جامعه شناسی توریسم

Published by:

جامعه شناسی توریسم

جامعه شناسی توریسم

جامعه شناسی توریسم انواع مختلف و انجام نوآوری های گوناگون از جمله بسته مسافرتی ( packaged trip)رشد توریسم مصادف است با رشد جنبش کارگری . بنابر این مواجه با رشد مسافرت ساحلی برای طبقه کارگر هستیم در مقابل در نیمه قرن ۲۰ مسافرت تجملی […]

جامعه شناسی توریسم

(image)

جامعه شناسی توریسم انواع مختلف و انجام نوآوری های گوناگون از جمله بسته مسافرتی ( packaged trip)رشد توریسم مصادف است با رشد جنبش کارگری . بنابر این مواجه با رشد مسافرت ساحلی برای طبقه کارگر هستیم در مقابل در نیمه قرن ۲۰ مسافرت تجملی […]
جامعه شناسی توریسم

بک لینک

دانلود کتاب انسان ها در عصر ظلمت

Published by:

دانلود کتاب انسان ها در عصر ظلمت

دانلود کتاب انسان ها در عصر ظلمت

حکومت‌های خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغ‌های قلمرو عمومی را نابود می‌کنند و به تعبیر فروغ فرخ‌زاد «چراغ‌های رابطه را تاریک» می‌سازند تا شهروندان نتوانند هم‌دیگر را ببینند. در چنین تاریکی‌ای که آرنت از آن به «عصر ظلمت» تعبیر می‌کند دیگر نوری […]

دانلود کتاب انسان ها در عصر ظلمت

(image)

حکومت‌های خودکامه و دیکتاتوری پیش از هر چیز چراغ‌های قلمرو عمومی را نابود می‌کنند و به تعبیر فروغ فرخ‌زاد «چراغ‌های رابطه را تاریک» می‌سازند تا شهروندان نتوانند هم‌دیگر را ببینند. در چنین تاریکی‌ای که آرنت از آن به «عصر ظلمت» تعبیر می‌کند دیگر نوری […]
دانلود کتاب انسان ها در عصر ظلمت

خرید بک لینک

نتیجه پخت شیرینی عید در اسارت کتک بود!/ سبزعلی سین هفتمی بود که وسط سفره هفت‌سین نشست

Published by:

نتیجه پخت شیرینی عید در اسارت کتک بود!/ سبزعلی سین هفتمی بود که وسط سفره هفت‌سین نشست

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بخشی از کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی، در خاطره‌ای به نام «سین هفتم» می‌خوانیم: 

«کمپ ما،‌ ده آسایشگاه داشت. من سال 1367 اسیر شدم و در کمپ مفقودین،‌ اردوگاه دوازده تکریت بودم. ما یک تلویزیون بیشتر نداشتیم هر ده شب،‌ تلویزیون به ما می‌رسید. دو سه نفر از بچه‌های آسایشگاه،‌ با تکه‌های سیم خاردار،‌ آنتنی درست کرده بودند که شبکه ایران را می‌گرفت. نگهبان می‌گذاشتیم جلوی پنجره تا نزدیک‌شدن عراقی‌ها را خبر بدهد. هر وقت نگهبان می‌گفت: «مسکّن»ـ یعنی عراقی دارد می‌آیدـ بچه‌ها فوری آنتن را جمع و جور می‌کردند.

سال 1368 پیام حضرت امام خمینی در روز اول سال نو را دیدیم و شنیدیم. سال دوم که امام خمینی رحلت کردند،‌ پیام مقام معظم رهبری را از تلویزیون دیدیم. هم صدا داشتیم و هم تصویر، اما تصویر، خیلی واضح نبود. روز اول عید نوروز، بچه‌ها آنتن دست‌سازشان را به تلویزیون وصل کردند و شبکه ایران را گرفتند.

