Category Archives: کتاب فرهنگ

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمز گشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

Published by:

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمز گشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

روزی، شعر جاودانه زمستان اخوان را می‌خواندم؛ با خود اندیشیدم چرا در سخن پارسی، زمستان، نماد حکومت ستمگران شده و چرا بهار، یادآور روزگار آزادی است؟ چرا تاریکی و شب، پادشاهی اهریمن را فرایاد می‌آورند و بامداد و خورشید و روز روشن، توانمندی نیروهای اهورایی را نشان می‌دهند؟ پیوند شب، تاریکی، سیاهی، زمستان، سرما، دی، برف، ابر، دیو و مار با حکومت ستمگرانه چیست و خورشید، روشنی، گرما، باران، بامداد، خروس، بهار، گل، سبزی با آزادی و آرامش و شادی چه پیوندی دارند؟ این گونه بود که کوشیدم پیوند میان این نمادها را با دریافت‌های بد و نیک از حکومت بیایم؛ با جست‌وجوی بسیاری، ریشه آن‌ها را در فرهنگ باستانی ایران- به ویژه نوشته‌های دینی مزدیسنا- یافتم و در این نوشته گرد آوردم. اینک می‌دانم که اخوان، چگونه زمستان را حکومت ستمگران می دید و ابتهاج، خروس را پیام‌آور آزادی؛ اینک می‌دانم که شاملو، چرا آن همه شبانه سرود و رفت و اکنون می‌دانم “چرا آن ابر فضا را تیره می‌دارد ولی هرگز نمی‌بارد” اینک درد آن “گون” را درمی یابم که پیامش را “نسیم” برای “باران” می برد.
امیدوارم این نوشته، شما را نیز با آسمانی بلند و مهر و ماهی بی‌غبار آشنا سازد.

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمز گشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

(image)
روزی، شعر جاودانه زمستان اخوان را می‌خواندم؛ با خود اندیشیدم چرا در سخن پارسی، زمستان، نماد حکومت ستمگران شده و چرا بهار، یادآور روزگار آزادی است؟ چرا تاریکی و شب، پادشاهی اهریمن را فرایاد می‌آورند و بامداد و خورشید و روز روشن، توانمندی نیروهای اهورایی را نشان می‌دهند؟ پیوند شب، تاریکی، سیاهی، زمستان، سرما، دی، برف، ابر، دیو و مار با حکومت ستمگرانه چیست و خورشید، روشنی، گرما، باران، بامداد، خروس، بهار، گل، سبزی با آزادی و آرامش و شادی چه پیوندی دارند؟ این گونه بود که کوشیدم پیوند میان این نمادها را با دریافت‌های بد و نیک از حکومت بیایم؛ با جست‌وجوی بسیاری، ریشه آن‌ها را در فرهنگ باستانی ایران- به ویژه نوشته‌های دینی مزدیسنا- یافتم و در این نوشته گرد آوردم. اینک می‌دانم که اخوان، چگونه زمستان را حکومت ستمگران می دید و ابتهاج، خروس را پیام‌آور آزادی؛ اینک می‌دانم که شاملو، چرا آن همه شبانه سرود و رفت و اکنون می‌دانم “چرا آن ابر فضا را تیره می‌دارد ولی هرگز نمی‌بارد” اینک درد آن “گون” را درمی یابم که پیامش را “نسیم” برای “باران” می برد.
امیدوارم این نوشته، شما را نیز با آسمانی بلند و مهر و ماهی بی‌غبار آشنا سازد.

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمز گشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

کتاب سال امنیت «فاوا» رونمایی می‌شود

Published by:

کتاب سال امنیت «فاوا» رونمایی می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) «هلدینگ رسانه‌ای دیده‌بان» هفتمین سال پیاپی «کتاب سال امنیت فاوا» را با هدف معرفی توانمندی‌‌های شرکت‌های خصوصی فعال در عرصه امنیت اطلاعات برگزار می‌کند.
 
بررسى وضعیت امنیت فضاى تبادل اطلاعات یا «افتا» در کشور، بررسى وضعیت امنیت بانکدارى الکترونیکی در گفت‌وگو با صاحب‌نظران کشور، معرفى توانمندى‌هاى محصولات داخلى و بومى امنیت فضاى تولید و تبادل اطلاعات، آشنایى با نرم‌افزارهاى امنیتى و ضد ویروس‌هاى مطرح در بازار ایران و شرکت‌هاى عرضه‌کننده، همچنین گزارش وضعیت «افتا» در ایران در یکسال گذشته، گزارش تحلیلی از وضعیت جهانى امنیت فناورى اطلاعات در سالی که گذشت، راهنماى خرید محصولات امنیت اطلاعات، راهنماى مدیران درانتخاب بهترین راهکارهاى امنیتی، متن کامل سند افتاى جمهورىاسلامى ایران، متن کامل قانون جرایم رایانه‌اى، متن کامل سند راهبردى نظام جامع فناورى اطلاعات کشور و دایرکتورى شرکت‌هاى فعال درحوزه «افتا» مهم‌ترین محور‌های این کتاب است.

آیین رونمایی از کتاب سال «فاوا» همزمان با برگزاری نمایشگاه الکامپ 22 در تاریخ 25 تا 28 آذر‌ماه در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار می‌شود.

کتاب سال امنیت «فاوا» رونمایی می‌شود

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا) «هلدینگ رسانه‌ای دیده‌بان» هفتمین سال پیاپی «کتاب سال امنیت فاوا» را با هدف معرفی توانمندی‌‌های شرکت‌های خصوصی فعال در عرصه امنیت اطلاعات برگزار می‌کند.
 
بررسى وضعیت امنیت فضاى تبادل اطلاعات یا «افتا» در کشور، بررسى وضعیت امنیت بانکدارى الکترونیکی در گفت‌وگو با صاحب‌نظران کشور، معرفى توانمندى‌هاى محصولات داخلى و بومى امنیت فضاى تولید و تبادل اطلاعات، آشنایى با نرم‌افزارهاى امنیتى و ضد ویروس‌هاى مطرح در بازار ایران و شرکت‌هاى عرضه‌کننده، همچنین گزارش وضعیت «افتا» در ایران در یکسال گذشته، گزارش تحلیلی از وضعیت جهانى امنیت فناورى اطلاعات در سالی که گذشت، راهنماى خرید محصولات امنیت اطلاعات، راهنماى مدیران درانتخاب بهترین راهکارهاى امنیتی، متن کامل سند افتاى جمهورىاسلامى ایران، متن کامل قانون جرایم رایانه‌اى، متن کامل سند راهبردى نظام جامع فناورى اطلاعات کشور و دایرکتورى شرکت‌هاى فعال درحوزه «افتا» مهم‌ترین محور‌های این کتاب است.

آیین رونمایی از کتاب سال «فاوا» همزمان با برگزاری نمایشگاه الکامپ 22 در تاریخ 25 تا 28 آذر‌ماه در محل نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار می‌شود.

کتاب سال امنیت «فاوا» رونمایی می‌شود

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمزگشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

Published by:

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمزگشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

روزی، شعر جاودانه زمستان اخوان را می‌خواندم؛ با خود اندیشیدم چرا در سخن پارسی، زمستان، نماد حکومت ستمگران شده و چرا بهار، یادآور روزگار آزادی است؟ چرا تاریکی و شب، پادشاهی اهریمن را فرایاد می‌آورند و بامداد و خورشید و روز روشن، توانمندی نیروهای اهورایی را نشان می‌دهند؟ پیوند شب، تاریکی، سیاهی، زمستان، سرما، دی، برف، ابر، دیو و مار با حکومت ستمگرانه چیست و خورشید، روشنی، گرما، باران، بامداد، خروس، بهار، گل، سبزی با آزادی و آرامش و شادی چه پیوندی دارند؟ این‌گونه بود که کوشیدم پیوند میان این نمادها را با دریافت‌های بد و نیک از حکومت بیایم؛ با جست‌وجوی بسیاری، ریشه آن‌ها را در فرهنگ باستانی ایران- به ویژه نوشته‌های دینی مزدیسنا- یافتم و در این نوشته گرد آوردم.
اینک می‌دانم که اخوان، چگونه زمستان را حکومت ستمگران می دید و ابتهاج، خروس را پیام‌آور آزادی؛ اینک می‌دانم که شاملو، چرا آن همه شبانه سرود و رفت و اکنون می‌دانم؛ چرا آن ابر فضا را تیره می‌دارد ولی هرگز نمی‌بارد” اینک درد آن «گون» را درمی یابم که پیامش را «نسیم» برای «باران» می برد.
امیدوارم این نوشته، شما را نیز با آسمانی بلند و مهر و ماهی بی‌غبار آشنا سازد.

