار اندکی درباره «دروازه‌بانی» نوشته شده است.
 
دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال ایران با بیان این‌که آثار نوشته شده درباره «دروازه‌بانی» بسیار ابتدایی و اندک است، افزود: بیشتر کتاب‌هایی هم که در این باره نوشته ‌شده‌‌اند، خاطراتی از دوران دروازه‌بانی است و به فنون دروازه‌بانی نپرداخته‌اند.
 
وی ادامه داد: پست دروازه‌بانی اهمیت بالایی در بازی فوتبال دارد و نیازمند خلاقیت و مجموعه‌ای از فعالیت‌های ترکیبی است. همانند کارهای ترکیبی که مربی‌های کودکستان به کودکان می‌آموزند و در آن دو نیمکره مغز فعال می‌شود.
 
نکیسا اظهار کرد: دروازه‌بان باید در کمترین لحظه بهترین واکنش را از خود نشان دهد بنابراین، باید روی شرایط روحی و جسمی دروازه‌بان کار شود؛ نه فقط انعطاف‌پذیری او. متاسفانه اکنون بیشتر بر آناتومی دروازه‌بانان کار می‌شود و نه آمادگی ذهنی و روحی او.
 
دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال ایران در پاسخ به پرسشی درباره شیوه آموزش دروازه‌بانی در ایران، در مقایسه با سایر کشور‌های دنیا که توجه حرفه‌ای به رشته ورزشی فوتبال دارند، گفت: متاسفانه در ایران آموزش دروازه‌بانی از کودکی آغاز نمی‌شود. این در حالی است که دروازه‌بانان بزرگ دنیا از سنین کودکی و نوجوانی در مدرسه‌های دروازه‌بانی تربیت شده‌اند. همچنین، معمولا آموزش دروازه‌بانی در ایران بر چمن مصنوعی انجام می‌شود و این بدنِ دروازه‌بان را دچار آسیب می‌کند.
 
وی اضافه کرد: من در کتاب «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» ضمن آن‌که به تشریح وظایف پست دروازه‌بانی در فوتبال پرداخته‌ام، به ویژگی‌های روانشناسی، آناتومی، حرکت‌شناسی و همچنین حرکات اصلاحی دروازه‌بانان فوتبال توجه کرده‌ام. این کتاب به زودی منتشر می‌شود.
 
نیما نكيسا كه سال‌ها در باشگاه‌های ايران از جمله پرسپوليس تهران، پيام مشهد، برق شيراز، استقلال اهواز، پاس تهران و سياه جامگان مشهد و همچنين باشگاه كاوالاي يونان فوتبال بازي كرد، پيراهن شماره يك تيم ملي را هم مدت‌ها بر تن كرد و در نخستين ديدار از مرحله نهايي مسابقات جام‌جهاني 1998 فرانسه در درون دروازه تيم ملي ايران ايستاد. وي چند سال پيش به دليل مصدوميت شديد از ناحيه پا با فوتبال حرفه‌اي خداحافظي كرد. نكيسا همچنين در حوزه هنر هم فعاليت دارد.

نکیسا: کتاب حرفه‌ای درباره دروازه‌بانی فوتبال نداریم/ «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» را نوشتم

نیما نکیسا به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: متاسفانه آثار اندکی درباره «دروازه‌بانی» نوشته شده است.
 
دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال ایران با بیان این‌که آثار نوشته شده درباره «دروازه‌بانی» بسیار ابتدایی و اندک است، افزود: بیشتر کتاب‌هایی هم که در این باره نوشته ‌شده‌‌اند، خاطراتی از دوران دروازه‌بانی است و به فنون دروازه‌بانی نپرداخته‌اند.
 
وی ادامه داد: پست دروازه‌بانی اهمیت بالایی در بازی فوتبال دارد و نیازمند خلاقیت و مجموعه‌ای از فعالیت‌های ترکیبی است. همانند کارهای ترکیبی که مربی‌های کودکستان به کودکان می‌آموزند و در آن دو نیمکره مغز فعال می‌شود.
 
نکیسا اظهار کرد: دروازه‌بان باید در کمترین لحظه بهترین واکنش را از خود نشان دهد بنابراین، باید روی شرایط روحی و جسمی دروازه‌بان کار شود؛ نه فقط انعطاف‌پذیری او. متاسفانه اکنون بیشتر بر آناتومی دروازه‌بانان کار می‌شود و نه آمادگی ذهنی و روحی او.
 