بعد از شنیدن صدا و پیام رهبر،‌ صدوپنجاه نفر از بچه‌های توی آسایشگاه، با هم روبوسی کردند و سال نو را تبریک گفتند. تلویزیون به آسایشگاه‌های دیگر که می‌رفت،‌ ما مسئول آنتن را هم پی‌اش می‌فرستادیم. یک نفر از آن آسایشگاه می‌آمد پیش ما تا آمارمان درست از آب دربیاید. روزها آنتن بهتر کار می‌کرد،‌ اما شب‌ها،‌‌ شبکه ایران سخت دریافت می‌شد.

دو تا نان در هر بیست و چهار ساعت سهمیه‌مان بود؛ یکی برای صبحانه و یکی هم برای شام. قبل از عید نوروز، بچه‌ها شروع می‌کردند به جمع کردن نان‌ها و خمیر. من در آشپزخانه کار می‌کردم. نزدیک عید،‌ بچه‌ها از آسایشگاه‌های مختلف پیش من می‌آمدند و شکر و روغن می‌گرفتند.

اگر عراقی‌ها این بده‌بستان‌ها را می‌دیدند، نتیجه‌اش کتک و کابل بود؛ اما همه آنها را به جان می‌خریدیم و به هر نحوی که بود،‌ لوازم مورد نیازشان را به آنها می‌رساندیم. کیسه‌های شکر، دوجداره بود. لایه بیرونی، گونی بود و لایه داخلی‌اش نایلون پلاستیکی از این پلاستیک‌ها تکه‌تکه می‌کندم و روغن را می‌گذاشتم روی آن. چهار طرفش را می‌بستم و مثل یک بقچه پهن و کم‌عرض درست‌اش می‌کردم.

گاهی اوقات خودم و گاهی اوقات بچه‌ها، آنها را می‌گذاشتیم زیر بغل‌مان و بدون این‌که عراقی‌ها متوجه شوند، دست‌های‌مان را تکان‌تکان می‌دادیم و به طرف آسایشگاه می‌رفتیم. گاهی اوقات هم به عراقی‌ها می‌گفتیم:
ـ«آشپزخانه آب نیاز دارد. بگویید بچه‌ها آب بیاورند.»

از قبل با مسؤولان آسایشگاه‌ها هماهنگ می‌کردیم که چه کسانی را بفرستند. آنها هم پیت‌های حلبی خالی روغن را پر از آب می‌کردند و می‌آوردند. آب‌ها را که خالی می‌کردند،‌ بسته‌بندی‌های پهن شکر یا روغن را می‌گذاشتم ته پیت خالی و آنها پیت را تلوتلو می‌دادند و می‌بردند می‌رساندند به آسایشگاه‌شان.

از بچه‌های هر آسایشگاه که شیرینی‌پزی بلد بودند، با مواد داخل کپسول‌های آنتی‌بیوتیک و شکر و تخم‌مرغ و روغن، شیرینی‌های خامه‌ای خوش‌طعمی درست می‌کردند. روز قبل از عید، شیرینی و کیک ما آماده بود.

یک بار نگهبان‌های عراقی آمدند توی آسایشگاه و کیک را که دیدند، پرسیدند:
ـ «این چیه؟»
گفتیم:
ـ «کیک. برای شب عید نوروز درست‌اش کرده‌ایم.»
گفتند:
ـ «به ما هم می‌دهید؟»
گفتیم:
ـ «حالا ببینیم.»
مدام می‌رفتند و می‌آمدند. هیجان‌زده شده بودند، می‌گفتند:
ـ «شما دیگر کی هستید؟ چه‌طور این کیک را اینجا درست کردید.»

به قول عراقی‌ها،‌ من جزو بچه‌هایی بودم که خیلی شر به‌ پا می‌کردم و کارهای غیر قانونی انجام می‌دادم، برای همین من و عده‌ای دیگر را در میان آسایشگاه‌ها می‌گرداندند. هر چند وقت یک‌بار،‌ آسایشگاه‌مان را تغییر می‌دادند، اما من خیلی زود با بچه‌ها رفیق می‌شدم و با هم گرم می‌گرفتیم.