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمزگشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

(image)
روزی، شعر جاودانه زمستان اخوان را می‌خواندم؛ با خود اندیشیدم چرا در سخن پارسی، زمستان، نماد حکومت ستمگران شده و چرا بهار، یادآور روزگار آزادی است؟ چرا تاریکی و شب، پادشاهی اهریمن را فرایاد می‌آورند و بامداد و خورشید و روز روشن، توانمندی نیروهای اهورایی را نشان می‌دهند؟ پیوند شب، تاریکی، سیاهی، زمستان، سرما، دی، برف، ابر، دیو و مار با حکومت ستمگرانه چیست و خورشید، روشنی، گرما، باران، بامداد، خروس، بهار، گل، سبزی با آزادی و آرامش و شادی چه پیوندی دارند؟ این‌گونه بود که کوشیدم پیوند میان این نمادها را با دریافت‌های بد و نیک از حکومت بیایم؛ با جست‌وجوی بسیاری، ریشه آن‌ها را در فرهنگ باستانی ایران- به ویژه نوشته‌های دینی مزدیسنا- یافتم و در این نوشته گرد آوردم.
اینک می‌دانم که اخوان، چگونه زمستان را حکومت ستمگران می دید و ابتهاج، خروس را پیام‌آور آزادی؛ اینک می‌دانم که شاملو، چرا آن همه شبانه سرود و رفت و اکنون می‌دانم؛ چرا آن ابر فضا را تیره می‌دارد ولی هرگز نمی‌بارد” اینک درد آن «گون» را درمی یابم که پیامش را «نسیم» برای «باران» می برد.
امیدوارم این نوشته، شما را نیز با آسمانی بلند و مهر و ماهی بی‌غبار آشنا سازد.

ریشه‌شناسی نمادهای باستانی: رمزگشایی شعر شاعران پارسی: اخوان ثالث، ابتهاج و … (نسخه PDF)

ماهنامه تهران فردا – شماره پنجم (نسخه PDF)

Published by:

ماهنامه تهران فردا – شماره پنجم (نسخه PDF)

در این شماره می‌خوانید:
برجی که روز به روز مستهلک تر میشود
نگاهی گذرا بر فعالیت نمایشگاه مطبوعات ایران
نارضایتی مردم نسبت به چند برابر شدن هزینه های اربعین
بازنگری در تقسیم بندی مناطق شهری پایتخت

ماهنامه تهران فردا – شماره پنجم (نسخه PDF)

(image)
در این شماره می‌خوانید:
برجی که روز به روز مستهلک تر میشود
نگاهی گذرا بر فعالیت نمایشگاه مطبوعات ایران
نارضایتی مردم نسبت به چند برابر شدن هزینه های اربعین
بازنگری در تقسیم بندی مناطق شهری پایتخت

ماهنامه تهران فردا – شماره پنجم (نسخه PDF)

یاحسینی: کتاب «زیتون سرخ» با نادیده گرفتن حقوق معنوی مولف در آمریکا ترجمه شد!/ قضاوت جامعه فرهنگی ایران از مدعیان فرهنگ

Published by:

یاحسینی: کتاب «زیتون سرخ» با نادیده گرفتن حقوق معنوی مولف در آمریکا ترجمه شد!/ قضاوت جامعه فرهنگی ایران از مدعیان فرهنگ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «زیتون سرخ» شامل خاطرات فاطمه ناهیدی، نخستین زن عضو انرژی اتمی ایران است که تا کنون 6 بار بازچاپ شده و با ترجمه محمدرضا قانون‌پرور از سوی انتشارات مزدا در آمریکا منتشر شده است.

این ترجمه در حالی انجام شده که نامی از قاسم یاحسینی، گردآورنده و تدوین‌گر کتاب در آن ذکر نشده است. ضمن اینکه قبلا نیز نام نویسنده کتاب «دا»‌ در نسخه انگلیسی که توسط همین انتشارات در آمریکا منتشر شده، نیامده بود.

یاحسینی در رابطه با چاپ کتاب «زیتون سرخ» در آمریکا به خبرنگار ایبنا گفت: بیش از یک سال از ترجمه و انتشار کتاب «Red Olive» در ایالات متحده می‌گذرد، اثری که با زحمت فراوان گردآوری و تدوین کردم و در کشوری متمدن که داعیه ارج نهادن به قانون کپی‌رایت دارد و در ایران نیز بیش از 6 بار از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، بدون ذکر کوچک‌ترین نامی از مولف به انگلیسی برگردانده شده است.

وی افزود: با توجه به اینکه ما به قانون رعایت حق مولف نپیوستیم نمی‌توانیم کاری انجام دهیم اما این خلاف در ایالات متحده اتفاق افتاده و از طریق مراجع قضایی ایران قابل تعقیب نیست و باید در آمریکا پیگیری شود، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل است و نمی‌توانیم در این زمینه کاری کنیم. از طرفی با توجه به وضعیت مالی که دارم نمی‌توانم آن‌ را در آمریکا پیگیری کنم با این حال نامه‌ای برای نشر مزدا نوشتم و به این سرقت و جعل اعتراض کردم.
 
این پژوهشگر ادامه داد: کمترین کاری که انتشارات مزدا می‌توانست انجام دهد، این بود که نام من را بر جلد کتاب منتشر می‌کرد اما متاسفانه با گذشت یک سال از چاپ کتاب، حتی به من خبر ندادند که زیتون سرخ با این عنوان در آمریکا ترجمه شده و یک نسخه به رسم معمول از ترجمه انگلیسی آن را به من ندادند. کم‌لطفی، جعل، سرقت و بی‌اخلاقی همه چیز دست به دست هم داده و حق من ضایع شده است. این حق من مولف است که بدانم چه کسی قرار است کتاب را ترجمه کند؟
 
یاحسینی گفت: این درست است که ما شامل قانون کپی‌رایت و حق‌تالیف نیستیم اما حقوق معنوی برای نویسنده محفوظ می‌ماند. مثل این است که قانون‌پرور کتابی تالیف کند و من در ایران آن را به نام خودم منتشر کنم. به این کار در عرف و اصول جامعه چه می‌گویند؟ جعل، سرقت ادبی، بی‌معرفتی و … نمی‌دانم چه بگویم اما واقعا از این رفتار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی انتشارات مزدا و محمدرضا قانون‌پرور شاکی هستم.
 
وی اظهار کرد: ممکن است نتوانم شکایت کنم اما به هر ترتیب جامعه فرهنگی ایران قضاوت می‌کند که مدعیان فرهنگ، ترجمه و تفکر از بدیهی‌ترین مبانی اخلاقی دور هستند. به عنوان یک مولف که دستم به جایی نمی‌رسد تنها می‌توانم خشم خودم را این‌گونه ابراز کنم.
 
این پژوهشگر عنوان کرد: قطعا انتشارات سوره مهر از ترجمه این کتاب خبر دارد اما من از مسائل میان این انتشارات و نشر مزدا اطلاعی ندارم. شما می‌توانید تماس بگیرید و در این رابطه از آنها اطلاعات بیشتری را بخواهید.
 
یاحسینی اظهار کرد: اگر اشتباه نکنم تقریبا سال 1386 که چاپ نخست کتاب منتشر شد، حقوق مادی کتاب را به انتشارات سوره مهر واگذار کردم. آن‌زمان مبلغ 700 هزارتومان به من پرداخت و همه حقوق اثر را خریداری کردند و تمام دفعاتی که کتاب تجدید چاپ شده، یک ریال هم به من تعلق نگرفته است.
 