دروازه‌بان اسبق تیم ملی فوتبال ایران در پاسخ به پرسشی درباره شیوه آموزش دروازه‌بانی در ایران، در مقایسه با سایر کشور‌های دنیا که توجه حرفه‌ای به رشته ورزشی فوتبال دارند، گفت: متاسفانه در ایران آموزش دروازه‌بانی از کودکی آغاز نمی‌شود. این در حالی است که دروازه‌بانان بزرگ دنیا از سنین کودکی و نوجوانی در مدرسه‌های دروازه‌بانی تربیت شده‌اند. همچنین، معمولا آموزش دروازه‌بانی در ایران بر چمن مصنوعی انجام می‌شود و این بدنِ دروازه‌بان را دچار آسیب می‌کند.
 
وی اضافه کرد: من در کتاب «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» ضمن آن‌که به تشریح وظایف پست دروازه‌بانی در فوتبال پرداخته‌ام، به ویژگی‌های روانشناسی، آناتومی، حرکت‌شناسی و همچنین حرکات اصلاحی دروازه‌بانان فوتبال توجه کرده‌ام. این کتاب به زودی منتشر می‌شود.
 
نیما نكيسا كه سال‌ها در باشگاه‌های ايران از جمله پرسپوليس تهران، پيام مشهد، برق شيراز، استقلال اهواز، پاس تهران و سياه جامگان مشهد و همچنين باشگاه كاوالاي يونان فوتبال بازي كرد، پيراهن شماره يك تيم ملي را هم مدت‌ها بر تن كرد و در نخستين ديدار از مرحله نهايي مسابقات جام‌جهاني 1998 فرانسه در درون دروازه تيم ملي ايران ايستاد. وي چند سال پيش به دليل مصدوميت شديد از ناحيه پا با فوتبال حرفه‌اي خداحافظي كرد. نكيسا همچنين در حوزه هنر هم فعاليت دارد.

نکیسا: کتاب حرفه‌ای درباره دروازه‌بانی فوتبال نداریم/ «تأثير علم فيزيولوژی و حركات اصلاحی در فوتبال» را نوشتم

کتابخانه فرهنگ

​اختیاری: زبان فارسی می‌تواند زبان علمی دنیا باشد

Published by:

​اختیاری: زبان فارسی می‌تواند زبان علمی دنیا باشد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، دکتر اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان ایران در مجلس شورای اسلامی گفت: اعتقاد ما بر این است که زبان فارسی نه‌تنها می‌تواند یک زبان عمومی، بلکه می‌تواند زبان علمی دنیا باشد، همان‌گونه که در گذشته به این شکل بود و به علت کم‌توجهی، این زبان کمرنگ‌تر شده است.

وی ادامه داد: بنده سال‌ها قبل در کرسی‌های زبان فارسی خارج از کشور شرکت کرده بودم، ولی متأسفانه این کرسی‌ها جایگاهشان را کم‌کم از دست داده‌اند. به‌طور مثال در بخشی از کشورهای شوروی سابق که بسیاری از این افراد، فارسی‌زبان هستند، این کرسی را از دست داده‌ایم و لازم است بنیاد سعدی آن ها را احیا کند.

اختیاری اظهار کرد: با توجه به روابط سیاسی مناسبی که با روسیه داریم، می‌توانیم در تقویت زبان فارسی در روسیه و کشورهای شوروی سابق، کوشاتر عمل کنیم. 

 

 

​اختیاری: زبان فارسی می‌تواند زبان علمی دنیا باشد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، دکتر اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان ایران در مجلس شورای اسلامی گفت: اعتقاد ما بر این است که زبان فارسی نه‌تنها می‌تواند یک زبان عمومی، بلکه می‌تواند زبان علمی دنیا باشد، همان‌گونه که در گذشته به این شکل بود و به علت کم‌توجهی، این زبان کمرنگ‌تر شده است.

وی ادامه داد: بنده سال‌ها قبل در کرسی‌های زبان فارسی خارج از کشور شرکت کرده بودم، ولی متأسفانه این کرسی‌ها جایگاهشان را کم‌کم از دست داده‌اند. به‌طور مثال در بخشی از کشورهای شوروی سابق که بسیاری از این افراد، فارسی‌زبان هستند، این کرسی را از دست داده‌ایم و لازم است بنیاد سعدی آن ها را احیا کند.