برای عید، سفره هفت‌سین هم داشتیم. بچه‌ها می‌گشتند این طرف و آن طرف، هرچه دم‌دست‌شان بود که حرف اولش سین بود، می‌گذاشتند وسط سفره، یک‌بار هرچه گشتند،‌ سین هفتم را پیدا نکردند. یکی از بچه‌ها برگشت رو به من و با خنده گفت:
ـ «سبزعلی! یک سین کم آوردیم. بیا بنشین وسط سفره جای سین هفتم.»

با گفتن این جمله، همه خنده‌شان گرفت و قبل از عید، شادی به دل‌های بچه‌ها آمد.»

* کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی، ناشر: کنگره شهدای مازندران

نتیجه پخت شیرینی عید در اسارت کتک بود!/ سبزعلی سین هفتمی بود که وسط سفره هفت‌سین نشست

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بخشی از کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی، در خاطره‌ای به نام «سین هفتم» می‌خوانیم: 

«کمپ ما،‌ ده آسایشگاه داشت. من سال 1367 اسیر شدم و در کمپ مفقودین،‌ اردوگاه دوازده تکریت بودم. ما یک تلویزیون بیشتر نداشتیم هر ده شب،‌ تلویزیون به ما می‌رسید. دو سه نفر از بچه‌های آسایشگاه،‌ با تکه‌های سیم خاردار،‌ آنتنی درست کرده بودند که شبکه ایران را می‌گرفت. نگهبان می‌گذاشتیم جلوی پنجره تا نزدیک‌شدن عراقی‌ها را خبر بدهد. هر وقت نگهبان می‌گفت: «مسکّن»ـ یعنی عراقی دارد می‌آیدـ بچه‌ها فوری آنتن را جمع و جور می‌کردند.

سال 1368 پیام حضرت امام خمینی در روز اول سال نو را دیدیم و شنیدیم. سال دوم که امام خمینی رحلت کردند،‌ پیام مقام معظم رهبری را از تلویزیون دیدیم. هم صدا داشتیم و هم تصویر، اما تصویر، خیلی واضح نبود. روز اول عید نوروز، بچه‌ها آنتن دست‌سازشان را به تلویزیون وصل کردند و شبکه ایران را گرفتند.

بعد از شنیدن صدا و پیام رهبر،‌ صدوپنجاه نفر از بچه‌های توی آسایشگاه، با هم روبوسی کردند و سال نو را تبریک گفتند. تلویزیون به آسایشگاه‌های دیگر که می‌رفت،‌ ما مسئول آنتن را هم پی‌اش می‌فرستادیم. یک نفر از آن آسایشگاه می‌آمد پیش ما تا آمارمان درست از آب دربیاید. روزها آنتن بهتر کار می‌کرد،‌ اما شب‌ها،‌‌ شبکه ایران سخت دریافت می‌شد.

دو تا نان در هر بیست و چهار ساعت سهمیه‌مان بود؛ یکی برای صبحانه و یکی هم برای شام. قبل از عید نوروز، بچه‌ها شروع می‌کردند به جمع کردن نان‌ها و خمیر. من در آشپزخانه کار می‌کردم. نزدیک عید،‌ بچه‌ها از آسایشگاه‌های مختلف پیش من می‌آمدند و شکر و روغن می‌گرفتند.

اگر عراقی‌ها این بده‌بستان‌ها را می‌دیدند، نتیجه‌اش کتک و کابل بود؛ اما همه آنها را به جان می‌خریدیم و به هر نحوی که بود،‌ لوازم مورد نیازشان را به آنها می‌رساندیم. کیسه‌های شکر، دوجداره بود. لایه بیرونی، گونی بود و لایه داخلی‌اش نایلون پلاستیکی از این پلاستیک‌ها تکه‌تکه می‌کندم و روغن را می‌گذاشتم روی آن. چهار طرفش را می‌بستم و مثل یک بقچه پهن و کم‌عرض درست‌اش می‌کردم.