وی بیان کرد: گویا قبلا در ترجمه کتاب «دا» نیز مشکل به وجود آمده بود، قانون‌پرور قبلا یکی از کتاب‌های حبیب احمدازده را نیز به انگلیسی برگردانده است. اخلاق حکم می‌کرد که برای ترجمه کتاب با من تماس گرفته می‌شد و یک نسخه از کتاب برایم فرستاده می‌شد.
 
این پژوهشگر افزود: این رویه درستی نیست که نام من از جلد کتاب حذف شود و هیچ اشاره‌ای به نام یاحسینی نشود. این نهایت بی ادبی و بی اخلاقی است هر چند در این روزها جستن کالایی به نام اخلاق کار بس دشواری است.
 
یاحسینی اظهار کرد: گویا در ترجمه کتاب «دا» نیز اشاره ای به نام مولف و تدوین‌گر نشده است. من نمی‌دانم چه دشمنی با مولفان این حوزه در حال شکل‌گیری است! جز این نمی‌توانم سخن دیگری بگویم. یوسفیان، راوی خاطرات، با همه احترامی که برایش قائل هستم، اگر می‌خواست می‌توانست خودش خاطراتش را بنویسد نه اینکه من از بوشهر به شاهرود بروم و در چندین جلسه خاطرات وی را گردآوری و تالیف کنم.
 
وی عنوان کرد: یوسیفیان، راوی خاطرات «زیتون سرخ» نیز می‌گوید اطلاعی از انتشار کتاب از سوی مزدا ندارد و در تماسی با وی که اکنون مقیم آمریکاست، داشتم، گفت که خودم 10 نسخه از کتاب را خریداری کردم و کسی از چاپ اثر به من اطلاعی نداده بود.
 
این مولف بیان کرد: یوسفیان که از انتشار کتاب به انگلیسی بی‌اطلاع بود، گفت از ترجمه آن به انگلیسی بی‌اطلاع بودم و انتظار داشتم علاوه بر اطلاع پیدا کردن از چاپ آن، یک نسخه از کتاب را نیز برایم بفرستند.
 
وی افزود: همه این مشکلات به دلیل این است که منافع ما قربانی یک سری بی توجهی می‌شود، یعنی اگر ما صنفی داشتیم که از حقوق ما دفاع می‌کرد این‌گونه قربانی مسائل سیاسی، شخصی و … نمی‌شدیم. احساس می‌کنم یک غرض‌ورزی در حال شکل‌گیری است و هر طور که تصور می‌کنم جز این نمی‌تواند دلیل دیگری داشته باشد.
 
این مولف ادامه داد: برای فهمیدن حذف نام از روی جلد کتاب در آمریکا، قانون کشورهای دیگر را در رابطه با حق مولف مطالعه کردم و کتاب‌های نویسندگان دیگر را که در اروپا و آمریکا ترجمه شده بود، مشاهده کردم اما این مشکل وجود نداشت. چون ما شامل قانون کپی رایت نیستیم هر بلایی که سرمان بیاورند ظاهرا باید سکوت کنیم.

مجموعه خاطرات ناهید یوسفیان با عنوان «زیتون سرخ» توسط انتشارات مزدا در آمریکا منتشر شد. ترجمه این اثر را محمدرضا قانون‌پرور، استاد دانشگاه تگزاس به زبان انگلیسی برعهده داشته است. انتشارات مزدا این اثر را با عنوان “Red Olive: Memoirs of the Iran-Iraq War” منتشر کرده است.

مزدا در معرفی این کتاب نوشته است: «زیتون سرخ» تنها یک اتوبیوگرافی از ناهیدی نیست، بلکه خاطرات یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران نیز هست. راوی، دختر یکی از کارگران راه‌آهن است. یکی از نکات جالب در این کتاب این است که پدر خانواده علی‌رغم دغدغه‌های اقتصادی، همانند دیگر کارگران، تلاش کرده و توانسته همه هفت دختر خود را به تحصیلات عالی در کشور برساند. یوسفیان کم‌کم و پس از ورود به دانشگاه با مسائل سیاسی نیز آشنا می‌شود.

«زیتون سرخ» با نگاهی واقعیت‌گرا، یک دورنما و نگاهی کلی از داستان زندگی ناهید یوسفیان، عضو سازمان انرژی اتمی ایران را پیش روی خواننده قرار می‌دهد. زندگی پر فراز و نشیبی که حتی به دو راهی انتخاب میان فرصت‌های بسیار خوب و وسوسه‌انگیز از سوی کشورهای مختلف و خدمت به وطن از سوی دیگر می‌رسد.

ایبنا در تماسی با انتشارات سوره مهر تلاش کرد تا علت حذف نام مولف کتاب «Red Olive» را جویا شود که به علت حضور نداشتن مدیر بخش ترجمه این انتشارات موفق به این مهم نشد.

چاپ ششم «زیتون سرخ: خاطرات ناهید یوسفیان» اثر سیدقاسم یاحسینی در 216 صفحه، 2500 نسخه به قیمت 79 هزار تومان از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.

یاحسینی: کتاب «زیتون سرخ» با نادیده گرفتن حقوق معنوی مولف در آمریکا ترجمه شد!/ قضاوت جامعه فرهنگی ایران از مدعیان فرهنگ

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «زیتون سرخ» شامل خاطرات فاطمه ناهیدی، نخستین زن عضو انرژی اتمی ایران است که تا کنون 6 بار بازچاپ شده و با ترجمه محمدرضا قانون‌پرور از سوی انتشارات مزدا در آمریکا منتشر شده است.

این ترجمه در حالی انجام شده که نامی از قاسم یاحسینی، گردآورنده و تدوین‌گر کتاب در آن ذکر نشده است. ضمن اینکه قبلا نیز نام نویسنده کتاب «دا»‌ در نسخه انگلیسی که توسط همین انتشارات در آمریکا منتشر شده، نیامده بود.

یاحسینی در رابطه با چاپ کتاب «زیتون سرخ» در آمریکا به خبرنگار ایبنا گفت: بیش از یک سال از ترجمه و انتشار کتاب «Red Olive» در ایالات متحده می‌گذرد، اثری که با زحمت فراوان گردآوری و تدوین کردم و در کشوری متمدن که داعیه ارج نهادن به قانون کپی‌رایت دارد و در ایران نیز بیش از 6 بار از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، بدون ذکر کوچک‌ترین نامی از مولف به انگلیسی برگردانده شده است.

وی افزود: با توجه به اینکه ما به قانون رعایت حق مولف نپیوستیم نمی‌توانیم کاری انجام دهیم اما این خلاف در ایالات متحده اتفاق افتاده و از طریق مراجع قضایی ایران قابل تعقیب نیست و باید در آمریکا پیگیری شود، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل است و نمی‌توانیم در این زمینه کاری کنیم. از طرفی با توجه به وضعیت مالی که دارم نمی‌توانم آن‌ را در آمریکا پیگیری کنم با این حال نامه‌ای برای نشر مزدا نوشتم و به این سرقت و جعل اعتراض کردم.
 
این پژوهشگر ادامه داد: کمترین کاری که انتشارات مزدا می‌توانست انجام دهد، این بود که نام من را بر جلد کتاب منتشر می‌کرد اما متاسفانه با گذشت یک سال از چاپ کتاب، حتی به من خبر ندادند که زیتون سرخ با این عنوان در آمریکا ترجمه شده و یک نسخه به رسم معمول از ترجمه انگلیسی آن را به من ندادند. کم‌لطفی، جعل، سرقت و بی‌اخلاقی همه چیز دست به دست هم داده و حق من ضایع شده است. این حق من مولف است که بدانم چه کسی قرار است کتاب را ترجمه کند؟
 
یاحسینی گفت: این درست است که ما شامل قانون کپی‌رایت و حق‌تالیف نیستیم اما حقوق معنوی برای نویسنده محفوظ می‌ماند. مثل این است که قانون‌پرور کتابی تالیف کند و من در ایران آن را به نام خودم منتشر کنم. به این کار در عرف و اصول جامعه چه می‌گویند؟ جعل، سرقت ادبی، بی‌معرفتی و … نمی‌دانم چه بگویم اما واقعا از این رفتار غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی انتشارات مزدا و محمدرضا قانون‌پرور شاکی هستم.
 