اختیاری اظهار کرد: با توجه به روابط سیاسی مناسبی که با روسیه داریم، می‌توانیم در تقویت زبان فارسی در روسیه و کشورهای شوروی سابق، کوشاتر عمل کنیم. 

 

 

​اختیاری: زبان فارسی می‌تواند زبان علمی دنیا باشد

عرفان دینی

«مبانی علم حساب» بر بال «ققنوس» رسید/ دیدگاه‌های «گوتلوب فرگه» درباره مفهوم عدد

Published by:

«مبانی علم حساب» بر بال «ققنوس» رسید/ دیدگاه‌های «گوتلوب فرگه» درباره مفهوم عدد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) «مبانی علم حساب (پژوهشی منطقی – ریاضیاتی درباره مفهوم عدد)» نوشته «گوتلوب فرگه» با ترجمه طالب جابری از سوی انتشارات «ققنوس» منتشر شده است.
 
کتاب در پنج فصل با ‌عنوان‌های «دیدگاه‌های چند نویسنده درباره ماهیت گزاره‌های حسابی»، «دیدگاه‌های چند نویسنده درباره مفهوم عدد»، «دیدگاه‌هایی درباره یکان و یک»، «مفهوم عدد» و «نتیجه‌گیری» تدوین شده است.
 
مترجم در معرفی «مبانی علم حساب» در مقدمه کتاب آورده است: «کتاب مبانی علم حساب در سال 1884 منتشر شده و «فِرگه» در آن به بررسی مبانی فلسفی علم حساب و بالاخص عدد می‌پردازد. برخلاف کتاب «مفهوم‌ نگاشت» در این جا خبری از زبان صوری نیست. چنان‌که خود تعریف‌ناپذیری آن‌ را آشکار سازد. او پس از عنوان کردن این پرسش که «عدد یک چیست؟» به بررسی و نقد عقاید دیگر ریاضی‌دانان و فلاسفه درباره چیستیِ عدد پرداخته است و دیدگاه خود را بیان می‌کند.»
 
مترجم در ادامه تشریح دیدگاه‌های این نویسنده به پرسش اساسی این اندیشمند «آیا بیان علم حساب ژرف‌تر از همه علوم تجربی، وحتی ژرف‌تر از هندسه نیست؟» می‌پردازد. مترجم با اشاره به لقب «پدر فلسفه تحلیلی» فِرگه به ترجمه‌های اندک کتاب‌های این اندیشمند به زبان فارسی تأکید دارد. کتاب «مبانی علم حساب» براساس متن آلمانی آن همچنین ترجمه انگلیسی تحسین‌برانگیز جی. ال. آستین انجام گرفته است.
 
نویسنده در مقدمه کتاب با طرح چند پرسش و اظهار ناامیدی از توانایی ریاضی‌دان‌ها برای پاسخگویی به عدد یک چیست؟ معتقد است که «اگر مفهومی که در بنیاد یک علم ستُرگ قرار دارد با چنین مسائلی رو‌به‌رو شود، پس تکلیفی ضروری است که با دقت بیشتر آن‌ را بکاویم و بر آن مسائل فائق آئیم؛ به‌ویژه از این نظر که تا زمانی که بینش ما در خصوص بنیاد تمام ساختار علم حساب ناقص باشد، پیشرفتی در توضیح اعداد منفی،‌ کسری و مختلط نخواهیم داشت.»
 
در نخستین فصل کتاب «ماهیت گزاره‌های حسابی» براساس دیدگاه‌های کانت،‌ هانکل، لایب‌نیتس، اچ گراسمال،‌ اچ هانکل، جان استوارت‌ میل بررسی شده است.

 کانت درباره اثبات‌پذیری فرمول‌های عددی اثبات‌پذیر معتقد است؟ «آن‌ها اثبات‌‌ناپذیرند و تالیفی می‌داند، اما برای اصول موضوعه خواندن آن‌ها درنگ می‌کند، زیرا کلی نیستند و شعارشان از حقایق نخستینیِ اثبات‌‌ناپذیر را پارادوکسیکال و نامعقول می‌داند. این در واقع با نیاز عقل به وضوحِ مبانی اولیه در تناقش است.»

 
در دومین فصل کتاب نیز نویسنده به بررسی دیدگاه‌های چند نویسنده از‌ جمله لایب‌نیتس،‌ اچ گراسمال و جان استوارت‌ میل همچنین نیوتن درباره ممفهوم عدد پرداخته است.