گاهی اوقات خودم و گاهی اوقات بچه‌ها، آنها را می‌گذاشتیم زیر بغل‌مان و بدون این‌که عراقی‌ها متوجه شوند، دست‌های‌مان را تکان‌تکان می‌دادیم و به طرف آسایشگاه می‌رفتیم. گاهی اوقات هم به عراقی‌ها می‌گفتیم:
ـ«آشپزخانه آب نیاز دارد. بگویید بچه‌ها آب بیاورند.»

از قبل با مسؤولان آسایشگاه‌ها هماهنگ می‌کردیم که چه کسانی را بفرستند. آنها هم پیت‌های حلبی خالی روغن را پر از آب می‌کردند و می‌آوردند. آب‌ها را که خالی می‌کردند،‌ بسته‌بندی‌های پهن شکر یا روغن را می‌گذاشتم ته پیت خالی و آنها پیت را تلوتلو می‌دادند و می‌بردند می‌رساندند به آسایشگاه‌شان.

از بچه‌های هر آسایشگاه که شیرینی‌پزی بلد بودند، با مواد داخل کپسول‌های آنتی‌بیوتیک و شکر و تخم‌مرغ و روغن، شیرینی‌های خامه‌ای خوش‌طعمی درست می‌کردند. روز قبل از عید، شیرینی و کیک ما آماده بود.

یک بار نگهبان‌های عراقی آمدند توی آسایشگاه و کیک را که دیدند، پرسیدند:
ـ «این چیه؟»
گفتیم:
ـ «کیک. برای شب عید نوروز درست‌اش کرده‌ایم.»
گفتند:
ـ «به ما هم می‌دهید؟»
گفتیم:
ـ «حالا ببینیم.»
مدام می‌رفتند و می‌آمدند. هیجان‌زده شده بودند، می‌گفتند:
ـ «شما دیگر کی هستید؟ چه‌طور این کیک را اینجا درست کردید.»

به قول عراقی‌ها،‌ من جزو بچه‌هایی بودم که خیلی شر به‌ پا می‌کردم و کارهای غیر قانونی انجام می‌دادم، برای همین من و عده‌ای دیگر را در میان آسایشگاه‌ها می‌گرداندند. هر چند وقت یک‌بار،‌ آسایشگاه‌مان را تغییر می‌دادند، اما من خیلی زود با بچه‌ها رفیق می‌شدم و با هم گرم می‌گرفتیم.

برای عید، سفره هفت‌سین هم داشتیم. بچه‌ها می‌گشتند این طرف و آن طرف، هرچه دم‌دست‌شان بود که حرف اولش سین بود، می‌گذاشتند وسط سفره، یک‌بار هرچه گشتند،‌ سین هفتم را پیدا نکردند. یکی از بچه‌ها برگشت رو به من و با خنده گفت:
ـ «سبزعلی! یک سین کم آوردیم. بیا بنشین وسط سفره جای سین هفتم.»

با گفتن این جمله، همه خنده‌شان گرفت و قبل از عید، شادی به دل‌های بچه‌ها آمد.»

* کتاب «هفت‌سین روی خاک» نوشته مریم سادات ذکریایی، ناشر: کنگره شهدای مازندران

نتیجه پخت شیرینی عید در اسارت کتک بود!/ سبزعلی سین هفتمی بود که وسط سفره هفت‌سین نشست

خرید بک لینک

جدلی: در سال 94، صدای ناشران شنیده شد/ با راه‌اندازی شهر آفتاب، نمایشگاه کتاب صاحب‌ خانه می‌شود

Published by:

جدلی: در سال 94، صدای ناشران شنیده شد/ با راه‌اندازی شهر آفتاب، نمایشگاه کتاب صاحب‌ خانه می‌شود