وی اظهار کرد: ممکن است نتوانم شکایت کنم اما به هر ترتیب جامعه فرهنگی ایران قضاوت می‌کند که مدعیان فرهنگ، ترجمه و تفکر از بدیهی‌ترین مبانی اخلاقی دور هستند. به عنوان یک مولف که دستم به جایی نمی‌رسد تنها می‌توانم خشم خودم را این‌گونه ابراز کنم.
 
این پژوهشگر عنوان کرد: قطعا انتشارات سوره مهر از ترجمه این کتاب خبر دارد اما من از مسائل میان این انتشارات و نشر مزدا اطلاعی ندارم. شما می‌توانید تماس بگیرید و در این رابطه از آنها اطلاعات بیشتری را بخواهید.
 
یاحسینی اظهار کرد: اگر اشتباه نکنم تقریبا سال 1386 که چاپ نخست کتاب منتشر شد، حقوق مادی کتاب را به انتشارات سوره مهر واگذار کردم. آن‌زمان مبلغ 700 هزارتومان به من پرداخت و همه حقوق اثر را خریداری کردند و تمام دفعاتی که کتاب تجدید چاپ شده، یک ریال هم به من تعلق نگرفته است.
 
وی بیان کرد: گویا قبلا در ترجمه کتاب «دا» نیز مشکل به وجود آمده بود، قانون‌پرور قبلا یکی از کتاب‌های حبیب احمدازده را نیز به انگلیسی برگردانده است. اخلاق حکم می‌کرد که برای ترجمه کتاب با من تماس گرفته می‌شد و یک نسخه از کتاب برایم فرستاده می‌شد.
 
این پژوهشگر افزود: این رویه درستی نیست که نام من از جلد کتاب حذف شود و هیچ اشاره‌ای به نام یاحسینی نشود. این نهایت بی ادبی و بی اخلاقی است هر چند در این روزها جستن کالایی به نام اخلاق کار بس دشواری است.
 
یاحسینی اظهار کرد: گویا در ترجمه کتاب «دا» نیز اشاره ای به نام مولف و تدوین‌گر نشده است. من نمی‌دانم چه دشمنی با مولفان این حوزه در حال شکل‌گیری است! جز این نمی‌توانم سخن دیگری بگویم. یوسفیان، راوی خاطرات، با همه احترامی که برایش قائل هستم، اگر می‌خواست می‌توانست خودش خاطراتش را بنویسد نه اینکه من از بوشهر به شاهرود بروم و در چندین جلسه خاطرات وی را گردآوری و تالیف کنم.
 
وی عنوان کرد: یوسیفیان، راوی خاطرات «زیتون سرخ» نیز می‌گوید اطلاعی از انتشار کتاب از سوی مزدا ندارد و در تماسی با وی که اکنون مقیم آمریکاست، داشتم، گفت که خودم 10 نسخه از کتاب را خریداری کردم و کسی از چاپ اثر به من اطلاعی نداده بود.
 
این مولف بیان کرد: یوسفیان که از انتشار کتاب به انگلیسی بی‌اطلاع بود، گفت از ترجمه آن به انگلیسی بی‌اطلاع بودم و انتظار داشتم علاوه بر اطلاع پیدا کردن از چاپ آن، یک نسخه از کتاب را نیز برایم بفرستند.
 
وی افزود: همه این مشکلات به دلیل این است که منافع ما قربانی یک سری بی توجهی می‌شود، یعنی اگر ما صنفی داشتیم که از حقوق ما دفاع می‌کرد این‌گونه قربانی مسائل سیاسی، شخصی و … نمی‌شدیم. احساس می‌کنم یک غرض‌ورزی در حال شکل‌گیری است و هر طور که تصور می‌کنم جز این نمی‌تواند دلیل دیگری داشته باشد.
 
این مولف ادامه داد: برای فهمیدن حذف نام از روی جلد کتاب در آمریکا، قانون کشورهای دیگر را در رابطه با حق مولف مطالعه کردم و کتاب‌های نویسندگان دیگر را که در اروپا و آمریکا ترجمه شده بود، مشاهده کردم اما این مشکل وجود نداشت. چون ما شامل قانون کپی رایت نیستیم هر بلایی که سرمان بیاورند ظاهرا باید سکوت کنیم.

مجموعه خاطرات ناهید یوسفیان با عنوان «زیتون سرخ» توسط انتشارات مزدا در آمریکا منتشر شد. ترجمه این اثر را محمدرضا قانون‌پرور، استاد دانشگاه تگزاس به زبان انگلیسی برعهده داشته است. انتشارات مزدا این اثر را با عنوان “Red Olive: Memoirs of the Iran-Iraq War” منتشر کرده است.

مزدا در معرفی این کتاب نوشته است: «زیتون سرخ» تنها یک اتوبیوگرافی از ناهیدی نیست، بلکه خاطرات یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران نیز هست. راوی، دختر یکی از کارگران راه‌آهن است. یکی از نکات جالب در این کتاب این است که پدر خانواده علی‌رغم دغدغه‌های اقتصادی، همانند دیگر کارگران، تلاش کرده و توانسته همه هفت دختر خود را به تحصیلات عالی در کشور برساند. یوسفیان کم‌کم و پس از ورود به دانشگاه با مسائل سیاسی نیز آشنا می‌شود.

«زیتون سرخ» با نگاهی واقعیت‌گرا، یک دورنما و نگاهی کلی از داستان زندگی ناهید یوسفیان، عضو سازمان انرژی اتمی ایران را پیش روی خواننده قرار می‌دهد. زندگی پر فراز و نشیبی که حتی به دو راهی انتخاب میان فرصت‌های بسیار خوب و وسوسه‌انگیز از سوی کشورهای مختلف و خدمت به وطن از سوی دیگر می‌رسد.

ایبنا در تماسی با انتشارات سوره مهر تلاش کرد تا علت حذف نام مولف کتاب «Red Olive» را جویا شود که به علت حضور نداشتن مدیر بخش ترجمه این انتشارات موفق به این مهم نشد.

چاپ ششم «زیتون سرخ: خاطرات ناهید یوسفیان» اثر سیدقاسم یاحسینی در 216 صفحه، 2500 نسخه به قیمت 79 هزار تومان از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.

یاحسینی: کتاب «زیتون سرخ» با نادیده گرفتن حقوق معنوی مولف در آمریکا ترجمه شد!/ قضاوت جامعه فرهنگی ایران از مدعیان فرهنگ

ناپديد شدگان

Published by:

ناپديد شدگان

ناپدیدشدگان تلاش گروهی زن روستایی را در یونان تصویر می‌کند که در دوران اشغال آلمانی‌ها به مقاومت دست می‌زنند و با سروان فاشیستی که، از سوی فرماندهان آلمانی خود، اداره امور روستای آن‌ها، لانگا، را برعهده دارد، مقابله می‌کنند. بدین ترتیب دورفمان واقعه‌ای را که در کشورش، شیلی، روی می‌دهد جهان‌شمول می‌کند، واقعه‌ای که در هر جا و در هر زمان برای هر آدمی ممکن است پیش بیاید. اگر دیروز این رویداد در شیلی، در السالوادُر، در افریقای جنوبی و در فیلیپین رخ می‌داد، چه کسی می‌داند که فردا در سرزمینی دیگر دامن آدم‌های دیگر را نگیرد؟ تنها با اندکی تخیل می‌توان نام آدم‌ها و نیز نام صحنه‌ها را تغییر داد و آن‌وقت است که به‌راستی موی بر تن آدم راست می‌شود.