به اعتقاد نیوتن «بیش از آن‌که عدد را مجموعه‌ای از یکان‌ها (یا واحد‌ها) بداند، آن‌را همچون ارتباطی انتزاعی میان هر کمیت و کیفیتی از همان نوع می‌فهمند که در مقام یکان (یا واحد) در نظر گرفته می‌شود، شاید پذیرفتنی باشد که در این‌جا شرحی مناسب از عدد به‌معنای گسترده‌‌اش ارائه شده است که شامل کسر‌ها و اعداد گنگ هم می‌شود؛ اما این شرح، مفاهیم کمیت و روابط کمی را از پیش‌فرض می‌گیرد.»
 
سومین فصل کتاب با پرسش آیا عدد واژه «یک» صفتی از برابرایستا‌ها را بیان می‌کند؟ آغاز می‌شود. نویسنده براساس تعاریف کتاب «هفتم عناصر» اقلیدس آورده است؛ «به‌نظر می‌‌رسد مقصود او از کلمه v0µ گاهی برابر‌ایستای شمارش است، گاهی صفتی از آن برابرایستا و گاهی عدد یک، Einheit بهترین ترجمه برای این کلمه، به‌نظر می‌رسد،‌ اما فقط به این دلیل که خود این کلمه دلالت‌های مختلفی دارد.»
 
«هرعدد مفرد‌، یک برابر‌ایستای خود ایستاست» موضوع اصلی چهارمین فصل کتاب است. نویسنده معتقد است که اگر نمی‌توانیم هیچ تصور یا شهودی از عدد داشته باشیم، پس حصول آن برای ما به چه نحوی  باید باشد؟ فقط دریافت و متن یک گزاره است که واژه‌ها بر چیزی دلالت می‌کنند»
 
در پنجمین فصل کتاب نویسنده آورده است: «امید‌وارم در اثر حاضر، در طرح این احتمال که قوانین علم حساب احکامی تحلیلی و در نتیجه پیشینی هستند، موفق بوده باشیم. از این رو علم حساب صرفا یک منطق گسترده‌تر و هر گزاره حسابی یک قانون منطقی – البته از نوع اشتقاقی – خواهد بود. کاربرد علم حساب در تفسیر طبیعت، اِعمال فرآیندی منطقی بر واقعیات مشهود خواهد بود؛ محاسبه کردن استنتاج کردن، استنتاج کردن خواهد بود.»
 
چاپ نخست کتاب «مبانی علم حساب(پژوهشی منطقی – ریاضیاتی درباره مفهوم عدد)» با شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه در 166 صفحه، به ‌بهای 11 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب عرضه شده است.

«مبانی علم حساب» بر بال «ققنوس» رسید/ دیدگاه‌های «گوتلوب فرگه» درباره مفهوم عدد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) «مبانی علم حساب (پژوهشی منطقی – ریاضیاتی درباره مفهوم عدد)» نوشته «گوتلوب فرگه» با ترجمه طالب جابری از سوی انتشارات «ققنوس» منتشر شده است.
 
کتاب در پنج فصل با ‌عنوان‌های «دیدگاه‌های چند نویسنده درباره ماهیت گزاره‌های حسابی»، «دیدگاه‌های چند نویسنده درباره مفهوم عدد»، «دیدگاه‌هایی درباره یکان و یک»، «مفهوم عدد» و «نتیجه‌گیری» تدوین شده است.
 
مترجم در معرفی «مبانی علم حساب» در مقدمه کتاب آورده است: «کتاب مبانی علم حساب در سال 1884 منتشر شده و «فِرگه» در آن به بررسی مبانی فلسفی علم حساب و بالاخص عدد می‌پردازد. برخلاف کتاب «مفهوم‌ نگاشت» در این جا خبری از زبان صوری نیست. چنان‌که خود تعریف‌ناپذیری آن‌ را آشکار سازد. او پس از عنوان کردن این پرسش که «عدد یک چیست؟» به بررسی و نقد عقاید دیگر ریاضی‌دانان و فلاسفه درباره چیستیِ عدد پرداخته است و دیدگاه خود را بیان می‌کند.»
 