مریم جدلی، رئیس هیات مدیره انجمن زنان ناشر، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره مهم‌ترین اخباری که علاقه‌مند به شنیدن آنها در حوزه کتاب و نشر در سال 1395 است، اظهار کرد: امیدوارم در سال 1395 با توجه به سیاست‌های جدیدی که برای تهیه و تنظیم پیش‌نویس برنامه راهبردی توسعه اقتصادی حوزه صنعت نشر ایران در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتخاذ شده است، این پیش‌نویس به مرحله اجرا و کاربردی صحیح برسد و نتیجه آن به اصحاب نشر و فرهنگ اعلام شود.

وی ادامه داد: دخیل کردن بیش از پیشِ تشکل‌ها، انجمن‌های نشر و افراد صاحب‌نظر در تصمیم‌گیری‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دیگر موضوعاتی است که علاقه‌مند به محقق شدن آن در سال 1395 هستم.

رئیس هیات‌مدیره انجمن زنان ناشر درباره بهترین خبری که در سال 1394 در حوزه نشر شنیده است، گفت: نشر، سیر عادی خود را طی کرد اما تنها تغییرِ مشاهده شده، همدلی و همراهی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ناشران بود، به‌گونه‌ای که صدای ناشران شنیده و از نظرات و پیشنهادهای آنها استفاده شد.

جدلی بیان کرد: همچنین سبقت کتاب‌های تألیفی حوزه کودک بر کتاب‌های ترجمه شده این حوزه از دیگر اخبار خوشایند حوزه نشر در سال 1394 محسوب می‌شود.

وی ضمن ابراز تأسف از شنیدن برخی اخبار ناگوار در سال 1394، توضیح داد: سال گذشته اخبار زیادی مبنی بر پیشرفت صنعت نشر کشور شنیده شد اما در کنار آن، اخبار ناگوار هم به گوش رسید که از آن میان می‌توان به حضور نداشتن ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به دلیل مشکلات پیش آمده، اشاره کرد. همچنین سال گذشته ناشران به دلیل این‌که نمایشگاه یاد یار مهربان به صورت الکترونیکی برگزار شد، هزینه‌های زیادی را متقبل شدند. البته این به آن معنا نیست که نمایشگاه یاد یار مهربان موفق عمل نکرده است بلکه منظورم این است شایسته بود از پیش، شیوه برگزاری آن اطلاع‌رسانی می‌شد تا ناشران هزینه‌های کمتری را متقبل شوند.

رئیس هیات‌مدیره انجمن زنان ناشر درباره مهم‌ترین اقدام دولت به‌ویژه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1394، اظهار کرد: خوشبختانه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال گذشته توجه ویژه‌ای به حوزه نشر داشت. نگاه جدید معاون فرهنگی این وزارتخانه به صنف نشر و حضور رو در رو در جمع ناشران به صورت هفتگی، امیدوارکننده بود. استقبال معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نظرات و پیشنهادهای ناشران باعث دلگرمی این صنف است.

جدلی درباره تغییر مکان برپایی نمایشگاه کتاب تهران از مصلا به شهر آفتاب، اظهار کرد: همه ناشران امیدوارند که این جابه‌جایی با توجه به همه مشکلاتی که در پیش رو می‌بینند و مواردی که به صورت مکتوب و حضوری با مسئولان درمیان گذاشته‌اند، به نفع نمایشگاه کتاب تهران باشد چرا که در نهایت نمایشگاه کتاب تهران صاحب‌ِ خانه می‌شود اما با توجه به این‌که میزان استقبال مردم و درآمدزایی پیش‌بینی نشده، بسیار شایسته است برای جبران هزینه‌های زمانی و مالی روزانه ناشران، تردد بانوان ناشر، غرفه‌داران و افرادی که در شهر آفتاب در طول برپایی نمایشگاه کتاب تهران اجرای برنامه دارند، تمهیداتی اندیشیده شود.