ناپديد شدگان

(image)
ناپدیدشدگان تلاش گروهی زن روستایی را در یونان تصویر می‌کند که در دوران اشغال آلمانی‌ها به مقاومت دست می‌زنند و با سروان فاشیستی که، از سوی فرماندهان آلمانی خود، اداره امور روستای آن‌ها، لانگا، را برعهده دارد، مقابله می‌کنند. بدین ترتیب دورفمان واقعه‌ای را که در کشورش، شیلی، روی می‌دهد جهان‌شمول می‌کند، واقعه‌ای که در هر جا و در هر زمان برای هر آدمی ممکن است پیش بیاید. اگر دیروز این رویداد در شیلی، در السالوادُر، در افریقای جنوبی و در فیلیپین رخ می‌داد، چه کسی می‌داند که فردا در سرزمینی دیگر دامن آدم‌های دیگر را نگیرد؟ تنها با اندکی تخیل می‌توان نام آدم‌ها و نیز نام صحنه‌ها را تغییر داد و آن‌وقت است که به‌راستی موی بر تن آدم راست می‌شود.

ناپديد شدگان

فروغی: مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر تقویت نهادهای صنفی و مدنی است / ضرورت پژوهش در حوزه نشر

Published by:

فروغی: مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر تقویت نهادهای صنفی و مدنی است / ضرورت پژوهش در حوزه نشر

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار روز دوشنبه‌ (1 آذر 1395) با اهالی قلم و نشر در هتل انقلاب بیان کرد: «خودِ صنعت نشر و اتحادیه‌ها باید به ما بگویند که کدامیک از مطالبات حوزه نشر در اولویت هستند تا براساس اولویت‌ها انرژی بگذاریم». در این راستا «ایبنا» در نظر دارد ضمن بررسی مسائل، مشکلات و چالش‌هایی که سال‌هاست صنعت مهم و جامعه‌ساز نشر با آن دست به گریبان است، با رویکردی علمی و فنی از منظر کارشناسان حوزه‌های مختلف، به این مهم بپردازد.
 
فتح‌الله فروغی، عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و مدیرمسئول انتشارات شورا در این‌باره اظهار کرد: خوشبختانه سیدرضا صالحی‌ امیری، اهل فرهنگ و کتاب است و این یک امتیاز محسوب می‌شود، برای این‌که اهالی قلم و نشر بتوانند در تعامل با وی و در بحث‌های کارشناسی، در جهت پیشبُرد اهداف فرهنگی مؤثر واقع شوند.
 
وی ادامه داد: جای بسیار خوشحالی است که اعلام کنم سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از همین مزایا برخوردار است و این، توفیق مضاعفی برای اهالی قلم، نشر و کتاب است.
 
عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به مهم‌ترین مطالبات اهالی قلم و نشر، گفت: معتقدم مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر، تقویت نهادهای صنفی و مدنی است. تحقق این مهم، وقتی میسر می‌شود که بهبود توسعه کسب‌و‌کار صورت بگیرد. توسعه کسب‌وکار ناشران و کتابفروشان از طریق بُرون‌سپاری امور مربوط به خودشان و این‌که بتوانند در فعالیت‌های حوزه نشر ایفای نقش کنند، محقق می‌شود.
 
فروغی ادامه داد: آن‌‌چه که اکنون حوزه نشر به‌طور کلی با آن روبه‌رو می‌باشد، امنیت شغلی است. امنیت شغلی تنها از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میسر نمی‌شود، بلکه نهاد و وزارتخانه‌های مرتبط با حوزه نشر هم باید در این زمینه کوشا باشند. اکنون بحث دارایی و مالیات ناشران و کتابفروشان به‌صورت قانونی حل شده، اما متأسفانه در بستر اجرا با مشکل روبه‌رو است و حوزه‌های مالیاتی مطابق قانون عمل نمی‌کنند و جامعه نشر هنوز در ابعاد اجرا با بدنه سازمان امور مالیاتی دچار مشکل است. به‌نظر می‌رسد برگزاری نشست‌های مشترک میان مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان سازمان امور مالیاتی می‌تواند در جهت بهتر اجرا شدن آنچه که قانون تعیین کرده، مؤثر باشد.
 
مدیرمسئول انتشارات شورا افزود: موضوع نامبرده در بالا، درباره سازمان تأمین اجتماعی نیز صدق می‌کند. اکنون ناشران و کتابفروشان با وجود این‌که نشر به‌عنوان یک کار تولیدی تلقی می‌شود و مشمول معافیت واحدهای کوچک است، متأسفانه به دلایل مختلف که عمدتا سلیقه‌ای است، با سازمان تأمین اجتماعی دچار چالش هستند. از این حیث نیز لازم است نشست‌های مشترک میان مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان سازمان تأمین اجتماعی برگزار شود.
 
وی بُرون‌سپاری امور نمایشگاه‌های کتاب را از دیگر مطالبات جامعه نشر برشمرد و گفت: لازم است در راستای سیاست‌های بُرون‌سپاری دولت یازدهم، مسأله نمایشگاه‌های کتاب اعم از نمایشگاه کتاب تهران، نمایشگاه‌های استانی کتاب، نمایشگاه‌های کتاب منطقه‌ای و بین‌المللی به نهادهای صنفی و مدنی واگذار شوند تا بتوانند برای کسب‌وکار خود یک برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند.
 
فروغی با تاکید بر ضرورت پژوهش و آموزش در حوزه نشر ادامه داد: به‌نظر می‌رسد باید به مباحث پژوهش و آموزش که جامعه نشر از آن غافل شده‌ است، پرداخته شود تا بتوان شاهد سندهایی از طریق تحقیق و پژوهش در حوزه نشر بود. بدون تردید تدوین این سندها برای آینده صنعت نشر کشور مؤثر خواهد بود.

عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با تاکید بر ضرورت برخورداری حوزه نشر از تسهیلات حمایتی دولت اظهار کرد: به‌تازگی دولت به منظور حمایت از صنایع و کارگاه‌های کوچک، وام‌های کم‌بهره در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، اما این وام‌‌ها برای حوزه نشر تعریف نشده است. شایسته است دولت نسبت به برخورداری حوزه نشر از تسهیلات حمایتی دولت و بهره بردن از وام‌های کم‌بهره اقدام کند. 

فروغی: مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر تقویت نهادهای صنفی و مدنی است / ضرورت پژوهش در حوزه نشر

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار روز دوشنبه‌ (1 آذر 1395) با اهالی قلم و نشر در هتل انقلاب بیان کرد: «خودِ صنعت نشر و اتحادیه‌ها باید به ما بگویند که کدامیک از مطالبات حوزه نشر در اولویت هستند تا براساس اولویت‌ها انرژی بگذاریم». در این راستا «ایبنا» در نظر دارد ضمن بررسی مسائل، مشکلات و چالش‌هایی که سال‌هاست صنعت مهم و جامعه‌ساز نشر با آن دست به گریبان است، با رویکردی علمی و فنی از منظر کارشناسان حوزه‌های مختلف، به این مهم بپردازد.
 
فتح‌الله فروغی، عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران و مدیرمسئول انتشارات شورا در این‌باره اظهار کرد: خوشبختانه سیدرضا صالحی‌ امیری، اهل فرهنگ و کتاب است و این یک امتیاز محسوب می‌شود، برای این‌که اهالی قلم و نشر بتوانند در تعامل با وی و در بحث‌های کارشناسی، در جهت پیشبُرد اهداف فرهنگی مؤثر واقع شوند.
 
وی ادامه داد: جای بسیار خوشحالی است که اعلام کنم سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از همین مزایا برخوردار است و این، توفیق مضاعفی برای اهالی قلم، نشر و کتاب است.
 
عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اشاره به مهم‌ترین مطالبات اهالی قلم و نشر، گفت: معتقدم مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر، تقویت نهادهای صنفی و مدنی است. تحقق این مهم، وقتی میسر می‌شود که بهبود توسعه کسب‌و‌کار صورت بگیرد. توسعه کسب‌وکار ناشران و کتابفروشان از طریق بُرون‌سپاری امور مربوط به خودشان و این‌که بتوانند در فعالیت‌های حوزه نشر ایفای نقش کنند، محقق می‌شود.
 