مترجم در ادامه تشریح دیدگاه‌های این نویسنده به پرسش اساسی این اندیشمند «آیا بیان علم حساب ژرف‌تر از همه علوم تجربی، وحتی ژرف‌تر از هندسه نیست؟» می‌پردازد. مترجم با اشاره به لقب «پدر فلسفه تحلیلی» فِرگه به ترجمه‌های اندک کتاب‌های این اندیشمند به زبان فارسی تأکید دارد. کتاب «مبانی علم حساب» براساس متن آلمانی آن همچنین ترجمه انگلیسی تحسین‌برانگیز جی. ال. آستین انجام گرفته است.
 
نویسنده در مقدمه کتاب با طرح چند پرسش و اظهار ناامیدی از توانایی ریاضی‌دان‌ها برای پاسخگویی به عدد یک چیست؟ معتقد است که «اگر مفهومی که در بنیاد یک علم ستُرگ قرار دارد با چنین مسائلی رو‌به‌رو شود، پس تکلیفی ضروری است که با دقت بیشتر آن‌ را بکاویم و بر آن مسائل فائق آئیم؛ به‌ویژه از این نظر که تا زمانی که بینش ما در خصوص بنیاد تمام ساختار علم حساب ناقص باشد، پیشرفتی در توضیح اعداد منفی،‌ کسری و مختلط نخواهیم داشت.»
 
در نخستین فصل کتاب «ماهیت گزاره‌های حسابی» براساس دیدگاه‌های کانت،‌ هانکل، لایب‌نیتس، اچ گراسمال،‌ اچ هانکل، جان استوارت‌ میل بررسی شده است.

 کانت درباره اثبات‌پذیری فرمول‌های عددی اثبات‌پذیر معتقد است؟ «آن‌ها اثبات‌‌ناپذیرند و تالیفی می‌داند، اما برای اصول موضوعه خواندن آن‌ها درنگ می‌کند، زیرا کلی نیستند و شعارشان از حقایق نخستینیِ اثبات‌‌ناپذیر را پارادوکسیکال و نامعقول می‌داند. این در واقع با نیاز عقل به وضوحِ مبانی اولیه در تناقش است.»

 
در دومین فصل کتاب نیز نویسنده به بررسی دیدگاه‌های چند نویسنده از‌ جمله لایب‌نیتس،‌ اچ گراسمال و جان استوارت‌ میل همچنین نیوتن درباره ممفهوم عدد پرداخته است.

به اعتقاد نیوتن «بیش از آن‌که عدد را مجموعه‌ای از یکان‌ها (یا واحد‌ها) بداند، آن‌را همچون ارتباطی انتزاعی میان هر کمیت و کیفیتی از همان نوع می‌فهمند که در مقام یکان (یا واحد) در نظر گرفته می‌شود، شاید پذیرفتنی باشد که در این‌جا شرحی مناسب از عدد به‌معنای گسترده‌‌اش ارائه شده است که شامل کسر‌ها و اعداد گنگ هم می‌شود؛ اما این شرح، مفاهیم کمیت و روابط کمی را از پیش‌فرض می‌گیرد.»
 
سومین فصل کتاب با پرسش آیا عدد واژه «یک» صفتی از برابرایستا‌ها را بیان می‌کند؟ آغاز می‌شود. نویسنده براساس تعاریف کتاب «هفتم عناصر» اقلیدس آورده است؛ «به‌نظر می‌‌رسد مقصود او از کلمه v0µ گاهی برابر‌ایستای شمارش است، گاهی صفتی از آن برابرایستا و گاهی عدد یک، Einheit بهترین ترجمه برای این کلمه، به‌نظر می‌رسد،‌ اما فقط به این دلیل که خود این کلمه دلالت‌های مختلفی دارد.»
 
«هرعدد مفرد‌، یک برابر‌ایستای خود ایستاست» موضوع اصلی چهارمین فصل کتاب است. نویسنده معتقد است که اگر نمی‌توانیم هیچ تصور یا شهودی از عدد داشته باشیم، پس حصول آن برای ما به چه نحوی  باید باشد؟ فقط دریافت و متن یک گزاره است که واژه‌ها بر چیزی دلالت می‌کنند»
 
در پنجمین فصل کتاب نویسنده آورده است: «امید‌وارم در اثر حاضر، در طرح این احتمال که قوانین علم حساب احکامی تحلیلی و در نتیجه پیشینی هستند، موفق بوده باشیم. از این رو علم حساب صرفا یک منطق گسترده‌تر و هر گزاره حسابی یک قانون منطقی – البته از نوع اشتقاقی – خواهد بود. کاربرد علم حساب در تفسیر طبیعت، اِعمال فرآیندی منطقی بر واقعیات مشهود خواهد بود؛ محاسبه کردن استنتاج کردن، استنتاج کردن خواهد بود.»
 