وی در پاسخ به این پرسش که «پیش‌بینی شما از مدیریت کتاب سال 1395 چیست؟» اظهار کرد: ناشران همواره در تهیه کاغذ باکیفیت با مشکل مواجه هستند اما به نظر می‌آید با توجه به رفع تحریم‌ها و باز شدن فضای نشر، در سال جاری شاهد اتفاقات خوبی در این عرصه باشیم. رفع تحریم‌ها باعث شده‌اند شرایط مناسبی برای تهیه کاغذ خوب فراهم شود در نتیجه کتاب‌ها می‌توانند وارد رقابت جهانی شوند.

جدلی: در سال 94، صدای ناشران شنیده شد/ با راه‌اندازی شهر آفتاب، نمایشگاه کتاب صاحب‌ خانه می‌شود

مریم جدلی، رئیس هیات مدیره انجمن زنان ناشر، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره مهم‌ترین اخباری که علاقه‌مند به شنیدن آنها در حوزه کتاب و نشر در سال 1395 است، اظهار کرد: امیدوارم در سال 1395 با توجه به سیاست‌های جدیدی که برای تهیه و تنظیم پیش‌نویس برنامه راهبردی توسعه اقتصادی حوزه صنعت نشر ایران در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتخاذ شده است، این پیش‌نویس به مرحله اجرا و کاربردی صحیح برسد و نتیجه آن به اصحاب نشر و فرهنگ اعلام شود.

وی ادامه داد: دخیل کردن بیش از پیشِ تشکل‌ها، انجمن‌های نشر و افراد صاحب‌نظر در تصمیم‌گیری‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از دیگر موضوعاتی است که علاقه‌مند به محقق شدن آن در سال 1395 هستم.

رئیس هیات‌مدیره انجمن زنان ناشر درباره بهترین خبری که در سال 1394 در حوزه نشر شنیده است، گفت: نشر، سیر عادی خود را طی کرد اما تنها تغییرِ مشاهده شده، همدلی و همراهی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ناشران بود، به‌گونه‌ای که صدای ناشران شنیده و از نظرات و پیشنهادهای آنها استفاده شد.

جدلی بیان کرد: همچنین سبقت کتاب‌های تألیفی حوزه کودک بر کتاب‌های ترجمه شده این حوزه از دیگر اخبار خوشایند حوزه نشر در سال 1394 محسوب می‌شود.

وی ضمن ابراز تأسف از شنیدن برخی اخبار ناگوار در سال 1394، توضیح داد: سال گذشته اخبار زیادی مبنی بر پیشرفت صنعت نشر کشور شنیده شد اما در کنار آن، اخبار ناگوار هم به گوش رسید که از آن میان می‌توان به حضور نداشتن ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به دلیل مشکلات پیش آمده، اشاره کرد. همچنین سال گذشته ناشران به دلیل این‌که نمایشگاه یاد یار مهربان به صورت الکترونیکی برگزار شد، هزینه‌های زیادی را متقبل شدند. البته این به آن معنا نیست که نمایشگاه یاد یار مهربان موفق عمل نکرده است بلکه منظورم این است شایسته بود از پیش، شیوه برگزاری آن اطلاع‌رسانی می‌شد تا ناشران هزینه‌های کمتری را متقبل شوند.

رئیس هیات‌مدیره انجمن زنان ناشر درباره مهم‌ترین اقدام دولت به‌ویژه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1394، اظهار کرد: خوشبختانه معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال گذشته توجه ویژه‌ای به حوزه نشر داشت. نگاه جدید معاون فرهنگی این وزارتخانه به صنف نشر و حضور رو در رو در جمع ناشران به صورت هفتگی، امیدوارکننده بود. استقبال معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نظرات و پیشنهادهای ناشران باعث دلگرمی این صنف است.