فروغی ادامه داد: آن‌‌چه که اکنون حوزه نشر به‌طور کلی با آن روبه‌رو می‌باشد، امنیت شغلی است. امنیت شغلی تنها از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میسر نمی‌شود، بلکه نهاد و وزارتخانه‌های مرتبط با حوزه نشر هم باید در این زمینه کوشا باشند. اکنون بحث دارایی و مالیات ناشران و کتابفروشان به‌صورت قانونی حل شده، اما متأسفانه در بستر اجرا با مشکل روبه‌رو است و حوزه‌های مالیاتی مطابق قانون عمل نمی‌کنند و جامعه نشر هنوز در ابعاد اجرا با بدنه سازمان امور مالیاتی دچار مشکل است. به‌نظر می‌رسد برگزاری نشست‌های مشترک میان مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان سازمان امور مالیاتی می‌تواند در جهت بهتر اجرا شدن آنچه که قانون تعیین کرده، مؤثر باشد.
 
مدیرمسئول انتشارات شورا افزود: موضوع نامبرده در بالا، درباره سازمان تأمین اجتماعی نیز صدق می‌کند. اکنون ناشران و کتابفروشان با وجود این‌که نشر به‌عنوان یک کار تولیدی تلقی می‌شود و مشمول معافیت واحدهای کوچک است، متأسفانه به دلایل مختلف که عمدتا سلیقه‌ای است، با سازمان تأمین اجتماعی دچار چالش هستند. از این حیث نیز لازم است نشست‌های مشترک میان مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولان سازمان تأمین اجتماعی برگزار شود.
 
وی بُرون‌سپاری امور نمایشگاه‌های کتاب را از دیگر مطالبات جامعه نشر برشمرد و گفت: لازم است در راستای سیاست‌های بُرون‌سپاری دولت یازدهم، مسأله نمایشگاه‌های کتاب اعم از نمایشگاه کتاب تهران، نمایشگاه‌های استانی کتاب، نمایشگاه‌های کتاب منطقه‌ای و بین‌المللی به نهادهای صنفی و مدنی واگذار شوند تا بتوانند برای کسب‌وکار خود یک برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشند.
 
فروغی با تاکید بر ضرورت پژوهش و آموزش در حوزه نشر ادامه داد: به‌نظر می‌رسد باید به مباحث پژوهش و آموزش که جامعه نشر از آن غافل شده‌ است، پرداخته شود تا بتوان شاهد سندهایی از طریق تحقیق و پژوهش در حوزه نشر بود. بدون تردید تدوین این سندها برای آینده صنعت نشر کشور مؤثر خواهد بود.

عضو هیأت‌مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با تاکید بر ضرورت برخورداری حوزه نشر از تسهیلات حمایتی دولت اظهار کرد: به‌تازگی دولت به منظور حمایت از صنایع و کارگاه‌های کوچک، وام‌های کم‌بهره در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، اما این وام‌‌ها برای حوزه نشر تعریف نشده است. شایسته است دولت نسبت به برخورداری حوزه نشر از تسهیلات حمایتی دولت و بهره بردن از وام‌های کم‌بهره اقدام کند. 

فروغی: مهم‌ترین مطالبه جامعه نشر تقویت نهادهای صنفی و مدنی است / ضرورت پژوهش در حوزه نشر

ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم

Published by:

ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم

دیرزمانی است که ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم. عکس‌هایی از زمان‌های دور و نزدیک که شادی‌های کوچک و اندوه‌های بزرگ را به خاطرمان می‌آورند. اندوهبارترینِ لحظه‌ها برای من لحظه‌ای است که مردی را با صورتی خندان و نگاهی زنده در عکسی نشان بدهم و بگویم که این مرد زمانی عاشق من بوده. کوچک کردن لحظه‌ها در عکس‌ها و نگه داشتن آدم‌ها در قاب‌های شیشه‌ای هیچ گاه از سنگینی حضور آن‌ها کم نکرده؛ برعکس، آن‌ها را مثل عصاره‌ای تلخ یا شیرین یا سایه‌ای پررنگ از تمام روزهای رفته برای من نگه داشته است.
من از سال‌های دور عاشق عکس‌های سیاه و سفید بوده‌ام. اما برای عماد عکس‌های سیاه و سفید غم‌انگیز و دلهره‌آورند. او از همان روز اول آشناییمان مؤدبانه فاش کرد که از سه چیز در دنیا خوشش نمی‌آید؛ بعدها توی خلوتمان گفت که حتی از این سه چیز هراس دارد: عکس‌های سیاه و سفید، موزه‌های بزرگ، سلسله قاجار. گفت که همه این‌ها او را به یاد ارواح کابوس‌های کودکی‌اش می‌اندازند؛ به یاد روزهای بی‌برقی زمان جنگ و به یاد دندان‌های مصنوعی مادربزرگش که وقت خواب توی لیوان آب بالای سرش بود.

ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم

(image)
دیرزمانی است که ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم. عکس‌هایی از زمان‌های دور و نزدیک که شادی‌های کوچک و اندوه‌های بزرگ را به خاطرمان می‌آورند. اندوهبارترینِ لحظه‌ها برای من لحظه‌ای است که مردی را با صورتی خندان و نگاهی زنده در عکسی نشان بدهم و بگویم که این مرد زمانی عاشق من بوده. کوچک کردن لحظه‌ها در عکس‌ها و نگه داشتن آدم‌ها در قاب‌های شیشه‌ای هیچ گاه از سنگینی حضور آن‌ها کم نکرده؛ برعکس، آن‌ها را مثل عصاره‌ای تلخ یا شیرین یا سایه‌ای پررنگ از تمام روزهای رفته برای من نگه داشته است.
من از سال‌های دور عاشق عکس‌های سیاه و سفید بوده‌ام. اما برای عماد عکس‌های سیاه و سفید غم‌انگیز و دلهره‌آورند. او از همان روز اول آشناییمان مؤدبانه فاش کرد که از سه چیز در دنیا خوشش نمی‌آید؛ بعدها توی خلوتمان گفت که حتی از این سه چیز هراس دارد: عکس‌های سیاه و سفید، موزه‌های بزرگ، سلسله قاجار. گفت که همه این‌ها او را به یاد ارواح کابوس‌های کودکی‌اش می‌اندازند؛ به یاد روزهای بی‌برقی زمان جنگ و به یاد دندان‌های مصنوعی مادربزرگش که وقت خواب توی لیوان آب بالای سرش بود.

ما در عکس‌ها زندگی می‌کنیم

امیرسرتیپ مسبوق: «عملیات مروارید» را بی‌طرفانه و با تکیه بر اسناد نوشتم/ بازگو کردن عملیات موفق در قالب رمان ضرورت دارد

Published by:

امیرسرتیپ مسبوق: «عملیات مروارید» را بی‌طرفانه و با تکیه بر اسناد نوشتم/ بازگو کردن عملیات موفق در قالب رمان ضرورت دارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- ارتش متجاوز صدام صبحگاه هفتم آذر 1359 با تمام قوا در صدد بازپس‌گيري پايانه‌هاي نفتي «البكر» و «الاميه» که روز قبل توسط نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ایران به تسخير در آمده بودند، برآمد. ناوچه «پيكان» با همکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران توانست تعدادي از كشتي‌ها و هواپيماهاي عراقي را از صحنه عمليات خارج كند و بيش از 50 درصد توان رزمي نيروي دريايي عراق را از كار بیندازد. این ناوچه پس از ساعت‌ها نبرد، ظهر 7 آذر 1359 مورد اصابت چند موشك قرار گرفت و غرق شد.

نیروی دریایی در جریان عملیات مروارید رشادت‌‌های زیادی در دفاع از جزاير، بنادر، سواحل و درياهاي كشور و به ويژه دفاع از آبادان و خرمشهر و آب‌هاي خليج‌فارس در دوران جنگ تحميلي نشان داد و از آن پس، با تاييد حضرت امام خميني(ره)، هفتم آذرماه روز نيروي دريايي ارتش نام گرفت.

با آن‌که از میان هواپیماهای ساقط شده عراق، یازده فروند توسط نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منهدم شد اما در کتاب‌ها و منابع موجود درباره عملیات مروارید، چندان به این نکته پرداخته نشده است. کتاب «عملیات مروارید» که توسط مرکز مطالعات نهاجا منتشر شده، نقش نیروی هوایی ارتش را هم در این عملیات بررسی کرده است.  