چاپ نخست کتاب «مبانی علم حساب(پژوهشی منطقی – ریاضیاتی درباره مفهوم عدد)» با شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه در 166 صفحه، به ‌بهای 11 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب عرضه شده است.

«مبانی علم حساب» بر بال «ققنوس» رسید/ دیدگاه‌های «گوتلوب فرگه» درباره مفهوم عدد

مرکز فیلم

راهیابی علم باستان‌شناسی و موزه به کتاب درسی تاریخ

Published by:

راهیابی علم باستان‌شناسی و موزه به کتاب درسی تاریخ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، لیلا کفاش‌زاده، مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه با اعلام این‌که موضوع باستان‌شناسی و موزه برای نخستین‌بار به کتاب تاریخ پایه دهم تحصیلی دبیرستان راه یافته، گفت: این دفتر از سال‌های گذشته همکاری‌های گوناگونی با وزارت آموزش‌وپرورش داشته است.

وی برنامه‌ریزی‌های هماهنگ با کمیته رشد و تکامل همه جانبه کودکان برای هفته ملی کودک، هم‌اندیشی در نشست‌های تخصصی کودکان و بازدیدهای هدفمند دانش‌آموزان از موزه‌ها را از جمله همکاری‌های به‌عمل آمده میان این دو نهاد اعلام کرد و افزود: آخرین همکاری ما با توجه به نزدیک شدن ماه مهر و شروع سال تحصیلی جدید، همکاری در تالیف کتاب‌های درسی بوده است.

مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه اظهار کرد: کارشناسان پژوهشگاه جلسات متعددی با همکاران بخش تالیف کتاب‌های درسی آموزش و پرورش داشته‌اند که حاصل این جلسات کارشناسی، اختصاص بخش قابل توجهی از کتاب تاریخ برای نخستین‌بار به موضوع باستان‌شناسی و موزه است.

کفاش‌زاده با اشاره به مطرح شدن مباحثی همچون چیستی و اهمیت تاریخ، پژوهش تاریخی، تاریخچه زمان و انواع گاه‌نگاری و نقشه‌های تاریخی در درس اول و دوم کتاب تاریخ گفت: بخش گاه‌نگاری افزون بر تعریف و تاریخچه گاه‌نگاری معانی اسامی روزها و ماه‌های گاه شماری در اوستا و تقویم جلالی به سادگی تشریح و برای دانش‌آموزان توضیح داده شده است.

به گفته این مقام مسئول، تصاویر بسیار زیبایی از متن سنگ نوشته بیستون به همراه ترجمه فارسی، منشور کوروش و سکه‌های هخامنشی، طاق‌بستان، تخت جمشید و شاه‌چراغ نیز در کتاب چاپ شده است.

این کارشناس کودک عنوان کرد: در درس سوم کتاب تاریخ با عنوان باستان‌شناسی در جست‌وجوی میراث فرهنگی تعریف جامعی از باستان‌شناسی و محوطه‌های باستانی، سن آثار باستانی، موزه‌ها و اهمیت حفظ و مرمت آثار تاریخی در این درس به دانش‌آموزان ارائه شده است.

به گفته وی نقش رستم، محوطه باستانی کنار صندل جیرفت و باستان‌شناسی در حال انجام کار در شهر سوخته تصاویر این بخش از کتاب هستند که به خوبی کودکان را با فرهنگ غنی کشورشان آشنا می‌کند.

مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین گفت: معرفی فرهنگنامه کودکان ونوجوانان به عنوان نخستین فرهنگنامه تالیفی کودکان می‌تواند کمک شایانی برای انجام پژوهش های دانش‌آموزی در حوزه فرهنگ و تاریخ به شمار آید که از دیگر نکات قابل توجه این فصل از کتاب است.