جدلی درباره تغییر مکان برپایی نمایشگاه کتاب تهران از مصلا به شهر آفتاب، اظهار کرد: همه ناشران امیدوارند که این جابه‌جایی با توجه به همه مشکلاتی که در پیش رو می‌بینند و مواردی که به صورت مکتوب و حضوری با مسئولان درمیان گذاشته‌اند، به نفع نمایشگاه کتاب تهران باشد چرا که در نهایت نمایشگاه کتاب تهران صاحب‌ِ خانه می‌شود اما با توجه به این‌که میزان استقبال مردم و درآمدزایی پیش‌بینی نشده، بسیار شایسته است برای جبران هزینه‌های زمانی و مالی روزانه ناشران، تردد بانوان ناشر، غرفه‌داران و افرادی که در شهر آفتاب در طول برپایی نمایشگاه کتاب تهران اجرای برنامه دارند، تمهیداتی اندیشیده شود.

وی در پاسخ به این پرسش که «پیش‌بینی شما از مدیریت کتاب سال 1395 چیست؟» اظهار کرد: ناشران همواره در تهیه کاغذ باکیفیت با مشکل مواجه هستند اما به نظر می‌آید با توجه به رفع تحریم‌ها و باز شدن فضای نشر، در سال جاری شاهد اتفاقات خوبی در این عرصه باشیم. رفع تحریم‌ها باعث شده‌اند شرایط مناسبی برای تهیه کاغذ خوب فراهم شود در نتیجه کتاب‌ها می‌توانند وارد رقابت جهانی شوند.

جدلی: در سال 94، صدای ناشران شنیده شد/ با راه‌اندازی شهر آفتاب، نمایشگاه کتاب صاحب‌ خانه می‌شود

خرید بک لینک

حراج نسخه دست‌نویس خالق «شرلوک هولمز» به قیمت 300000 پوند

Published by:

حراج نسخه دست‌نویس خالق «شرلوک هولمز» به قیمت 300000 پوند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گاردین، نسخه دست‌نویس سال 1893 داستان «شرلوک هولمز» قرار است در یک مزایده ادبی در نیویورک به فروش رود و قیمت فروش این نسخه توسط متخصصین در حدود 300000 هزار پوند تخمین زده شد.

«ماجراجویی مترجم یونانی» یکی از 56 داستان کوتاهی است که خالق «شرلوک هولمز» به نگارش درآورده است. این داستان به دلیل خلق شخصیت یک برادر برای این کارآگاه معروف ادبیات معروف شد.

این مزایده قرار است نسخه دست‌نویس معروف‌ترین داستان نویسنده به نام «درنده باسکرویل» را نیز به فروش بگذارد. این داستان پس از بازگشت نویسنده از «آفریقای جنوبی» نگاشته شد. وی در پی ناراحتی مردم از مرگ «شرلوک هولمز» بار دیگر وی را به دنیای ادبیات داستانی بازمی‌گرداند.

«آرتور کانون دویل» خالق «شرلوک هولمز» یک پزشک اسکاتلندی بود. وی آثار متعدد تاریخی نوشته است. در آغاز نگارش داستان‌های «شرلوک هولمز» با بی‌مهری بسیاری مواجه شد و کسی از آثارش استقبال نکرد بنابراین به چاپ آثارش در روزنامه‌ها روی آورد و کم‌کم آثارش شناخته و بر شهرتش افزوده شد.

قیمت تنها یک صفحه از داستان «درنده باسکرویل» را بین 70000 تا 110000 تخمین زده‌اند و ارزش آن به این دلیل است که در این داستان برای اولین بار بحثی بین «هولمز» و «دکتر واتسون» رخ می‌دهد.

این صفحه یکی از معدود صفحاتی است که از دست‌نوشته این اثر باقی مانده است و بقیه صفحات یا دزدیده یا گم شده‌اند.