امیرسرتیپ خلبان محمد مسبوق، نویسنده کتاب «عملیات مروارید» درباره این کتاب با اشاره به این‌که یازده فروند هواپیمای عراقی در جریان عملیات «مروارید» توسط نیروی هوایی منهدم شدند، گفت: ناوچه قهرمان پیکان نیز پس از آن‌که شماری از هواپیماهای عراقی را منهدم کرد مورد اصابت عراقی‌ها قرار گرفت و غرق شد. به طور کلی اجرای عملیات‌های مهم دوران دفاع مقدس بدون پشتیبانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نبود اما به دلیل نقش‌آفرینی بسیار موثر ناوچه پیکان در این عملیات، هفتم آذر روز نیروی دریایی نام گرفت.

وی درباره اهمیت پرداختن به نقش نیروی هوایی در عملیات مرواید، توضیح داد: تاکنون در کتاب‌هایی که درباره عملیات مروارید نوشته شده بود، به اهمیت پشتیبانی نیروی هوایی از اجرای این عملیات غرورآفرین نیروی دریایی اشاره چندانی نشده بود. بنابراین با توجه به این‌که خودم به عنوان خلبان در این عملیات حضور داشتم، سعی کردم ماجرای عملیات پیروزمندانه مروارید را روایت کنم.

امیر سرتیپ خلبان مسبوق ادامه داد: من در جریان عملیات شاهد عملکرد موفق خلبانان نیروی هوایی در همکاری با نیروی دریایی بودم و سعی کردم بسیار بی‌غرضانه و بی‌طرفانه عملکرد هر دو نیرو را در این کتاب به تصویر بکشم.

وی با ابراز تاسف از این‌که خاطرات خلبان از  عملیات مروارید در قالب داستان و رمان بیان نشده گفت: این در حالی است که ثبت این وقایع در قالب داستان می‌تواند جذاب باشد. البته ماموریت‌های نیروی هوایی فقط در عرض چند ثانیه انجام می‌شوند و داستانی کردن ماجراهای پرواز بسیار دشوار است.

این خلبان سال‌های جنگ تحمیلی درباره شیوه پرداختن به «عملیات مروارید» در این کتاب گفت: کوشیدم در پایان کتاب نام تمامی خلبانانی را که در جریان این عملیات نقش‌آفرینی کردند، با شرح مختصری از شیوه عملکردشان در عملیات مروارید بیاورم و فقط به همین بسنده کردم. البته درباره خلبانان حاضر در این عملیات که در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسیده‌اند، قدری پررنگ‌تر عمل کردم.

وی ادامه داد: کتاب عملیات مروارید شامل هفت فصل است. سابقه تاریخی عملیات مشترک هوا و دریا، جغرافیا‌شناسی راهبرد نظامی ایران و عراق در خلیج فارس، فرایند عملیات مشترک، شکل‌گیری عملیات مروارید، عملیات هوا، دریا و عملیات مرواید به روایت اسناد و تصاویر، عنوان برخی فصل‌های کتاب است.

امیرسرتیپ خلبان مسبوق یادآور شد: در نیروی هوایی این نخستین کتابی است که به «عملیات مروارید» می‌پردازد. چندین کتاب توسط نیروی دریایی درباره عملیات «مروارید» نوشته شده است و از آن‌جا که این عملیات، برجسته‌ترین و با اهمیت‌ترین عملیات نیروی دریایی در سال‌های نخست جنگ تحمیلی است، از نقش نیروی هوایی در این عملیات یاد نشده بود.

وی در پاسخ به این پرسش که با وجود گذشت 34 سال از گذشت عملیات موفق مروارید، پرداختن به این عملیات چقدر جای کار دارد؟ گفت: باید کتاب‌های دیگری نیز در این زمینه تدوین شود. طبیعتا هر نویسنده‌ای از زاویه نگاه خود به هر موضوعی نگاه می‌کند. من با نگاهی پژوهشی و با تکیه بر اسناد موجود در نیروی هوایی به بازگویی عملیات مروارید پرداختم. هر پژوهشگر و نویسنده‌ای می‌تواند در قالب‌های متعدد پژوهشی و رمان به این عملیات بپردازد. من در کتابی 260 صفحه‌ای ماجرا را بازگو کرده‌ام.

امیرسرتیپ مسبوق: «عملیات مروارید» را بی‌طرفانه و با تکیه بر اسناد نوشتم/ بازگو کردن عملیات موفق در قالب رمان ضرورت دارد

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- ارتش متجاوز صدام صبحگاه هفتم آذر 1359 با تمام قوا در صدد بازپس‌گيري پايانه‌هاي نفتي «البكر» و «الاميه» که روز قبل توسط نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ایران به تسخير در آمده بودند، برآمد. ناوچه «پيكان» با همکاری نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران توانست تعدادي از كشتي‌ها و هواپيماهاي عراقي را از صحنه عمليات خارج كند و بيش از 50 درصد توان رزمي نيروي دريايي عراق را از كار بیندازد. این ناوچه پس از ساعت‌ها نبرد، ظهر 7 آذر 1359 مورد اصابت چند موشك قرار گرفت و غرق شد.

نیروی دریایی در جریان عملیات مروارید رشادت‌‌های زیادی در دفاع از جزاير، بنادر، سواحل و درياهاي كشور و به ويژه دفاع از آبادان و خرمشهر و آب‌هاي خليج‌فارس در دوران جنگ تحميلي نشان داد و از آن پس، با تاييد حضرت امام خميني(ره)، هفتم آذرماه روز نيروي دريايي ارتش نام گرفت.

با آن‌که از میان هواپیماهای ساقط شده عراق، یازده فروند توسط نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منهدم شد اما در کتاب‌ها و منابع موجود درباره عملیات مروارید، چندان به این نکته پرداخته نشده است. کتاب «عملیات مروارید» که توسط مرکز مطالعات نهاجا منتشر شده، نقش نیروی هوایی ارتش را هم در این عملیات بررسی کرده است.  

امیرسرتیپ خلبان محمد مسبوق، نویسنده کتاب «عملیات مروارید» درباره این کتاب با اشاره به این‌که یازده فروند هواپیمای عراقی در جریان عملیات «مروارید» توسط نیروی هوایی منهدم شدند، گفت: ناوچه قهرمان پیکان نیز پس از آن‌که شماری از هواپیماهای عراقی را منهدم کرد مورد اصابت عراقی‌ها قرار گرفت و غرق شد. به طور کلی اجرای عملیات‌های مهم دوران دفاع مقدس بدون پشتیبانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نبود اما به دلیل نقش‌آفرینی بسیار موثر ناوچه پیکان در این عملیات، هفتم آذر روز نیروی دریایی نام گرفت.

وی درباره اهمیت پرداختن به نقش نیروی هوایی در عملیات مرواید، توضیح داد: تاکنون در کتاب‌هایی که درباره عملیات مروارید نوشته شده بود، به اهمیت پشتیبانی نیروی هوایی از اجرای این عملیات غرورآفرین نیروی دریایی اشاره چندانی نشده بود. بنابراین با توجه به این‌که خودم به عنوان خلبان در این عملیات حضور داشتم، سعی کردم ماجرای عملیات پیروزمندانه مروارید را روایت کنم.

امیر سرتیپ خلبان مسبوق ادامه داد: من در جریان عملیات شاهد عملکرد موفق خلبانان نیروی هوایی در همکاری با نیروی دریایی بودم و سعی کردم بسیار بی‌غرضانه و بی‌طرفانه عملکرد هر دو نیرو را در این کتاب به تصویر بکشم.

وی با ابراز تاسف از این‌که خاطرات خلبان از  عملیات مروارید در قالب داستان و رمان بیان نشده گفت: این در حالی است که ثبت این وقایع در قالب داستان می‌تواند جذاب باشد. البته ماموریت‌های نیروی هوایی فقط در عرض چند ثانیه انجام می‌شوند و داستانی کردن ماجراهای پرواز بسیار دشوار است.

این خلبان سال‌های جنگ تحمیلی درباره شیوه پرداختن به «عملیات مروارید» در این کتاب گفت: کوشیدم در پایان کتاب نام تمامی خلبانانی را که در جریان این عملیات نقش‌آفرینی کردند، با شرح مختصری از شیوه عملکردشان در عملیات مروارید بیاورم و فقط به همین بسنده کردم. البته درباره خلبانان حاضر در این عملیات که در جریان جنگ تحمیلی به شهادت رسیده‌اند، قدری پررنگ‌تر عمل کردم.