کفاش‌زاده با اشاره به برگزاری کارگاه آموزشی برای سردبیران گروه تاریخ سراسر کشور در ادامه همکاری علمی پژوهشگاه و بخش تالیف کتاب‌های درسی آموزش و پرورش بیان کرد: در این کارگاه آموزشی افزون بر شیوه تدریس این کتاب اهمیت تاریخ و باستان‌شناسی و جایگاه این درس در دوره دبیرستان اشاره و توضیح داده شد که یادگیری این مفاهیم چگونه می‌تواند در حفظ و ترویج هویت ایرانی در نسل آینده تاثیرگذار باشد.

راهیابی علم باستان‌شناسی و موزه به کتاب درسی تاریخ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، لیلا کفاش‌زاده، مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه با اعلام این‌که موضوع باستان‌شناسی و موزه برای نخستین‌بار به کتاب تاریخ پایه دهم تحصیلی دبیرستان راه یافته، گفت: این دفتر از سال‌های گذشته همکاری‌های گوناگونی با وزارت آموزش‌وپرورش داشته است.

وی برنامه‌ریزی‌های هماهنگ با کمیته رشد و تکامل همه جانبه کودکان برای هفته ملی کودک، هم‌اندیشی در نشست‌های تخصصی کودکان و بازدیدهای هدفمند دانش‌آموزان از موزه‌ها را از جمله همکاری‌های به‌عمل آمده میان این دو نهاد اعلام کرد و افزود: آخرین همکاری ما با توجه به نزدیک شدن ماه مهر و شروع سال تحصیلی جدید، همکاری در تالیف کتاب‌های درسی بوده است.

مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه اظهار کرد: کارشناسان پژوهشگاه جلسات متعددی با همکاران بخش تالیف کتاب‌های درسی آموزش و پرورش داشته‌اند که حاصل این جلسات کارشناسی، اختصاص بخش قابل توجهی از کتاب تاریخ برای نخستین‌بار به موضوع باستان‌شناسی و موزه است.

کفاش‌زاده با اشاره به مطرح شدن مباحثی همچون چیستی و اهمیت تاریخ، پژوهش تاریخی، تاریخچه زمان و انواع گاه‌نگاری و نقشه‌های تاریخی در درس اول و دوم کتاب تاریخ گفت: بخش گاه‌نگاری افزون بر تعریف و تاریخچه گاه‌نگاری معانی اسامی روزها و ماه‌های گاه شماری در اوستا و تقویم جلالی به سادگی تشریح و برای دانش‌آموزان توضیح داده شده است.

به گفته این مقام مسئول، تصاویر بسیار زیبایی از متن سنگ نوشته بیستون به همراه ترجمه فارسی، منشور کوروش و سکه‌های هخامنشی، طاق‌بستان، تخت جمشید و شاه‌چراغ نیز در کتاب چاپ شده است.

این کارشناس کودک عنوان کرد: در درس سوم کتاب تاریخ با عنوان باستان‌شناسی در جست‌وجوی میراث فرهنگی تعریف جامعی از باستان‌شناسی و محوطه‌های باستانی، سن آثار باستانی، موزه‌ها و اهمیت حفظ و مرمت آثار تاریخی در این درس به دانش‌آموزان ارائه شده است.

به گفته وی نقش رستم، محوطه باستانی کنار صندل جیرفت و باستان‌شناسی در حال انجام کار در شهر سوخته تصاویر این بخش از کتاب هستند که به خوبی کودکان را با فرهنگ غنی کشورشان آشنا می‌کند.

مسئول دفتر کودک و نوجوان پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری همچنین گفت: معرفی فرهنگنامه کودکان ونوجوانان به عنوان نخستین فرهنگنامه تالیفی کودکان می‌تواند کمک شایانی برای انجام پژوهش های دانش‌آموزی در حوزه فرهنگ و تاریخ به شمار آید که از دیگر نکات قابل توجه این فصل از کتاب است.

کفاش‌زاده با اشاره به برگزاری کارگاه آموزشی برای سردبیران گروه تاریخ سراسر کشور در ادامه همکاری علمی پژوهشگاه و بخش تالیف کتاب‌های درسی آموزش و پرورش بیان کرد: در این کارگاه آموزشی افزون بر شیوه تدریس این کتاب اهمیت تاریخ و باستان‌شناسی و جایگاه این درس در دوره دبیرستان اشاره و توضیح داده شد که یادگیری این مفاهیم چگونه می‌تواند در حفظ و ترویج هویت ایرانی در نسل آینده تاثیرگذار باشد.

راهیابی علم باستان‌شناسی و موزه به کتاب درسی تاریخ

خبرگزاری ایران