این حراج شامل یکی از آخرین نسخه‌های داستان «شرلوک هولمز» تحت عنوان «مشکل پل تور» نیز است و انتظار می‌رود حدود 250000 پوند فروخته شود.

پس از مرگ «دویل» افراد زیادی از جمله پسر او تلاش کردند راه او را ادامه دهند و داستان‌های جدیدی با محوریت «شرلوک هولمز» بنویسند. این آثار اقتباسی به همراه بسیاری از آثار «کانون دویل» به زبان فارسی نیز ترجمه شده‌اند. «مژده دقیقی» داستان‌های بلند «شرلوک هولمز» شامل «اتود در قرمز لاکی»، «نشانه چهار»، درنده باسکرویل»، «دره وحشت»، «جعبه مقوایی» و «حلقه سرخ» را ترجمه و در انتشارات «کارآگاه» که وابسته به نشر «هرمس» است منتشر کرد.
 
 
 

حراج نسخه دست‌نویس خالق «شرلوک هولمز» به قیمت 300000 پوند

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از گاردین، نسخه دست‌نویس سال 1893 داستان «شرلوک هولمز» قرار است در یک مزایده ادبی در نیویورک به فروش رود و قیمت فروش این نسخه توسط متخصصین در حدود 300000 هزار پوند تخمین زده شد.

«ماجراجویی مترجم یونانی» یکی از 56 داستان کوتاهی است که خالق «شرلوک هولمز» به نگارش درآورده است. این داستان به دلیل خلق شخصیت یک برادر برای این کارآگاه معروف ادبیات معروف شد.

این مزایده قرار است نسخه دست‌نویس معروف‌ترین داستان نویسنده به نام «درنده باسکرویل» را نیز به فروش بگذارد. این داستان پس از بازگشت نویسنده از «آفریقای جنوبی» نگاشته شد. وی در پی ناراحتی مردم از مرگ «شرلوک هولمز» بار دیگر وی را به دنیای ادبیات داستانی بازمی‌گرداند.

«آرتور کانون دویل» خالق «شرلوک هولمز» یک پزشک اسکاتلندی بود. وی آثار متعدد تاریخی نوشته است. در آغاز نگارش داستان‌های «شرلوک هولمز» با بی‌مهری بسیاری مواجه شد و کسی از آثارش استقبال نکرد بنابراین به چاپ آثارش در روزنامه‌ها روی آورد و کم‌کم آثارش شناخته و بر شهرتش افزوده شد.

قیمت تنها یک صفحه از داستان «درنده باسکرویل» را بین 70000 تا 110000 تخمین زده‌اند و ارزش آن به این دلیل است که در این داستان برای اولین بار بحثی بین «هولمز» و «دکتر واتسون» رخ می‌دهد.

این صفحه یکی از معدود صفحاتی است که از دست‌نوشته این اثر باقی مانده است و بقیه صفحات یا دزدیده یا گم شده‌اند.

این حراج شامل یکی از آخرین نسخه‌های داستان «شرلوک هولمز» تحت عنوان «مشکل پل تور» نیز است و انتظار می‌رود حدود 250000 پوند فروخته شود.

پس از مرگ «دویل» افراد زیادی از جمله پسر او تلاش کردند راه او را ادامه دهند و داستان‌های جدیدی با محوریت «شرلوک هولمز» بنویسند. این آثار اقتباسی به همراه بسیاری از آثار «کانون دویل» به زبان فارسی نیز ترجمه شده‌اند. «مژده دقیقی» داستان‌های بلند «شرلوک هولمز» شامل «اتود در قرمز لاکی»، «نشانه چهار»، درنده باسکرویل»، «دره وحشت»، «جعبه مقوایی» و «حلقه سرخ» را ترجمه و در انتشارات «کارآگاه» که وابسته به نشر «هرمس» است منتشر کرد.
 
 
 

حراج نسخه دست‌نویس خالق «شرلوک هولمز» به قیمت 300000 پوند

خرید بک لینک