وی ادامه داد: کتاب عملیات مروارید شامل هفت فصل است. سابقه تاریخی عملیات مشترک هوا و دریا، جغرافیا‌شناسی راهبرد نظامی ایران و عراق در خلیج فارس، فرایند عملیات مشترک، شکل‌گیری عملیات مروارید، عملیات هوا، دریا و عملیات مرواید به روایت اسناد و تصاویر، عنوان برخی فصل‌های کتاب است.

امیرسرتیپ خلبان مسبوق یادآور شد: در نیروی هوایی این نخستین کتابی است که به «عملیات مروارید» می‌پردازد. چندین کتاب توسط نیروی دریایی درباره عملیات «مروارید» نوشته شده است و از آن‌جا که این عملیات، برجسته‌ترین و با اهمیت‌ترین عملیات نیروی دریایی در سال‌های نخست جنگ تحمیلی است، از نقش نیروی هوایی در این عملیات یاد نشده بود.

وی در پاسخ به این پرسش که با وجود گذشت 34 سال از گذشت عملیات موفق مروارید، پرداختن به این عملیات چقدر جای کار دارد؟ گفت: باید کتاب‌های دیگری نیز در این زمینه تدوین شود. طبیعتا هر نویسنده‌ای از زاویه نگاه خود به هر موضوعی نگاه می‌کند. من با نگاهی پژوهشی و با تکیه بر اسناد موجود در نیروی هوایی به بازگویی عملیات مروارید پرداختم. هر پژوهشگر و نویسنده‌ای می‌تواند در قالب‌های متعدد پژوهشی و رمان به این عملیات بپردازد. من در کتابی 260 صفحه‌ای ماجرا را بازگو کرده‌ام.

امیرسرتیپ مسبوق: «عملیات مروارید» را بی‌طرفانه و با تکیه بر اسناد نوشتم/ بازگو کردن عملیات موفق در قالب رمان ضرورت دارد

گانگستری از ديار حافظ

Published by:

گانگستری از ديار حافظ

اول سلام. قدم نورسیده مبارک. دوم: چهار سال و چند ماهه که تو رو ندیده‌م؟ خیالی نیست. یادم می‌آد اولین باری که تو رو دیدم مانتو اُپلدار خردلی‌رنگی پوشیده بودی. یه مدتی مُد بود ولی اواخر دیگه خریداری نداشت. نمی‌دونم تو چرا هنوز می‌پوشیدی. خیلی بدرنگ و بی‌قواره بود.
ناراحت که نمی‌شی این همه رک و راستم؟ قبلاً نبودم. خودت که چند سالی با من زندگی کردی و می‌دونی که این طوری نبودم. اون موقع‌ها توی بازارچه پشت خونه ما، که بعد از ظهر پنجشنبه‌ها علم می‌شد، پر بود از این رخت و لباس‌های عتیقه. یادت که می‌آد؟ هنوز هم هر هفته یک بار، درست روزهای پنجشنبه از ساعت یک به بعد، سر و کله فروشنده‌های دوره‌گرد توی بلوار آذر پیکان پیدا می‌شه. با زن‌برادرم تعقیبت کرده بودیم ببینیم رفتارت تو کوچه و بازار چطوره؟ می‌خواستیم ببینیم جلف نیستی، خدای نکرده، سبکی نمی‌کنی، بعد پا پیش بگذاریم و بیاییم خواستگاری. اولین بار زن‌برادرم توی میوه‌فروشی آقا کریم تو رو دیده بود.
هنوز که هنوزه پنجشنبه‌ها حوصله داشته باشم سری به بازارچه می‌زنم. بیش‌تر حوالی نه و نیم شب می‌رم که خلوت‌تره. وگرنه قبل از اون، اون یه گله جا، غلغله آدمه. هی توی هم می‌لولند و از این غرفه به اون غرفه می‌رن. بیش‌تر به هوای فلافل و سمبوسه‌ست که ویرم می‌گیره سری به اون جا بزنم. تو که خودت خوب می‌دونی عاشق فلافل و سمبوسه‌م. گرچه فروشنده‌ش آدم بدعنقیه. یکی دو سالی بیش‌تر نیست که اومده. اونو ندیدی. رنگ صورتش مثل دوده سیاهه و یه خرمن موی وزوزی هوار شده روی سرش. اتاقک سوزولیتش رو کرده غرفه فلافلی.
گهگداری هم یکی دو بسته دستمال دستشویی، پیچ‌گوشتی یا آچاری اگر توی خانه نیاز داشته باشم و یکی دو تا قاب کوچک می‌خرم و برمی‌گردم خونه. از همین قاب‌های چوبی که روشون با جوهر سیاه تصویر زن و مرد لاغری رو می‌کشن و گاه خیلی حوصله می‌خواد تا بفهمی منظور نقاش از اون چی بوده؟ گرچه بیش‌ترشون الاّبختکی نقاش می‌شن و بیش‌تر بازاری‌ان تا چیز دیگه.

گانگستری از ديار حافظ

(image)
اول سلام. قدم نورسیده مبارک. دوم: چهار سال و چند ماهه که تو رو ندیده‌م؟ خیالی نیست. یادم می‌آد اولین باری که تو رو دیدم مانتو اُپلدار خردلی‌رنگی پوشیده بودی. یه مدتی مُد بود ولی اواخر دیگه خریداری نداشت. نمی‌دونم تو چرا هنوز می‌پوشیدی. خیلی بدرنگ و بی‌قواره بود.
ناراحت که نمی‌شی این همه رک و راستم؟ قبلاً نبودم. خودت که چند سالی با من زندگی کردی و می‌دونی که این طوری نبودم. اون موقع‌ها توی بازارچه پشت خونه ما، که بعد از ظهر پنجشنبه‌ها علم می‌شد، پر بود از این رخت و لباس‌های عتیقه. یادت که می‌آد؟ هنوز هم هر هفته یک بار، درست روزهای پنجشنبه از ساعت یک به بعد، سر و کله فروشنده‌های دوره‌گرد توی بلوار آذر پیکان پیدا می‌شه. با زن‌برادرم تعقیبت کرده بودیم ببینیم رفتارت تو کوچه و بازار چطوره؟ می‌خواستیم ببینیم جلف نیستی، خدای نکرده، سبکی نمی‌کنی، بعد پا پیش بگذاریم و بیاییم خواستگاری. اولین بار زن‌برادرم توی میوه‌فروشی آقا کریم تو رو دیده بود.
هنوز که هنوزه پنجشنبه‌ها حوصله داشته باشم سری به بازارچه می‌زنم. بیش‌تر حوالی نه و نیم شب می‌رم که خلوت‌تره. وگرنه قبل از اون، اون یه گله جا، غلغله آدمه. هی توی هم می‌لولند و از این غرفه به اون غرفه می‌رن. بیش‌تر به هوای فلافل و سمبوسه‌ست که ویرم می‌گیره سری به اون جا بزنم. تو که خودت خوب می‌دونی عاشق فلافل و سمبوسه‌م. گرچه فروشنده‌ش آدم بدعنقیه. یکی دو سالی بیش‌تر نیست که اومده. اونو ندیدی. رنگ صورتش مثل دوده سیاهه و یه خرمن موی وزوزی هوار شده روی سرش. اتاقک سوزولیتش رو کرده غرفه فلافلی.
گهگداری هم یکی دو بسته دستمال دستشویی، پیچ‌گوشتی یا آچاری اگر توی خانه نیاز داشته باشم و یکی دو تا قاب کوچک می‌خرم و برمی‌گردم خونه. از همین قاب‌های چوبی که روشون با جوهر سیاه تصویر زن و مرد لاغری رو می‌کشن و گاه خیلی حوصله می‌خواد تا بفهمی منظور نقاش از اون چی بوده؟ گرچه بیش‌ترشون الاّبختکی نقاش می‌شن و بیش‌تر بازاری‌ان تا چیز دیگه.

گانگستری از ديار حافظ